تلویزیون و رسانه

تلویزیون و رسانه

 

در دوره ی ما، مظلومترین موجودات روی زمین بچه ها هستند. بچه ها در سنینی در دست ما هستند و هیچ اختیاری از خودشان ندارند یعنی هرچه ما به آنها بدهیم می خورند و هر جوری آنها را تربیت کنیم می پذیرند ولی ما بزرگترها به اندازه ی کافی به آنها توجه نمی کنیم که آنها موجود زنده هستند، معصوم و مظلوم هستند و نمی توانند از خودشان دفاع نمی کنند. اصل تلویزیونی شدن بچه ها درست نیست. اصل اینکه خانواده ها تلویزیونی بشوند درست نیست حتی اگر بهترین برنامه ها پخش بشوند. دانشمندان معتقد هستند که تلویزیونی شدن بچه ها و خانواده به صلاح خانواده نیست. 
یکی از اصلی ترین دلایل مشکلات تربیت روحی ، جسمی و عاطفی بچه ها ، تلویزیونی شدن خانواده هاست. تلویزیونی شدن یعنی مدیریت زندگی را به دست تلویزیون بدهیم. تلویزیون به ما بگوید که چه زمانی بخوابیم و چه زمانی بیدار بشویم. ببینیم در دید و بازدیدهای عید چقدر با هم صحبت کردیم و از مشکلات یکدیگر باخبر شدیم و چقدر تلویزیون تماشا کردیم. پس اصل تلویزیونی شدن خانواده خیلی بد است. 
 
 تلویزیون تماشا کردن با تلویزیونی شدن فرق دارد. تلویزیونی شدن یعنی اینکه مدیریت معقولی برای تماشا کردن تلویزیون نداشته باشیم. تلویزیون از صبح تا شب روشن است وهر برنامه که به دل ما بنشیند آنرا نگاه می کنیم. وقتی پدر وارد خانه می شود اول سراغ تلویزیون می رود ،اولین و آخرین صدایی که در خانه می آید،صدای تلویزیون است. یک خانواده ی تلویزیونی با مشکلات زیادی مواجه می شود. برای کودکان زیر دو سال تلویزیون منع شده است. در کل دنیا تماشا کردن تلویزیون برای کودکان زیر شش توصیه نمی شود. یکی از مشکلاتی که تلویزیون در این چند دهه ی اخیر ایجاد کرده بحث خواب است. الان خواب خانواده ها و بویژه بچه ها مختل شده است. زمانی که هفته ای یک سریال در تلویزیون گذاشته می شد یعنی زمانی که ما بچه بودیم، اصلا تصور نمی شد که بچه ای تا دوازده شب بیدار باشد. بیشتر بچه ها در ساعت هشت یا نُه ،خواب بودند. الان خیلی از بچه ها تا ساعت یازده شب بیدار هستند. وقتی خواب بهم می ریزد چه اتفاقی می افتد؟ خداوند می فرماید: شب را پرده ی تاریکی برای شما قرار دادیم و خواب را برای شما ثبات (قطع کردن کارها) قرار دادیم تا استراحت کنید و در روز پخش شوید. شب را قرار دادیم تا در آن آرامش پیدا کنید.
پس وقتی خواب شما مختل می شود آرامش شما بهم می خورد. محققان استرالیایی به این نتیجه رسیده اند که شبِ بچه ها نسبت به صد سال پیش ،هفتاد و سه دقیقه کوتاه شده است. یعنی بچه ها کمتر می خوابند. وقتی بچه ای بی قراری می کند و آرام نمی شود، می گویند که خوابش می آید. بچه بعد از خواب حالش خوب می شود و آرام می شود. حتی کم خواب در بزرگسالان باعث می شود که با کوچکترین مسئله به مشکل بربخورند. نیاز بچه ها به خواب ،بیشتر از بزرگسالان است زیرا به آرامش بیشتری نیاز دارند البته بیشتر ساعات خواب باید در شب و در ساعات آغازین شب باشد. این یک مسئله ی علمی است که هر اندازه خواب در اول شب و نیمه ی شب باشد، بازدهی بیشتری دارد. 
پدیده ی کودکان چاق در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه یک معضل است. یکی از دلایل اصلی چاقی ،پرخوری ناشی از کم خوابی است. وقتی انسان کم می خوابد به ازای کمبود خواب ،احساس نیاز به کالری بیشتر( تا 22 درصد) می کند. پس در روز 22 درصد کالری اضافه تزریق می شود که این پدیده چاقی را بوجود می آورد. ارتباط چاقی با فشارخون زیاد است و یکی از علل فشار خون بالا ،چاقی است. چینی ها در تحقیقاتی به این نتیجه رسیده اند که به ازای هر یک ساعتی که از خواب شبانه کم می شود ،فرد دومیلیتر جیوه ،افزایش فشار خون پیدا می کند. دیابت با کم خوابی ارتباط دارد. در دیابت، بدن نسبت به انسولین مقاومت نشان می دهد .یکی از دلایل اصلی مقاومت بدن در برابر انسولین ،کم خوابی است. کسانی که کم می خوابند 5/2 برابر کسانی که خواب خوبی دارند،مقاومت بدن شان نسبت به انسولین بیشتر می شود و بخاطر همین به دیابت مبتلا می شوند. بیماری قلبی و ضعف حافظه با کم خوابی ارتباط دارد. الان سن آلزایمر پایین آمده است .کسانی که مشکل خواب دارند ،زمینه ی مشکلات عاطفی آنها چهار برابر بیشتر از دیگران است. اینها تحقیقات روز دنیا است که منتشر می شود. در دنیا می گویند که کودکان زیر دو سال اصلا نباید تلویزیون تماشا کنند و کودکان زیر شش سال نباید بیشتر از دوساعت تلویزیون تماشا کنند. الان کودکان ما حدود چهارساعت تلویزیون تماشا می کنند. 
تلویزیون سبک زندگی ما را بهم زده است. یکی از دلایل ورود بازی های کامپیوتری به فضای بازی بچه ها، تلویزیونی شدن آنهاست. وقتی بچه ها زیاد تلویزیون تماشا می کنند، به سمت بازی های کامپیوتری کشیده می شوند و به ارتباط بصری عادت می کنند. الان بچه ها به بازی های آنلاین معتاد شده اند. وقتی بچه ها به بازی های کامپیوتری علاقمند بشوند فعالیت از آنها گرفته می شود. بچه ها برای رشد جسمی شان به حرکت و تکاپو نیاز دارند. بدن ما برای نشستن زیاد طراحی نشده است. الان بچه ها بیشتر نشسته اند و با چشم شان کار می کنند. در تحقیقی نوشته شده بود :بچه هایی که زیاد می نشینند در دراز مدت مشکل تنفسی پیدا می کنند. وقتی بچه ها حرکت دارند سیستم تنفسی شان کار می کند و این حرکت باعث می شود که در سیستم تنفسی آنها مشکلی ایجاد نشود ولی وقتی نشسته باشند سیستم تنفسی خوب کار نمی کند. و ممکن است که اینها در آینده دچار آسم بشوند. 
ما می توانیم تصمیم بگیریم که کمتر تلویزیون تماشا کنیم و زود بخوابیم. و بعد نتایج آنرا بررسی کنیم. 
 
 وقتی مصرف رسانه بالا می رود، در رندگی ما تاثیراتی دارد و اولین تاثیر آن در مورد خواب بچه ها است که خواب آنها کم می شود. و در نتیجه خواب پدر و مادرها هم کم می شود. محققان استرالیایی تحقیقاتی کرده اند که وقتی فردی خوابش کم می شود و از خواب بیدار می شود، احساس می کند که سرش به جایی خورده یا ضربه مغزی شده و درد می کند. در تحقیقات به این نتیجه رسیده اند که وقتی کسی میزان خوابش کم می شود، ماده ای در مغزش ترشح می شود که آن ماده وقتی ترشح می شود که انسان دچار ضربه ی مغزی می شود. البته میزان موادی که در هنگام کم خوابی ترشح می شود کمتر از زمانی است که فرد دچار ضربه مغزی شده ولی همان ماده است. پس اختلالت در خواب بعنوان یکی از معضلات تلویزیونی شدن خانواده هاست. بحث ما اختصاص به ماهواره ندارد. وقتی میزان مصرف رسانه (ماهواره ،تلویزیون ،رادیو، اینترنت ،تلفن همراه و نرم افزارهایی که در تلفن همراه است)در خانوادها بالا برود مشکلاتی ایجاد می کند. 
یکی از مشکلات که خودش را در حوزه ی بچه ها نشان می دهد عوض شدن مربی است. آیا کسی تردید دارد که مربی بچه ها باید پدر ومادر باشد ؟پدر و مادرها سه تا ویژگی دارند که هیچ موجود دیگری ندارد :پدر و مادرها بچه ها را دوست دارند. این تعلق خاطری است که خداوند در وجود آنها گذاشته است. بچه ها از گوشت و پوست پدرو مادر هستند ، هر چقدر هم که با هم مشکل داشته باشند همدیگر را دوست دارند .دیگر اینکه پدر و مادرها دائما با بچه هایشان در ارتباط هستند،یک ارتباط حقیقی نه مجازی. نتیجه ی این ارتباط ،یک شناخت جزئی و فردی است نه یک شناخت کلی. آیا تلویزیون می تواند این سه تا ویژگی را با هم داشته باشد؟ تلویزیون به خانه ی ما می آید ولی در خانه ی ما نیست زیرا این یک ارتباط مجازی است و ما مجری برنامه ها را نمی بینیم. رابطه ی عاطفی تلویزیون با بچه ها یک رابطه ی عاطفی مجازی است. مجریان و برنامه سازان بچه ها را دوست دارند ولی در برقراری ارتباط عاطفی کاملا محدود هستند. این برنامه ها( تلویزیون و ماهواره) برای همه ی بچه ها ساخته می شود نه برای یک بچه. بچه ی ما با بچه های دیگر متفاوت است. ممکن است که مسئله ای باشد که ما نباید دیروز به فرزندمان می گفتیم ولی باید امروز به او بگوییم. تلویزیون این محدودیت ها را دارد و نمی تواند اینها را در نظر بگیرد. تلویزیون یک وسیله ی ارتباط جمعی عمومی است. 
امروزه بسیاری از پدر و مادرها خودشان را از میدان تربیت بچه ها کنار کشیده اند و تربیت را به تلویزیون سپرده اند. یعنی تربیت بچه ها دست تلویزیون افتاده است. هیچ کس قبول ندارد که تلویزیون می تواند یک مربی صفر تا صد بچه ها باشد. بچه ها تا دوران نوجوانی نیاز به مربی دارند که بالای سرشان باشد و آنها را تربیت کند ولی الان تربیت آنها دست یک قاب جادویی بنام تلویزیون افتاده است که خود آن هم قبول ندارد که می تواند مربی گری صفر تا صد بچه ها را بعهده بگیرد. نهایت ادعای تلویزیون این است که می تواند کمک کار تربیتی باشد ولی نمی تواند مربی باشد. 
ما در مورد میزان مصرف تلویزیون حرف داریم. نتیجه ی این میزان مصرفی که ما در جامعه داریم چیست ؟(بالای چهارساعت منهای بازی کامپیوتری و استفاده اینترنت. حتی در روزهای تعطیل این میانگین به هشت ساعت هم می رسد) فرزند ما باید هشت ساعت بخوابد، شش ساعت در مدرسه باشد، چند ساعت هم درس بخواند و مشق بنویسد، رسانه چه زمانی می خواهد با پدر و مادر ارتباط برقرار کند؟ در سال 1390، میانگین وقتی که خانواده برای دیدن تلویزیون ایران صرف می کردند حدود سه ساعت و شانزده دقیقه بود. متوسط مکالمات تلفنی ما روزی چهل دقیقه است. حالا چه مقدار وقت برای ارتباط برقرار کردن با یکدیگر در خانواده باقی می ماند؟ ما نمی گوییم که بچه ها تلویزیون تماشا نکنند، حرف ما روی میزان و نوع مصرف است. اگر ما نوع مصرف را به گونه ای مدیریت کردیم که تلویزیونی مربی بچه های ما شد و جابجایی مربی انجام گرفت ، دیگر نمی توانیم از بچه ها توقع داشته باشیم شخصیت منظم و کاملا هدفمند داشته باشند .مثلا وقتی بچه ی ما به سنی رسیده که باید نماز بخواند، وقتی پدر و مادر می خواهد او را به نماز تشویق کند، به او محبت می کند، با او صحبت می کند ،او را در آغوش می گیرد، نوازش می کند و می گوید :پسرم از فردا نماز خواندن را شروع کن. وقتی بچه نماز را می خواند،باز پدر و مادر او را تشویق می کنند و به او ابراز محبت می کنند. ما در تربیت نیاز به این محبت مستقیم داریم. اگر قرار باشد که برنامه ی تلویزیون بچه ی ما را نماز خوان کند، آیا این رابطه ی عاطفی می تواند بین بچه ی ما و تلویزیون برقرار شود؟ آیا تلویزیون می تواند کار پدر و مادر را انجام بدهد؟ البته تلویزیون می تواند نماز را آموزش دهد .گاهی نوع برنامه مدیریت نمی شود یعنی بچه هم شبکه خارجی را می بیند، هم شبکه داخلی را و هم برنامه های متفاوت. تمام برنامه های ما جنبه ی تربیتی را به همراه خودشان دارند. ساده ترین کارتونهایی که از شبکه های ماهواره ای پخش می شود، پیام هایی دارد. پیام های تربیتی وابسته به ذهنیتی است که نویسنده و کارگردان نسبت به آن مفهوم تربیتی دارند. پس در این پیام ها نویسنده و کارگردان برنامه موثر هستند، همه ی برنامه های ما را یک نویسنده و یک کارگردان نمی سازد. و همه ی کارگردانان فکر واحدی در مورد تربیت ندارند .پس ما بچه ی خودمان را به دست برنامه های ماهواره ای می سپاریم و معلوم نیست که این نوع تربیت چه از آب در می آید. معلوم نمی شود که آیا بچه تربیت شده یا خیر؟ 
پس ما نمی گوییم : تلویزیون حذف شود و بچه به هیچ وجه تلویزیون نگاه نکند البته اگر چه بچه تلویزیون نگاه نکند اتفاقی نمی افتد ولی می گوییم : نوع و میزان برنامه هایی که بچه تماشا می کند باید به گونه ای باشد که تلویزیون تربیت او را بعهده نگیرد. باید پدر و مادر بچه هاراتربیت کنند
 
 – بییندگان می توانند مصرف دیدن تلویزیون را کم کنند و اثرات آنرا برای ما بنویسند. کار برنامه ی گلبرگ هم همین است که فرهنگ مردم را بالا ببرد. در برنامه مضرات و نحوه ی استفاده از ماهواره را می گوییم و شما می توانید روی آن فکر کنید و اگر درست بود به آن عمل کنید. در ضمن در کجای دنیا بالا بودن فرهنگ استفاده حداکثری از رسانه است. یعنی خانواده هایی فرهنگ شان بالاتر است که سریال وفیلم بیشتری ببینند یا بچه های فرهنگ شان بالاتر است که برنامه های کارتونی ماهواره را ببینند؟ آیا این ملاک بالا بودن فرهنگ است که ما نگران آن هستیم؟
کسانی هم که در دنیایی پیشرفته زندگی می کنند و ما از آنها الگو گرفته ایم ، جامعه شناس ها ،روان شناسان و همه نگران نوع مصرف رسانه هستند. کتاب زوال دوران کودکی نوشته ی نیل پُستمَن ترجمه ی آقای طباطایی است. طرح جلد این کتاب یک کودک حدودا پنج ساله است که قسمت سر پیر شده، موهایش سفید شده و یک عینک پیرمردی زده است ولی پایین صورتش بچه است. نیل پستمن متولد 1331 است و در سال 2003 هم ازدنیا رفته است.از دهه ی 60 تا اواخر عمرش حدود 40 سال استاد ارتباطات علوم اجتماعی در دانشگاه نیویورک بوده است. ایشان مسیحی و امریکایی است. علم ارتباطات ،رشته ی اصلی او بوده و بزرگان به حرف های ایشان توجه می کنند. ایشان کتابی در مورد نقش رسانه های تصویری در از بین بردن دوران کودکی نوشته است. انتشارات اطلاعات این کتاب را چاپ کرده است . این کتاب می گوید :این نوع و میزان مصرف رسانه ای که در دنیا وجود دارد نتیجه اش به نفع بچه ها نیست. اگر ما بخواهیم دوران کودکی بچه ها از بین نرود باید میزان و نوع مصرف رسانه را کم کنیم. درعلم تربیت داریم :اگر کسی بخواهد در بزرگسالی شخص رشد یافته ای شود ،باید کودکی کند. برای کودکی کردن باید ذهن او هم کودک باشد ،برای اینکه ذهن بچه کودک باشد باید یکسری چیزها را نداند. برای اینکه یکسری چیزها را نداند نباید هر برنامه ای را نگاه کند. مثلا ما سر سفره ی ناهار هستیم و داریم اخبار گوش می دهیم. بچه ی سه ساله هم نشسته است. این بچه لطیف است و نباید صحنه های خون آلود را ببیند. بچه وقتی برای اولین بار این صحنه را می بیند می ترسد. دفعه ی بعد وقتی این صحنه را می بیند یا می ترسد که این نتیجه اش می شود خواب های ترسناک یا اینکه نمی ترسد و این صحنه برایش عادی می شود. لطافت سرمایه فرزند است. حالا اگر این بچه پای ماهواره بنشیند و مطالبی را که نباید بداند، در فیلم ها و سریال های ماهواره ای ببیند، چه بلایی سر دوران کودکی این بچه می آید؟ باید بار دیگر معنای به روز بودن و پیشرفت را معنا کنیم. در دنیا به روزبودن به این معنا نیست که ما هر چه دل مان خواست ببینیم و هر چقدرهم که دل مان خواست ببینم.
 
پیامک – من اثرات بد ماهواره را در زندگی دیگران و خودم دیده ام و هر بار تصمیم می گیرم که تماشا نکنم ولی مثل اینکه به ماهواره معتاد شده ام. من باید چکار کنم؟
پاسخ – در روانشناسی بحث اعتیاد رسانه ای یک مقوله ی قابل مطالعه و پذیرفته شده ای است. نکته ی اول این است که قابل انکار نیست افرادی که اعتیاد به شبکه های ماهواره ای پیدا کرده اند (تعداد قابل توجهی از آنها)، از فیلم هایی که در شبکه های داخلی پخش می شود بخاطر محدودیت هایی که دارد ،لذت نمی برند. یکی از عوامل اصلی تماشای فیلم های ماهواره بحث محروم بودن از لذت های معنوی است. اگر کسی بخواهد از این لذت ها دست بکشد حتما باید مزه ی لذت معنوی را بچشد. لذت معنوی یعنی شیفته ی محبت الهی شدن و غرق در محبت خدا شدن یاعاشق خدا شدن. 
در دعای شعبانیه داریم: خدایا من هیچ قدرتی ندارم که از وادی معصیت تو منتقل بشوم مگر اینکه بامحبت تو بیدار بشوم و تو مرا با محبت خودت بیدار کنی. 
1 - برای اینکه بتوانیم از لذت های مادی جدا شویم باید به یک لذت فراتری دست پیدا کنیم. امام سجاد(ع) در مناجات محبین می فرماید: خدایا، چه کسی است که شیرینی محبت تو را بچشد و از تو دور شود و چیز دیگری را جایگزین تو کند. 
2 - یکسری کارهای الزام آور را برای خودتان برنامه ریزی کنید. مثلا اگر به سریال خاصی علاقه دارید و اثر منفی آنرا در خودتان و اطرافیان دیده اید، کار خاصی را در آن زمان برای خودتان تعریف کنید تا نتوانید آن سریال را ببینید. مثلا یک قرار ویژه ای با فردی که دوست ندارید از او کم بیاورید، در همان ساعت پخش سریال بگذارید.
3 - نذر کنید. نباید به نذر فقط یک نگاه فقهی داشت. ما نذر را فقط برای شفای بیمار یا برطرف شدن مشکلات مادی می خواهیم و نگاه تربیتی به آن نداریم. عهد و نذر یک الزام خوبی است برای کسانی که تقیدات شرعی دارند. در رساله با احکام نذر آشنا شوید و با خدا قرار بگذارید البته قراری که مثل نماز بر شما واجب شود. یعنی اگر نذرتان را شکستید باید جریمه ی آنرا پرداخت کنید. و اگر نذرتان را بشکنید، شرمنده ی خدا می شوید. غیر از این شرط الزام آور، در مورد این کار با اعضای خانواده تان صحبت کنید. اگر اعضای خانواده در دیدن برنامه با شما همراه نیستند، به آنها بگویید که من تصمیم گرفته ام که این برنامه را نبینم و اگر تصمیم گرفتم که این کار را بکنم، نذر را به یاد من بیاورید. اگر آنها هم همراه شما این برنامه را می بینند در مورد مضرات و آثار آن بصورت جمعی فکر کنید و یک پیمان جمعی با هم داشته باشید.
4 - سعی کنید درطول روز و هفته، فضای معنوی برای خودتان داشته باشید. مثلا شبهای جمعه یک مراسم معنوی داشته باشید، به زیارت اهل قبور رفتن بروید ،سخنرانی استادهای بزرگ مثل آیت الله دستغیب در مورد قیامت، توحید و مرگ گوش کنید. وقتی انسان به زیارت اهل قبور می رود ،متوجه می شود که عاقبتش مشخص نیست و معلوم نیست که چه زمانی به آنها می پیوندد، بخاطر همین خویشتن داری اش زیاد می شود. اذکاری را برای وسوسه توصیه کرده اند .در کتاب مکارم الاخلاق داریم که وقتی دارید وسوسه می شود، آیه 98 سوره نحل (واذا فرقت القرآن فستئذ بالله من الشیطان الرجیم )،سوره ناس و فلق را بخوانید. در این کتاب امیرالمومنین می فرماید که هر وقت شیطان به شما غلبه می کند با زبان ظاهر و باطن بگویید: امنت بالله و رسوله مخلصاً له الدین من به خدا و رسول ایمان آوردم در حالیکه دین خودم را برای او خالص کردم. 
شخصی از آیت الله بهجت پرسید : مرتکب معصیت می شوم و هرچقدر هم که سعی می کنم آنرا ترک کنم نمی شود. چکار کنم؟ ایشان فرمود : حمد و سوره بخوان و آنرا اهدا کن برای مومنینی که در مشاهده ی مشرفه( مکه ،مدینه،کربلا، سامرا، مشهد، قم و مکان های مقدس) دفن شده اند. 
5 - راه ساده تر این است که اگر اختیار ماهواره به دست خودتان است آنرا جمع کنید و عهد ببیندید که سه ماه ماهواره را جمع کنید. 
6 - دوست شدن با دوستان خوب .رفاقت عجیب است. اگر ما خوب یا بد شدیم بخاطر رفیق است. امیرالمومنین می فرماید: قبل از اینکه راه بیفتید در پی رفیق باشید. خیلی از ما در دوران نوجوانی نماز نمی خواندیم و روزه نمی گرفتیم ولی رفیقی سر راه ما آمد و زندگی ما را عوض کرد. پیامبر فرمود: انسان بر دین رفیقش است. پدر و مادرها دعا کنند که رفیق خوب نصیب فرزندشان
 
منبع:mp3.parsvitrin.com


مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

تنبیه و تشویق
ادامه مطلب