جلسه استاد سلطانی برای پدرها در پارک قیطریه (15 اسفند)

جلسه استاد سلطانی برای پدرها در پارک قیطریه (15 اسفند)

درجلسات گذشته درباره اقتدار صحبت کردیم، اقتدار فقط منحصر به پدر نیست بلکه همه ی اعضای خانواده به عنوان یک مجموعه اقتدار باید داشته باشند.اقتدار بر میگردد به جایگاه ومنزلت
.مرد به عنوان پدر یک جایگاهی دارد وبه عنوان مرد بودن جایگاه دیگری.
هر مردی لزوما پدر نیست وهر زنی هم لزوما مادر نیست بلکه پدر٬ یک شدن است٬ مادر٬یک شدن است.رسیدن به یک جایگاه و منزلت ٬،یک شخصیت است .شخصیت در حقیقت خصوصیات فردی یک فرد است . هر انسانی تصوری از خودش دارد وبرپایه ی تصوری که از خودش دارد یک نمود ورفتار بیرونی دارد .شخصیت عامل اصلی ارتباط است.
برای وارد شدن در بحث چند مقدمه ذکر می شود:
ما یک ارتباط عمودی داریم در خانواده ویک ارتباط افقی داریم.
ارتباط عمودی به یک نقطه وصل میشه .مثلا در جامعه٬ کوچکترین واحد خانواده است در یک خانواده ارتباط یا اتصال عمودی ٬فرهنگ آن خانواده است.واتصال افقی ودر سطح ٬ تمدن است .هر دو اتصال مهم است .در جامعه وخانواده فرهنگ عامل اتصال به یک نقطه است.جایی که همه به آن متصل اند واز آنجا نیرو می گیرند .این ارتباط از طریق فرهنگ است .وارتباط بین انسان ها با هم در سطح خانواده ٬تمدن است.
فرهنگ وتمدن لازم ملزوم همدیگرند.وما امروزه در دورانی هستیم که دوران بحران مفاهیم است این دو را امروز باهم استفاده میکنیم فرهنگ وتمدن.
فرهنگ ٬به معنویت ونیازهای روحی جامعه بستگی دارد.ریشه فرهنگ در احساسات است. احساسات نمایانگر این است که نیاز های روحی مان را دریافت کردیم یا نه٬
انسان دو نیاز دارد:جسمی-مادی و روحی-معنوی .
احساسات نشان دهنده ی این است که روح انسان به نیاز های معنویش رسیده یا نه.وآنچه که نیاز روحی ومعنوی جامعه را تامین می کند ٬فرهنگ است.نیاز های معنوی مثل:زیبایی٬انسان اگر درمرز زیبایی قرار نگیره افسرده است.شادی نیاز روحی است وقتی شاد نیستیم در مقابلش افسردگی است.نیاز های معنوی ما منشأ وجودی دارن مثل منشأ نور که خورشید است.
تغییر وتحول یک نیاز روحی است لحظه به لحظه ما باید در خودمان تغییر ایجاد کنیم  زمانی که روح ما تغییر نمیکند می آییم سراغ جسممان .روحملن نیاز به تغییر دارد پرده ومبلمان  را عوض میکنیم. اگر روح انسان تغییر نکنه انسان خسته ودچار ملال میشه.
تعالی وبالا رفتن یک نیاز روحی است.امید وشادی ٬اینها  چگونه تامین میشه.فرهنگ شامل یک سری پدیده های غیر مادی است.
دین جزء فرهنگ جامعه است.ادبیات٬هنر .همه هنر ها میتواند پیوند فرهنگی یک جامعه باشد.
تمدن ریشه در حس دارد.تمدن٬ حسی است به غریزه مربوط میشه .خوراک٬پوشاک ومسکن.
اگر فرهنگ در دین وادبیات وهنر تجلی پیدا می کند تمدن در علوم تجربی وتکنولوژی تجلی پیدا میکند .
تمام نیاز های بچه ها به خاطر نیاز های روحی شان است نه اینکه به خاطر نیاز جسمی شون نیست .بچه اول باید شکمش سیر باشه ٬بعد تنش پوشیده باشه٬ سقفی هم بالای سرش باشه این سه کافی است.مهم اینه که شکمش سیر باشه ٬مهم نیست براش که چی میخوره.مهم اینه که لباسش خوب وراحت باشه وبدنش را محافظت کنه مهم نیست چه شکلی باشه.مهم نیست براش کجای شهر زندگی میکنه ٬سرما وگرما براش مهم است.
 برای بچه ها مهم است بعد از این سه نیاز که دریافت کردند ٬پدر ومادر نیازهای روحی آنها را تامین کنند .منتها چون نمی تونند بیان کنند با رفتار های احساسی نشون میدهند .بعد ما می گوییم اینها ناسازگارند !!!! بچه  بعد از اینکه شکمش سیر بود ٬جاش خشک بود٬سقف بالا سرش بود حالا یک پدر ومادر شاد وشنگول میخواد تا نیاز های روحی اش را دریافت کنه .ما به حای تامین نیاز های روحی بچه ها بیشتر میریم سراغ تامین کردن نیاز های زیستی شان..
بچه های ما الان رفاه بیش از حد داره اذیتشان میکنه٬انواع غذاها٬لباس٬خانه ٬اتاق جدا و...


خوب!تمدن برای جواب دادن به  نیاز های مادی ما است.تکنولوژی در حوزه ی تمدن است.هردوی اینها لازم است .اصلا این تصور را نکنید که یکی خوب ودیگری بد.هردو لازم است.
تمدن ابزاری باید باشه در جامعه در خدمت مردم.حال ما کوچکش کنیم بیاریمش در خانواده .
در خانواده ما با تمدن سر وکار داریم.با ابزار سروکار داریم.اینها همه حاصل تمدن وتکنولوژی است.
دوستان تمدن خیلی سریع رشد میکنه وسریع پخش میشه.۲۰۰ سال پیش٬ دانشگاه وبیمارستان و..نداشتیم امروز همه چیز داریم. نسل در تمدن است . هی میگه نسل ما نسل شما فرق داره.نسل در تکنولوژی وتمدن است فرهنگ نسل ندارد.اخلاق  مال نسل خاصی نیست .این از همان بحران مفاهیمی است که داریم.
فرهنگ خیلی دیر تولید میشه .تمدن قابل جابجایی است .در تمدن ما همه چیز را گرفتیم ولی فرهنگ رانمیتوانیم وارد کنیم.فرهنگ را باید بسازیم وساختنش  قرن ها طول میکشه.
نکته مهم:تمدن در خدمت فرهنگ است و هماهنگ. در هر جامعه ای که تمدن از فرهنگ سبقت بگیره آن جامعه رو به زوال است ٬اتفاقی که در جامعه ی ما داره می افته.
تاریخ را مطالعه کنید چرا مغول تونست بر ایران مسلط بشه؟؟؟ چون تمدن سلجوقی بسیار قدیمی بود وتمدن از فرهنگ سبقت گرفت.واین اتفاق افتاد. در هر خانواده ای که تمدن از فرهنگ پیشی بگیره اون خانواده رو به زواله و وظیفه پدر خانواده اینه که مبانی فرهنگ اون خانواده رو تقویت کنه درکنار تمدن.

اگر تمدن شکله فرهنگ محتواست. اگر گوشی دارم با این گوشیم چیکار میکنم. ما نمیتوانیم از تکنولوژی فاصله بگیریم و اونو نفی کنیم، تمدن هست و باید باشه، ولی اگه فرهنگ رو بها ندیم تمدن غلبه میکنه و اونوقت هر چیزی رو که هر کس بخواد تو زندگی ما وارد میکنه، فرهنگ حریم خانوادست، اگر ما به فرهنگ عمیق خودمون آگاه نشیم و اونو بر فضای خانواده حاکم نکنید و تکنولوژی رو بدون فرهنگ وارد خانه بکنیم اون موقع دیگران هر چی خواستن به ما میدن. این صحبت ها مقدماتی بود برای موضوع این جلسه که آیین ها است. چون در نزدیکی عید نوروز هستیم.

آیین های یک جامعه نمود بیرونی فرهنگ اون جامعست. آیین ها نقطه اتصال و نگین فرهنگ هستن. آیین ها ریشه در تاریخ و تاریخ ریشه در اسطوره دارد، به این دلیل فرهنگ به این راحتی نمیتونه جابجا بشه. اسطوره های ایران با اسطوره های یونان و چین و هند و ژاپن متفاوت است. اگر اتصالات فرهنگی بوجود نیاد جامعه آشفته میشه. آیین ها چیز پیچیده ای نیست ما همواره طبق آیین ها زندگی میکردیم، ولی الان داره کمرنگ میشه، مثل آیین غذا خوردن، خانواده همه دور یه سفره غذا میخوردن. چای خوردن در ژاپن آیین داره. غذا خوردن آداب و رسومی، داشت پدر بالا مینشست و بقیه دور سفره، درسته شکلش میتونه عوض بشه ولی محتواش نباید عوض بشه، حالا ما هر روز نمیتونیم این آیین رو اجرا کنیم، هفته ای دو روزکه میتونیم، آیین ها هویت ما هستن، ببینید دوستان اسم من محموده و فامیلیم سلطانیه، این خصوصیات نه باعث افتخاره نه حقارت، این ها خصوصیات فردی منه که شناخته بشم نه چیز دیگر. آیین ها شناسنامه ما هستن. من بعنوان کسی که در ایران زندگی میکنم چه دوست داشته باشم چه نداشته باشم و مهم نیست من دوست داشته باشم یا نداشته باشم اسمم رو، اسمم محمود سلطانی فرزند جوادم و منو با این نام و خصوصیات تو جامعه میشناسن، و وقتی از ایران می خوام خارج بشم باید پاسپورت نشون بدم، پاسپورت نشون میده من ایرانی ام، ایرانی بودن من باید نمود داشته باشه.

آیین های ما سه دسته هستن 1- آیین های دینی 2- آیین های مذهبی و 3- آیین های ملی و هر سه تاشون مهم هستن و ما باید اونارو بشناسیم، ما اعیاد دینی داریم که با همه مسلمونا مشترکه مثل عید فطر، قربان و مبعث که بین همه مسلمونا مشترکه و اعیادی داریم که مخصوص تشیعه مثل عید غدیر، این اعیاد دینی و مذهبی هویت ما هستن، عزاداری هامون، عاشورا مختص ماست و آیین ماست، آیین های ملی ما نوروز و یلداست و برخی آیین های دیگرر که امنسوخ شدن. چرا باید عید نوروز را ما پاس بداریم، تو نوروز ما چی داریم؟ سفره هفت سین، سر سفره هفت سین ما یک حال معنوی داریم، بعد سال تحویل دیده بوسی و عیدی داریم، همه اینها اعضای خانواده رو بهم متصل میکنه، تغییر و تحول باهم در معنا باهم فرق داره، تحول یعنی گردیدن و تغییر نگاه، بقول سهراب چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید، جامعه ما نیاز زیادی داره تا دیدش رو عوض کنه.

ما چهار شنبه سوری داریم که یه عده مخالف یا موافقن و در زمان ما شده تخریب و تخلیه هیجان ، نابود کردن طبیعت که هیچکدوم مربوط به چهارشنبه سوری نیست، هیچکس رو نمیبینیم که بشینه ریشه اسطوره ایه این موضوع رو دربیاره، در جلسه ای آقایی اطلاعات جالبی درباره چهارشنبه سوری به ما داد ، در قدیم آتش رو نماد پاکی میدونستن، چون در زمستان رطوبت بود و هرچه از حصیر و جارو و... که فاسد شدنی بود رو میسوزوندن تا چیز نو بجاش بذارن تا از آلودگی پاک بشه، توکوچه قاشق زنی میکردن و صاحبخانه ها بدون اینکه اونهارو بشناسن بدون قید و شرط کمکشون میکردن، تو این شب همه باهم خوب صحبت میکردن و حرفای قشنگ بهم میزدن تا کسی که فالگوش وایساده حرف بد نشنوه چون فالگوشی هم یکی از رسومات چهارشنبه سوری بود، این ها هر کدوم برای خود دلایلی داشت، این ریشه ها رو بشناسیم و بچه ها رو باهاش آشنا کنیم وگرنه در کنار چهارشنبه سوری ما دولت محترم چین میلیون ها دلار سود میکنه و ماهم میزنیم اعصاب همدیگه رو خرد میکنیم بدون اینکه بفهمیم ریشه تاریخی این چهارشنبه سوری در کجاست. یک آیین ملی دیگر ما روز سیزدهم فروردین است، سیزده به در روز آشتی با طبیعته نه از بین بردن طبیعت. اگر ما بتوانیم مجموعه آیین های نوروزی به یک خاطره مشترک تبدیل کنیم بسیار مفید خواهد بود. چند نفر از شماها از بچگیتون موقع سال تحویل خاطره دارید، پدربزرگ مادر بزرگا از ماها بیشتر خاطره داشتن و ماها از نسل بعدیا بیشتر خاطره داریم.

چند وقت پیش اول تابستان از من دعوت کردن درباره اوقات فراغت صحبت کنم، من برگشتم به کودکی خودم و به کودکی خودم و تابستان هایی که تو خونه بودیم و کارهایی که انجام میدادیم و منقلب شدم و اشکم جاری شد و برای حضار توضیح دادم که این اشک برای این نیست که دلم برای کودکیم تنگ شده، نه اینطور نیست، گفتم من الان یک ساعته درباره کودکیم دارم صحبت میکنم آیا بچه های من اندازه ده دقیقه خاطره دارن برای ما تعریف کنن؟بچه های ما وقتی بزرگ شدن میخوان از چی صحبت کنن؟ از تبلت هاشون؟ از شهربازی رفتن هاشون؟ خاطرات مشترک هم دارن با پدر بزرگ مادر بزرگ؟ دید و بازدید و از عیدی گرفتن ها و... ما عیدی میگرفتیم و پدر مادر تا آخر عید با لطایف الحیلی این عیدی هارو از جیب ما در می آوردن، ولی لذت عیدی گرفتن و تخم مرغ رنگی گرفتن مارو به هم پیوند میده، هنوز هم وقتی با همسن و سالامون که میشینیم پیوند مشترک داریم باهاشون،آیین ها میتونه برای اعضای خانواده ایجاد پیوند مشترک باشه و شما بعنوان یک پدر میتونید محور این اتفاق باشید، و برپایه این آیین ها برای بچه ها خاطره بسازه. ما بارها گفتیم پدر باید اقتدار داشته باشه . اقتدار یعنی قدرت و لطافت .آیین ها به پدر این فرصت رو میده که بتونه لطافتش رو افزایش بده، اگه لطافت حذف بشه فقط خشونت میمونه. پدرباید با این آیین ها نهاد خانواده رو منسجم بکنه. چرا الان نهاد خانواده انقدر متزلزل شده چون فرهنگ داره کمرنگ میشه و تمدن (تکنولوژی) داره پررنگ میشه. هر کس تبلت خودشو داره گوشی خودشو داره، هی فاصله ها داره زیاد میشه.

ایام نوروز رو تبدیل کنید به یک بازی خوشاید و سازنده، امروز 15 اسفنده و ایام خونه تکونی، آیا برای بچه ها این ایام خاطره خوبه یا تلخه؟ هی میدویم هی خسته میشیم نه غذای درست حسابی . همش هم داد میزنیم که بدو شب عیده. شب عید یعنی داد زدن؟ یعنی خستگی؟ چقدر بچه هامون میبریم طبیعت رو ببینن؟ چقدر خرید عید رو برای بچه ها جذاب میکنیم؟ خرید عید یک بازی لذت بخشه. ما دوتا خرید لذت بخش داشتیم، یکی خرید عید و دیگری خرید اول مهر. دوستان آیین ها برای عداوت و عناد نیست آیین ها فرهنگن. چهارشنبه سوری برای منفجر کردن کپسول و آتش سوزی نیست، در سیزده بدر طبیعت رو تخریب نکیند. در سر سفره هفت سین دعای تحویل سال رو بخونید، که یکی از نکات جالب عید نوروز ایرانی ها توسط دین مبین اسلام تایید شده پیوند این دو باهم دعای بسیار زیبا ولطیف تحویل سال هست، یامقلب القلوب و الابصار، یا مدبر الیل و الانهار ، یا محول احو و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال که من شخصا این دعا رو شخصا خیلی دوست دارم