دوران طلایی 4 تا 6 سالگی، خودمداری،

این دوره پیچیده ترین دوره ، دوره ی طلایی زندگی و دوره ی مهم تربیت برای هر کودک ۴تا۶سالگی است
تحرکات بچه ها زیاد میشود. پیوند عاطفی شدت پیدا می کند..کنجکاوی وتخیلات کودک بالا می رود .تقلید از الگو های مناسب ونامناسب ٬دوره ی جلب توجه بچه هاست . دراین دوره بچه ها تشنه ی تعریف وتمجید هستند.

این دوره،دوره ی بازی کودکان است.تا ۴ سالگی خمیر مایه ی بازی را یاد می گیرند ماباید بایک دقت ویژه ای این دوره را سپری کنیم واین دوره را مورد بررسی قرار دهیم وتحلیل کنیم.

تذکرات:
۱-خمیر مایع شناخت کودکان همین ویژگی های مطرح شده است.
۲-کسی که مربی کودک ودر عرصه ی کار کودک ورود پیدا میکند باید این ویژگی ها را به خوبی بشناسد وباگوشت وخون خود بیامیزد .کودک خارج از این حیطه نیست.
۳- ارتباط دهی بین این ویژگی ها بسیار مهم وحیاتی است.مثلا گاهی بچه پرخاشگری دارد ٬ ممکن است غذایش خوب نباشد.
ممکن است یک ناهنجاری از کودک را در جایی ببینیم ولی ریشه اش جای دیگر باشد.
۴-جهت شناخت حیطه های شناختی کودک ۴ بخش مورد بررسی قرار میگیرد

الف:ویژگی های عقلی ذهنی
ب:جسمی حرکتی
ج:عاطفی
د:اجتماعی

الف:ویژگی های عقلی وذهنی

الف: کودکان خودمدار می شوند
ب: کنجکاوی  کودکان زیاد می شود.
ج: تقلید در کودکان شدید می شود.
د: تخیلات کودک زیاد می شود.
ه. به قصه گویی علاقمند می شوند.


۱-در سن ۴سالگی کودکان خود مدار می شوند.
یعنی بچه ها نقطه نظرات دیگران را نمی فهمند لجباز می شوند به قول عرفی، حرف حرف خودشان است در صورتی که این ویژگی٬ ویژگی خوبی است .(نه لجبازی به معنای ناهنجاری)
البته گاهی این منجر به لجبازی ناهنجاری می شود. خود مداری شمشیر دولبه است.
لبه های خود مداری: لبه ی مثبت منجر به اعتماد به نفس ٬عزت نفس ٬ خود یاری  به علاوه دیگر یاری می شود .
خود مداری یعنی اینکه وقتی کودک در محیطی قرار میگیرد وتوجه اش به کاری یا چیزی جلب می شود علاقه مند می شود که آن کار را انجام دهد٬ یا آن چیز را به دست آورد.
عامل خود مداری بچه ها بیکاری بچه هاست. مدیریت خود مداری باکنترل محیط اتفاق میافتد.
اگر بخواهیم خود مداری در مرحله ی منفی نرود باید محیط را کنترل کنیم .مثلا وقتی گوشت را تمیز کنیم  که کودکمان خواب است یا وقتی رادیو را تعمیر میکنیم که بیرون است.
گفتیم که لبه ی مثبت خود مداری منجر به اعتماد به نفس در کودکان می شود.
حال این اعتماد به نفس چگونه کاهش پیدا می کند؟؟
هر بار شکست کودکان مساوی است با یک درجه کاهش اعتماد به نفس. تربیت کودک یک حرکت مستمر ودقیق است یک لحظه هم نمیشه غفلت کرد به عنوان مثال؛ گاهی دیدن یک عکس مبتذل ذهن کودک را یک عمر درگیر خود می کند درسته یک لحظه این تصویر را دیده ولی اثر تخریبی گسترده ای به جا می گذارد لذا در تربیت کودکان لحظه ای نباید غفلت کردواین حرکت مستمر ودقیق باید در تربیت کودک مد نظر باشد.
شکوفایی استعداد کودکان در محیط تحت مدیریت اتفاق می افتد .تمام حرکات باید تحت کنترل والدین باشد. والدین بستری را فراهم می کنند که کودک به موفقیت دست پیدا کند.اگر این بستر را فراهم کردیم نتیجه اش این می شود که کودکمان خودش می آید داوطلبانه کمک می کند٬ وقتی اعتماد به نفس وعزت نفس را ازش گرفتیم ٬ در حقیقت خود یاری ودیگر یاری را ازش گرفتیم ودرنتیجه بزرگتر که شد دیگر کمک نمی کند. وحالت لجبازی ناهنجاری هم درش بوجود آمد.
 

2:دومین ویژگی ٬ کنجکاوی زیاد وپرسشگری است.
اولین سوالی که پیش می آید این است که چرا کنجکاوی زیاد می شود؟؟
 جواب:

۱- اطلاعات کودکان کم است .
۲-با فضای عمومی به تدریج آشنا می شوند.
۳- اطلاعات کم وفضای عمومی منجر به کنجکاوی بیش از ا‌ندازه ی آنها می گردد.
فضا که کوچک باشد سوالها هم کوچک است ولی گاهی قدم زنان بچه را می بریم پارک ٬ کودکمان در معرض سوالات زیادی قرار می گیرد .هر چه دنیای کودکمان بزرگ باشد ٬ پر سوال تر می شود.
آیا کنجکاوی های هدایت نشده خوب است یا خیر؟ میگوییم خیر.
اگر کنجکاوی هدایت نشده منجر به سوالاتی شد چه کنیم؟

سوالات کودکان چند نوع پاسخ را در بر دارد.
۱- گاهی پاسخ قابل فهم ولی آسیب زا است. مثلا کودک از چگونگی تولد بچه می پرسد.باید با آدم ها به اندازه ی عقلشان صحبت کرد.
۲- گاهی پاسخ قابل فهم است وخوب هم هست که بداند .
۳- گاهی پاسخ قابل فهم نیست مثلا می پرسد خدا چه طوری است. در مورد اول وسوم نباید به بچه ها پاسخ داد ..


3-تقلید در کودکان شدید است.
تقلید یک پایه است برای تربیت.
۱- باید تقلید کودک را در جهت مثبت سوق دهیم.
۲- تقلید در کودکان بوسیله حواس پنجگانه اتفاق می افتد.
۳- مهمترین حواس دریافت کننده تقلید در کودکان ٬ چشم وگوش است.
۴-پایه شکل گیری شخصیت٬ تقلید است. در حقیقت٬ شخصیت مساویست با تقلید+تلقین+ همانند سازی.
۵- تعریف تقلید:رفتار یاکلام های غیر آگاهانه که از محیط یاد گرفته می شود.مثلا قاشق می خواهد ٬ سه بارمی گوید ٬ ٱخرین بار داد می زند.این کودک به طور ناخود آگاه یاد می گیرد که بایدداد بزند٬ تا به خواسته اش پاسخ گفته شود.
تقلید از یک سالگی شروع می شود.تلقین ٬ آگاهانه اش می کند.مثلا کودکمان در بیرون از خانه حرف زشتی را می شنود ودر خانه به کار می برد ٬ پدرش می گوید بده بابا.این حرف راکودکمان ناآگاهانه می گفت ولی تلقین ٬ آگاهانه اش می کند.اینجا می گوییم بگذار کودک در مرحله ی تقلیدش بماند.واینجا مثل اونجایی نیست که چاقو در دست کودک است وباید گرفت به سرعت.
۶- ماباید محیط هایی که کودک از آن تقلید گری دارد را محدود کنیم.چرا؟
۷-تابتوانیم تربیت کودک را تحت مدیریت خودمان داشته باشیم.

در ۷ سال اول بهترین کسی که می تواند محیط تقلیدی مناسب برای فرزند فراهم آورد٬ مادر است. پدر یک ( قسمت)
از پازل تربیت است نه مدیر. مادر است که در خط مقدم تربیت است.
مادر باید مقلَد خوبی برای تربیت باشد.
 مادری می تواند الگوی تقلیدی برای فرزندش باشد که ویژگی منحصر به فردی به نام «محبوبیت» را داشته باشد.
محبوبیت چطور حاصل می شود؟
۱. مهربان باشد. مادر باید شخصیت عاطفی باشد نه فرشتهٔ عذاب در خانه.
۲. ارتباط کلامی خوبی داشته باشد. (واین ارتباط کلامی اعم است از لحن خوب ولفظ خوب) الف: لحن خوب باشد. لحن خوب گاهی تا ۳۰ درصد ارزش کلام را بالا می برد نمی شود حرف خوب را با لحن بد گفت. گاهی توبیخ ها هم باید با لحن خوب باشد٬ تاثیرش بیشتر است.
ب: لفظ خوب باشد.
۳. توجه به نیازها داشته باشد.
(نیاز ها اعم است از) نیاز های عمومی ونیازهای اختصاصی. نیاز عمومی مثل خوردن وآشامیدن. نیاز های اختصاصی متناسب با ویژگی روحی وعاطفی کودک است. مثلا کودک رامی فرستد مدرسهٔ غیر انتفاعی ولی کفش یک سال پیش را به او می پوشاند٬ کودک سرخورده می شود.
در نتیجه کودکان به یاد گیری علاقه مند می شوند. تربیت کودکان با آموزش محقق نمی شود.
تربیت وشکوفاسازی استعداد بالقوه٬ با آموزش مستقیم تنافی دارد.
اولین بار در اتحاد جماهیر شوروی٬ کنار کارخانه ها مهد کودک هایی گذاشتند. انسان آمده در دنیا زندگی وبندگی کند نیامده که نابغه باشد. چرا ما می خواهیم همیشه بچه هایمان آنچه باشند که ما می خواهیم. ( اصول) تربیت می گوید بچه باید آنچه شود که استعدادش را دارد٬ نه آنچه که ما می خواهیم.
(پس تربیت با آموزش مستقیم تنافی دارد) کودکان ما باید در فضای یادگیری قرار بگیرند.

ویژگی های محیط یادگیری:
۱. پرهیز از آموزش مستقیم. کودکانتان را در ۷ سال اول٬ رها کنید بازی کنند ودر ۷ سال دوم٬ آموزششان بدهید.
محیط یادگیری باید متناسب با خصوصیت و ویژگی تقلید گری کودک فراهم گردد.یعنی باید از حواس کودک به بهترین نحو استفاده شود. خصوصاً بصری وشنوایی.
۳. افرادی که در محیط قرار دارند باید محدود باشند.
۴. از دیگر ویژگی های محیط مناسب٬ امکانات مناسب است.
نیاز بچه ها تا ۷ سال اول باید بر اساس طبیعتشان باشد. یعنی همان بازی وجنب وجوش. چنین کودکانی حلیم می شوند٬ بردبار می شوند٬ باهوش می شوند. در روایت داریم که کودکان باهوش مکتب گریزند .
چرا بچه ها آموزش مستقیم نمی توانند داشته باشند؟
آموزش نیاز به پیش نیازهایی دارد (گاهی تصاویر٬ گاهی مفاهیم) این پیش نیاز به علاوه تحلیل٬ منجر به یادگیری می شود٬ بازی یش نیازِ یادگیری وآموزش را ایجاد می کند. (لذا) مادران به جای آموزش دینی بروند به دنبال تربیت دینی.
باید قانون را در قالب بازی به کودکمان یاد بدهیم.
کودکان تجربیاتشان بر اساس محسوسات است که همین تجربیات پیش نیاز آموزش مستقیم در ۷ سال دوم است. لذا هرچه اجازه دهیم تجربیات با لمس وحس بیشتر شود٬ بچه های موفق تری هستند.

تخیلات:
تخیل٬ تصور امور غیر واقع است. تخیلات در کودکان زیاد است. بعنوان مثال پدرش راننده است تصور( تخیل) می کند پزشک است.
(ما بزرگترها) خیلی اوقات تخیلات کودکان را با دروغ گویی اشتباه می کنیم .
آیا تخیلات در کودکان خوب است یا نه؟ در پاسخ می گوییم تخیلات همانند چاقوی دو لبه است و این تخیل در کودکان باید جهت دهی شود. کودکان به قصه گویی علاقه مند می شوند. بچه ها خودشان را می گذارند جای شخصیت داستان.
(این نکته قابل بیان است که: نویسندهٔ کتاب های قصه وشعر کودکان باید کارشناس تربیتی باشد نباید این گونه باشد که یک اسم باشد وبه دنبالش صفات بد.اینطور بچه ها کار بد یاد می گیرند.) به چه انحطاطی می رسد (جامعه بشری) که رئیس جمهور آمریکا اوباما می گوید: انتخاب سگ برای دخترم سخت تر از انتخاب کابینه ام است.
لبهٔ مثبت تخیل:
۱.فضای مناسب برای یادگیری است.
۲. شخصیت پردازی می تواند تبدیل به الگو شود.
۳.تخیلات کودک به سمت منفی سوق پیدا نمی کند (البته) اگر شخصیت منفی در قصه گویی نباشد.
لبهٔ منفی تخیل:
۱. واگذار کردن کودک به تخیلات خودش٬ این کودک قطعا می رود به سمت منفی.
۲. تنهایی بیش از حد کودکان منجر به این می شود که بچه ها تخیلات منفی داشته باشند.

۳.عدم وجود امکانات مناسب.
در قصه گویی ٬ قصه ها باید ساختار ساده وقابل فهم متناسب با سن کودک داشته باشد.
من غم و مهرحسین (ع) با شیر از مادر گرفتم.
روز اول کامدم دستور تاآخر گرفتم.
باید بچه ها را ببرین در مجالس ائمه علیهم السلام.
ویژگی های قصه گویی:
۱. ساختار قصه باید قابل فهم باشد.
۲. قصه باید حس کنجکاوی ویادگیری کودک را غنا بخشد.
۳. قصه باید از حواس متناسب کودک بهره بجوید. مانند حس مهم بصری (قصه های تصویری)
۴. قصه نباید سریالی باشد بلکه در هر قسمت باید به نتیجه برسد. اگر نتیجه ای نبیند مثل سر کار گذاشتن است. باید این گونه باشد؛ امروز؛ قصه + نتیجه و فردا؛ قصه + نتیجه.
۵. باید بالحن وادبیاتِ زیبا گفته شود.
۶. حتی المقدور سعی کنیم داستان های واقعی وقابل فهم را بگوییم.
نکتهٔ مهم در محدودهٔ فکر کودکان این که؛ کودکان٬ جاندار پندار هستند وبه موجودات بی جان جان می دهند. کودکان انسان پندار هستند.

ویژگی عاطفی:
۱.کودکان تا ۴ سالگی تحلیل های منطقی و مناسب ندارند و از ۴ سالگی به بعد تحلیل ها در آن ها شروع می شود و سن تحلیل خوب ۷٬ سالگی است.
ارتباط عاطفی نیازمند تحلیل است٬ تحلیل های رفتاری.
برخی از رفتارها دیدن کارهای خوب از فرد است٬ برخی دیگر از رفتارها ٬ هدیه دادن ومشارکت در بازی ها است.
بچه های ۲ ساله نمی توانند رفتار همدیگر را تحلیل کنند. ( لازم به ذکر است که) فرزند دوم نمی تواند همبازی فرزند اول باشد یا اگر هم باشد محدود است٬ چون؛
۱. هم سن نیستند٬ لذا؛ الف. درک متقابل وجود ندارد.
ب. نمی توانند نیازهای همدیگر را برآورده سازند.
ج. منجر به کاهش اعتماد به نفس وعزت نفس می گردد.
۲. ممکن است غیر هم جنس باشند.
شروط پایهٔ رفاقت:
۱. هم سن
۲. هم جنس
۳. کیفیت امکانات
۴. کیفیت اعتقادات دینی
۵. کیفیت هوشی
(اصولا) بچه های تک فرزند٬ لوس٬ کم توان٬ وبی عرضه هستند.
۲. ویژگی دیگر این که بچه ها به آسانی گریه می کنند؛ زیرا
الف. توجه به محیط افزایش یافته است.
ب. واین توجه منجر به درک وتحلیل بیشتر می شود.
ج. آستانهٔ تحمل پذیری پایین است.
د. ( در این زمان) نیاز ها٬ نازها٬ تبعیض ها و... بیشتر درک می شود و کودک به خاطر عدم دسترسی به موارد یا درک صحیح از موضوعات ویا حتی درک ناصحیح٬ به سمت گریه می رود.
بچه ها در این سن باید مشغول باشند و بهترین مشغولیت بازی است. در ۷ سال اول نباید به کار بچه کار داشت ودر ۷ سال سوم باید به کار بچه کار داشت. وِزر هستند.(در لغت به معنای وبال وبار سنگین)
بازی٬ زمینهٔ رفتار نامطلوب از جمله گریه کردن را کاهش می دهد.
۳. کوچک ترین محرک ها ی خارجی زمینه تغییر رفتار مانند ترس و پرخاشگری را در کودک فراهم می آورد.
تنبیه بدنی برای کودک منجر به بیماری مازوشیسم (برده صفتی) می شود. تنبیه کودک را ترسو می کند .بچه پنهان کار می شود.
۴. بچه ها به توانایی های خود اطمینان دارند و این به خاطر ویژگی خود مداری است. لذا کودک نباید در معرض کارهایی قرار بگیرد که توانایی آن را ندارد. مثلا با بازی وسرگرمی و یا استفاده از روش هواس پرتی٬ (که یکی از شیوه های هواس پرتی٬ شیوهٔ جایگزین است) ویا انجام کارها در زمان مناسب٬ (می توان کودک را از محیطی که توانایی انجام آن کار را ندارد دور کرد.) اگر جنب وجوش بچه ها را مهار نکنیم تبدیل به شرارت می شود. (مثلا) در ورود به مهمانی نباید به بچه گفت؛ حرکت نکن٬ ندو و...
۵. نسبت به کارهای دیگران خصوصا بزرگترها٬ علاقه (کنجکاوی وتقلیدگری) بیشتری نشان می دهند. لذا اگر مادران رفتارشان اصلاح شود جامعه اصلاح می شود.
کودکان و نوجوانان از رفتار چه کسی بیشتر تقلید می کنند؟
کودکان ونوجوانان بیشتر از رفتار افراد مقبول(محبوب٬ موفق) تقلید می کنند. امام صادق ع: «حُبنا ایمانٌ و بُغضنا کفرٌ» وقتی دوست دارد محبوب می شود و پا جای پای او می گذارد. خیلی از بچه ها به دنبال مادرانشان نمی روند چون مادران٬ خیلی از ضعفشان می گویند.
انسانهای محبوب دودسته اند:
یا بر اثر تبلیغات محبوب می شوند.مانند فوتبالیست ها.
یا اینکه ویژگی های فردی شخص محبوب است. مثلا می بیند مادرش زود عصبانی نمی شود.
۶. اگر او را از کاری که می خواهد انجام دهد منع کنیم اعتراض می کند واین اعتراض یا به خاطر خود مداری است ویا قدرت تحلیل مسائل پایین است لذا آسیب آن کار را نمی تواند درک کند.
نیاز های انسان ها دو قسمت است:
الف. نیاز حقیقی؛ که این گونه نیاز ها ۸۰ درصد است .حتی گاهی برای اینکه مقاومت بچه ها بالا برود نباید مثل عقاب (سریع) حوائجش را برطرف کرد.
ب. نیاز کاذب؛ بچه گلو درد دارد و بستنی می خواهد. به جای اینکه بگوییم برایت خوب نیست از روش حواس پرتی استفاده کنیم. روش حواس پرتی مثل چاقو است برای قصاب. حتی سیاست مداران هم از روش حواس پرتی استفاده می کنند یک گوشهٔ دنیا بمب می گذارند تا یک جای دیگر کارشان را بکنند.
گاهی با کلام می شود حواس کودک را پرت کرد٬ گاهی با خوراک٬ گاهی با فعالیت. برای نشان دادن عکس العمل در مقابل کودک٬ خودت را نبین بچه را ببین و ویژگی های او مد نظرت باشد بعد عکس العمل نشان بده.
۷. به خواهران٬ برادران٬ پدر ومادر علاقه مندی بیشتری پیدا می کنند.
گاهی مادر پرخاشگری٬ بد خلقی و تنبیه می کند٬ بچه گرایش عاطفی به پدر پیدا می کند.
گاهی مادر عادی است وپدر خیلی عاطفه نشان می دهد.
( در مورد فاصله سنی کودکان) فاصله ی ۴ سال برای کودکان خوب است هم مادر آرامش روحی وجسمی بیشتری دارد وهم بچه آمادگی دارد. ومن معتقد به فضای اقتصادی نیستم اگر توان تربیتی باشد هر چه بیشتر بهتر...

ویژگی اجتماعی
۱. دوستان محدودی پیدا می کنند. در این سن اگر محیط های خوبی باشد که تجمع کودکان در آن وجود دارد٬ خوب است که کودکان در آن محیط ها قرار گیرند.
ویژگی محیط های خوب:
الف. امکانات مناسب
ب. برنامه مناسب
ج. مربی مناسب( که این از همه مهم تر است.)
- کودک از ۷ ماهگی باید در محیط های اجتماعی حضور پیدا کند. (مسجد٬ روضه٬ مهمانی٬ پارک)
- و از یک ونیم سالگی٬ همبازی باید داشته باشد ولی محدود در زمان وتعداد دوستان.
- از دو سالگی دوستانی داشته باشد و با زمان ‌وسیع تر.
- از دو تا سه سالگی٬ در روز حدود یک ساعت.
- بین سه تا چهار سالگی٬ در روز حدود سه تا چهار ساعت.
- بین چهار تا شش سالگی٬ تا ده ساعت در روز هم با هم باشند٬ ولی بازی نمایند.با همان ویژگی هم سال و هم جنس بودن. و به طور کل محور ۴ تا ۶ سال٬ بازی است؛ بچه ها محوریت کارشان بازی باید باشد.
۲. به همسالان علاقه مند می شوند.
۳. تمایل دارند با همجنس بازی کنند٬ چون:
الف. آنچه باعث تمایل( ارتباط) با جنس مخالف است٬ میل جنسی است که این ها این میل را ندارند.
ب. همجنس را از لحاظ ویژگی ها نزدیک تر می بینند.( ویژگی همجنسان برای آن ها گیرا تر است.)
وعلل بازی با غیر همجنس:
 - عدم حضور همجنس
- روحیهٔ دختران در پسران یا بالعکس وجود دارد.
و این به علت نوع رفتار والدین است. مثلا تلقین مادر که بچه را از حضور با دوستان پسر منع می کند و پسر را تشویق می کند که با دختر ها بازی کند.
- آسیب هایی که از پسر یا دختر همجنس دیده اند٬ لذا خود کودک دیگر تمایل به بازی با همجنس ندارد.
- الگوهای غلط مانند فیلم یا..
۴. دیگران را در اموال خود شریک می کنند. ( در یک محیط تربیتی مناسب چنین است.)

چرا کودکان دیگران را در اموال خود شریک نمی کنند.
۱. رفتار والدین٬ ( افراط و تفریط)
در صورت افراطی٬ مثلا مادر ماشین کودک را می دهد به بچه خواهر بازی کند.
در صورت تفریط٬ به کودک می گوید نَده ماشینت خراب می شود.
۲. انتقام گیری٬ مثلا کودک خانهٔ عمو رفته به او اسباب بازی ندادند.
۳. سابقهٔ تخریب اسباب بازی توسط دیگران. مثلا سابقه داشته این کودک اسباب بازیش را خراب کرده.

nooredideh.com

کپی کردن مطالب سایت با ذکر منبع (www.nooredideh.com) بلامانع است

 


مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

وابستگی-استقلال
ادامه مطلب