قانون پذیری درکودکان (قسمت اول)

قانون پذیری درکودکان (قسمت اول)

فرزندان قانون

چگونه کودکانی قانون مند و فرمان پذیر داشته باشیم؟

زن داشت توی آشپزخانه سبزی خرد می کرد. مرد سلام کرد، اما جوابی نشنید. چشم دوخت به چاقویی که تند تند روی تخته فرود می آمد. احساس کرد که همسرش به شدت عصبانی است. درِ یخپال را باز کرد و یک لیوان آب ریخت. گذاشتش کنار دست زن و گفت: «چی شده؟»

زن مکث کرد و به نگاهِ مرد چشم دوخت و گفت «می خواستی چی شده باشد؟ یک نگاه به اتاق پذیرایی بینداز تا بفهمی چی شده».

            باز هم علی؟

            باز هم علی. از صبح دارم دور خودم می چرخم. امشب مهمان داریم و هیچ چیز سر جایش نیست. توی اتاق خودش که جای سوزن انداختن هم نیست. این پسر مثل گردباد می ماند؛ از هرجا که رد می شود، آن جا را به هم می ریزد. یک ساعت تمام، همه خانه را گشتم تا گوشی تلفن را پیدا کردم. فکر می کنی کجا بود؟ توی قابلمه، توی کابینت. من دیگر از دست این پسر ذلّه شده ام. دیگر عقلم به جایی نمی رسد. مرد به فکر فرو رفت. باید راهی برای این مشکل پیدا می کرد.

وقتی کودکی قانون مند می خواهید

شاید فرزند شما نیز مانند علی، کودک بی نظمی است. برای رفع این مشکل باید چند نکته را رعایت کنید:

1.به کودک خود احترام بگذارید

وقتی به کودک احترام می گذارید، به او می آموزید که به شما و مقرراتتان احترام بگذارد و فرمان هایتان را اطاعت کند. چنین کودکی ارزش خود را درمی یابد، خود را کوچک و حقیر نمی بیند و فردی مستقل و با عزت نفس بار می آید. احترام به کودک در دین جایگاه خاصی دارد. رسول خدا (ص) نیز از زمان کودکی علی (ع) ارزش و احترام ویژه ای برای ایشان قائل بود، چنان که در ده سالگی ایشان را به اسلام دعوت کرده و به جانشینی برگزید. در روایتی از ایشان آمده است «فرزندان خود را گرامی بدارید و آن ها را خوب تربیت کنید تا بدین وسیله آمرزیده شوید».

ممکن است بسیاری از والدین بپرسند «چگونه به فرزندمان احترام بگذاریم؟»

در پاسخ به این سؤال، راه های زیر را پیشنهاد می کنیم:

            برآوردن نیازهای کودک

کم ترین کار برای نشان دادن عملی احترام به فرزند، برآوردن نیازهای اساسی او همچون خوراک، پوشاک و محافظت در برابر خطرات و بیماری هاست.

            گوش دادن

گوش دادن به صحبت های کودک، این پیام را به شکل غیرمستقیم به او انتقال می دهد که ما برای تو ارزش و احترام قائل هستیم.

            صحبت کردن

درباره مسائل مختلفی که در طول روز برایتان اتفاق می افتد، با کودک صحبت کرده و احساساتتان را درباره آن ها بیان کنید. با این کار، کودک را در عقاید و احساساتتان شریک کرده اید.

            شرکت دادن کودک در تصمیم های خانوادگی

نظرات او را درباره تصمیم های خانوادگی بپرسید. برای این منظور می توان در طول هفته جلسه های منظم خانوادگی برگزار کرد تا هریک از اعضای خانواده بتوانند بدون هیچ محدودیتی نظرهای خود را در آن بیان کنند.

            اعتماد کردن

اگر باور داشته باشید که بچه ها می توانند به خوبی از عهده کارها بربیایند و مسئولیت پذیر باشند، نشان داده اید که به خواسته فطری آن ها یعنی استقلال طلبی اعتقاد دارید.

احتران گذاشتن به کودکان روش های گوناگون دیگری هم دارد که شما می توانید در این زمینه، از تجربه و خلاقیت خود نیز بهره بگیرید.

2.فقط امر و نهی نکنید

همه انسان ها به ویژه کودکان نوپا و نوجوانان استقلال طلبند و روحیه شان با امرونهی سازگاری ندارد. البته کودکان در هفت سال دوم زندگی تا اندازه ای دستورات دیگران را می پذیرند، اما در این دوره نیز نباید در امرونهی کردن، زیاده روی کرد. بهتر است هنگام برخورد با فرزند، به جای فرمان های مستقیم، از شیوه های دیگری چون امرونهی غیرمستقیم، مشورت و... بهره بگیرید. معصومان علیهم السلام نیز در برخورد با نوجوانان و جوانان از امرونهی زیاد پرهیز می کردند. نقل شده است که «اسماعیل» فرزند امام صادق (ع) مقداری پول داشت. در همان هنگام مردی از قریش عازم یمن بود. اسماعیل تصمیم گرفت که پول خود را به آن مرد بدهد تا برایش کالایی خریده ]و تجارت[ کند. ازاین رو با امام مشورت کرد. امام او را از این کار بازنداشت؛ بلکه فرمود «عزیزم! آیا نشنیده ای که او شراب خوار است؟»

اسماعیل گفت: «مردم چنین می گویند».

امام فرمود «خداوند می فرماید، هرگاه مؤمنان نزد تو شهادت دادند، آن ها را تصدیق کند».

همان طور که دیدید، امام به طور مستقیم فرزندش را منع نکرد، بلکه با طرح یک پرسش و نیز با استدلال، مهربانانه او را از این کار بازداشت.

3.به کودک حق سخن گفتن بدهید

کودکان نیز باید در تعیین مقررات و محدودیت ها حق اظهارنظر داشته باشند. حتی کودکان پنج، شش ساله می توانند در وضع مقررات منصفانه به شما کمک کنند.

چنین کودکانی احساس مسئولیت بیش تری می کنند و واکنش آنان به قوانینی که خود وضع کرده اند یا در ایجاد آن ها شرکت داشته اند با مقرراتی که دیگران برایشان وضع یا تحمیل کرده اند، بسیار متفاوت است.

4.دلیل مقررات را توضیح دهید

باید دلیل مقرراتی را که وضع شده اند، دقیقاً برای کودک توضیح داد. اگر کودک دلیل این قوانین را بداند، به آن ها پای بند می ماند و وظایف خود را بهتر انجام می دهد؛ هم چنین می آموزد که برای انجام هر کار، دلیلی منطقی داشته باشد.

5.از پیش اطلاع دهید

قانونی را بی مقدمه و ناگهانی وضع نکنید. بگذارید فرزندتان پیش از رعایت محدودیت، از وجود قانون جدید آگاه شود. این امر باعث می شود تا کودک، خود را با شرایط جدید وفق دهد و کم تر به مخالفت بپردازد.

6.یادآوری کنید

گاهی کودک، مقررات و محدودیت ها را فراموش می کند. اگر احساس می کنید فرزند شما قاعده ای را فراموش کرده است، آن قدر صبر نکنید که به دردسر بیفتد و سپس اقدام کنید؛ بلکه پیشاپیش او را آگاه کنید؛ زیرا هدف، اصلاح رفتار کودک است نه تنبیه او.

7.منظورتان را به روشنی بیان کنید

محدودیت ها را به طور کامل بیان کنید. منظورتان را به روشنی بگویید و راهنمایی های لازم را ارائه دهید. فرزندتان باید دقیقاً بداند که از او چه انتظاری دارید و او چه باید بکند. از گفتن عبارت های گنگ و نامشخص بپرهیزید. اگر می خواهید کودکتان اسباب بازی هایش را مرتب کند، به او نگویید «دیگر خسته شده ام. تو چه قدر شلخته ای!» بلکه بگویید «لطفاً بعد از تمام شدن بازی، اسباب بازی هایت را جمع کن و سر جایشان بگذار».

8.از جمله های مثبت استفاده کنید

هرجا که امکان دارد از جمله های مثبت استفاده کنید. برای مثال، به جای این که بگویید «با توپ، توی اتاق بازی نکن» بهتر است بگویید «می توانی با توپ در حیاط و روی چمن ها بازی کنی» جمله های منفی، تنها به کودک می گویند که چه کار نباید بکند و رفتار درست را به او آموزش نمی دهند؛ حال آن که کودک نیاز دارد درست رفتار کردن را بیاموزد.

مجید همتی

مرکز مشاوره ماوا، وابسته به موسسه امام خمینی

 



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

زنان بر لبه تیغ؛ مادر بودن یا شاغل بودن؟
ادامه مطلب