مشاوره، با اتلاف وقت کودکم و پافشاری بر خواسته هایش چه کنم؟

مشاوره، با اتلاف وقت کودکم و پافشاری بر خواسته هایش چه کنم؟

استاد تراشیون محترم, سوالی داشتم....

سوال : یک دختر هفت ساله دارم که ایشان در کارهایشان خیلی وقت تلف می کنند یعنی یک کار شخصی بخواهد انجام دهد، اینقدر ارام آرام این کار را انجام می دهد که دیگر حوصله ی آدم سر می رود یعنی یک مشقی بخواهد بنویسد یک لباس تن کند، اینقدر طولش می دهد که خسته می شود و از آن کار منصرف. مشقی را می خواهد بنویسد، مشق یک ساعته را در سه یا چهار ساعت می نویسد. یک مشق می نویسد یا به مدادش یا به مدادتراشش... حتی در کلاس هم خانم معلم از این اخلاقش شاکی است می گوید خیلی در هرکاری حواس پرتی می کند. من ماندم که من چگونه رفتار کنم که اینقدر حواسش پرت نشود

یک سوال دیگری که داشتم این که چیزی که از ما می خواهد، خیلی روی آن اصرار می کند یعنی حتماً باید انجامش دهیم اگر بگویم نه، اینقدر می خوام می خوام می گوید که آخر مجبور می شوم بگویم باشه انجام بده. حالا من ماندم اصرار می کند باید گوش دهم یا همان اول که نه می گویم، باید روی حرفم اصرار داشته باشم. می خواهم بگویم که من با این دختر هفت ساله چطور برخورد کنم باید سخت باشم یا ....

مجری : بسیار عالی، استاد تراشیون سؤالی هست؟

استاد تراشیون: بنده هم سلام عرض می کنم خدمت ایشان. اینکه می فرمایید برای انجام کارهایشان زمان طولای می برد، این زمان هایی که سر کلاس تکلیفشان هست، حواسشان پرت است یا کند می نویسند؟

ـ نه، مقداری حواسش پرت است یعنی مثلاً به تلویزیون نگاه می کند می بیند من پدر ومادرش چه می گوییم یا به مداد یا به جامدادی اش توجه می کند .

ـ استاد: بعد در همه ی کارها حواسش پرت است؟

ـ بله، مثلاً یک لباس می خواهد بپوشد، هم آنقدر طولش می دهد و به همه چیز کار دارد، که اصلاً یادش می رود دارد لباس می پوشد.

ـ خود تلویزیون دیدنش چطور؟ اگر بخواهد تلویزیون ببیند، می نشیند و مدام ببیند یا باز هم حواسش پرت می شود؟

ـ نه، باز هم حواسش پرت می شود تا حالا نشده برنامه ای را تا آخرش ببیند.

ـ استاد: خیلی ممنون، در مدرسه هم فرمودید همین طور است؟ امسال املایش چطور بوده؟

ـ املایش خیلی خوب است ولی مثلاً روی نقطه، دندانه و ... اشکال دارد یک مسائل جزیی

ـ وسایلش را هم در منزل یا مدرسه جا می گذارد؟

ـ  بله ، بله

ـ خیلی ممنونم مچکر

ـ مجری: از شما سپاسگزارم، خدا نگهدار

ـ استاد: خیلی ممنون هستم از این مادر بزرگوار و دقتی هم که در پاسخ دادن به این چند سوالی که داشتیم، دارند.

این نشانه هایی که این مادر بزرگوار مطرح فرمودند، البته نیاز به این هست که حتماً حضوری با یک مشاور گفت و گو کنند؛ چون نیازی به یک مقدار بررسی بیشتر است، ولی اگر بخواهم یک تعبیری را به کار ببرم می گویم فرزند ایشان ممکن است مشکوک به بیش فعالی باشد. بیش فعالی اصلاً چیست؟

بیش فعالی همان مشکل کم توجهی و کم تمرکزی است یعنی وقتی افرادی متناسب با سنشان، نتوانند تمرکز لازم را روی کاری پیدا کنند، البته این هم باید استمرار داشته باشد ممکن است یه روز بنده مشغله ی فکری ام اجازه ندهد روی کاری تمرکز کنم یا مادری در خانه هم همینطور. مثلاً مادرهایی می گویند اینقدر که فکر ما مشغول است یه موقع به جای نمک روی غذا شکر ریختیم. این موردی پیش می  آید این عیبی ندارد یعنی توجه و تمرکز را ندارند لذا اشتباه یک کاری را انجام می دهند ولی اگر نه ، این استمرار داشته باشد یعنی در بحث های مختلف مثل تکلیف، مثل تلویزیون دیدن. معمولاً ما برای بیش فعالی از املا استفاده می کنیم در املا یک دقتی می خواهد خصوصاً این نقطه ها، تشدیدها، سرکج ها را بگذارند وقتی می بینیم در املا معمولاً این مشکلات ریز وجود دارد، بچه در املایش مشکل ندارد ولی دقت لازم را ندارد، این نشان می دهد که آن تمرکز پایین هست و بچه هایی که تمرکزشان پایین است مشکوک به بیش فعالی هستند. و باید حتماً با یک مشاوری گفت و گو بکنند از نزدیک بررسی شود گاهی اوقات بچه هایی که در این سن هستند حتی می شود از نوع رفتارهای این بچه، مشاور از بیش فعالی او متوجه می شود یا نه. پس این را مادر بزرگوار حتماً پیگیری بفرمایند .

اما یک بخش دومی هم سوالشان داشت و آن این بود که فرمودند که بچه گاهی وسایلی را که می خواهد، بالاخره پافشاری می کند اگر ما بگوییم نه، قانع نمی شود باید چه کرد؟

بچه ها همینطورند. می گویند:« زدست دیده و دل هردو فریاد، که هر چه دیده بیند دل کند یاد» این مصداق بچه هاست. یعنی بچه ها وقتی یک چیزی را می بینند اصرار دارند بر اینکه به آن برسند ایا منع مستقیم می تواند پاسخگو باشد یه موقع مثلاً فرزند مقاومت می کند فرزند دوازده سیزده ساله است دلیل برایش می آوریم منطقی با او صحبت می کنیم بالاخره به او می فهمانیم که این نیاز، نیاز واقعی تو نیست. هرچند در ان سن هم یک موقع دشوار است یعنی نباید در آن شکی بکنیم.

اما بچه های کوچکترـ همانطور که پیامبراکرم (ص) فرمودند که «با ادم ها باید به اندازه ی عقل هایشان سخن گفت» اینها هم درکشان پایین است آن نیاز و آن خواسته بر عقلانیتشان غلبه می کند. اینجا هم ما می گوییم منع مستقیم خیلی نکن. گاهی از حواس پرتی استفاده کن البته مطمئنم الان همان مادر بزرگوار و خیلی از مادرها می گویند که «نه، این اتفاقاً حواسش جمع است نمی شود حواسش را پرت کرد اگه این بار هم حواسش را پرت کنیم، دوباره نیم ساعت بعد یادش می افتد و آن خواسته اش را می خواهد». این هنر والدین است؛ چون تربیت یک امر مقطعی نیست ما مثلاً فکر کنیم که ماده ای را به بدن تزریق کنیم آمپولی را به این فرزند بزنیم بعد این تمام شد خیالمان راحت می شود نه اتفاقاً موقعی استمرار می خواهد یعنی ممکن است بچه بارها به آن خواسته ی غیرمنطقی خودش بپردازد و ما هم مجبور شویم بارها حواسش را پرت کنیم من گاهی اوقات مثالی را برای پدرها و مادرها می زنم که در جلسات مشاوره می آیند و دربارهی مسائل تربیت فرزندشان گفت و گویی دارند ، می گویند:«اگر یک چاهی این وسط باشد، بچه ی ما بار اول می گوید بابا من می خواهم خودم را در این چاه بیندازم، می گوییم خوب، ننداز. بار دوم بگوید میگوییم ننداز، بار سوم و ... بار هزارم هم بگوید می گوییم ننداز.  البته یک بار به یک پدری گفتم گفت اگر چند بار بگوید عصبانی شوم، می گویم خودتو بنداز. نه، بالاخره آن هم از ته دل نیست یعنی پدر نمی خواهد بچه خودش را در این چاه بیندازد.

وقتی ما می فهمیم که اینجا دارد به این بچه آسیب می رسد بارها هم به ما مراجعه می کند که این خواسته اش را بگوید ما بالاخره حواسش را پرت می کنیم، سرش را گرم می کنیم منعش می کنیم دقیقاً نسبت به بچه ها هم همین است یعنی اگر یک نیازی، نیاز غیر واقعی بود، اگر بارها هم مراجعه کرد با همان شیوه های حواس پرتی حواسش را پرت بکنیم.

گاهی اوقات هم بچه ها حق دارند یعنی گاهی بعضی از نیازهای بچه های ما نیازهای کاذب نیست. بعضی از پدر و مادرها هستند که انگار سقشان را با نه برداشتند هرچه بچه بگوید می گویند نه. بعد یک موقع بچه اصرار می کند، پدر کمی فکر می کند مادر کمی فکر می کند. «بنده خدا گناه دارد این بچه راست می گوید» نه، ما هم باید طوری باشیم که اگر نه می گوییم نه ما براساس یک منطقی باشد پشتش یک استدلال قوی باشد ولو ما یک استدلال را برای بچه بکار می بریم ولی برای خودمان باید حجت باشد که می گوییم نه. بقیه را هم نه. این نیاز واقعاً نیاز کاذب نیست یک نیاز حقیقی است برایش تهیه می کنیم البته بعضی پدر و مادرها هم هستند که نگرانی هایی دارند می گویند هر نیازی هم که بچه داشته باشد، ولو نیاز حقیقی هم باشد، براورده کنیم ممکن است این بچه پرتوقع شود. در جلسات و برنامه هایی که برای والدین داریم، می گویم که نه این هم طوری نباشد که هردم به ساعت تا یک چیزی گفت همین الان برایش تهیه کنیم، متناسب با سن. گاهی اوقات بچه ی دوساله ای می آید از من یک لیوان آب طلب می کند، این نباشد که بدوم سر یخچال یک لیوان اب به او بدهم نه گاهی اوقات از همان موقع تمرین کنیم که این نیاز را به صورت منطقی در یک زمانی برایش برآورده کنیم آن هم نه اینکه به او بگوییم پنج دقیقه صبر کن او هم پافشاری کند نه شروع کنیم با او ارتباط برقرار کردن: «خوب، مادرچان، آب کم می خواهی ، یا زیاد. در لیوان بریزم، در استکان یا با پارچ برایت بیاورم؟ شروع کنید به چند دقیقه ای ارتباط کلامی. آن وقت ان نیازی که مطرح کرده رابه تأخیر بیندازید. یا مثلاً بچه هفت ساله است و این نیاز ، نیاز واقعی اش است نمی گویم همین لان چادرچارقد می کنیم برایش می خریم «خوب مادرجان، الان که شب است و معلوم است که نمی شود فردا هم که تو صبح تا ظهر مدرسه هستی، انشالله فردا بعد از ظهر باهم می رویم برایت تهیه می کنیم» این هم نباشد که هر دم به ساعت تهیه شود یک مقدار با زمان تأخیری باشد که بچه ها این نباشد که نیازشان را دم دستی برآورده شود و پرتوقع شوند.



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

پرخاش بس! (قسمت اول)
ادامه مطلب