کارگاه آزادی و محدودیت

...  حلم يعني اينكه ضربه بزن، ضربه پذير باشيم اينقدر ضربه بخوريم كه نرم باشيم كش بياييم نشكنيم. الان ما جوان هايمان يك تلنگر بزنيم خرد مي شوند . مثل شيشه هستند. شيشه حلم ندارد. حلم ؛يعني ضربه پذيري. اصلا مشكلات زندگي بوجود مي آيد كه ما حلم پيدا بكنيم اينقدر ضربه بخوريم تا نرم بشويم و كش بياييم. نظام آموزشي بايد از بچه ها حليم بسازد. حالا در خانم ها اسمحلیمه داريم  ولي در آقايان حلیم  نداريم . ولي واقعا بچه بايد حليم بار بيايد.

ذكر، ذكر يعني چه؟ بله؟ تكرار؟ آن ورد است ذكر نيست. ياد كردن با كلام ورد است. صدا كردن هم صدا است ورد است، ذكر نيست. ذكر بازنگري است. ذكر نقشه راه است بازنگري نقشه راه است.

مثلا من راه مي افتم از اينجا باربند ماشين را بارمي زنم خانم و بچه ها راه مي افتيم هر كس به من مي رسد مي گويد: فلاني كجا؟ انشاءالله مشهد. هر كه مي گويد، مي گويم: مشهد .مشهد. اين ورد است. راه مي افتم مي بينم نوشته قم، قم است باشد من مشهد مي روم. مي روم مي رسم اصفهان، بابا اينجا اصفهان است باشد من مي روم مشهد. آخر سر، سر از بوشهر و خوزستان در مي آورم ولي همه اش هم مي گويم مشهد چرا؟ چون نقشه راه نداشتم باز كنم ببينم علائم نقشه با علائم راه هماهنگ است يا نه اگر هماهنگ است من در مسير هستم.

ذكر يعني بازنگري نه يادآوري. مرتب بايد كنترل كنيد من در مسير هستم يا نه. يكي از ذكرهاي ما، خدا عمر طولاني به آقاي الهي قمشه اي بدهد ايشان هيچوقت نمي گويند بسم الله ولي توضيح مي دهند. مي گفت :من مي آيم اينجا مي گويم: بسم الله الرحمن الرحيم اصلا مي گويم بسم الله، بسم الله يعني چه؟ به نام خدا، بسم الله من هستم، خب تو غلط كردي هستي اگر مي گويي بسم الله اسم خودت را چرا مي آوري؟

ذكر يعني اينكه من در مسير هستم يا نه؟ تمام ذكرها را فارسي اش را ترجمه كنيد بينيد. نماز روزانه ما ذكر است آيا كنترل مي كنيم يا نه؟ اصلا وقتي كه مي گوييم الحمد لله رب العالمين، نمي خواهم نمازخوان كنم شما را اشتباه نكنيد ولي مي خواهم بگويم بحران مفاهيم اين است اصلا مي دانيم چه مي گوييم؟ چه را داريم بازنگري مي كنيم؟

دفعه پيش در جلسه ترس و خشم گفتم از ترسمان داريم مي خوانيم كه بازخواست بشويم يا بابتش بهشت به ما بدهند.  آن ذكر نيست ورد است ورد شكل است عيب هم ندارد بگوييم ولي بدانيم كه ورد ذكر نيست .ذكر، يعني توجه به مسير بازنگري.

خدا رحمت کندآقا سيد هاشم حداد از شاگردان مرحوم آقا سيدعلي آقاي قاضي بودند آمده بودند به ايران ايشان اصلا معمم هم نبوده آهنگر است. به مرحوم مطهري گفته بود آقاي مطهري شما نماز مي خوانيد؟ گفته بود بله. گفته بود مي دانم مي خواني چگونه مي خواني؟ گفته بود با توجه كامل، روي تك تك لغاتش كلماتش. گفت عجب! روي تمام كلمات دقت داري؟ گفته بود بله. گفته بود :پس كي نماز مي خواني!!؟؟ اگر قرار است روي همه اش دقت كني که نماز نیست.

ذكر بازنگري است آيا من در مسير هستم يا نه؟ چه مسيري؟ خودتان تعيين مي كنيد ولي بايد ياد بگيريد من در مسير هستم يا نه.

دانشگاهي كه من مي خواهم كنكور بدهم در مسير من هست يا نه. تفكر راهبردي دارم يا نه؟ برنامه ريزي راهبردي دارم يا نه؟ اين برنامه ريزي است. وگرنه يك جاي ديگر سر در مي آورم مبدا و مقصدم را مي شناسم؟ ذكر يعني چك كردن مبدا و مقصد ذكر يعني تفكر راهبردي.

ما مظاهر جديد را گرفتيم ولي روش ها را نگرفتيم. يكي از مشكلات اين است كه تفكر راهبردي نداريم. تفكر راهبردي يعني اينكه امروز كه من اينجا هستم سي سال ديگر بايد كجا باشم؟ و مرتب بايد ذكر داشته باشم در مسير سي سال آينده ام هستم يا نه. پس بنابراين مهم نيست ذكر بگوييد يا بازنگري بگوييد راهبرد فرقي نمي كند. مساله اين است كه كاملا مفهوم را بشناسید.

و بعد هوشياري؛ هوشياري يعني كلي نگري . مرحله بعد اين دو تا خاصيت دارد نزاهت و حكمت. نزاهت يعني پاكي نزهت يعني پاك، تميز. نفس سوّم، ناطقه قدسي. دو تا خاصيت دارد نزاهت و حكمت. حكمت  فراتر از علم است آگاهي و دانايي با هم نزاهت يعني صداقت و درستي و پاكي. و نزديك ترين چيز به نفس كامل الهي است . ما راجع به نفس كامل الهي صحبت نمي كنيم هيچوقت صحبت نمي كنيم چون در حد ما نيست.

تمام سعي ما اين است كه برسيم به نفس، وارد اين نفس ناطقه قدسي بشويم وظيفه ما اين است كه  بچه هايمان را به اینجابرسانيم . تا اينجا نرسيديم نبايد رهايشان كنيم بقيه اش با خودشان است .

اين نفس نزديك ترين چيز به نفس فرشتگان يا نفس كامل الهي است. اين از منبع روايت كميل بن زياد بود. امام محمد غزالي اين مساله را در كتاب كيمياي سعادت و احياء العلوم الدين مفصل بحث مي كند. احياء العلوم الدين به عربي است من ترجمه اش را نخواندم ولي كيمياي سعادت ازخود غزالي به فارسي نوشته شده است.هزار سال پيش. بقدري زيبا نفس را دسته بندي مي كند كه امروز اگر بخواهند هم طرازش را بگذاريد هم با نظريّه فرويد كنار هم گذاشتم هم با نظريّه اريكسون هم با نظريّه تحليل رفتار متقابل و انصافا قوي تر از همه بود. هزار سال پيش نفس را آنقدر زيبا بيان كرده كه آدم حيرت مي كند. فارسي بسيار شيوايي هم دارد .

بر پايه اين دو تا نظريّه ما يك تقسيم بندي مي كنيم از اين چهار طبقه نفس تا يعد بتوانيم بگوييم كه اشكال كار ما كجا است چرا اينقدر خشم داريم ؟چرا اينقدر ترس داريم ؟چرا اينقدر حالمان بد است ؟اين خط زمين است .خاك است .جسم ما از خاك است .خاك توانش را مي دهد به گياه. گياه مي دهد به حيوان هر دو مي دهند به انسان پس پايه خاك است.

نفس نامي نباتي يك ذوزنقه است از اين چهار طبقه هر كدام يک ذوزنقه هستند. چگونه قرار گرفتن اين ذوزنقه ها روي هم خيلي مهم است. نفس نامي نباتي ذوزنقه اي است كه از پايين بسته است از بالا باز است اين بعد خورد و خوراك ما است. خيلي هم مهم است . شنيديد ديگر عقل سالم در بدن سالم است. بنابراين اگر جسم سالم نباشد ديگر به بقيه اش كاري نداريم نمي توانيم بدون اين به اينجا برسيم پس مهم است.

طبقه دوم  اين يك ذوزنقه است طبقه دوم يك ذوزنقه ديگر روي اين است اين نامي نباتي بود اين حسي حيواني تا اينجا با حيوان مشترك هستيم. اين دو تا را ما مي گوييم غريزه؛ غريزه نيرويي است كه به نيازهاي جسمي ما جواب مي دهد. غريزه است كه ما را وادار مي كند از سلامتي مان حفاظت كنيم سلامت جسم ؛بقاء نسل ،غريزه اين دو تا وظيفه را دارد. غريزه براي حفظ جان است و براي بقاء نسل .پاسخ دادن به غريزه لذت دارد .به عنوان پشتوانه، ما غذا كه مي خوريم لذت مي بريم در رابطه جنسي كه غريزه جنسي است لذت مي بريم در خواب لذت مي بريم.

نفس حيواني و نباتي ما لذت دارد چون غريزه است و بايد باشد تا ما بتوانيم به مراحل بالا برسيم. غرايز نبايد سركوب بشود، بايد محدود بشود، سركوب غريزه نه مال دين ما است نه مال مليت ما است .سوغات هند است ،از هند نفوذ كرده. جوكي هاي هند ،، غذا نمي خورند روي ميخ مي خوابند در ابر مي روند. جسم شان را آزارمي دهند ما آزار جسم در دينمان نداريم در آيين ملّي مان هم هيچكدام همه جا تن مقدس است پس اين دو تا هست.

سومي نفس ناطقه قدسي و انساني است. انساني همان عقل است يا شناخت است. همه اينهـا جزو ذهن است اين بعد عقلاني ما است. ما وقتي كه درس مي خوانيم وقتي كه عالم مي شويم اين بعد را تقويت مي كنيم و اين همان بعد نفس ناطقه قدسي است كه پنج ويژگي داشت.

طبقه بعد نفس كامل الهي است. اين ديگر مسدود نيست به بي نهايت متّصل است. بهمين دليل ما وارد نمي شويم چون اصلا در حد سطح ما نيست.

از نظرامام محمد غزالی اين شكل طبيعي ،صحيح و نرمال ذهن است. اين بخش غريزه است ،اين بخش عقل است ؛اين بخش فطرت است. يكي از اختلافات ما با علم روانشناسي اين است. روانشناسي چون از غرب آمده فطرت را قبول ندارد فطرت و غريزه را يكي مي بينند ما فطرت و غريزه را از هم جدا مي بينيم.

روانشناسي همان نظري كه راجع به حيوانات است راجع به انسان هم مي گويند حيوان فطرت و غريزه اش با هم است .حيوان اينجا متوقف مي شود ديگر بالاتر نمي رود نه ناطقه قدسي دارد نه الهي .غريزه كامل است. انسان مي رود بالا عقل درد و فطرت دارد.

آن چيزي كه بايد محدود بشود غريزه است و آن چيزي كه نبايد محدود بشود فطرت است. ما در مورد بچه هايمان چكار مي كنيم؟ فطرتشان را محدود مي كنيم. چگونه بچه دو ساله را با فطرتشان محدود مي كنيم؟ برايش بالاي منبر نمي توانيم برويم اما محمد غزالي برايش بگوييم، نمي گذاريم بازي كند. نظافت، نظم، آموزش، تربيت، رفاه. كثيف نكن خودت را كثافت كاري نكن ؛بهم نزن ؛شلوغ نكن ؛مؤدب بنشين ؛نقاشي كن!! جلوي فطرتش را مي گيريم.

بچه اي كه زياد شلوغ مي كند به او مي گوييم بيش فعال. نمي گذاريم رشد كند مانع تعالي مي شويم. در عوض چكار مي كنيم؟ بهترين ها را برايش مي خريم اتاقش را پر اسباب بازي مي كنيم و غريزه اش را باز مي كنيم. اصل اساسي در قرار گرفتن اين ذوزنقه سوّم است چه ذهنيتي به بچه مان مي دهيم ؟

 در خيابان هاي تهران بگرديد بيشترين حجم فروشگاه ها چه عرضه مي كنند؟ خوراك و پوشاك، يعني اينجا. مغازه اي خوراك پوشاك تعطيل شود ،شهرتعطیل مي شود. چند تا فروشگاه اينهـا را عرضه مي كنند؟ تعطيل هم بشوند اصلا هيچكس نمي فهمد.اصلا كسي كمبودش را حس نمي كند. ولي يك روز اگر نفس نامي نباتي تعطيل بشود ،اصلا مملكت بهم  می ریزد. دو روز گوجه فرنگي كم ياب بشود چه خبري مي شود؟  تمام سوپر ماركت ها قفسه هايشان خالي شد چرا؟ چون نفس نامي نباتي بزرگ است .محدود نيست.

علت اينكه ما اين وضع را پيدا مي كنيم اين است .اين ذوزنقه  معكوس است. اين عملكرد بجاي اينكه ضلع كوچكش پايين باشد ضلع بزرگ برعكس شد.

اين مشكل نظام آموزش و پرورش ما است. اين مشكل تعليم و تربيت ما است .ما بچه ها را به سمت هوشياري نمي بريم .مخروط واژگون شكل مي گيرد.

ببينيد ما اينقدر نياز داريم، اين نياز را بايد دريافت كنيم با نياز شوخي نداريم نمي توانيم دريافت نكنيم اگر دريافت نكنيم مساله دار مي شويم ولي وقتي مخروط شكل مي گيرد حالا اينقدر نياز داريم. چند برابر؟ در نتيجه مي رويم در حريم همديگر جنگ مي شود فقر چون همه ميخواهند.

بدتر از اين از خاك عبور مي كنيم بجاي اينكه به بي نهايت بالا متّصل بشويم توهم بي نهايت پيدا مي كنيم. كه حَتّي زمين هم نمي تواند جواب بدهد اين دنيای آر زوها ،اميال و حسرت هاي ما است. ببينيد مهم نيست داريم راجع به ذهن صحبت مي كنيم اصلا به داشته هاي كسي كار نداريم .داريم فكر مي كنيم چقدر آرزو داريم و چقدر داريم برنامه مي ريزيم و چقدر حسرتش را مي خوريم كه نمي توانيم به آن برسيم؟ خانه، ماشين ،ويلا، پول، سرمايه ،شركت و و و و ... چقدر آرزو داريم؟ نمي توانیم برسيم.

كره زمين محدود است به نامحدود نمي تواند جواب بدهد، معنويت نامحدود است. شما از ديدن بچه تان چقدر احساس حظ و لذت مي كنيد؟ چقدر؟ خيلي چه قدر است؟ اندازه بدهيد. بي نهايت چون اينجا هستيم. اصلا قابل اندازه گيري نيست. مهر و محبت نامحدود است تعداد بچه ها محدود است حداكثر ده تا دوازده تا مي توانيد داشته باشيد بيشتر مي توانيد؟ حداكثر ده تا، يك جين كامل ؛خب محدود است. ولي دوست داشتن تك تك اينهـا نامحدود است.

بچه دار شدن اينجا است در غريزه است .مادر شدن، بچه داشتن اينجا است ؛مادر شدن اينجا است. در مادر شدن محدوديت داريم؟ در پدر شدن ما محدوديت داريم؟ بله در بچه داشتن محدوديت داريم من دو تا بچه دارم ولي در پدر شدن هم محدويت دارم؟ چند تا دختر و پسر من داشته باشم خوب است؟ خودم نمي دانم. و چند تا نوه دارم نمي دانم همه شما بچه هاي من هستيد.

پدر شدن اينجا است بچه داشتن اينجا است. مساله اساسي اين مخروط ذهن است كه متون سنتي ما قشنگ مي گويند با عبارت هاي كهنه قديمي به اين بايد فكر كنيم كه داريم چكار مي كنيم.

احساس گناه تان بالا نرود. چرا من اينقدر روي خانه بازي، خانه فرهنگ، بازي مادر و كودك دوره مادر باردار تاكيد داريم و تمام توان مان را گذاشتيم؟ من بقدري تحت فشار هستم كه تو بيا در مدرسه صحبت كن براي ما دستمزد خيلي خوبي هم به من مي دهند. من اگر ولَم كنيد از سه سال بالاتر نمي آيم چون الان چند ماهي است داريم روي نظريّه سي و سه سال كار مي كنيم .

بنيان اين در سه سال و شش سال اول شكل مي گيرد به اين دليل اين سال ها مهم است به اين دليل آموزش مادر مهم است و نقش اصلي را هم مادر دارد. من هميشه گفتم كه اگر از من نظر بخواهند كه هيچوقت نمي خواهند همه يارانه ها را قطع كنند كمي از حقوق كارمندها كم كنند همه را خرج آموزش ما بكنند تا اين ممكلت از چرخه عقب ماندگي  بيرون بیاید.

 بچه هاي ما بايد وارد عرصه انساني بشوند و در امتداد الهي تا خوشبخت بشوند. موفقيت خوشبختي نيست ؛موفقيت ،موفقيت است .اينجا ممكن است به نظر خيلي موفق بيايد ولی خوشبختي نيست.

يك شكل سوم هم دارد. يك طور ديگر هم اين ذهن شكل مي گيرد و آن اين است كه، حالا اين خط زمين باشد، اين دو تا غريزه خوب شكل گرفته و در بعضی آدمهاواقعا كنترل شدند.

ذهن الهي هم اينطور است . اين وسط انساني يك چيز متورم است چون هم پايين بسته است هم بالا. ببنيد اينهـا نيرو هستند اين نيرو بايد انسان را عبور بدهد. وقتي كه اين نيرو مي آيد اين را محدود مي كند مي آيد بالا بالا را هم محدود مي كند نمي گذارد برود. شناخت متورم مي شود. نوابغ اين هستند. ما يك طرحي داريم بنام ١٣٠٠ ها با اين آدم ها مي نشينيم صحبت مي كنيم كساني كه تاريخ تولدشان ١٢٨٠ است تا ١٣٢٠ معروف و مشهور. با بعضي از شخصيت ها و بزرگان هم نشستيم صحبت كرديم كودكي شان را بررسي كنيم.

يكي از شاگرادن من گفت :كه من با يكي از بزرگان اگر اسم ببرم همه شما مي شناسيد ارتباط دارم مي توانید با او صحبت كنيد. گفتم باشد. ضبط صوت را برداشتم و با هم رفتيم. گفت :فقط يادت باشد اين يك دفعه تو را از خانه بيرون مي كند اگر از حرف زدنت خوشش نيايد مي گويد بلند شو برو بيرون!! از خانه مي اندازد بيرون به تو بر نخورد. گفتم :نه بر نمي خورد. رفتيم من با ادب دست ايشان را بوسيدم تا زماني كه از شخصيت علمي ايشان تعريف مي كردم خوب گوش مي كرد خانه ،نيمه تاريك، تنها ،خانواده در خارج از ايران،با يك پرستار. تمام ديوار تابلوهاي تقدير. روي ميز كتاب هاي تأليف شده بسيار. ایشان از خاطراتشان گفتند . من فكر كردم كه ديگر مي توانم سوال اصلي ام رامطرح کنم. گفتم كه خانواده بچه ها، گفت نيستند. گفتم مي توانيد مقداري راجع به كودكي تان صحبت كنيم؟ گفت :بلند شو برو بيرون .گفت :مي گويم برو بيرون حرف نزن!! من را از خانه اش بيرون كرد و اصلا هم ناراحت نشدم دلم سوخت.

يك