ریشه های رفتارهای غلط در کودکان(قسمت اول)

ریشه های رفتارهای غلط در کودکان(قسمت اول)

گاهی وقتها به بچه هایمان می گوییم که «اینقدر خواهرت یا داداشت را اذیت نکن، می فهمی این کارت چقدر زشته؟ خجالت بکش... خرس گنده، یه نگاه به هیکلت بنداز، تو تا منو نکشی دست از سرم برنمی داری» در اتاق حبسشان می کنیم، شاخ و شانه هایی می کشیم، «پول توجیبی بهت نمی دیم، حالا که اینجوری شد تولد دختر خالت نمی ری و هزار جور داستان های دیگه» خیلی وقتها والدین می گویند که بچه هایمان قهر می کنند، بهانه گیرند، درست غذا نمی خورند، سرجایشان نمی خوابند، بی نظم و بی انظباطند، مدام با هم دعوا می کنند، سرو کله ی هم را می زنند، دروغگواند، زورگواند، خجالتنی اند، مضطرب اند، نگرانند، می ترسند، ایراد می گیرند، دستورهای ما را گوش نمی کنند، سرپیچی می کنند و ....و...الی آخر

ما دو مدل اختلال در بچه ها داریم:

1.      اختلالات رفتاری که در کودکان هنجار دیده می شود، ) همه ی بچه های من و شما، بچه های معمولی(

2.     اختلالات رفتاری که در کودکان ناهنجار دیده می شود.) بچه های خاص. بچه هایی که از نظر علم روانشناسی، بیمارند و نیاز به دوا و درمان دارند. در این بحث کاری به رفتارهای بچه های ناهنجار نداریم. آنها نیاز به مشاوره و کار خاص موردی دارد)

بچه های همه ی شما نق می زنند بهانه می گیرند پرخاشگری، بی نظمی می کنند، اینهایی هم که می گویم، در آنها سن خیلی مهم نیست برای همه سن جوابگو هست. ما می خواهیم درباره رفتارهای غیرمنطقی که معمولاً همه ی بچه ها دارند، صحبت کنیم.

نکته: وقتی به ما می گویند که بچه ای فلان ایراد را دارد، ما دو جور می توانیم رفتار کنیم

1.     با توجه به ظاهر رفتار. بگوییم اگر این کار را کرد، آن کار را بکن که این کاملاً این غلط است.

2.     با توجه به ریشه ی رفتار. اصلاً این رفتار چرا از او سر زده است؟

پدری با من تماس گرفت وگفت که نوه ی من دوسال و نیم است وقتی زمین می خورد، زود به پدر و مادرش نگاه می کند اگر نگاهش کرده باشند، می رود و آنها را می زند که چرا من زمین خوردم، شما نگاه کردید؟ گفت که رفتیم با مشاور مهدشان صحبت کردیم مشاور مهد گفت که ایندفعه اگر زد، دو تا دستش را محکم می گیرید می گویید «یک بار دیگر بزنی، می زنمیت». گفتم «مشاور این مهد رسماً دیوانه است. قطعاً بدانید که حق ندارد این آدم. مشاوری که می آید با توجه به ظاهر رفتار، اگر این کار را کرد، آن کار را بکن، تجویز می کند بی صبر است»

ما یک بحثی داریم در علم پزشکی و در روانشناسی به اسم سیکل معیوب. ما می گوییم یک ریشه هایی وجود دارد که در روان یک انسان، در جسم یک انسان، در روان یک جامعه باعث یک اختلال می شود گاهی وقتها روان یک آدم را، جسم یک آدم را درمان کنیم یا می خواهیم یک چیزی را در جامعه درمان کنیم. و توجه به آن ریشه نداریم. خوب، یک درمان داریم دارو می دهیم، روش می دهیم، درمان ما آن بیمار را چه انسان چه جامعه باشد رو به بهبود می برد ولی ریشه ای که اینجاست باعث می شود که این دوباره به سمت اوضاع خراب قبل و حتی بدتر از قبل برگردد. ما او را درمان می کنیم، به سمت بهبودی می بریم، ریشه این جاست او را به سمت پایین می کشاند و این چرخه همینطور ادامه دارد. ما به این می گوییم سیکل معیوب.

یک خانمی در یک از کلاس ها به من گفت:« بیست و پنج سال است که نزد دکتر اعصاب و روان می روم» گفتم: « گفتم در این بیست و پنج سال نزد دکتر باسواد نرفتی، بیست و پنج سال فقط سطحی به تو نگاه کرده، اما اگر ریشه را پیدا کرده و اصلاح می کرد، نیاز به بیست و پنج سال نداشتی»

پس من این را می خواهم بگویم که می خواهیم سراغ ریشه ها برویم من ریشه ها را می گویم که اگر درمان شوند، رفتارهای غلط یکی یکی کنار می روند. وقتی می گویم ریشه مهم است، یک مثال بزنم:

بچه ها وقتی به دنیا می ایند، با دو ترس به دنیا می ایند: ترس از سقوط و ترس از صدای بلند. شما یک نوزاد را در دستتان بگیرید، بالا و پایین کنید یک دفعه خودش را جمع می کند چون می ترسد. یک نوزاد را کنارتان بگیرید و با دستتان صدای بلند ایجاد کنید، زود خودش را جمع می کند. چرا بچه این دو ترس را دارد؟ چون بچه ها وقتی به دنیا می آیند، سیستم عصبی بدنشان کامل نیست تا سن دو سالگی نود و پنج درصد سیستم عصبی بدن نوزاد، کامل می شود و وقتی که سیستم عصبی بدن نوزاد کامل می شود، همان دو تا ترس هم از بین می رود پس عملاً بچه هیچ ترسی ندارد کسی نمی تواند بگوید «بچه من مادرزاد از تاریکی می ترسد» یا «کلاً ما نسل در نسل مثلاً از سوسک می ترسیم ژنتیکیه!»نه، ما چنین چیزی نداریم. برق رفته است بچه در تاریکی همانطور نگاه می کند چه جالب! هیچ چیز معلوم نیست. مامان در آشپزخانه داد می زند: « نترسی ها! مامان» بابا می گوید:« اومدم بابا، نترس نترس» بچه می گوید «اوه، پس باید بترسم ، مامان...» وگرنه بچه با ترس به دنیا نمی آید همان دو تا ترس است که آن هم با کامل شدن سیستم عصبی از بین می رود. می خواهم این را بگویم اگر بچه های ما یک بدرفتاری هایی دارند، یک قسمتش مال ریشه هایی است که ما... می خواهیم برویم سراغ آن ریشه ها، آنها را بشناسیم، یکی یکی ریشه ها را درست کنیم تا انشاالله رفتار بچه هایمان درست شود.

انواع ریشه های اختلال رفتاری

این ریشه ها دو مدلند:

1.      ریشه هایی که در خانه ی ما بوجود آمده است.

2.     ریشه هایی که جامعه به بچه منتقل می کند.

 من با دومی هم کاری ندارم. بدآموزی های تلویزیون، بدآموزی های مهدکودک و مدرسه، بدآموزی های جامعه... چرا با آن کاری ندارم؛ چون الان برای شما توضیح بدهم شما نمی توانید کاری برای آن بکنید. من می گویم مثلاً در جامعه فلان چیز فلان طور شود، فلان رفتار بچه اینطور می شود خوب به چه درد شما خورد؟ طی جلسه ای که با سران مملکت داریم، می شود این ها را گفت. اینجا من باید چیزی را بگویم که به درد شما بخورد. پس سراغ ریشه هایی می رویم که در خانه های ما شکل می گیرد و درخانه های ما می توانیم آن را درست کنیم.

ریشه های اختلال رفتاری کودکان در خانه های ما هفت مورد است.

 تیترهایشان را می گویم :

1ـ امتیازدهی دوسویه به رفتارهای غلط

2ـ اعمال فشار دو سویه

3ـ آموزش های دیداری و شنیداری غلط اطرافیان

4ـ پاداش ندادن به رفتارهای شایسته از سوی والدین

5ـ عدم آشنایی والدین با شیوه ی درست استفاده از دستور(یعنی بلد نیستیم چگونه دستور دهیم)

6 ـ گفتارهای غلط خانواده

7ـ تهدید و تنبیه غلط

ما با این هفت روش غلط بچه هایمان را بدرفتار کردیم.

در قسمت های بعد به شرح این موارد می پردازیم...

برگرفته از سخنرانی دکتر شاهین فرهنگ

 



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

خانواده آسمانی2
ادامه مطلب