دزدی در کودکان(قسمت اول)

دزدی در کودکان(قسمت اول)

شیما خوابش برده بود.  به احسان گفتم دروقته، بچه مظلوم رو بدخواب نکن، بغلش می کنیم.  موقع خداحافظی حس کردم محبوبه خانم همسر آقای صادقی تو گفتن و نگفتن یه چیزی بهم تردید داره، آخر سر هم حرفش رو خورد.  ساعت یک شب بود که رسیدیم خونه مون.  توی راه حس کردم کیف دستی شیما سنگین تر از معموله، اما خستگی و خواب آلودگی و فکر حرف نگفته محبوبه خانم همه تمرکزم رو گرفته بود.

صبح وقتی رفتم کنار تخت دخترم تا اونو برای مهدکودک صدا بزنم، کیف چاق شده شیما گوشه اتاق دوباره توجه منو به خودش جلب کرد. . .

چرا کودک ما دزدی می کند؟ آیا اصلاً می توان به بچه ها برچسب «دزد» زد؟ کودکان چه زمانی حریم مالکیت دیگران را به رسمیت می شناسند؟ با بچه هایی که خیلی راحت، چیزهای اطرافشان را برای خودشان برمی دارند، چگونه رفتار کنیم؟ آیا برای این مشکل، راه حلی وجود دارد؟

ما پاسخ این پرسش ها را به شما خواهیم داد، اما همین اول تأکید می کنیم که هیچ کودکی ذاتاً دزد نیست؛ بلکه شرایط محیطی، روانی و ضعف قوای شناختی و مهارتی است که زمینه ساز بروز این مشکل در کودک می شود.  افزون بر این، به دنبال این سوءرفتار، کودک به دروغ، اختلال خواب، احساس گناه، عدم تمرکز و افت تحصیلی نیز دچار می شود.

چرا بچه ها دزدی می کنند؟

الف) نیازها

 1نیازهای اولیه و محرومیت: در برابر محرومیت ها کودک نه تجربه لازم را دارد و نه طاقت موردنیاز را.  اگر نیازهای اولیه او مانند نیاز به غذا به درستی پاسخ داده نشود، دزدی یکی از راه های پیش روی اوست.  خانواده هایی که از نظر اقتصادی ضعیف هستند باید بیشتر به این مسئله توجه کنند؛ چراکه بیشتر در معرض خطر قرار دارند.

 2یازهای روانی: همه احتیاج های یک کودک در مسائل جسمی خلاصه نمی شود؛ او نیازهای روانی متفاوتی نیز دارد که برآورده نشدن آن ها سبب می شود تا آسیب های روانی گوناگونی مانند «میل به دزدی» رخ نشان دهد.  برخی از این نیازها را با هم مرور می کنیم:

الف) نیاز به محبت یکی از این نیازهاست؛ اگر کودک از سوی والدین یا هم سالان طرد شود، برای جلب توجه یا انتقام به دزدی دست می زند.

ب) ابراز وجود و «مهم جلوه کردن» از دیگر نیازهای روانی کودک است؛ او گاهی می خواهد توان و هوش خود را به رخ دوستانش بکشد، گاهی نیز می خواهد وسایلی را داشته باشد که دوستانش دارند.

توجه به نیازهای اولیه و روانی کودک و زمینه سازی برای ارضای مناسب این نیازها، می بایست از اولویت های والدین باشد.  درباره تأمین نیازهای روانی، دانستن این چند نکته ضروری است:

* محبت کنید: زمانی از روز را به کودکتان اختصاص دهید، در خلوت و جلوی دیگران به روش های متنوع و جذاب، به کودک خود مهر بورزید تا احتمال آن که او برای جبران این کم محبتی، دست به رفتار اشتباه بزند، کاهش یابد.

* او را در معرض دیده شدن قرار دهید: روابط او را با دوستانش مورد بررسی قرار دهید.  مطمئن شوید که کودک شما برای جلب توجه دوستان و یا دیگران دزدی نمی کند.  از سوی دیگر، زمینه هایی را برای ابراز وجود سالم او در جمع های گوناگون فراهم کنید.  برای مثال، هر از چندگاهی مطلب، داستان یا شعرش را در جمع دیگران بخواند، نقاشی هایش را به دیگران نشان دهد یا نمایشی را که آماده کرده، در جمع اجرا کند؛ البته در همه این موارد، تشویق کودک، توسط شما و دیگران لازم است.  برای اطلاعات بیشتر، مهارت های ابراز وجود در کودکان را از کتاب ها یا مشاوران بخواهید.

* عدم تأمین «نیاز به دیده شدن» سبب ایجاد «احساس حقارت» شده و امکان بروز دزدی را در کودک افزایش می دهد.

کودکی که می بیند هم کلاسی اش لباس قشنگ تر یا لوازم مدرسه بهتری دارد و او نمی تواند آن ها را داشته باشد، این را برای خود شکست و تحقیر می بیند و برای جبران این حقارت ممکن است بدون اجازه، آن ها را تصاحب کند.  این کودکان، دنیا را ناعادلانه می دانند و در پی احقاق حق خود هستند.  در چنین مواردی خانواده ها می بایست افزون بر از بین بردن این نگرش و تصحیح نگاه او، درخواست های منطقی کودک را تأمین کنند و یا حتی او را به کار کردن و خرید وسایل موردنیازش راهنمایی نمایند.

ب) عوامل شناختی

ضعف شناخت و ندانستن قانون مالکیت نیز می تواند زمینه ساز رفتار دزدی در کودکان باشد.  تا قبل از شش سالگی اگر کودک چیزی را بدون اجازه بردارد، طبیعی است و ناشی از آگاه نبودن او به قانون مالکیت است.  کودک خردسالی که تازه حرف زدن را یاد گرفته است، تصور می کند همه دنیا و اشیای آن، مال او هستند.  اگر از کودک بپرسید این لباسی که تن من است مال چه کسی است، به احتمال بسیار خواهد گفت: مال من!

چگونه مالکیت را آموزش دهیم؟

1. در فروشگاه و هنگام خرید جنس اجازه دهید گاهی کودکتان قیمت اجناس را بپردازد تا یاد بگیرد که برای برداشتن مال دیگران باید پول بپردازد.

2. با انجام برخی بازی ها می توان کودک را در تشخص و جداکردن وسایلی که متعلق به او هستند، راهنمایی کرد.  برای مثال روی وسایل بازی او یک برچسب بزنید و اسباب بازی هایش را از وسایل برادرش متمایز کنید.

3. قرض دادن و قرض گرفتن را با او تمرین کنید.

4. پرسیدن سؤال هایی مثل این که «پسرم اگر کسی اسباب بازی تو را بردارد چه حسی خواهی داشت؟»

5. عذرخواهی را در قالب بازی به او یاد دهید.  بهتر است خودتان آن را اجرا کنید تا او الگوگیری کند.

ج) عوامل خانوادگی

1. رفتار طرد: اگر در خانواده، کودک مورد بی مهری و طرد از سوی والدین، خواهر و برادرها قرار بگیرد، ممکن است دست به انتقام بزند و اقدام به دزدی کند.

2. خلأ وجود والدین: در خانواده های تک سرپرست که یکی از والدین به خاطر طلاق یا فوت حضور ندارند، کودکان زمینه بیشتری برای این رفتار سوء دارند.

3. رفتار تبعیض آمیز والدین: تبعیض و اختصاص دادن امکانات به یکی از کودکان، باعث می شود تا کودکی که از آن امکانات محروم است و این مسئله را بی عدالتی می داند، از خود واکنش منفی نشان دهد و ممکن است برای انتقام، دست به دزدی از والدین یا دیگران بزند و این عمل را رسیدن به حق خود بداند.

4. حسادت: گاهی محیط زندگی یا رفتار خانواده، آتش حسادت را در وجود کودک شعله ور می کند.  اگر کودک نسبت به خواهر و برادرها یا دوستان حسادت کند، ممکن است این حس ناآرام درونی را با اقدام به دزدی یا از بین بردن وسایل دیگران نشان دهد، والدین باید حسادت کودکان را به رقابت تبدیل کنند، نه انتقام جویی.

د) عوامل روانی

1. وسوسه درونی به چیزهای مورد علاقه: بعد از پنج سالگی، ممکن است کودک به خاطر ضعف در کنترل خود پیوسته دچار وسوسه شود و به محض دیدن وسایل دیگران، میل شدیدی به برداشتن آن ها داشته باشد.  او برای به دست آوردن چیزهایی که نظرش را جلب می کند و توان به دست آوردنش را به روش صحیح ندارد، دست به دزدی می زند.  در این موقعیت، معمولاً کودک احساس کم ارزشی دارد و وسایل دزدیده شده را میان هم سالانش تقسیم می کند.  او معمولاً بعد از این رفتار دچار احساس گناه و اضطراب می شود.

کودک در هر سنی به نوع خاصی از دزدی روی می آورد؛ برای مثال، کودک پنج ساله ممکن است به سکه علاقه نشان دهد، در شش سالگی، شیء کم ارزشی را از جلو شما بردارد، و در هفت سالگی مداد و پاک کن از اشیای موردعلاقه ای باشد که وسوسه برداشتنش را داشته باشد.  به هرحال شما او را مؤاخذه می کنید و کودک به شما قول می دهد که دیگر این کار را تکرار نکند ولی باز هم داستان ادامه دارد.

برای حل این مشکل، وسایلی که او را وسوسه و مجبور به دزدی می کند، از جلوی دید او بردارید.  اگر می دانید که کودکتان به وسیله ای که مورد نیاز او نیست، علاقه زیادی دارد، باید پیش بینی کنید که ممکن است آن را دور از چشم شما تصاحب کند.

2. اعتراض به وضعیت یا مشکل خود: اگر کودک مشکلی دارد که قادر به بیان آن نیست یا جرأت ابراز آن را ندارد، ممکن است واکنش او به این وضعیت، دزدی باشد.  باید دقت کرد که کودک در محیط خانه یا مدرسه از مشکلی رنج نبرد و با پدر و مادر آن قدر صمیمی باشد که حرف هایش را با آنان مطرح کند.  والدین باید پیوسته مراقب و ناظر رفتارهای کودک باشند، ولی این نظارت باید غیرمستقیم و مثلاً با مشارکت در بازی و وقت گذاشتن برای آن ها باشد.  به این نکته نیز توجه کنید که گاهی کودک خشم خود را از طریق دزدی بیان می کند که در این مواقع باید راه های صحیح ابراز خشم را به او آموخت.

 

 مرکز مشاوره ماوا، وابسته به موسسه امام خمینی(ره)



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

والدین مهر و محبت محور چگونه از بازی بهره می برند؟(قسمت دوم)
ادامه مطلب