شناخت دوران نوجوانی

شناخت دوران نوجوانی
ویژگی های دوران نوجوانی
 
دوره نوجوانی از مهمترین و حساس ترین دوره های زندگی انسان به شمار می رود . در این دوره ، تغییراتی در جسم و روان نوجوان رخ می دهد که هرکدام به نوعی بر او اثر مي گذارد . گاهی این تغییرات ، شخصیت و منش او را به کلی دگرگون می سازد . از این رو شناخت جنبه های مهم روانی ، عقلانی ، جسمانی و اخلاقی نوجوان ، این توانایی را به او و اطرافیانش می دهد تا شیوه صحیح برخورد با تغییرات جسمی و روحی دوره نوجواني را بدانند . این آگاهی ، از بروز ناسازگاریهای خاص این دوران جلوگیری می كند . 
 
دوران نوجوانی ، همزمان با دوران بلوغ است . دوران بلوغ یکی از بحرانی ترین دوره های زندگی هر فرد است . دوره نوجوانی و بلوغ ، به سنین بین 12 تا 18 سالگی اطلاق می شود . گاهی گذشتن از مرز کودکی و رسیدن به قلمرو بلوغ ، با نابسامانیهای زيادي روبروست .
 
1- برزخی بودن این دوره
در این دوره ، نوجوان نه دیگر کودک به حساب می آید و نه هنوز به درستی بالغ شده است . وی در مرز بین این دو مرحله یعنی کودکی و بزرگسالی قرار دارد و با انتظارات خاص هر دو دوره روبرو است . اگر کاری کودکانه کند ، او را ملامت می کنند که بزرگ شده و این کار در شأن او نیست ، از سوی دیگر نيز در زمره بزرگسالان محسوب نمی شود . 
 
دوره نوجوانی از دیرباز مورد توجه اندیشمندان و صاحب نظران تعلیم و تربیت قرار داشته است .
 
افلاطون این دوره را زمانی معرفی کرده که احساسات و عواطف بر افکار فرد چیره می شود . 
استانلی هال ( STANLY HALL ) متخصص در روان شناسی بلوغ ، دوره نوجوانی را دوره طوفان و یک جهش ناگهانی می داند . 
 
کورت لوین ، Kurt Lewin جامعه شناس و روان شناس آلمانی اعتقاد دارد که : " کودک و بزرگسال هرکدام یک نوبت بار کودکی و بزرگسالی را بر دوش می کشند ، ولی نوجوان مجبور است یک جا بار هر دو را بر دوش بکشد ، زیرا متعلق به هر دو دوره است . "
روان شناسان می گویند ، نوجوان کسی است که می خواهد نسبت به آنچه تاکنون بوده تغییر شیوه دهد و برخلاف سابق ، آنچه را بزرگسالان می گوید ، نپذیرد . گاهی طرز راه رفتن خود را عوض می کند ، لهجه خود را تغییر می دهد ، نسبت به مسایل پیرامون خود با حساسیت بيشتر می نگرد و اندک اندک به دنیای درون خویش وارد مي شود . 
 
نوجوان کم کم به قدرت تفکر و استدلال خویش پی می برد . مجموعه این حالات ، کوششی است که در پایان راه کودکی نمايان می شود . اين حالات ، عموما" با واكنشهاي روحي و روانی همراه است . والدین متوجه می شوند که کودک مطیع دیروز ، به کلی تغییر کرده و رفتارش متفاوت شده است . گاهی نوجوان در این دوره سنی ، ترش رو و یا گوشه گیر می شود و گاهی نيز تلاش می کند که توجه دیگران را حتی از طریق عصبانی کردنشان ، به خود جلب کند . 
 
یکی از سؤالات در دوره نوجوانی این است که من کیستم ؟ این سؤال ، قرنهاست ذهن بشر را به خود مشغول كرده و موضوع اشعار ، داستانها و زندگی نامه های بی شماری بوده است . این سؤال در دوره نوجوانی ، می تواند به درک هویت نوجوان کمک کند . 
 
2-هویت یابی
اریکسون روانشناس آلماني می گوید :
" هویت انسان در نوجوانی شکل می گیرد . در این دوره ، نوجوان سؤالاتی از خود می پرسد مثل اینکه من کیستم ؟ به کجا می روم و چه هدفی دارم ؟ نحوه جوابگویی به این سؤالات ، در رشد هویت نوجوان تاثیر می گذارد . اگر او بتواند به این سؤالات پاسخ مناسب بدهد ، احساس آرامش می کند ، وگرنه دچار اضطراب می شود . در دوره نوجوانی ، هویت یابی مسئله ای حاد می شود . بطوریکه نوجوان روز به روز برای دستیابی به هویت مشخص ، تغییر جهت می دهد . در دوران نوجوانی ، انسان با مجموعه ای از تغییرات شناختی - روانی و احساسی روبروست . نوجوان به این موضوع اهمیت می دهد که در نزد دیگران چگونه جلوه می کند . 
 
نوجوان درتلاش است تا بین تصوری که از خود دارد و تصوری که دیگران از او دارند ، هماهنگی ایجاد کند . گاهی اوقات طرد شدن از سوی اجتماع و یا اطرافیان ، ممکن است باعث شود که نوجوان از هیچ راهی نتواند احساس هویت کند . البته دستیابی به احساس هویت فردی تا حدی به مهارتهای شناختی نيز بستگی دارد .
 
در مجموع باید گفت که برخی از نوجوانان در شناخت و درك خود ، موفق می شوند و برخی دیگر شکست می خورند . در هویت یابی ، مسایلی از قبیل روابط میان والدین و فرزندان ، مسایل فرهنگی و یا تغییرات اجتماعی دخالت دارد . در جوامع ساده و ابتدایی که تغییرات اجتماعی به کندی رخ می دهد ، شکل گیری هویت نسبتا" ساده است ، اما در جوامع پیچیده که تغییرات اجتماعی پی درپی است ، هویت یابی ممکن است فرايندي مشکل و طولانی داشته باشد . زیرا در این جوامع ، نوجوان با الگوهای فکری و رفتاری متعددی روبرو می شود . بنابراين در انتخاب ، با مشكل مواجه مي شود
 
3-رشد عقلی
از دیگر ویژگیهای دوره نو جوانی ، رشد شناختی و عقلی است / ژان پیاژه PIAJET رواشناس سوئیسی می گوید : " کودک غالبا" در واقعیتها و تفکرات حسی و حرکتی محصور است و تفکر او وابسته به اشیاء خارجی است . اما نوجوان قدرت ذهنی فوق العاده ای پیدا می کند که او را از قید واقعیتهای خارجی رها می سازد . این ویژگی او را متوجه عالم ذهنی و درونی خود می کند . "
روانشناسان ، نوجواني را آغاز دوره تفکر انتزاعي مي دانند . در اين دوران ، نوجوان احساس قدرت زياد مي کند . نوجوان در اين مقطع سني ، مي تواند قضاياي منطقي را درک کند و استدلال علمي در او قوي مي شود . در دوره نوجواني ، استعدادها و توانمنديها نيز اختصاصي تر مي شود . به عنوان مثال ممکن است هر نوجواني در دروس يا حرفه هاي خاصي موفقيت کسب کند
 
4-استقلال فکری 
در دوره نوجواني ، ساده انديشي دوران طفوليت از بين مي رود و نوجوان به سنجش و ارزيابي مسائل مي پردازد تا در نظام ذهنی خود ، دوباره آنها را بسازد . از اين رو شايد در مورد برخي امور متعارف شک کند و حتي از افکار و عقايد والدين خود انتقاد نمايد .
 
 نوجوان در پي کسب استقلال فکري است . ممکن است درمورد اعتقادات خودش نيز دچار شک و ترديد شود . نه اينکه آنها را نفي کند ، بلکه مي خواهد ، آنها را دوباره بازسازي کند و زيربنايي استدلالي براي آنها بيابد . از اينرو والدين و مربيان نبايد از شک و ترديدهاي نوجوان ، دچار نگرانی و اضطراب شوند ، بلکه بايد او را براي رسيدن به يقين ، ياري کنند . بنابراين شک ، توفقگاه خوبي نيست ، اما معبر و راهي مناسب براي رسيدن به حقيقت است .
 
5-ابراز وجود
از ديگر ويژگيهاي دوره نوجواني ، ابراز وجود است . اثبات شخصيت و نشان دادن قابليتها ، يکي از مطبوع ترين لذات روحي و رواني در نوجوان است که براي نيل به آن از هيچ کوششي دريغ نمي کند . حس سازگاري با اجتماع ، يکي ديگر از تمايلات دروني نوجوانان و جوانان است . اگر نوجواني در اين مسئله موفق نشود ، دچار يأس و افسردگي مي گردد . روان شناسي به نام دکتر هاريس مي گويد :
" نوجوانان و جوانان براي خود مستقل هستند . شما هم بايد آنها را صاحب شخصيت بدانيد . در دوران بلوغ بيش از هر زمان ديگري ، انسان به اين که مورد توجه باشد ، اهميت مي دهد و به شدت احتياج دارد که به عنوان يک دوست و يا شريک تلقي شود. "
 
6-عدم تعادل عاطفی
 
عدم تعادل و بی ثباتی عاطفی یکی از بارزترین ویژگی های این دوره است. بیشتر وقت ها نوجوانان به هنگام بروز خشم نمی توانند رفتار و گفتارشان را کنترل کنند. خیلی زود متأثر می شوند. به خصوص زمانی که احساس می کنند کسی به حرفشان گوش نمی دهد. به همین خاطر دست به اعمال ناخوشایندی می زنند و سپس پشیمان شده خود را سرزنش می کنند.
 
 
حساسیت ها و هیجانات ناشی از زودرنجی که از خصوصیات دایمی این دوران است, اغلب به علت تغییر و تحولات غدد داخلی و میزان ترشح هورمون ها و نوع تربیت و آموزش دوران گذشته است که در مجموع وضع زندگی عاطفی نوجوان را تغییر می دهد. چنان که گاهی با کوچک ترین برخوردی عصبانی می شود و به هنگام عصبانیت و خشم ممکن است به گریه متوسل شود و یا غمگین و افسرده به تنهایی پناه ببرد.
 
7-بی نظمی
 
نوجواني دوراني است که فرد دچار تغيير و تحولات محسوسي مي شود، عموما آن را با نام "بلوغ" مي شنايسم، که طي آن بي نظمي هاي شديدي در ابعاد مختلف وجودي فرد همچون: احساس، عاطفه، جنسي، جسماني و... مشاهده مي شود که متعاقب آن نوجوان احساس آشفتگي دروني شديدي مي کند، حقيقت اين است كه نوجوانان نمي خواهند با شلختگي هاي خود شما را آزار دهند. گرچه ممكن است باور اين حقيقت سخت باشد. در واقع علت اصلي اين آشفتگي و شلختگي اين است كه ذهن و فكر آنها جاي ديگري است. 
يك نوجوان مشغله های فکری زيادي دارد و به همان مقدار هم از نگراني و اضطراب زيادي برخوردار است و پس مانده انرژي احساسش آن قدر نيست كه بتواند در مورد رفتار روزانه اش به قدر كافي دقت كند كه مثلاً جوراب كثيفش را در ماشين لباسشويي بگذارد و يا وقتي جوراب تميز پيدا نكرد، پدر و مادرش را مقصر نداند و به آنها پرخاش نكند.
 
8-تنهایی ، انزوا و پس زدن والدین
 
نوجوانان تمايل دارند بيشتر وقت خود را در اتاق خود به تنهايي بگذرانند، شايد به اين دليل كه نمي خواهند با والديني كه مسايل آنها ار درك نمي كنند مواجه شود. 
 
نوجوان در اين دوره بر خلاف گذشته كه درباره همه چيز با والدين صحبت مي كرد، حرف كمتر و تمايل كمتري براي صحبت كردن دارد ، به پرسش هاي والدين خيلي كوتاه، بافشردگي پاسخ مي دهد و ديگر رازهايش را با والدين در ميان نمي گذارد.
 
 کسانی که در سن نوجوانی قرار دارند همسالان خود را عاقل‌تر از والدین خود می‌دانند بر این اساس پاسخ سؤال‌های خود را در گروه دوستان جستجو می‌کنند.ایجاد برخی محدودیت‌های غیرقابل توجیه، محیط خشن، نبود رابطه دوستانه بین والدین و فرزند، ترس از والدین و... از جمله مهم‌ترین دلایل کمرنگ شدن ارتباط میان فرزند و والدین است
.
 
کودکان به‌تدریج بزرگ می‌شوند و به دنبال استقلال و آزادی می‌گردند اما در مقابل، والدین هر روز نگران‌تر می‌شوند و در حالی که می‌خواهند فرزندشان را زیر نظر داشته باشند حس می‌کنند نوجوان آنها را پس می‌زند و هر روز از آنها دورتر می‌شود. این پس‌زدگی در هر خانواده با توجه به سطح فرهنگی و اجتماعی خود را به یک شکل نشان می‌دهد. بی‌توجهی و حرف‌ناشنوی از والدین، دعوا و بحث کردن یا گوشه‌گیرشدن همگی از جمله نشانه‌های ورود کودک به نوجوانی است.نوجوانان معمولا برای رسیدن به استقلال و اثبات توانایی‌های خود خواسته‌هایی دارند که گاه مورد پسند خانواده نیست و پدر و مادرها نمی‌توانند آنها را بپذیرند یا نمی‌دانند با وجود خطرهای موجود، چطور آنها را حل کنند.
 
9-استقلال طلبی 
 
 
قبل از نوجوانی او یاد گرفته در کارها و زندگی خود به والدین تکیه کند چون آنها را قوی و قدرتمند می‌داند که می‌توانند کارهای مهم را به تنهایی انجام دهند، قادر به انجام خیلی از کارها هستند که او قادر نیست و بطور کلی در کودکی فرد والدین خود به همه کار توان احساس می‌کند و در سایه آنها و با تکیه بر آنها فعالیتهای خود را انجام می‌دهد. کم کم با ورود به دوره نوجوانی طرز فکر و برداشت نوجوان نسبت به والدین تغییر می‌یابد.
 
او دیگر کمتر تمایل دارد فعالیتهایش را در حضور خانواده انجام دهد. بیشتر گرایش به حضور در گروه همسالان دارد و می‌خواهد استقلال خود را از خانواده هم به خانواده ، هم به خود و هم به همسالانش ثابت کند. بنابراین از هر گونه فعالیتی که او را وابسته به خانواده نشان می‌دهد دوری می‌کند. از نظر او خانواده باید روی توانایی و قدرت او حساب کنند و به او اعتماد داشته باشند چرا که او دیگر بزرگتر شده است و می‌خواهد خودش مسئولیت زندگی‌اش را به عهده بگیرد. استقلال طلبی زمینه اولیه ورود او به اجتماع را فراهم می‌سازد و او را برای پذیرش مسئولیتهای اجتماعی آماده می‌کند. هر چند جهت‌گیری ناصحیح آن توام با مسائل و مشکلاتی برای او و اطرافیان خواهد بود.
 
10_ تغییرات جسمی
 
نوجواني پس از مرحله جنيني، كه از تغييرات سريع و فوق العاده برخوردار است، دومين مرحله تغيير و تحوّلات چشمگير و پرشتاب است. از اين رو، روان شناسان بيشتر تمايل دارند كه در اين مورد به جاي «رشد» واژه «جهش» را به كار گيرند. در سال هاي اوليه بلوغ (سنين 12 تا 13 سالگي) تعادل جسمي نوجوان بر هم مي خورد و تغييرات عميقي در ارگانيزم به وجود مي آيد، شكل و حجم بدن تغيير مي كند و دستخوش دگرگوني مي شود و طرح عمومي بدن نوجوان از حالت كودكي خارج شده، مانند قالب و اندازه بزرگ سالان مي شود.
 
اعضاي بدن از پايين به بالا رشد مي كند، به گونه اي كه ابتدا پاها بزرگ و دراز مي شوند، سپس رشد بخش هاي مياني بدن و عضلات آغاز مي گردد و به همين ترتيب ساير اعضاي بدن نيز تحوّل مي يابند
 
هرچند رشد بدن ـ از جمله قد ـ به دلايل ژنتيكی، محیطی، بهداشتي، تغذيه اي، نژادي و حتي اجتماعي ـ فرهنگي در بين كودكان و نوجوانان متفاوت است، ولي به هر صورت، اندازه قد كودكان و نوجوانان اثر مهمي بر چگونگي رفتار هم سالان و بزرگ سالان با آنها دارد. مردم اغلب اين طور فكر مي كنند كه افراد بلندقدتر و عضلاني تر از شايستگي هاي بيشتر و كارايي و قدرت مديريت بالاتري برخوردارند. 
 
كودكان و نوجوانان بلند قدتر و عضلاني تر نيز احساس متفاوتي درباره خودشان دارند. آنان احساس مي كنند كه «تيپ» بهتري دارند و تمايل رهبري ديگران در آنان بيشتر مي شود. والدين نيز به اين نوجوانان به چشم افراد بزرگ سال مي نگرند، در حالي كه فرزندان كوتاه قدتر و ظريف اندام تر خود را ـ حتي اگر از نظر سنّي و بلوغ جنسي در حدّ هم سالان بزرگ اندام تر خود باشند ـ تحت مراقبت بيشتري قرار مي دهند
 
11_خود مرکزیت
 
در اثر رشد جسمي، نوجوانان حساسيت زيادي نسبت به بدن خويش پيدا مي كنند. پسران اين احساسات را با ايستادن هاي مكرّر در مقابل آينه و نظاره كردن بدن خود و انديشيدن نسبت به طبيعي بودن يا نبودن رشد خود ظاهر مي سازند و نيز نسبت به تناسب اندام ها، حالت پوست، موي سر و حالت چهره و چاقي و لاغري و درشتي و ريزاندامي خود حساس مي شوند. البته حساسيت دختران نسبت به بدن و جذابيت هاي خود بسيار بيشتر از پسران است. 
 
اکثر نوجوانان در دوران بلوغ تصور می کنند زیر ذره بین دیگران مخصوصا همسن و سال های خودشان هستند و به همین دلیل وقت زیادی را صرف تفکر در مورد خصوصیات ظاهری خود می کنند . دختران فکر می کند هنگام رفتن به مهمانی همه به به ظاهر او نگاه می کنند و اگر یک لکه کوچک روی لباسش باشد همه متوجه خواهند شد!
 
نوجواناني كه در اين دوره خود را طبيعي و بالنده تلقّي مي كنند، در آينده نيز از عزّت نفس و شادماني بيشتري برخوردار خواهند بود.
 
12- تصور آسیب ناپذیری خود
 
نوجوانان در این سن فکر می کنند اتفاقات بد فقط برای دیگران می افتد و فقط دیگران آسیب می بینند. آنها به اندازه کافی عاقل هستند و به خوبی می توانند از مشکلات بگریزند. البته این افکار چیزی نیست جز یک توهم مخصوص دوران نوجوانی. این توهم می تواند پایه خطرات و انحرافات بسیاری در دختر نوجوان شما باشد. مثلا «اگر سوار ماشین یک غریبه هم باشم برای من هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. من می دوم چطوری باید رفتار کنم.»
 
13_ افت تحصیلی
 
نوجوان در روند جدايي از كودكي، تعريفي متفاوت از خود ارائه دهد و اين تعريف بايد مخالف انتظارات والدين نيز باشد.او از روي مخالفت و ياغي گري، كودكي را ترك كرده و سفر خود را به سوي استقلال اجتماعي آغاز مي كند.
 
بنابراين اولويت هاي خود را تغيير مي دهد. مثلا موفقيت تحصيلي در سالهاي دبستان هم اساس عزت نفس او را تشكيل مي داد و هم مايه تحسين والدينش مي شد.خانواده، هنوز اولين درجه اهميت اجتماعي را داشت بنابراين پذيرش او از سوي دوستان، بعد از موفقيت تحصيلي اهميت داشت. قيافه و ظاهر هم احتمالا مقام سوم را به خود اختصاص مي داد، اما با فرارسيدن مرحله آغاز نوجواني اولويت هاي شخصي براي بچه ترتيبي معكوس پيدا مي كند. اولويت درجه اول، قيافه و ظاهر و لباس مي شود چون ظاهر تاثير مهمي بر اولويت دوم يعني پذيرش دوستان مي گذارد. تحسين همسالان نيز نزد نوجوان از تاثير اجتماعي بيشتري نسبت به نظر والدين برخوردار مي شود. 
 
گاهي دانش آموزان به ویژه در دبیرستان احساس مي كنند كه در برخورد با مسئله تحصيل مغلوب هستند. بسياري از آنها این سخنان منفي را بر زبان مي آورند؛ "سوال كردن كار آدم هاي خنگ است"؛ "سخت كوشي كار احمقانه اي است" و "بي خيالي با حال است."
 
14-نیاز عاطفی_ارتباط با جنس مخالف
 
یکی از نیازهای نوجوانان محبت و توجه از طرف والدین است که اگر تامین نشود این نیاز عاطفی را در محبت به جنس مخالف تامین خواهند کرد (البته یکی از دلایل گرایش به جنس مخالف نیاز عاطفی است، و دردختر و پسر متفاوت می باشد)

 

 

درک صحیح دوران بلوغ عاملی موثر برای رفتار با فرزندان در سن بلوغ

 

سن بلوغ دقیقاً چه زمانی آغاز می شود ؟ پاسخی که شما می توانید در برابر این پرسش به فرزند خود بدهید بدین شرح است: این سن در هر فرد متفاوت است. برخی از افراد خیلی سریع بالغ می شوند، عده ای دیر تر و بعضی ها هم به طور متعادل به این سن می رسند. به هر حال همه این دوره ها جزء موردهای طبیعی به شمار می روند.

 

اما به هر حال والدین باید توان تشخیص کودکی و نوجوانی فرزندانش را داشته باشد. بیشتر افراد این تفاوت را از روی تغییراتی به این شرح متوجه می شوند: رشد سینه ها، شروع عادت ماهیانه، رشد موهای شرمگاهی و صورت. این موارد از جمله مشهود ترین علائم رسیدن به سن بلوغ قلمداد می شوند؛ اما نوجوانان بین سن 10 تا 14 سالگی و شاید کمی کمتر یا به عبارتی دختران از کلاس سوم وچهارم ابتدایی به بعد، در دوره بلوغ قرار می گیرند و پسرها از حدود سال هفتم در نظام جدید آموزش و پرورش یا به عبارتی سال اول دوره اول متوسطه (15 سال قمری یا بعبارتی 14 سال و 9 ماه شمسی) تغییرات بیشمار دیگری را نیز تجربه می کنند. به مجموعه کل تغییرات جسمی و روحی، “بلوغ” اطلاق می شوند.

 

اکثراً گزارش می شود که رفتار نوجوانان در این زمان با پدر و مادرها عوض می شود. آنها تمایل پیدا می کنند تا هر چه بیشتر از خانواده های خود جدا شده و مستقل شوند. به همین دلیل تمایل پیدا می کنند تا هر چه بیشتر خودشان را از پدر و مادر خود دور کنند. در این سن اهمیت آنها به دیگران به ویژه هم سن و سال هایشان بیشتر می شود و هر کاری را که آنها انجام می دهند، روی خودشان پیاده می کنند.

 

آنها خودشان را به شکل های مختلف در آورده و در غالب افراد دیگر می روند. روی این نکته که تا چه حد با هم سن و سال های خودشان تفاوت دارند، توجه بسیار زیادی می کنند و همین امر باعث می شود تا درگیری ها و بحث های بیشتر در خانه بوجود آید.

 

رفتار با فرزندان در سن بلوغ

یکی از معمولی ترین انواع درگیری هایی که در سنین بلوغ بوجود می آید، مخالفت مکرر با پدر و مادر است. نوجوانان در این سن قدری سرکش می شوند و در هر مورد با والدین خود مخالفت می کنند. البته نمی توان گفت که همه نوجوانان دچار یک چنین مشکلی میشوند، اما در اکثر موارد این اتفاق روی می دهد. دلیل این امر تغییرات روانی و احساسی در وجود نوجوان ذکر شده است.

 

به هر حال نوجوانان هر کاری که انجام می دهند، تنها یک هدف را دنبال می کنند و آن هم رسیدن به استقلال است. به این منظور آنها سعی می کنند تا آنجایی که میتوانند خودشان را از خانواده دور کنند. به ویژه بچه هایی که بیش از اندازه به خانواده وابسته هستند، تلاش بیشتری در این زمینه از خود نشان می دهند. آنها این امر را به واسطه نظرهایی مخالف با نظر والدین نشان می دهند و آنچنان که قبلاً با پدر و مادر ارتباط برقرار می کردند، با آنها رابطه برقرار نمی کنند.

 

همچنان که بزرگتر می شوند، تمایل پیدا می کنند تا نسبت به مسائل مختلف دقیق تر و منطقی تر فکر کنند. آنها در ذهن خود ارزش های اخلافی مختلفی را تعریف میکنند، یک نظام ارزشی جداگانه را برای خود در نظر می گیرند، و راهکارهای پدر و مادر که تا چند وقت پیش برای آنها کارگشا بود، مشکل آفرین جلوه می دهد.

 

وظیفه پدر و مادر این است که ببیند تا چه حد به فرزند خود فضا می بخشد و به او اجازه می دهد که احساس استقلال پیدا کند. والدین در این زمان باید سوالاتی به این شرح را از خود بپرسند: “آیا بیش از اندازه او را کنترل می کنم؟” و یا “آیا به اندازه کافی به حرف های او گوش می دهم؟” و “آیا به او اجازه می دهم تا نظر های مثبت خودش را در کارها اعمال کند؟

 

چند راهکار درباره نحوه صحیح رفتار با فرزندان در سن بلوغ

1- شناخت شخصیت نوجوان در سن بلوغ :

وقتی که والدین ویژگی‌های دوره نوجوانی و دوره بلوغ نوجوانان را می شناسند . بسیاری از رفتارهای ناخوشایند آنان را غیرطبیعی نپندارند و این امر موجب بروز عکس‌العمل در والدین نمی شود و به تیرگی روابط با نوجوان نخواهد انجامید.

 

2- استفاده از روش تغافل (نادیده گرفتن):

از موثرترین روش‌های تربیتی در این دوره «روش تغافل» است. یعنی مسائل و مشکلات نوجوان را بزرگ نشان ندهیم که در او ایجاد وحشت نماید و یا او را به لحاظ رفتارهایش دائم باز خواست ننمائیم بلکه نوجوان بایستی همواره در حالت خوف و رجاء باشد. شاید گاهی لازم باشد از خطایش چشم پوشی کنیم تا رویش به رویمان باز نشود. البته گاهی تشخیص آن با هوش و ذکاوت خودتان است.

 

3- ایفای نقش راهنمایی بجای دستوری:

در برخورد و رفتار با فرزندان در سن بلوغ باید از نقش دستور دهنده به نقش همراه و همدل تبدیل شوید.

 

4- آموزش:

مهمترین دلیل ترس و اضطراب از هر موضوعی جهل و ناآگاهی نسبت به آن موضوع می‌باشد که ضروری است برای کاهش ترس و اضطراب‌های نوجوانی آموزش‌های لازم در مورد بلوغ، مهارت دوست‌یابی، مهارت حل مساله، گذراندن اوقات فراغت، مهارت برنامه‌ریزی درسی و مواردی از این قبیل به نوجوان آموزش داده شود.

 

5- برقراری رابطه دوستانه و عاقلانه:

ما والدین با مراقبت دوستانه و عاقلانه خود احساس ایمنی و اطمینان را در وجود نوجوان ایجاد می‌کنیم. و این رابطه دوستی که در رفتار با فرزندان در سن بلوغ در پیش گرفته ایم به معنی اینکه تمام خطاها و لغزش هایش را ندید بگیریم. نیست!

 

6- اعتماد سازی:

باید بیاموزیم که چگونه حس اعتماد نوجوان را نسبت به خودمان جلب و جذب کنیم، چنانچه اعتماد میان نوجوان و والدین کمرنگ شود او برای حل مسائل خود به دیگران مراجعه می‌کند.

 

7- ارتباط کلامی مقدمه ارتباط عاطفی:

ما والدین با تنظیم ساعات کار خود و بسترسازی مناسب در منزل بایستی فرصت کافی برای «ارتباط‌های کلامی» با اعضای خانواده به ویژه نوجوان را فراهم آوریم چرا که ارتباط کلامی خود مقدمه «ارتباط عاطفی» است که نوجوان مخصوصا در دوران بلوغ سخت به آن نیازمند است.

 

8- تاکید بر محبت و پرهیز از خشونت:

ارتباط با نوجوان در حال بلوغ اگر بر اساس عشق و علاقه و صمیمیت استوار باشد اعتماد به نفس را در او تامین و تضمین می‌نماید و اگر بافشار و خشونت همراه باشد ممکن است موجب اختلال عصبی و دشواری‌های روانی در او شود.

 

9- الگوهای رفتاری والدین:

نوجوان علاقمند است که والدین دارای شخصیتی مستحکم و با ثبات و پایدار باشند چون به اتکاء شخصیت و همانند سازی آنان نیازمند است و توجه والدین به الگوهای رفتاری خود مورد تاکید است.

 

10- پرهیز از مناقشات خانوادگی:

خانه بایستی محل آرامش و امن و مستحکمی برای اعضاء خانواده به ویژه نوجوان باشد و مناقشات و جرو بحث‌ها و دعواهای علنی والدین به آن لطمه نزند و بهانه گریز نوجوان از خانواده را فراهم نیاورد.

 

11- گوش دادن:

با نوجوان صحبت کنیم و به سخنان او با علاقه گوش فرا دهیم و بدانیم که خوب گوش کردن به حرف‌های نوجوان رمز ارتباط موثر با اوست.

 

12- تکیه بر نقاط قوت:

با مشاهده ی برخی ضعف‌ها، نوجوان را تحقیر و سرزنش و یا با دیگران مقایسه‌اش نکنیم بلکه بیشتر سعی نمائیم برای از بین بردن ضعف‌هایش قوتش را تجلی بخشیم.

 

13- انتظار به اندازه:

با کسب شناخت همه جانبه از نوجوان در سن بلوغ باید بدانیم هنوز تمام ویژگی های اخلاقی و رفتاری او کامل نشده است. و خطا و اشتباه در رفتار او بسیار مشاهده می شود . اما با صبر وحوصله می توان کم کم مشکلاتش را مرتفع کرد. پس به اندازه ی توان و ظرفیت وجودیش از وی انتظار داشته باشیم.

 

14- اجازه خطا کردن به‌ فرزند در حال بلوغ بدهیم:

نوجوان بایستی بیاموزد که از مشکلات گریزان نباشد بلکه برای حل مشکلاتش به دنبال کشف راه حل باشد و این زمانی است که اجازه خطا کردن را به او بدهیم تا از خطا کردن احساس گناه نکند و بتواند فرصت یافتن راه حل را بیابد.

 

15- مشورت با نوجوانان در دوران بلوغ:

باید والدین کم کم یاد بگیرند که نبایستی عقاید خود را بر او تحمیل کنند بلکه بایستی او را تحمل کرد و با مشورت گرفتن از او در امور خانه در کسب استقلال یاریش کنند.

 

16- فعال بودن نقش پدر در تربیت نوجوان:

همان‌گونه که «مادر» نخستین گذرگاه کودک و نوجوان به زندگی اجتماعی است آنچه که بسیار مورد نیاز یک نوجوان است وجود «پدری» است که خانواه بتواند بر او تکیه کند. «پدری» که گرم، مهربان و پرشور باشد.

 

17- پذیرش بدون قید و شرط نوجوان در سن بلوغ:

یکی دیگر از نمونه های رفتار با فرزندان در سن بلوغ این است که فرزندمان را همانطور که نشان می‌‌دهد بپذیریم نه ‌آن‌طور که در رویا و تخیل خویش تصور می‌کنیم و بدانیم اگر نوجوان و فرزند در حال بلوغ در خانواده مورد احترام قرار گیرد، یاد می‌گیرد خودش را آن‌طور که شایسته هست بپذیرد.

 

18- جلوگیری از تنهایی فرزندان پس از بلوغ:

از دوران بعد از بلوغ باید والدین مراقب تنهایی های نوجوانانشان باشند. چرا که بسیاری از مسایل و انحرافات ریشه در تنهایی های بی حساب و کتاب فرزندان چه در خانه و چه در خارج از منزل دارد. البته این به معنای فضولی و سرک کشیدن گاه و بیگاه ناراحت کننده نیست.

 

مهکام مجله اینترنتی آموزش خانواده برتر ایرانی  منبع

 

*نوجوانى یکى از مهم‏ترین مراحل گستره عمر آدمى محسوب مى‏‌شود. نوجوان که دوره کودکى را گذرانده، پیش از هر چیز، مستلزم یافتن هویت و شخصیت خویشتن است، ولى این موضوع هرگز به آسانى تحقّق نمى‌‏پذیرد.

 

نوجوان حاضر نیست از تمام روش‏‌هاى بزرگ‏سالان پیروى کند و بى‏چون و چرا کلیه صفات شخصیت ‏خود را با آنان هماهنگ سازد، بلکه به عکس، در بین تمام ملل و اقوام، همواره نوعى مخالفت و تضاد بین نوجوانان و بزرگ‏سالان وجود داشته است.

 

لذا نوجوانی که قصد دارد به هویت و فردیت خویش دست‏ یابد، نباید براى پذیرش باورهاى بزرگ‌سالان تحت فشار قرار گیرد، بلکه باید او را به طور منطقی و درست آزاد گذاشت تا خود انتخاب کند و راه سعادت خویش را بیابد، حتی در این راستا در مورد مسائل گوناگون زندگى نیز باید با او مشورت کرد و از او نظرخواهی نمود.

 

اگر با نوجوان این‏گونه برخورد شود، طبیعى است که هم اعتماد به نفس او تقویت مى‏‌شود و هم احساس امنیت و آرامش مى‌‏کند و اضطراب، که اصلى‏ترین عامل بروز رفتارهای پرخاشگرانه است، در او تقلیل و تعدیل می‌یابد و رفتارهای تند و خشن او مهار شده و از بین خواهد رفت.

بنابراین اگر متولیان تعلیم و تربیت، والدین و همه کسانى که به نحوى با جوانان سر و کار دارند، قصد دارند نوجوانان و جوانان را با شیوه‌های درست رفتاری آشنا کنند و مانع از بروز انحرافات فکری و اخلاقی در آنان شوند، به آنها توصیه مى‌‏شود که:

 

اولاً: این دوره از تحوّل (نوجوانى) را با تمام ویژگى‏‌هایى که دارد، به خوبی بشناسند.

ثانیاً: با نوجوانان به گونه‏اى برخورد کنند که احساس امنیت نموده اعتمادشان جلب شود و چیزهایی که موجب نگرانى و اضطراب آنها مى‌‏شود را کاهش دهند.

 

اما اینکه علت پرخاشگری و رفتارهای تند نوجوانان چیست، به طور کلى می‌توان عوامل مؤثر آن را به سه دسته تقسیم نمود:

 

الف) عوامل زیست‏شناختى در این زمینه روان‌شناسان در پژوهش‌‏هاى خود به این نتیجه رسیدند که افزایش ترشّح هورمون تستوسترون (معروف به هورمون پرخاشگری) در سطح خون موجب پرخاشگرى مى‌‏شود و همچنین کاهش یا پایین بودن قند خون به عنوان یکی دیگر از عوامل، موجب بروز خصومت و تمایلات پرخاشگرانه در فرد می‌گردد.

ب) عوامل روان‏شناختى مانند افسردگى، الگوهاى شخصیتی و تأثیر احساس گناه.

ج) عوامل فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و محیطى مانند خانواده، فقر، تأثیرات الگویى، تأثیرات پاداش و تأیید اجتماعى و تأثیر وسایل ‏ارتباط جمعى. درمان پرخاشگری برای درمان پرخاشگری، گام اول شناخت و ریشه‌یابی علت یا علل پرخاشگری است. با شناخت این عوامل می‌توان همکاری‌های لازم را برای کاستن از میزان و شدّت پرخاشگری ارائه نمود.

بنابراین برای کنترل و درمان مؤثّر این مشکل، موارد زیر توصیه می‌شود:

 

1. بالا بردن سطح بینش دینی و اخلاقی نوجوانان؛

2. سرگرم نمودن آنان با موضوعات مورد علاقه‌شان مانند ورزش و بازی‌های مناسب؛

3. مهر و محبت نمودن و دل‌جویی از آنان؛

4. نشان دادن صبر و متانت در مواقع پرخاشگری؛

5. اجرای عدالت در منزل؛

6. برآورده کردن نیازهای کودکان و نوجوانان به طور منطقی و به دور از افراط و تفریط؛

7. خودداری از توهین و ناسزا گفتن به آنان و یا مقابله به مثل نمودن با آنها؛

8. خودداری از تهدید و ترساندن آنان؛

9. نشان دادن الگوهای خوب و تأثیرگذار به آنان؛

10. دادن رهنمودهای سازنده در مورد سازش و جوشش با دیگران؛

11. تشویق به بازی‌های گروهی و رعایت نزاکت و قوانین در تعامل با دیگران؛

12. عادت دادن آنان به عفو و گذشت؛

13. یاد دادن انتقاد صحیح به آنها جهت تخلیه و سبک شدن و آرامش یافتن



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

پرخاش بس! (قسمت اول)
ادامه مطلب