مشکلات و افت تحصیلی

مشکلات و افت تحصیلی

موضوع مشکلات تحصیلی فرزندان

منبع کتاب نسیم مهر استاد دهنوی

 

 

سوال96 ـ پسرم کلاس دوم راهنمایی است و درس نمی‏خواند. چگونه او را به این کار وادارم؟

 

 پیش از هر کاری، توقع بهترین بودن او را در همه چیز از ذهن خود بیرون کنید و معتقد شوید که هر کودک و نوجوانی در زمینه‏های خاصی استعداد دارد و لازم نیست در همه چیز، بهترین باشد.

 

امام علی 7 می‏فرماید: لا یزال الناس بخیر ما تفاوتوا فاذا استووا هلکوا.

 خیر مردم، پیوسته در تفاوت‏های آنان است و اگر مساوی شوند، از بین خواهند رفت.

 

بسیاری از والدین به نمره‏ی 20 علاقه نشان می‏دهند که مطلوب نیست. مهم این است که کودک شما در حد توان خود بکوشد؛ گرچه نمره‏ی 20 نگیرد.

 

توقع بیش از هوش بهر کودک نیز از اشتباهات برخی خانواده‏ها است.

 

بی‏توجهی فرزند شما به درس، ممکن است به علل ذیل باشد:

1. حساسیت بیش از حد: با توجه به این که فرزند شما وارد دوره‏ی نوجوانی شده و حس استقلال دارد، تذکرها و نصیحت‏های پی در پی شما، به طور غیر مستقیم به او پیام می‏دهد که هنوز بچه است و بزرگ نشده. این پیام، او را به موضع لج می‏کشاند تا استقلال خود را اثبات کند؛ بنابراین، نصیحت‏ها را قطع کنید و به این مسأله، حساسیت چندانی نشان ندهید.

 

 اجازه دهید خود به تحصیل بیندیشد و مسؤولیت‏پذیری از درون ایجاد شود.

 

2. محیط ناآرام خانه: اگر با همسر خود مشاجره دارید، و اگر برادر یا خواهر بزرگ‏تر او وی را می‏آزارند، باید متوقف شود.

 

3. سستی و رخوت با منشأ پزشکی: ممکن است بی‏رغبتی نوجوان به درس، علت پزشکی (کارکرد بد کبد، عفونت کلیه، اختلالات هورمونی) باشد که در این صورت، مراجعه به پزشک لازم است.

 

4. رژیم غذایی: مصرف پی در پی خوراکی‏های با طبع سرد، نوجوان را دچار سستی می‏کند؛ بنابر این توصیه می‏شود در کنار این گونه خوراکی‏ها، از خوردنی‏های با طبع گرم نیز استفاده کند. مصرف فراوان شیرینی نیز با توجه به هضم سنگین گلوکز، بدن را دچار سستی می‏کند.

 

5. همانندسازی: احتمال این که بین نزدیکان، بی‏سوادان پولداری باشند و فرزند شما آنان را الگو گرفته باشد، وجود دارد. باید الگوهای باسوادی را از نزدیکان که در زندگی خانوادگی و تربیت فرزند موفق هستند و جایگاه اجتماعی ویژه‏ای دارند، به او معرفی کنید.

 

 

سوال97 ـ پسرم در کلاس اول دبیرستان دچار افت تحصیلی شده است؛ در حالی که پیش‏تر، هیچ‏گونه مشکلی نداشت، علت چیست؟

 

افت تحصیلی، یعنی کاهش عملکرد تحصیلی از سطحی رضایت‏بخش به سطحی نامطلوب. برای مواجهه‏ی درست با این مشکل، باید ریشه‏ها را بیابید. توجه داشته باشید که بازجویی، پیله کردن، تهدید و حتی التماس برای از بین بردن افت تحصیلی تأثیری ندارد.

 

افت تحصیلی برای شاگردان اول دبیرستان به دو دلیل، عمومی است: 1. فشارهای خاص دوران بلوغ (اشتغال خاطر، تحلیل انرژی ذهنی، عدم تمرکز)؛

 2. توهم نادرستی که دبیرستان به مطالعه‏ی فراوانی نیاز ندارد. برای کم کردن تأثیر این دو عامل، زمینه‏های آرامش روحی او را فراهم آورید و برایش تبیین کنید که دبیرستان، تکالیف نوشتاری‏اش کمتر می‏شود؛ اما به جهت تخصصی شدن درس‏ها، از میزان مطالعه‏ی آن‏ها کاسته نخواهد شد.

 

افزون بر این دو، علل دیگری نیز می‏تواند سبب افت تحصیلی شود:

1. تغییر محیط: هرگونه تغییر محیط (خانه و مدرسه) افت می‏آورد و پس از تطبیق با محیط جدید، از بین می‏رود.

 

2. عقب ماندن از درس: ممکن است چند روزی به سبب مسافرت، بیماری، افسردگی و... از درس عقب مانده باشد که باید با کلاس‏های جبرانی خصوصی یا استفاده از همسالان درسخوان جبران شود.

 

3. انتقام‏جویی: بررسی کنید شاید خواسته‏ای منطقی و مشروع داشته است و به آن بی‏اعتنایی کرده‏اید. گاهی نوجوان به سبب بی‏اعتنایی به خواسته‏اش درس نمی‏خواند تا از والدین انتقام بگیرد.

 

4. همسالان: در محیط دبیرستان، با همسالان و دوستان جدید آشنا شده است. احتمال این که همسالان او انگیزه‏ای برای درس خواندن ندارند، وجود دارد. بکوشید با نرمی، ارتباط او را با آنان قطع یا کمتر کنید.

 

5. عدم تمرکز: گاهی عوامل تمرکز زدا مثل مشکلات روحی، فضای نامناسب، لباس تنگ، مکان نامناسب (شلوغ و پر سر و صدا)، زمان نامناسب (هنگام گرسنگی و سیری بیش از حد) و... سبب افت می‏شوند.

 

6. مدرسه: برنامه‏ی نامناسب درسی، تعویض معلمان، روش خشن مدرسه، شیوه‏ی تدریس معلمان، وضعیت فیزیکی کلاس، شلوغی کلاس و... نیز در افت تحصیلی دانش‏آموزان مؤثر است.

 

سوال 95 ـ فرزند 9 ساله‏ام درس نمی‏خواند و تکالیفش را انجام نمی‏دهد. علل و راه‏های درمان آن چیست؟

 

شما باید برای رفع این مشکل، از روش حل مسأله استفاده کنید بدین معنا که علل احتمالی را در نظر گرفته، در پی از بین بردن آن باشید.

علل گوناگون مشکلات درسی کودکان چنین است:

 

1. مشکلات جسمی: ممکن است فرزند شما در بینایی یا شنوایی ضعف داشته یا به بیماری مزمنی مبتلا باشد. مراجعه به متخصص، نگرانی شما را از این جهت از بین می‏برد.

 

2. مشکلات روحی: فشارهای روحی ناشی از اختلاف پدر و مادر، حسادت به فرزند تازه متولد شده، تبعیض و مقایسه‏ی کودک با دیگران، سرزنش و توبیخ و... به طور قطع در رشد تحصیلی او اثر منفی دارد و او را از انجام امور درسی باز خواهد داشت.

 

3. اختلال در یادگیری: اختلال در یادگیری (Learning disorder) یا ناتوانایی‏های یادگیری (Learning disability) که 80 درصد به صورت اختلال در خواندن خود را نشان می‏دهد، یکی از عوامل مشکلات درسی و عدم انجام تکالیف است.

 

کودکان مبتلا به این اختلال از جهت هوش بهر، متوسط رو به بالا هستند؛ پس برخلاف تصور برخی، اختلال در یادگیری، به معنای عقب‏ماندگی ذهنی نیست.

 

مشکلات این گونه کودکان، مربوط به ادراک، تمیز، حافظه و توالی دیداری و شنیداری است و به طور معمول در تشخیص کلمات مشابه چون دوز و زود و غاز و زاغ، روز و زور، و... مشکل دارند.

 

4. خستگی: بازی و فعالیت‏های فیزیکی بیش از حد، سبب خستگی فراوان و در نتیجه، عدم انجام تکالیف خواهد شد؛ پس این گونه فعالیت‏ها نیز باید حساب شده و براساس برنامه باشد.

 

5. حواس‏پرتی: برخی کودکان، وقتی تنها هستند، حواسشان پرت می‏شود؛ پس باید زمینه‏ای فراهم شود که یا مادر در اتاق کودک باشد یا کودک در محل فعالیت مادر (آشپزخانه) به تکالیفش برسد تا در صورت حواس‏پرتی، مادر به او کمک کند.

 

6. هوش فوق‏العاده: در مواردی (گرچه اندک)، هوش بهر بالای کودک، مانع از انجام تکالیف است؛ زیرا از دید او، انجام تکالیف، بسیار بچگانه است. برای چنین کودکی می‏توانید با هماهنگی با معلم، برنامه‏ی ویژه‏ای را ترتیب دهید.

 

مطلبی از استاد سلطانی

یکی از عوامل تخریب مسئولیت و شخصیت این تفکر بهترین شدن است. تفکر بهترین در حال حاضر یک معضل بزرگ در جامعه ی ما است و بومی جامعه ی مااست. ممکن است در جوامع اروپایی وجودنداشته باشد و اصلاً در مورد آن صحبتی هم نشود اما در جامعه ی ما یک معضل است. بهترین شدن یک وهم و توهم است؛ اصلاً بهترین وجود ندارد و جز تخریب هیچ اثر دیگری ندارد. 
 
عرصه ی رقابت، عرصه ی مسابقه و عرصه ی بهترین شدن، عرصه ی تخریب شخصیت انسان ها است. ما سال های آینده قربانیان بی شماری خواهیم داد چون به شدت هنجار جامعه ی ما هنجار رقابتی است. اگرمن در این کلاس برا ی40 نفر می توانم فریاد بزنم و از این 40 نفر ده نفر حرف من را قبول کنند، هنجارهای جامعه در حال حاضر میلیون ها نفر از بچه های ما را نابود می کند. ولی ما ناامید نمی شویم و شما هم خبر داشته باشید که این اتفاق در حال حاضر درحال رخ دادن است و بدانید که بهترین شدن، یک سراب است.
 
بچه ها را به سمت بهترین شدن هدایت نکنید. پدر و مادری مراجعه کرده بودند و در مورد فرزند دخترشان مسئله ای داشتند، می خواستند فرزندشان بهترین باشد و مسئله شان این بود که درس نمی خواند،
گفتم خوب نخونه! فوقش رفوزه میشه و یک سال درجا می زنه! چرا بچه ی شما اجازه نداره که یکسال رفوزه بشه؟ گفتند: نه درحد رفوزه که نیست، منظور ما اینه که نمره اش بعضی وقت ها زیر 18 میشه خیلی به ندرت ولی ما می خواهیم که اصلاً این طور نشه! ما از اون فقط 20 می خواهیم. این بچه مدرسه راهنمایی می رفت. گفتم ببخشید شما پدرومادر همیشه 20 بودید؟ به خودتان چند می دهید؟ گفتند: نه بابا ما که 12 هم به زور می گرفتیم. گفتم: خوب 12 که خیلی عالیه، این قدر بچه تان را تحقیر نکنید، 12 یعنی تو 60درصد وظیفه ات را خیلی خوب انجام دادی و نمره ی 12 نمره ی خیلی خوبی است. 
 
تدریس من در این کلاس ها مگر بدون عیب و 20 است؟ من اگر نمره ی 15 از تدریس در این کلاس بگیرم خیلی عالیه یعنی 75 درصد مطلب را توانستم برسانم. مادرها هم اگر 14 بگیرند خیلی عالیه یعنی 70 درصد وظیفه ی مادری را خوب انجام داه اند. ما در حوزهای مختلف کاری برآورد می کنیم و معدل می گیریم اگر این معدل بالای 50 درصد باشد می گوییم آن کار یا آن زندگی موفق و خوشبخت است چون نمره ی 10 به بالا شده است. خیلی از زندگی های مشترک ما زیر 10 است. خودمان را بسنجیم و ببینیم چه نمره ای داریم آنوقت از بچه هایمان انتظار داشته باشیم.
بهترین شدن یک عامل تخریب و عامل پایین آمدن عزت نفس است. مسابقه یعنی چی؟ یعنی سبقت. سبقت از گذشته ی خودمان نه کس دیگری. رقابت یعنی نگهداری، پاسبانی و حفاظت از آن چیزی که داریم. شکست و پیروزی اصلاً مفهوم ندارد.
 
 این قدر بچه ها را به عرصه ی شکست و پیروزی و بردن و باختن، نبرید. شکستی وجود ندارد، پیروزی هم وجود ندارد. همه ی این ها ساخته ی ذهن بشر است و عامل آزار بشریت. باید قدرت پیدا کنیم و این توهمات را بیرون بریزیم. ادیسون 100 بار لامپ اختراع کرد و موفق نشد، به او گفتند: خسته نشدی این همه شکست خوردی؟ گفت من شکست نخوردم بلکه صد راه پیدا کردم که نمی شود با آن ها لامپ را روشن کرد.
 
یک عده موفق می شوند که دانشگاه بروند و یک عده هم موفق نمی شوند که وارد دانشگاه شوند، هردو حالت پیروزی است کدامش شکست است؟ کسی که 5 سال پشت کنکور مانده درواقع روش هایی پیدا کرده که می توان با آن ها 5 سال کنکور داد و وارد دانشگاه نشد.
شکست و پیروزی معنا ندارد. ما در زندگی شکست نداریم، پیروزی هم نداریم؛ چون قرار نیست به جایی برسیم
 


مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

حسادت کودک
ادامه مطلب