رشد

نشست 2- رشد

   در آخر كودك آرزوها پرسيده شد كه  «چرا كودك متعادل مي خواهيم ؟ »

در اين جلسه مادران پاسخ دادند : براي آرامش و آسايش خودمان ، به او افتخار كنيم ، جهان سعادتمند شود ، كودك متعادل باشد تا لذت واقعي زندگي را بچشد ، به هر هدفي كه مي خواهد برسد و ما خوشحال شويم ، چون خودمان متعادل نيستيم كودكمان متعادل باشد و .......

آقاي سلطاني :

تا وقتي خودمان متعادل نباشيم محال است كودكمان متعادل شود . در اين پاسخها تنها چيزي كه نمي بينيم ، خودمان هستيم

هيچكدام اينها دليل اصلي نيستند. بهتر است بپرسيم چرا ما بچه دار مي شويم ؟

پاسخ مادران : براي تجربه مادر شدن ، پيروي از ريتم زندگي

آقاي سلطاني : مادو تصميم مهم در زندگي مان مي گيريم ، ازدواج و بچه دار شدن . جالبه كه هيچ وقت هم نمي دانيم كه چرا اين دو كار را انجام ميديم . وقتي نميدانيم چرا بچه دار ميشيم طبيعتاَ هم نمي دونيم كه چرا كودك متعادل مي خواهيم .

كودك به سه دليل به زندگي ما بايد بيايد :

دليل اول : كودك مياد تا شادماني به زندگي ما بياره . بچه دار شدن در راستاي ازدواج صورت مي گيره كه ازدواج خود يك امر مقدس است و كودك مياد كه شادماني ازدواج را كامل كند و به آن تداوم ببخشد .

دليل دوم : به عنوان امانت خدا مياد . هر انساني قائم مقام خدا بر روي زمين است . كودك به عنوان امانت مياد كه پدرو مادر  او را پرورش دهند و به يك قائم مقام بالفعل تبديل كنند و امانت داري كنند .

دليل سوم : كودك مياد كه بگه رشد ادامه داره ، اگر تو ميخواهي مرا رشد و پرورش دهي اول بايد خودت رشد كني .

ما كودك متعادل مي خواهيم تا فكر كنيم ، تفكر داشته باشيم كه كودك متعادل چيه ؟ چي كار بايد بكنيم ؟ اول خودمان به تعادل برسيم بعد بريم سراغ پرورش كودك متعادل . كودك آمده كه شما رشد كنيد . او عامل رشد والدين است . همانطور كه ازدواج يك مرحله رشد است .

متاُسفانه در جامعه ما بخصوص در مادران فداكار اين نگاه وجود نداردبعنوان مادر اول بايد خودتان را ببينيد . اگر خودمان به تعادل نرسيم كودكمان به تعادل نمي رسد . كودك متعادل كودكيه كه رشد متعادل دارد . محور كار ما تا آخر اين جلسات رشد متعادل است .

رشد يعني چه ؟ رشد يعني تغيير ، تغيير در جهت مثبت . حركت به سمت كمال . اين حركت يك نيرو دارد يعني رشد نيروي محركه دارد . به اين نيرو سايق گفته مي شود . سايق يعني سوق دهنده و ترجمه كلمه انگليسي Drive  است .

كودك بايد رشدكند . اين بايد ، بايد زور نيست بلكه سايق است . كودك هر لحظه در رشد است . سايق نيروي محركه رشد است و اين سايق در كودك بسيار قوي است .

تفاوت رشد با نمو : رشد غير مادي است ، عقل ، ذهن ، عواطف رشد مي كنند . نمو ماديت است ، مغز و جسم نمو مي كنند .

يك مخروط سه بُعدي را به عنوان نمودار رشدو نمو انسان در نظر مي گيريم نوك تيز اين مخروط روي زمين و دهانة باز آن رو به هوا است . اگر اين مخروط را به 4 قسمت تقسيم كنيم از پايين اولين قسمت آن مرحلة نباتي است . در اين مرحله گياه و حيوان و انسان با هم مشتركند . گياه از زمين و خاك تغذيه مي كند . منشاُ همه ما از خاك است و همه ما از خاك تغذيه مي كنيم .

وقتي گياه از خاك تغذيه كرد نمو مي كند بالا ميآيد و به ثمر ميرسد . در اين مرحله مأموريتش تمام ميشود و به حد تكامل مي رسد . حد تكامل گياهان اين است كه توسط انسان يا  حيوان خورده شوند . اگر در حد تكامل خورده نشود مي گندد و تجزيه مي شود ، برمي گردد به خاك .

قسمت دوم مخروط مرحلة حيواني است . حيوان وگياه يك فصل مشترك دارند يعني گياه در بالاترين مرحله با پايين ترين مرحله حيواني شبيه به هم هستند . تغذيه ،نمو و ثمر را حيوان هم انجام ميده فقط شكلش فرق ميكند . حيوان از نظر نمو كاملتر از گياه است . گياه از جاش تكان نمي خوره اما حيوان حركت ميكند . حيوان دو عامل دارد كه در گياه نيست : كبد و مغز

كبد براي جسم و مغز براي هدايتش . اطلاعات گياه خيلي ابتدايي تر است .  اين اطلاعات در بذر هست ، در ساقه و گل تمام ميشود . اطلاعات حيوان در مغزش است و غرايزش را كنترل مي كند . توجه به كبد خيلي مهم است كه در جلسات بعد به آن مي پردازيم . حيوان مغز دارد پس يك مرحله بالاتر از گياه است . شبكه عصبي و حواس پنجگانه دارد . ذهن خيلي كوچكي دارد ، يادگيري و احساسات هم دارد كه همه اينها محدود مي شود به غريزه . خود آگاهي ندارند با غريزه كنترل مي شوند . برنامه ها از قبل توي مغز آماده شده و  خلاف آن نمي توانند رفتار كنند .

آيا در حيوانات حيات وحش تا بحال پرنده اي چاق يا ببري چاق ديده ايد يا تا بحال گربة سيگاري ديده ايد ؟ محاله چون همه چيز در مغز از قبل برنامه ريزي شده و حيوان مطابق آن عمل مي كند . مأموريت حيوان چيه ؟ خيلي محدوده ، در حد تغذيه ، نمو و توليد مثل و حركت  . با خوردن و يا خورده شدن  به چرخه طبيعت كمك مي كنند و وظيفه شان را انجام ميدهند .

قسمت سوم مخروط كه به دهانه آن نزديك تر است مرحله انساني است . حيوانات در بالاترين سطحشان به پايين ترين سطح انسان شبيه اند . مثل يادگيري حيوانات در سيرك . خيلي تاَسف باره كه ما براي آموزش بچه هايمان از اين مرحله استفاده مي كنيم ، مرحله اي كه حيوانات  را با آن آموزش مي دهند ، خيلي از روشهاي ما همون روشهايي است كه در سيرك استفاده ميشود .

اولين بخش مرحلة انساني ، ذهن است . يكي از مسائل ما اينه كه قدرت پردازش مغز كودكان بالا برود . وقتي از روشهاي سيرك استفاده مي كنيم يعني از پايين ترين سطح ذهن كودك استفاده مي كنيم و مانع تقويت قدرت پردازش مغز كودك مي شويم .

انسان ناطق دارای ذهن است و شامل این خصوصیات است

                                                علم ، فكر ، ذكر ، صبوري ، هوشياري

علم يعني : آموختن ، يادگرفتن        فكر يعني : مهارتهاي فكري    و        ذكر يعني : باز بيني

ما گفتيم رشد يك تغيير است ، يك حركت است از مبدأبه مقصد . مبدأ رشد در همه موجودات يكي است و نوك مخروط است ، مقصد رشد بي نهايت است و دهانة مخروط است . اگر در ميان مخروط يك محور عمودي فرض كنيم ، اين محور كه از زمين شروع مي شود و به سمت بي نهايت بالا ميرود جهت حركت را نشان ميدهد . رشد حول اين محور صورت مي گيرد . مرحله نباتي و حيواني چون مراحل غريزي هستند كاملاً حول اين محور و در مسيري كه تعيين شده حركت مي كنند

در مرحلة حيواني به بعد ، انسان علاوه بر غريزه فطرت دارد مي تواند انتخاب كند . گياه و حيوان انتخاب نمي كنند مي روند تا مأموريتشان تمام شود ولي مأموريت انسان تمام نمي شود . هدف نهايي انسان بي نهايت است . انتخاب مي كنيم مي توانيم برويم مي توانيم نرويم ، مي توانيم عالم شويم يا نشويم ، فكر كنيم يا نكنيم . ولي اگر انتخاب كرديم  ذهن نقشه راه مي خواهدكه بتواند چك كند در مسير هستيم يا نه . يكي از كارهاي ذهن اينه كه به ما كمك ميكنه تا ما بتونيم خودمون و مسيرمون رو بازنگري كنيم .

براي مثال اگر بخواهيم از تهران به سواحل خليج فارس برو يم ، به يك نقشه راه نياز داريم كه بتونيم مبدأ تا مقصد را بازبيني كنيم و ببينيم از كجا به كجا بايد بريم ، از چه شهرهايي عبور خواهيم كرد . از طريق ابزار و علم و فكر خودمان بررسي مي كنيم كه در مسير هستيم يا نه ، اين عمل ذكر است . ذكر يعني بازبيني .  ذكر استفاده از آگاهي است .

يكي از قدرتهاي مغز انسان همين است كه مي تواند كنترل كنددرمسير رشد هست يا نه ؟ و اين همان آگاهي است . آگاهي يعني از بالا نكاه كردن ، كل را ديدن . ديدن اينكه من دارم در مسير درست حركت مي كنم ؟  

با دانايي وارد عمل مي شويم ، رانندگي بلديم ، مسير را بلديم ، مي دانيم كجا غذا بخوريم ، كجا بايستيم ، اينها همه دانايي است . اين ها تفاوت اصلي انسان با حيوان است  . انسان بايد رشد كند و بالا برود .

براي اينكه از تهران به سواحل خليج فارس برسيم صبوري لازم است . ما در رشد جهش و پرواز نداريم . رشد مرحله به مرحله است . يكي از خصوصيات رشد صبوري است چون تمام نمي شود  ، نهايت آن بي نهايت است . يكي از معضلات امروز ما و جامعه تعجيل است . صبوري از خصوصيات ذهن انسان و از مهارتهاي زندگي است .

بچه هاي ما صبوري ندارند ، حتماً روي آن كار خواهيم كرد و خواهيم گفت كه تعريف صبوري چيه ؟ و بچه هاي ما چگونه بايد صبوري داشته باشند . مأموريت اين كلاسها نگهداشتن بچه ها در مسير رشد و انسان ساختن است .

قسمت آخر مخروط كه دهانه به بالا است مرحله انسان الهي است كه موضوع دوره ما نيست و به آن نمي پردازيم . براين مسئله تأكيد مي كنم چون متأسفانه در حال حاضر در جامعه ما با پديدة عرفان تقلبي رو به رو هستيم . اين عرفان داره تلاش مي كنه كه بدون گذراندن مراحل نباتي و حيواني و انسانی مردم را مستقيم به مرحلة الهي ببره  ، ساده انگاري به وجود  بياره .

ساده انگاري در پرورش كودك بسيار خطرناكه . كار با كودك يك كار راهبردي ، استراتژيك و بلند مدت است . نگاه بلند مدت بايد داشته باشيم ، از يك نظام پيروي كرد نظامي كه اين سه مرحله را با هم در نظر داشته باشد . هر كدام از اين سه مرحله در جاي خود با اهميت هستند . بدون پرداختن به آ نها نميشود يكهو پريد به بالا و اين به همون اندازه خطرناكه كه ما بچه هارو در آخرين مرحله انساني متوقف كنيم و بگيم بالا خبري نيست اين كار را نمي كنيم . ما مي گيم بالا خبري هست اما خودت بايد بروي و پيدايش كني.

ما در مقابل بچه هامون مسئوليم اما فقط تا سر خط مرحله الهي از اونجا به بعد مسيري است كه هر كسي خودش بايد برود .

تمام اون خصوصياتي كه در كودك آرزو ها بررسي كرديم و خيلي هاشون رو دور از دسترس مي دونستيم ، بعضي هاشون در مرحلة انساني بود ، بعضي شون هم در مرحلة انسان الهي كه خصوصيات اين مرحله را خودشان بايد پيدا كنند .ما بچه هامون رو  از مبدأ مي بريم لب ساحل. مسئوليت ما تا اين حد است. بعد از آن به دريا زدن با خودشان است . وظيفه ما اينه كه بگيم راه بسته نيست انتهاش بي نهايته از اينجا به بعد ديگه مسئوليتش با خودته .

رشد ايجاد كردني نيست . بچه ها براي رشد اصلاَ نيازي به كمك ما ندارند . اين تصور غلطه كه ما بايد اورا به جايي برسانيم يا بايد چيزي بهش بدهيم . هيچ چيزي نمي توانيد به بچه هايتان بدهيد ، ما هيچ چيز را بوجود نمي آوريم  چون كودك همه چيز دارد ، نوزاد وقتي به دنيا مياد همه چيز رو با خودش مياره فقط نياز به حمايت دارد . ما به عنوان پدر و مادرهاي فداكار فقط بايد لطف كنيم و آنهارو از مسير منحرف نكنيم .

در رشد پرورش مي دهيم مثل باغباني كه دانه اي مي كارد اين دانه همه چيز با خودش دارد و رشد ميكند اما كاملا به حمايت باغبان نياز دارد

نگاه اين دوره نگاه كلي نگر است . نگاه كوانتومي است . انسان ، جهان و هستي را يكپار چه مي بيند . در مقابل آن نگاه نيوتني است كه جزيي نگر است و بر پايه فيزيك مكانيك نيوتن است  . چون ذهن هاي ما نيوتني است ، مراحل رشد را در ابتدا جزء به جزء توضيح داديم . اما نگاه دوره در اصل كلي است ودر رشد همة ابعاد كودك را در نظر مي گيرد .

در مسير رشد سرعت داريم ، جهش نداريم . رشد بسيار نظام مند و قانونمند است . مرحله به مرحله است . در رشد سه عامل مؤثر است :          

                                                     1- استعداد

                                                     2- خصوصيات

                                                     3- محيط

استعدادها از مبدأ آفرينش ، از خلقت مستقيم مياد و به همه يكسان داده مي شود . زماني كه روح دميده مي شود از عالم بالا استعداد به همه تعلق مي گيرد . در روان شناسي مثل معروفي هست كه ميگه : « اگر انساني كاري را ميتونه انجام بده ، پس همة انسان ها مي توانند آن كار را انجام بدهند » يعني همه ما بالقوه دانشمند هستيم يا همه ما بالقوه آدم كش و .......

ما استعداد شر نداريم . ما ذات ناپاك نداريم .  اون چيزي كه از عالم بالا مياد پاك و مقدسه ، به همه داده ميشه ، يك امر قُدسيه ، در روايات ديني ما به اسماء الله معروفه . صفات خداوند است و بالا ترين ها به انسان داده شده .

رشد يعني تجلي استعدادها . در گياه به نوعي تجلي ميشه ، در حيوان به نوعي ديگه و در انسان هم به نوعي ديگر .

به همين دليل گفتيم كه كودك آرزوها و كودك دلخواه و متعادل اصلاَ دور از دسترس نيست چون همه بالقوه متعادل هستند به شرط اينكه همه ابعاد با هم رشد كنند .

خصوصياتشامل ژن و  وراثت  مي شود ، در افراد متفاوت است . خصوصيات در طول زمان از پدر و مادر به ما مي رسد . اين كه ما مي گيم ژن از پدر و مادر ميرسه در واقع از عمر هستي مياد . ما از خاك تغذيه مي كنيم، پدر و مادر ما هم از خاك تغذيه مي كردند ، پيشينيان ما هم از خاك تغذيه مي كردند . اين صفت و اطلاعات از عمر هستي مي آيد .

خصوصيات دو دسته اند : خِير و شر  هستند . خيلي هم در كنترل ما نيستند . در اين حد مي دانيم كه هم خير ند هم شر ، هم فضيلت هم رذيلت . هر دو هست عيبي هم نداره چون بالقوه هستند .

محيطما با تغيير محيط مي تونيم روي خصوصيات اثر بگذاريم . شر رو كم كنيم ، خِير بالاتر بره ، رفتارها درست بشه در نتيجه كمك كنيم استعدادها شكوفا بشوند . چون استعداد همه اش خِيره . كافيه كه ما بتونيم جلوي بخشي از شرها رو بگيريم ، قرار نيست ما خصوصيات را يكسره تبديل كنيم به خير كامل و بچه هاي ما يكسره متصل بشن به معصومين .

قراره كه در مسير رشد  خود ما به تدريج و آروم تغيير كنيم ، با تغيير خودمون محيط خانواده مون تغيير كنه و با تغيير محيط خانواده بخش بيشتري از استعداد ها شون شكو فا بشه . قرار نيست بلا فاصله بعد از ما بچه هاي ما بي نظير شوند . آنها هموني مي شوند كه ما هستيم . ما فقط مي توانيم محيط را طوري سازماندهي كنيم كه رذائل موروثي ما كنترل بشه و فضائل موروثي ما رشد پيدا كنه و استعدادها متجلي بشوند . اين مسير رشد است .

رشد معني ديگرش شكوفايي است ما محيط گلخانه را آماده مي كنيم ، ريشه را تغذيه مي كنيم تا گلها شكوفا شوند و كودك شكوفا شود . به اين دليل گفتيم كه ما ايجاد نمي كنيم ، پرورش مي دهيم . مگه باغبان گل درست مي كند ؟ باغبان گل پرورش ميدهد . ما به جاي اينكه كمك كنيم تا كودك از اولين مرحله نيازهاي جسمي و روحي اش تأمين شود تا به همة نيازهايش برسد ، ميآييم به زور غنچه را وادار به باز شدن مي كنيم ، كلاسهاي جورو اجور، فشار براي آموزش ، فشار براي تغذيه و ..... تا حالا كدوم باغبان را ديده ايد كه چوب بردارد و برود سراغ گلها كه زود باشين باز بشين !

رويكرد هوش متعادل ميگه به طبيعت نگاه كنيم ، نظام آفرينش رو بفهميم و بر پايه نظام آفرينش  حركت كنيم . در شكوفايي كامل ، تعادل برقرار مي شود . وقتي فقط روي يك بُعد تمركز باشه تعادل بهم ميخوره و مسير رشد منحرف ميشه ، به بيراه ميره . از كجا بفهميم ؟ از حالمون . خوشحاليم ؟ سرحاليم ؟ اين همه تكنولوژي رشد كرده ، به آرامش رسيديم ؟

فقط در مسير تعادل آرامش بدست مياد . در مسيري كه همة ابعاد رشد كند . غرايز مرحله گياهي و حيواني را نمي شود ناديده گرفت و يكسر رفت سراغ مراحل بالا

ما از زمين و آسمان انرژي مي گيريم . انرژيهاي قسمت نوك تيز مخروط كوچك و متراكم هستند . هر چه كه به سمت بالا مي رويم وبه دهانه مخروط نزديك مي شويم رقيق تر ميشن . اگر به بالا نرويم و در پايين بمانيم انرژيها متراكم تر ميشوند .

در دنياي قديم وسنتي انرژي ها محدود بود ،  نون و آبي مي خوردند و توليد مثلي هم مي كردند ،  انرژي ها بسته بود . اطلاعات بسته بود ،نيروي سائق كمتر بود . به همين دليل در فضاي كوچك نوك مخروط راحت تر بودند . وقتي كه ما انرژي هارو آزاد مي كنيم ، گردش اطلاعات ، تغذيه ، ..... انرژي ها آزاد مي گردند بنابراين مسير رشد بايد باز باشه . اگر مسير رشد بسته باشه و انرژي هم بالا نره انفجار صورت مي گيره ، يعني وقتي نمي تونيم بريم بالا ميآييم پايين . دهانة مخروط رو به زير زمين مي رود . نيازهاي مادي بالا مي رود و غرق دنياي ماديت مي شويم .

دنیاي ماديت محدود است . يك گل وقتي در گلدان است ريشه اش در خاك است خود گياه بيرون گلدان در هوا رو به بالا رشد مي كند . حال اگر ما يك درپوش روي گلدان بگذاريم گیاه برمي گرده توي گلدون و خاك . تا وقتي نيروها هست رشد ادامه دارد و هيچ نيرويي نمي تواند جلوي آن را بگيرد اونوقت جامون كوچيكه ، به همديگه فشار مي آوريم ، همديگر رو آزار ميديم، رقابت و حسادت بوجود مياد .چون منابع زمين محدوده فقط اون بالاست كه نامحدوده .توان انسان براي يك نامحدوده نه براي يك محدود . اين قانون آفرينش است .

اگر ما مي خواهيم كودك پرورش بدهيم بايد الفباي آن را بدانيم . اين الفباي آفرينش است كه قرار نيست برگرديم به گلدون . از گلدون تغذيه می كنيم ، ولي رشد جاي ديگر است . اگر مسير را مشخص نكنيم و نقشه راه نداشته باشيم ، رشدي در كار نخواهد بود .

يك موقع هست كه مواد غذايي گلدون كمه ، همه چيز كمه ، گل همون جا مي ماند و مي پلاسد . اما يك موقع هم هست كه ما همه چيز رو كامل داريم ، بچه هاي ما الآن چه از نظر جسمي و چه از نظر اطلاعاتي دارن تغذيه مي شوند و همه چيز دارند پس والدين براي پرورش صحيح بايد مسير مشخص و نقشة راه داشته باشند .  

ما در بچه ها داريم ذهن را پرورش مي دهيم و شبكه عصبي را گسترده مي كنيم  ، اگر جهت نداشته باشه  خطرناكه . چه معني داره كه در دانشگاه اعتياد باشه ؟  چون از كودكي گفته نشده كه مسير براي بالا رفتن بازه .

در حال حاضر در خانواده هاي ما در مورد كودكان چي ميگذره ؟ فقط نگراني ! اين خلاف آفرينشه ، مگر كودك آمده كه ما را نگران كنه ؟

دنياي مدرن راه اين مسير را بسته و ما از بستر آنها داريم تبعيت مي كنيم .آن چيزي كه ما در سنت مان داريم بالا رفتن در اين مسير است .

سه مرحلة اول مهم و با ارزشند ( نباتي ، حيواني ، انساني ) تا ما اين مراحل را با موفقيت نگذرانيم ، نمي توانيم وارد مرحلة الهی شويم . ما دراين مراحل مهارت نداريم . ما با تغذية كودكمان مشكل داريم ، با خواب او مشكل داريم ، با نظافتش و با بازي كودكان مشكل داريم .

قدم به قدم بايد جلو برويم اين سه مرحلة مهم و ارزشها و مهارت ها را بشناسيم تا بتونيم كمك كنيم فرزندانمان خوب رشد كنند .                        رشد ايجاد نميشه ، هست ، مانع نشويم .



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

کندی در کارهای کودک
ادامه مطلب