جسم و احترام به آن

نشست6- جسم و احترام به آن

  « جسم و احترام به آن »

 وقتي به كودك نگاه مي كنيم ، يك مجموعه را مي بينيم و راجع به يك مجموعه صحبت مي كنيم . انسان و كودك يك مجموعه هستند ، ابعاد مختلف دارند . در دوره ي مدرن جزئي نگري مي كنند و انسان و كودك را تقسيم مي كنند . ابعاد رشد را تفكيك مي كند مثل رشد عاطفي ، رشد اجتماعي ، هوش و خلاقيت و غيره . اما ما نگاه كلي داريم و كلي نگاه مي كنيم و اعاد مختلف را در جاي خودش بررسي مي كنيم . تفاوت اساسي رويكرد هوش متعادل با رويكردهاي ديگر در اين است كه هوش متعادل كلي نگر است ، جزئي نگر نيست .

كودك يك بُعد جسمي و يك بُعد روحي و معنوي دارد . بقّيه ي ابعاد انسان و كودك زير مجموعه ي اين دو بُعد است . در رويكرد هوش متعادل تمام ابعاد انساني را بر اساس بُعد جسمي و معنوي بررسي مي كنيم . ما اين دو بُعد را در امتداد هم مي بينيم ، جدا از هم نمي بينيم ، چون نگاه كلي نگر داريم . وقتي وارد مبحث جسم مي شويم ، جسم وروح را با هم مي بينيم تفكيك نمي كنيم .              

 

 طبق مخروط كه قبلاً راجع به آن مفصّل گفتيم ، در ظاهر نوزاد در  پايين ترين سطح يعني نوك مخروط و مرحله ي نباتي قرار دارد اما مفهوم نگاه كلي نگر اين است كه در اين نگاه وقتي نوزاد متولد مي شود همه ي چهار مرحله ي مخروط را دارد ( مرحله نباتي ، حيواني ، انسان متفكر و انسان الهي )  . و منظور اين نيست كه انسان با بُعد نباتي به دنيا مي آيد و بعد به مرحله ي حيواني و انساني مي رود بلكه نوزاد تازه متولد شده از نظر جسمي كامل است فقط كوچك است و ابعاد رشدش نهفته است . اطلاعات در مغزش هست ولي هنوز باز نشده اند . نوزاد غريزه دارد هنوز چشمش را باز نكرده دنبال سينه ي مادر مي گردد ، پس بُعد حيواني هم همراهش هست . نوزاد تفكر دارد ، ذهن دارد . حتي جنين هم ذهن دارد . و همينطور بُعد الهي هم دارد نوزاد متصل به عالم بالا است و اين بُعدش خيلي قوي است .

پس نوزاد كه به دنيا مي آيد همه ي ابعاد را دارد و ما هم وقتي راجع به كودك صحبت مي كنيم همه ي ابعاد را مي بينيم . بحث ما جسم يعني پايين ترين سطح مخروط است اما همزمان به بالاترين مرحله هم اشاره مي كنيم و اين همان هماهنگي جسم و روح و يكپارچه نگري در اين رويكرد است  .

        نگاه            درك            تصوير             انتظار             احساس            رفتار 

در مورد جسم كودك اولين و مهمترين مسئله اين است كه " كودك چه دركي از جسم خودش دارد ؟ " دركي كه ما در كودكي از هر پديده اي به خصوص جسم مان پيدا مي كنيم تا آخر عمر همراهمان خواهد بود. بعد ها عوض كردن اين درك كار بسيار مشكل و زمان بري است .

چه دركي از جسم مان داريم ؟ از كودكي چه دركي به ما داده شده است ؟ اين درك يا اين برداشت ما از جسم مان ، احساسي در ما به وجود مي آورد و بر پايه ي اين احساس ، رفتارهاي بيروني ما شكل مي گيرد .

علت اينكه دخترهاي جوان ما اين قدر به شدت آرايش مي كنند ( آرايش كردن يك رفتار بيروني است ) به دليل درك و تصويري  است كه از خودشان دارند ، « من زشت هستم » ، احساس خوبي در مورد خودش ندارد ، انتظار جلب توجه دارد ، در نتيجه رفتارش آرايش غليظ و پوشيدن لباس نامناسب خواهد بود .

دركي كه كودك از جسم خود پيدا مي كند ناشي از رفتاري است كه والدين داشته اند . والدين دو نقش بسيار اساسي و مهم در زندگي كودك دارند :          

                                                                       1- الگو هستند              

                                                                       2- حامي هستند

پدر و مادر از بدو تولد براي كودك حكم خدا را دارند . براي كودك بي عيب و نقص و كامل هستند ؛ نه اشتباه مي كنند و نه نقطه ضعفي دارند . رفتار والدين براي كودك حجت است و هر عيب و نقص را در وجود خودش مي بيند . بر پايه ي رفتار والدين ، كودك درك از خودش را مي سازد . اهميت 6 سال اول زندگي در اين است كه اين درك و انتظار و احساس در او شكل مي گيرد و در ناخودآگاه كودك ثبت مي شود . در 6 سال اول كودك هيچ فيلتري ندارد و هر چه كه هست با اعتماد كامل به پدر و مادر با عنوان يك واقعيت اصيل در ناخودآگاهش ضبط مي كند . در اين مرحله ي سني ، عقل و فهم و شعور حضور ندارند و همه چيز بر اساس احساس است . عقل منفك كودك در اين زمان والدينش هستند و هر رفتار آنان براي او درست و كامل است . منبع قضاوت او احساسش است .  

اولين مسئله ي ما در حوزة جسم كودك « احترام به جسم كودك است » ما ، در احترام به جسم كودك و هر پديده ي ديگري يك خط تعادل داريم تا مواظب باشيم دچار افراط و تفريط نشويم .

خط تعادل احترام به جسم يعني تعريف و تمجيد از جسم كودك . يعني پذيرش جسم او  ( پذيرش يعني شاد بودن مادر از وجود كودك نه تحمل او و به معني : « تو براي من بهتريني » ، است ) و احترام به جسم يعني محبت بي قيد و شرط به جسم كودك ، همان گونه كه هست .

همه ي كارهايي كه ما به عنوان پدر و مادر براي فرزندان مان انجام مي دهيم ، همه مي توانند انجام دهند ولي آن چه كاري است كه خاص والدين است و از هيچ كس ديگري بر نمي آيد چيست ؟

                           تنها كاري كه خاص والدين است محبت بي قيد و شرط است .

محبت بي قيد و شرط را غير از پدر و مادر هيچ كس ديگري نمي تواند براي كودك داشته باشد . با هر خصوصيت و هر ويژگي كه كودك دارد . « تو براي من بهتريني » .

به دليل يكسري باور هاي اشتباه ، محبت پدر و مادر تبديل به محبت با قيد و شرط مي شود . چه قدر از كلمه هاي "ولي" ،" اما " و " اگر"  استفاده مي كنيم ؟ محبت بي قيد و شرط اما ، ولي ، اگر ندارد . براي مثال : اگر بچة خوش اخلاقي باشي ... ، چون كه بچة تميزي بودي ... ، اگر بچة خوبي باشي... .

مسئله ي بعد در تعريف و تمجيد جسم ، نوازش  است. نوازش پوستي و نوازش جسمي . براي نوزاد اين مسئله خيلي تأكيد مي شود . بچه ها نياز به نوازش دارند . بزرگسالان هم به نوازش احتياج دارند و همينطور همسران . وقتي كودك را نوازش مي كنيد و قربون صدقه اش مي رويد ، نوازش تؤام با احساس خوشايند و نگاه كردن به كودك ، كودك خودش را پيدا مي كند .

نوازش با كف دست است . كف دست قويترين جا از لحاظ تبادل احساس در بدن است . توصيه مي شود با حال بد بچه هايتان را نوازش و لمس نكنيد چون اذيت مي شوند . بچه هايتان را خيلي ببوسيد . مخصوص‍‍اً دست هاي آنها و حتي پاهايشان را ببوسيد . دست هايشان را روي گونه تان بگذاريد . چون دست مغز دوم است و دست يك عضو كليدي و بسيار مهم است .

امروزه ثابت شده كه دست بايد زياد كار كند و دست ورزي كودك زياد باشد و تجربه كند تا تفكر به وجود آيد . تفكر بايد به وجود آيد تا هوش به وجود آيد . اگر بچه ي با هوش مي خواهيد دستش بايد زياد كار كند . در فضايي كه داخل مغز براي حواس پنجگانه تعيين شده ، قسمتي كه مربوط به دست است بسيار مفصل تر از بقيه ي حواس است .

هرگز پشت دست بچه ها نزنيد . همينطور كف دست . وقتي دست كودك را مي زنيد يعني مغز او را مي زنيد . هر آسيبي كه به دست كودك بخورد ، به مغز او آسيب خورده است . ( به باسن و صورت كودك هم ضربه نزنيد خيلي خطرناك است . اين ضربه ها در بدن منعكس مي شوند و همه ي ابعادروحي ، مغزي ، شخصيتي و رشدي او را آسيب مي زند . )

خصوصيات جسمي كودك مان را بپذيريم و به او افتخار كنيم . هر گونه كه هست ، كوتاهي قد ، معلوليت و ..... جسم مهم است ولي يادمان باشد كه ظرف روح است . جسم گلدان است ، مهم نيست كه مشكلي داشته باشد . عظمت ، متعلق به روح است .

معلوليتها را بپذيريد و از وجود كودك معلول خود همان گونه كه هست ، لذت ببريد ، پنهان نكنيد ، خجالت نكشيد ، هر چه كه هست به آن افتخار كنيد . چون جسم ظرف روح است و روح انسان ها هيچ گونه نقص و معلوليتي ندارد چون از يك منبع غني مي آيد .

در تعريف و تمجيد جسم ، به كاركرد اندام و اعضاي بدن توجه مي كنيم . عضو را تأييد مي كنيم ، عمل را توصيف مي كنيم . مثل : « قربون اون نگاه كردنت برم » بجاي « قربون اون چشم هاي قشنگت برم » . اگر بيني بچه آويزان است با قربون صدقه بيني اش را تميز كنيد يعني با احساس خوشايند اين كار را كنيد . بيني او را ببوسيد . اگر با احساس نا خوشايند با بيني او رفتار كنيد ، كودك از بيني خودش بيزار مي شود و در بزرگسالي با بيني خودش مشكل خواهد داشت كه ريشه اش در همان تحقير دوران كودكي است .

به بچه ها در عمل نشان دهيد كه انسان ها با هم متفاوت اند . در حرف و با توضيح براي او فلسفه بافي نكنيد  ، چون او اصلاً متوجه نخواهد شد كه منظور شما چيست . از طبيعت كمك بگيريد و او را در طبيعت رها كنيد تا بازي كند خودش در رفتارهاي بزرگسالان متوجه مي شود كه هركسي منحصر به فرد است .

مواظب رفتارهاي خودتان باشيد . والدين الگو هستند . راجع به آدم هاي ديگر چگونه قضاوت مي كنيد ، چگونه مقايسه مي كنيد و ... بچه ها ياد مي گيرند كه هر انساني منحصر به فرد است و اصلاً دو نفر با هم قابل مقايسه نيستند . يكي از مسائلي كه مقايسه پرخطر مي شود ، مقايسه ي جسم ها است و مقايسه ي خصوصيات جسمي است . بهتر و بدتر و زيبا و نازيبا كردن است .

در نقد و انتقاد از بچه ها بايد  كار و عمل نقد شود . خصوصيات جسمي را نبايد تحقير كرد . ما بچه را تنبيه مي كنيم ( در جلسه ي مخصوص خودص مفصل به آن مي پردازيم ) اما با حفظ حرمت جسم او . هرگز به جسم كودك بي حرمتي و حرمت شكني نمي كنيم .

                                                                 تكبر و خود شيفتگي                         

                                       خط تعادل        

 

                                                                  تحقير جسم

از خط تعادل كه پايين بياييم ، تحقير جسم صورت گرفته است .   جسم را تحقير كرده ايم .

* اولين مسئله در اعمال تحقير جسم تفكر مقايسه است . بايد به تدريج و آرام آرام از اين تفكر دوري كنيم و آن را كنار بگذاريم .

يكي از انواع تحقير جسم ، لقب دادن به كودك است . خصوصيات جسمي كودكان را لقب ندهيد ، حتي به شوخي . از زبان نيشدار استفاده نكنيد و آن را شوخي قلمداد نكنيد . مهم نيست كه فرد هنگام شوخي قصد ي دارد يا ندارد ، مهم آزاري است كه از طريق اين شوخي ها انتقال مي يابد .

نه جسم بچه ها را تحقير كنيد و نه اجازه دهيد كه جسم بچه ها را تحقير كنند و لقب بدهند . كودك زير 6 سال درك انتزاعي ندارد و متوجه شوخي و جدي بودن كلام نمي شود ؛ به خصوص از طرف پدر و مادر . همه ي حرفها يي كه به او زده مي شود را به عنوان واقعيت تلَقي مي كند و از تأثير آن ها در ضمير ناخودآگاهش از خود درك و تصوير مي سازد و بر پايه ي آن يك احساس به وجود مي آيد ؛ احساس حقارت و احساس حقارت نسبت به جسم .

به جاي زبان نيشدار و كلمات مبهم از بيان فاخر استفاده كنيد . روي فرهنگ هاي لغات كار كنيد و از كلمات زيبا و فاخر و خوش آهنگ استفاده كنيد . اجازه ندهيد كه دوستان و آشنايان و بستگان با بچه هاي ما هر طور كه مي خواهند صحبت كنند . مواظب باشيد به بچه ها هيچ كس حق ندارد لقب بدهد ، بايد فوري دخالت كنيد البته با آرامش و ادب . اگر آنها هم بدانند كه لقبي كه به كودك مي دهند چه آسيبي به او مي زند ، متوجه اشتباهشان خواهند شد .

 انسان قد كوتاه و قد بلند نداريم . بلكه انسان هايي داريم با طول قدهاي متفاوت . اما به قد كوتاه مي كوييم كوتوله و به قد بلند مي گوييم ديلاق ؛ كه هر دو مخرب است . در مورد نوجوانان ، در يك مقطع سني يك مرتبه قد مي كشند در حاليكه هنوز مغزشان رشد نكرده ، بنابراين نوجوان حدود 20 سانتي متر از بدنش را كنترل ندارد ، مرتب به در و ديوار مي خورند ؛ به آنها نگوييد مثل شتر راه نرو . حتي دستش را ببوسيد چون او در حال رشد است .     

*مسئله ي دوم در تحقير جسم كودكان اسباب بازي ها  هستند . مخصوصاً براي دختر ها . بعضي از اسباب بازي ها جسم كودك  را تحقير مي كنند . باربي از اين دست اسباب بازي هستند . اسباب بازي بار فرهنگي دارد و هر كالائي را به عنوان اسباب بازي به حريم خانه تان راه ندهيد . مادر زمينه ي اسباب بازي تهاجم فرهنگي داريم . وقتي عروسكهاي خوش اندام و بلوند و چشم آبي را دست دخترهاي مو مشكي و سبزه و تُپلي خودمان مي دهيم يعني داريم او را تحقير مي كنيم . آنها توسط اين عروسك ها درك و تصوير نا زيبائي از جسم خود مي سازند و در حسرت آن اندام و پوست و مو تا آخر عمر روزهاي تلخي را مي گذرانند .    

از خط تعادل اگر به سمت بالا منحرف شويم ، به تكبر و خود شيفتگي مي رسيم . ما گفتيم كه بايد دست و حتي پاي كودك را ببوسيد و او را تمجيد و تأييد كنيد ؛ اين كارها اگر از خط تعادل خارج شوند و جنبه ي قضاوت بگيرند ، باعث خود شيفتگي مي شوند . بوسيدن دست جزو سنت ما است . دست بزرگان را به دليل حرمت به آن ها مي بوسيم ؛ دست كودكان را هم بايد بوسيد چون كودكان خيلي بزرگ هستند .

يكي از مهمترين مسائلي كه باعث ايجاد خودشيفتگي مي شود زيبايي است ، زيبايي يك نعمت الهي است و به نظر من همة بچه ها زيبا هستند . زيبايي يك خصوصيت است ؛ ارزش نيست ؛ (به نشست دوم با موضوع رشد مراجعه كنيد) ، زيبايي ارثي است .                   وقتي ما خصوصيت ها را ارزش گذاري مي كنيم ، مانع رشد مي شويم . يك نوع ارزش گذاري مي كنيم و باعث تحقير مي شويم ، مثل : سوسك سياه ؛ يا يك نوع ارزش گذاري مي كنيم و باعث خودشيفتگي مي شويم .

اندام ها را برچسب نزنيد ، رفتار ها را توصيف كنيد . مثل : قربون نگاه كردنت برم به جاي قربون چشماي مشكيت و ...

متأسفانه خودشيفتگي يك بيماري در جامعة ما است و بچه هاي ما به سرعت در اين مسير طي مي كنند ، درست مثل تيزهوشي . زماني انسان بايد متوجه شود زيبا است كه قدرت صحيح استفاده از اين زيبايي را داشته باشد . و همينطور در مورد تيزهوشي . در كشورهاي اروپايي كودكان تيزهوش را فقط معلم و مسئولين مدرسه مي شناسند حتي به والدينش هم نمي گويند تا رفتار طبيعي اين كودك از او گرفته نشود و ارتباطش با همسالانش دچار اختلال نشود . ميانگين نمرهاي آن ها را از ميانگين كلاس پايين تر مي گيرند تا مغرور و خودشيفته نشوند ؛ وقتي وارد دانشگاه شدند به آنها گفته خواهد شد كه از هوش بالايي برخوردارند چون به مرحله اي رسيده اند كه ديگر توانائي و قدرت استفاده از اين خصوصيت را دارند .

اما متأسفانه ما در ايران بچه هاي 6 و 8 ساله را كه حتي تيزهوش نيستند ف بايك سري ضوابط اشتباه برچسب تيزهوش مي زنيم و به همه ي جنبه هاي زندگي اين كودك آسيب مي رسانيم .

زماني كودك بايد متوجه زيبايي يا تيزهوشي خودش بشود كه قدرت صحيح استفاده از آن ها را داشته باشد . نه اينكه دچار خود شيفتگي شود و ديگر نتواند رشد كند . زيبائي هاي كودك نبايد جلوه گر شود ، حتي بايد پوشيده شود نه اينكه نمايش داده شود . همة بچه ها زيبا هستند . بچه ها بايد ساده بپوشند ، اگر موهاي زيبائي دارند ساده ببندند و اگر پوست زيبائي دارند لباس پوشيده بپوشند . خط تعادل را حفظ كنيم .

آسيب هائي كه خود شيفتگي به دنبال دارد :

1-  تأثير منفي در ارتباط –  انسان نيازمند ارتباط است . تمام ابعاد رشد انسان در هوش متعادل ، رابطة مستقيم با ارتباط دارد . مثل بعد اجتماعي ، عزت نفس و اعتماد به نفس ، همه براي ايجاد ارتباط انسان با ديگران نياز است . بُعد عاطفي براي ارتباط عاطفي ، بُعد عقلاني براي ارتباط عقلاني و غيره .

حال اگر پسر يا دختري در عرصة ارتباطات فقط به جسمش متكي باشد و تنها منبعي كه براي ايجاد ارتباط داشته باشد ، جسمش باشد چه چيزي در انتظار او خواهد بود ؟ يك بخش مهم ريشة اعتياد ، فساد اخلاقي و انحرافات اجتماعي در تحقير جسم و يا خود شيفتگي در دوران كودكي است . متأسفانه والدين گاهي همزمان هم تحقير مي كنند و هم خود شيفتگي ايجاد مي كنند .

زيبائي جسمي خيلي خوب است و يك ارتباط جسمي و جنسي را غني مي كند ولي اين ارتباط فقط مخصوص همسران است . خصوصيات جسمي نبايد در هر ارتباطي عرضه شود . يكي از مرز بندي هاي ما با دنياي غرب در اين است كه در غرب جسم اهميت پيدا كرده و ارزش شده است و يك نوع زيبائي هاي خاص تبليغ مي شود چون دنياي مصرف است . امروزه خود غرب هم به اين مطلب رسيده است كه خود شيفتگي هاي جسمي چه آسيب هايي به انسان مي زند .

2- تنهائيانسان هاي خود شيفته به شدت تنها هستند چون به هيچ كس اعتماد نمي كنند . به خصوص در مورد دختر ها اول خصوصيات جسمي شان را بارز مي كنيم بعد از طرف ديگر آن ها را از مردها و اجتماع مي ترسانيم . تفكر من از همه بالاترم و من برترم عين تنهايي است .

3- نگرانيدرست مثل هر داشتة ديگري كه هميشه نگرانيم كه از دستشان ندهيم افراد خود شيفته هم هميشه نگرانند كه نكند روزي اين زيبائي يا برتري را از دست بدهند .

4- احساس پوچي و تهي بودن معنوي و عاطفي .

 

چه كار بايد كرد ؟

الف ) كمرنگ كردن زيبائي هاي ظاهري -   چرا به تعداد زياد عكس بچه هارا به در و ديوار خانه مي زنيم ؟ وقتي عكس بچه ها را به ديوار   پذيرائي خانه مي زنيم آنها را رسانه اي مي كنيم . انسان توجه را دوست دارد . كودك هم توجه را دوست دارد . محبوبيت تلويزيون هم در همين است ، رسانه اي شدن ، جلب توجه ، مورد ديدن واقع شدن . ما وقتي عكس كودك را به ديوار مي زنيم او را رسانه اي مي كنيم ؛ به خصوص عكس هاي آتليه اي ، اين كار خود شيفتگي ايجاد مي كند . عكس بچه ها خوب است ولي روي ديوار اتاق خودش . مخصوصاً اگر عكس سن هاي مختلف او باشد تا مراحل رشد خودش را ببيند .

ب ) توجه به كاركرد جسم نه خصوصيات جسمي

ج )  تقويت ارزش هاي معنوي و مهارت هاي زندگيانسان نياز به جلب توجه دارد اما بايد توجه مثبت باشد . بچه ها بايد از درون خودشان را تأييد كنند . براي پرورش متعادل و خوب كودك بايد بين ابعاد مادي و معنوي آنان هماهنگي ايجاد كرد ؛به همان نسبت كه به تغذيه و لباس پوشيدن و نظافت و ... اهميت مي دهيم به احترام به جسم كودك هم بايد اهميت دهيم و توجه كنيم . وقتي جسمي محترم بود به دنبال شناخت خودش مي رود .

يكي از دلايلي كه به جسم احترام مي گذاريم ، عظمت خلقت آن است . چقدر جوان هاي ما راجع به خصوصيات جسمي و عظمت دروني جسم و كاركردش مي دانند ؟ پس اولين مسئله رعايت خط تعادل ، نه تحقير جسم و نه تكبر و ايجاد خود شيفتگي ؛ بلكه رعايت احترام به جسم مهم است . احترام به جسم در كودك يعني كودك از جسم خودش درك زيبا و خوشايندي از طريق والدين كسب كرده باشد و خودش را باور داشته باشد ، با ديگران مقايسه نكند و باور داشته باشد كه منحصر به فرداست ؛ من منحصر به فرد هستم نه اينكه بالاتر هستم . من يك قطعه از پازل هستي هستم اگر نباشم اين پازل كامل نيست و قشنگ نيست . حضور من در پازل هستي باعث زيبائي و عظمت هستي است . اين « من » ظرفش جسم است ، محتوايش روح است . پس جسم احترام دارد .

يكي از مسائلي كه به دليل احترام به جسم رعايتش لازم است و بايد باشد اما به دليل كاربرد نا صحيح آن خيلي حرمت جسم بچه ها آسيب مي بيند ، مسئلة « نظافت » است . نظافت يكي از دغدغه هاي والدين است و براي اين كه بچة تميز داشته باشند ، به رشد او آسيب مي زنند . نظافت مانند نظم ، اگر از خط تعادل خارج شود باز دارنده مي شود .

نظافت يعني چه ؟

در فرهنگ لغات نظافت تميزي معني نمي دهد . ما نظافت و نظيف داريم و در مقابل كثافت و كثيف داريم . در صو رتي كه تميز يعني جدا كردن . نظيف در مقابل كثيف و نظافت در مقابل كثافت است .

كثافت چيست ؟

در دنياي مادي و طبق نظام آفرينش و قانون هستي ، هر پديده ي مادي عمرش كه تمام مي شود ، به مواد تشكيل دهندة خودش تجزيه مي شود . در اين تجزيه موادي آزاد و توليد مي شود كه براي سلامتي انسان مضر است و به جسم انسان آسيب مي زند . انسان بايد آن را از محيط زند گي اش دور كند . هر چيزي كه حاصل اين تجزيه است و براي انسان مضر است اسمش كثافت است و بايد پاك شود .

براي پاك كردن كثافات هم آدابي داريم كه بايد ياد بگيريم . مثل دستورات ديني و دستورات بهداشتي . اما اشكال كجاست ؟ و از كجا مشكل شروع مي شود ؟ مشكل از جائي شروع مي شود كه ما پديده اي به اين راحتي كه عيني است را تبديل مي كنيم به پديدة ذهني و ذهن هم آن را بزرگ مي كند . بعد تبديل مي شود به وسواس . آن چيزي كه بچه هارا اذيت مي كند همين وسواس است و گر نه خود نظافت يك مهارت است . بچه ها ياد مي گيرند كثيف شدند خود را تميز كنند و عبور مي كنند . ما مرتب تا اخر عمرمان كثيف مي شويم ، مهارت داريم ، حمام مي رويم و خودمان را مي شوئيم .

كودك با غذا دست ورزي مي كند يا غذا مي خورد و روي لباسش مي ريزد يعني دست و لباس كودك مثلاً ماستي مي شود و دست و لباس كودك به ماست آلوده شد . پس چرا اسم اين كارها را كثافت مي گذاريم . وقتي ما اين كارها را كثافت كاري مي دانيم ، مانع رشد بچه هايمان مي شويم .بچه ها در دست ورزي به رشد مغزي و رشد شبكة عصبي مي رسند . نظافت مي تواند مانع رشد شود . بچه ها بايد بتوانند تجربه كنند . تجربه نياز رشد است .    در تجربه آلودگي به وجود مي آيد .

بازي محيط امن نياز دارد . محيطي كه انگيزه و عمل در تعارض قرار نگيرد . كودك هر كاري دلش خواست بكند بدون اينكه سرزنش شود و بترسد . حتي اگر از فرق سر تا نوك پايش را بخواهد به هر ماده ي بي خطري آلوده كند ، اين امكان را داشته باشد . هر چقدر اين امكانات براي تجربه كردن كودك بيشتر و صحيح تر و غني تر در اختيار او قرار بگيرد ، پايه هاي رشد كودك قوي تر گذاشته مي شود ؛ چون بخش اعظم شكل گيري شبكه ي عصبي با تجربه ي دست ورزي  صورت مي گيرد .

در مقابل آلودگي ، پالودگي داريم . آلايش و پالايش . پالايش يعني تميز كردن . خود كودك مي تواند و بايد مهارت پيدا كند كه خودش را تميز كند . آلودگي ها اجباري هستند وگرنه حمام ساختن ديگر معني نداشت . ما عرق مي كنيم ، تن مان چرك مي شود ، حمام مي رويم پالوده مي شويم ، تميز مي شويم و آلودگي از ما جدا مي شود . اين مسئله را كودك بايد ياد بگيرد .

بدون امر ونهي بايد براي كودك الگو باشيم . دست ورزي حتي براي بزرگتر ها هم لازم است . دست ورزي نياز انسان است . كودك براي رشد احتياج به تجربة عيني در محيط دارد و لازمة آن آلوده شدن است . به كودكان عبور كردن از مسائل را ياد بدهيم نه كثيف نشدن و آلوده نشدن را . ما حق نداريم به خاطر آلوده نشدن بچه ها ، آن ها را از تجربه و دست ورزي محروم كنيم و بخواهيم همه چيز را خودمان به او ديكته كنيم .               «  بچه ها بايد خودشان تجربه كنند . »

نظافت را تبديل به يك هيجان مشترك كنيد . بازي زبان بچه ها است . همراه كودكتان تجربه كنيد و بعد با هم تميز كاري و شستشو كنيد . نظافت را تبديل به بهداشت كنيم و ذهنيت نظافت را به ذهنيت بهداشت تبديل كنيم . بهداشت يعني دور كردن مواد فاسد از محيط زندگي . تفكر بهداشت يعني هر جا كه آشغالي ديديم برداريم و در سطل بيندازيم . آلودگي هاي محيط زيست را مي بينيم ولي هيچ كاري نمي كنيم ؛ چون تفكر نظافت داريم نه تفكر بهداشت و آن هم فقط براي خودمان و خانه و خانواده ي خودمان .

تا زماني كه ما به عنوان الگو براي فرزندانمان نباشيم ، بحث نظافت براي آن ها جا نخواهد افتاد . داخل خانه مقررات بگذاريد ، مكان خاصي و شرايط خاصي را براي تجربه و دست ورزي بچه ها فراهم كنيد . مثل : حمام ، سفره يا ملحفه يا روزنامه پهن كردن و ......

رشد ، اصل است . همه چيز بايد حول محور رشد كودك شكل بگيرد . احترام ارزش است . نظافت مهم است . مواظب باشيد اصل را فداي اهميت نكنيد . به خاطر نظافت ، احترام را از بين نبريد و به خاطر نظافت و احترام ، به رشد آسيب نزنيد .



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

خاواده آسمانی 7
ادامه مطلب