حرکت

نشست 9-حرکت

در رويكرد هوش متعادل، جسم بسيار اهميت دارد؛ چون ظرف روح است. به طور كلي در اين رويكرد جسم را در سه بخش: احترام به جسم، مراقبت از جسم ( بهداشت، تغذيه،.....)، مهارت هاي جسمي؛ بررسي مي كنيم.

در اين مبحث در مورد حركت و مهارت هاي حركتي جسم صحبت مي كنيم. حركت جسمي يكي از عوامل مهم رشد است. بدون حركت زندگي معنا ندارد. حركت عامل اصلي تداوم نسل بشر است. عامل بقا بشريت و هستي است. انسان از بدو خلقت تا انتهاي جهان به حركت نياز دارد. ما خيلي راجع به حركت اطلاعات نداريم و حركت را نمي شناسيم. در اين مبحث خواهيم ديد كه بچه ها چه قدر نياز به حركت دارند. آن قدر حركت را نمي شناسيم كه جنب و جوش طبيعي بچه ها را هم غير طبيعي مي دانيم. و آن قدر از حركت بي خبريم كه 30 درصد از بچه هايمان  را بيش فعال مي ناميم. چون ما فلسفه حركت و عمق آن را نميدانيم. رشد محور حركت است. حركت زماني مفيد است كه در امتداد رشد باشد ودر امتداد چهار مرحله ي مخروط باشد. حركت در اين راستا يك حركت سازنده است. اگر در امتداد رشد نباشد  و آشفته و بي جهت يا خلاف جهت باشد، حركت مخرب خواهد بود. اگر حركت را بشناسيم و مديريت كنيم و از آن در جهت رشد استفاده كنيم، نيروي بسيار سازنده اي براي رشد خواهد بود و اگر ما نتوانيم حركت را مديريت كنيم، تبديل به نيروي مخرب مي شود.

مثل هميشه به سراغ كاركرد مي رويم و اولين سؤال كاركرد كه « چرا » است. چرا حركت لازم است؟ چرا انسان و كودك بايد حركت كند؟ جواب هاي حاضرين: ارضاء حس كنجكاوي، نيازهايش را به دست آورد، تجربه كند، انرژي درونش را تخليه كند، رشد كند، به خواسته هايش برسد، شناخت پيدا كند. آقاي سلطاني: يكي از آفت هاي زياد كتاب خواندن و كلاس رفتن همين است كه مسائل  ساده را براي خودمان پيچيده مي كنيم و مسئله ساده حركت را مي بريم به فلسفه و شناخت گرايي و رفتار گرايي و حكمت و خرد و........ و آن را تبديل به يك چيز عجيب و غريب مي كنيم. گفتيد كودك حركت مي كند كه به نيازهايش برسد، خوب مادران فداكار اين كار را به خوبي انجام مي دهند. و يا گفتيد كنجكاوي كند آيا واقعاً اجازه ي اين كار را به آن ها مي دهيد؟

ما در اين مبحث حركت جسمي را بررسي مي كنيم نه حركت ذهني را كه مي گوييم كودك حركت مي كند تا به شناخت برسد. در حيطه ي جسم چرا كودك بايد حركت كند؟.... جواب حاضرين: خوب بايد حركت كند، براي بازي كردن.

آقاي سلطاني: كودك و انسان بايد حركت كنند به چند دليل:

انسان براي اين كه دستگاه گوارش سالمي داشته باشد بايد حركت داشته باشد. غذايي كه مي خوريم از بلع تا دفع در حال حركت است و دستگاه گوارش در حركت تنظيم مي شود. بچه هاي امروزي غير از معضل تغذيه ناسالم، دچار يبوست و رودل هستند.

1-    تنظيم سوخت و ساز بدن يا متابوليسممتابوليسم سيستم تأمين انرژي بدن است. فرآيند سوخت و ساز يكي از شاهكارهاي آفرينش است كه چه قدر بدن هوشيارانه عمل مي كند. يكي از معضلات ما با بچه ها چاقي است. يكي از علل چاقي نيز كُند بودن مكانيسم سوخت و ساز است. متابوليسم كُند باعث ذخيره ي چربي در بدن مي شود چون بدن در اين حالت قدرت سوخت و هضم چربي را ندارد. بدن هوشيار است. علت اين كه رژيم مي گيريم و لاغر نمي شويم اين است كه چون بدن هوشيار است به محض اين كه غذا نمي خوريم و اين محروميت از يك حدي كه مي گذرد بدن اعلام قحطي مي كند و شروع مي كند به ذخيره كردن غذاي دريافتي و توقف سوخت و ساز . به همين دليل بچه هاي افريقايي شكم هاي گنده ايي دارند. حركت متابوليسم را سرعت مي دهد و سوخت و ساز را بالا مي برد، در نتيجه انرژي بيشتري در بدن آزاد مي شود و بدن راحت تر كار مي كند. حركت روي كبد هم تأثير مهمي دارد.

2-    گردش خونحركت باعث تشديد فعاليت قلب مي شود وسرعت گردش خون را بالا مي برد در نتيجه غذا رساني به سلول ها را سرعت مي بخشد.

3-    تناسب اندام و تقويت عضلات

4-    كمك به سيستم دفع سمومحركت در متعادل كردن اين سيستم نقش به سزايي دارد. سموم بدن از سه راه دستگاه گوارش، تعريق و ادرار ، مدفوع و سيستم لنفاوي دفع مي شود. لنف از مسائل مهمي است كه هر مادري بايد آن را بشناسد. لنف يك مايع بخصوص در بدن است كه كارش جمع آوري سموم و دفع آن هاست. خون به وسيله ي قلب پمپاژ مي شود و در بدن حركت مي كند اما لنف در بدن ثابت مي ماند به جزء در حركت. صبح ها كه از خواب بيدار مي شويم كسل هستيم چون لنف حاوي سموم در بدن متمركز شده اند اما با حركت كم كم سرحال مي شويم چون لنف  هم حركت مي كند و سموم را از طريق كليه و ادرار و تعريق دفع مي كنند. سيستم لنفاوي در حركت فعال مي شود. به همين جهت نرمش صبحگاهي بسيار اهميت دارد. صبح ها با انجام پياده روي و نرمش سمومي را كه بدن با كمك كبد در طول شب جمع آوري كرده، از طريق حركت لنف و تعريق و روده ها دفع مي كنيم.

5-    تنفس و  كسب اكسيژنحركت باعث مي شود كه تعداد تنفس بالا برود و بدن اكسيژن بيشتري كسب كند.

اين پنج دليل همه موجب حفظ سلامتي بدن مي شوند. موارد ديگري نيز وجود دارد كه تخصصي هستند و در اين مبحث فرصت پرداختن به آن ها نيست. بعد از سلامتي حركت فوائد ديگري نيز دارد كه از جمله آن ها كسب مهارت ها است. حركت موجب كسب مهارت مي شود. حركت نكردن باعث افت مهارت هاي حركتي مي شود. يكي از مهم ترين اثر مهارت هاي حركتي روي ساختار مغز و شكل گيري شبكه عصبي مغز است. اتصال هاي سيناپسي زير 12 سال شكل مي گيرند و حركت به تقويت اين شبكه عصبي كمك مي كندو باعث تقويت هوش مي شود. پس اهميت حركت در اين دوران مشخص مي شود. ما بچه هاي باهوش مي خواهيم اما مانع حركت كردن آن ها مي شويم. بچه اي كه جنب و جوش ندارد، باهوش نمي شود. ممكن است خيلي حرف گوش كن باشد و خوب حفظ كند ولي باهوش نمي شود. هوش شناختي و هوش خلاق در حركت كردن كودك شكل مي گيرند نه در يك جا نشستن و تلويزيون تماشا كردن. پياژه دوره هاي رشد را به سه قسمت تقسيم مي كند:     

                                                     1)  0 - 2 سال   دوره ي       حسيحركتي

                                                     2)   2 - 6 سال   دوره ي        ادراكي - حركتي

                                                     3)   6 – 12 سال   دوره ي      شناختيحركتي

 

همان طور كه مي بينيد حركت در همه مراحل وجود دارد. پس دوره ي حسيخوابيدني نداريم، دوره ي ادراكينشستني نداريم. بچه ها در حركت به شناخت مي رسند و رشد شناختي پيدا مي كنند. دست مغز دوم است و بايد حركت كند تا مغز رشد كند و حركت عامل مهم رشد شناختي است.

حركت باعث هماهنگي حواس و اعضاء و چشم و دست و گوش مي شود. كه همه ي اين هماهنگي ها اثرشان در بزرگسالي مهم است و جلوه مي كند. يكي از علل افت تحصيلي در ايران كم حركتي بچه ها است. و مربوط به تجربه ي اين بچه ها در صفر تا دوسالگي شان است؛ يعني دوره ي حسيحركتي. چون در اين زمان مانع حركت او شده اند. وقتي مانع حركت نوزاد مي شويم، هوش شناختي رشد نمي كند و پايه ريزي نمي شود

يكي ديگر از فوائد حركت ايجاد مهارت استفاده از ابزار استهنوز بزرگسالاني هستند كه خودكار را صحيح در دست نمي گيرند. بچه هاي بزرگي هستند كه هنوز بلد نيستند خودشان لباس بپوشند، چون مانع حركت آن ها شده اند. خيلي از نگه داري ها و دقت ها و كمك هاي بي مورد مانع حركت بچه ها مي شود. اگر مي خواهيد بچه ها رشد متعادل كنند يك ركن آن حركت است.

فايده ي ديگر حركت مهارت به دست آوردن نيازهاي زيستي است. در دوره ي قبل از صنعتي شدن يا دوره سنتي، انرژي هاي فسيلي وجود نداشت. به جاي زغال سنگ، نفت گاز و برق انرژي عضلاني حيواني و انساني بود. در نتيجه قدرت و مهارت جسمي براي كسب معاش و شكار و جنگ حرف اول را مي زد. با شروع دوره صنعتي و پيدايش انرژي فسيلي و نيروي بخار و پيشرفت تكنولوژي اوضاع تغيير كرد، حركت در انسان كم شد. جنگ ها از سلاح سرد به سلاح گرم تبديل شد و توانايي از دور جنگيدن به جاي به ميدان رفتن و تن به تن جنگيدن، پديد آمد. شكار به دامپروري تبديل شد و تلاش جسمي براي تأمين معاش كاهش پيدا كرد.  خمودگي ايجاد شد و مشكلاتي پديد آمد كه متفكرين جوامع را به فكر فرو برد. براي جبران كم حركتي " ورزش " وارد زندگي انسان شد.

در دوره ي ماقبل مدرنيسم، مفهوم زندگي « زنده ماندن » بود، قدرت جسمي و مهارت ها براي زنده ماندن صرف مي شد. در دوره ي صنعتي مفهوم زندگي عوض شد و زندگي شد « مصرف » . در نتيجه ورزش هم در خدمت مصرف قرار گرفت. براي حفظ سلامتي بايد ورزش كرد، ورزش هاي متعددي طراحي شد و همزمان علم هم پيشرفت كرد. در كل خاصيت دوره ي مدرن اين است كه هر كاري بخواهيم بكنيم، عاطفي، حفظ حرمت، بالا بردن هوش شناختي و .... يك سر آن ها در مصرف است. در مورد ورزش هم همين طور است.

اتفاقي كه در گذار از سنتي به مدرن افتاد اين بود كه نگاه بشر تغيير نكرد. در دوره ي مدرن جنگ و تفكر جنگ سر جايش ماند، فقط شكلش عوض شد. در دوره ي سنتي گلادياتورها وسط ميدان مي رفتند و با شمشير مي جنگيدند. در دوره ي مدرن امروزي انساني تر شده واسمش شده فوتبال. همديگر را نمي كشند ولي در برده بودن بازيكن ها هيچ شكي نيست. فوتباليست ها در اروپا مثل برده خريد و فروش مي شوند. شكل جنگ ها انساني تر شد اما تفكر جنگ و حذف سرجايش ماند.

در اين مبحث حركت را مي خواهيم در قالب مدرن بررسي كنيم. در دوره ي سنتي ورزش ها در راستاي رفع نيازها بود مثل سواركاري، تيراندازي و شمشيربازي كه همه براي شكار و جنگ بود. امروزه ورزش تغيير كرده و متنوع شده است. امروز براي رفع نياز بدن به حركت بايد حتماً ورزش كنيم. بچه ها بايد با ورزش آشنا شوند. ورزش حركت را نظام مي دهد و آن را از پراكندگي و آشفتگي، تبديل به يك حركت نظام مند و قانونمند و پيش رونده مي كند. حال مي پردازيم به اين كه چگونه ورزش از كودكي تا بزرگسالي انجام شود تا هر چهار بُعد مخروط انسان در آن ديده شود.

ورزش را به چند مرحله تقسيم كرده ام:

1 – اولين مرحله كه از نوزادي شروع مي شود، شامل بازي است. بازي هاي حركتي در دوران كودكي زيربناي همه ي مهارت هاي حركتي در دوران بزرگسالي است. بازي هاي حركتي در بچه هاي زير 6 سال لازم و واجب است چون باعث تقويت هوش و ادراك آن ها مي شود.

2-  حركات موزون مثل باله، يوگا، آكروبات و.....

3- نرمش و ورزش هاي سبك مثل پياده روي، دوچرخه سواري و نرمش هاي صبحگاهي

4- ورزش هاي طبيعي، يعني ورزش هايي كه ما را به طبيعت نزديك مي كند مثل كوهنوردي، شنا، اسكي، پياده روي در طبيعت و....

5 – ورزش هاي قهرماني مثل كشتي، بسكتبال، تنيس، ورزش هاي رزمي، فوتبال، ........

ما در اين مبحث قصد آموزش ورزش نداريم بلكه قصد داريم مطلبي را بگوييم كه ممكن است هيچ جاي ديگر گفته نشود و آن مطلب اين است كه بررسي كنيم ببينيم كه ورزشي كه انجام مي دهيم در مسير رشد هست يا نه؟ در كدام جهت است؟ به بالا مي برد يا به پايين؟ مهم اين است كه بدانيم در چه جهتي داريم ورزش مي كنيم؟ حركت هايي كه مي كنيم ما را به سمت رشد هدايت مي كند و بالا مي برد يا باعث سقوط مي شود و پايين مي برد. اين قسمت مهمترين بخشي است كه مي خواهيم راجع به آن صحبت كنيم؛ ما تا الآن راجع به يكسري واژه كه ما و فرزندان مان را به سمت رشد هدايت مي كند، صحبت كرديم مثل: حرمت، احترام، سپاسگزاري، سادگي و ادب. ادب بيشتر به روش ها برمي گردد. در ورزش هم ادب وجود دارد. مثلاً ادب فوتبال اين است كه قوانين بازي را رعايت كنند، به داور احترام بگذارند و اگر ادب بازي را رعايت نكنند از داور اخطار مي گيرند يا حتي از بازي اخراج مي شوند. ارزش ديگري كه در ورزش مطرح مي شود و تا آخر دوره هم از آن صحبت خواهيم كرد، « اخلاق » است. اخلاق جمع خلق به معني خوي است. معمولاً با دو پيشوند خوب و بد مي آيد. اما در كل منظور ما اخلاق خوش است؛ اخلاقي است كه ما را به سمت بالا مي برد. اخلاق بد و بداخلاقي را با كلمات ديگري به كار خواهيم برد.

اخلاق يعني روش هايي كه در جهت فطرت انسان است و ما را بالا مي  برد. اگر رشد را يك حركت رو به بالا در مسيركمال ببينيم، اين مسير با اخلاق علامت گذاري مي شود و اين جا است كه تربيت معنا پيدا مي كند. قبلاً گفتيم 4 عامل مانع رشد بچه هاست: نظافت، نظم، تربيت و آموزش. اين چهار عامل به خصوص تربيت را هم مثل بقيه ي مسائل در حركت بايد بررسي شوند. ( منظور اين است كه اين چهار عامل را هم بايد دائم بررسي كنيم ببينيم چگونه آن هارا در زندگي خودمان به كار مي بريم آيا ما را به سمت رشد هدايت مي كنند يا به سمت پايين). تربيت و اخلاقي كه مانع حركت شوند، مخرب خواهند بود و ديگر تربيت و اخلاق به معناي ناب خودشان نيست. اخلاق و تربيت علامت گذاري جاده ي رشد هستند، ايمن سازي جاده هستند تا از جاده منحرف نشويم.

براي اين كه در مسير درست باشيم و به بُعد الهي برسيم و از مسير منحرف نشويم، بايد موازين اخلاقي را ياد بگيريم. اگر به اين موازين مجهز نباشيم يعني در يك جاده ي كويري ب يعلامت قدم گذاشته ايم؛ ممكن است عبور كنيم و جاده را طي كنيم اما گم خواهيم شد. باي رسيدن به اين بُعد الهي بايد اخلاق داشته باشيم.

متأسفانه امروزه مكاتبي در اين جريان هاي عرفاني امروزي به وجود آمده كه مستقيماً به كائنات دعوت مي كنند و ادعاي بردن و اتصال به ماوراء مي كنند و به مسائل ديگر و ابعاد ديگر زندگي و حلال و حرام هيچ اهميتي نمي دهند. بدون اخلاق رسيدن به معنويت و كمال محال است. براي رسيدن به كمال بايد معيار اخلاقي داشته باشيم و مسائل اخلاقي را بايد رعايت كنيم.

مسئله ي اخلاق در ورزش از بدو تولد شروع مي شود و بايد اخلاق در حركت و ورزش را در كودك پايه گذاري كنيم. اگر مي خواهيم فرزندمان به خردمندي برسد، اخلاق رابايد رعايت كنيم. دو مسئله ي اخلاقي در ورزش وجود دارد كه به وسيله ان ها مي توانيم بسنجيم كه ورزشي كه انجام مي دهيم اخلاقي است يا خير؟

1-    رقابت و تفكر رقابتتفكر رقابت يك تفكر ضد اخلاقي است. ما رقابت سالم و سازنده نداريم، رقابت اخلاقي نداريم. هرنوع رقابتي ضد اخلاقي است. جالب است كه ما رقابت را به معناي حذف شدن يك طرف مي دانيم ولي در فرهنگ لغت به معني نگهباني و مواظبت است. رقيب يعني نگهبان، پاسبان، كسي كه محافظ است. رقبا يعني كساني كه از يكديگر محافظت مي كنند. تقارب يعني نزديك شدن، رقابت يعني پاسباني كردن و نزديك شدن. پس اصلاً به معناي حذف شدن و حذف كردن نيست. آن كلمه اي كه معناي كه معني حذف مي دهد، « نزاع » است. از نزع مي آيد يعني كندن و گرفتن چيزي كه در دست طرف مقابل است. حذف در نزاع است. در دنياي مدرن شكل نزاع را عوض كرده اند و رقابت را تغيير مفهوم داده اند و به جاي نزاع به كار مي برند. در ميدان هاي رقابت تنازع بقا وجود دارد. يك طرف براي حفظ خودش بايد ديگري را حذف كند. شاگرد اولي يعني تنازع بقا. براي بودن در يك مكان يا يك مقام يا يك معشوقه و ....، بقيه بايد حذف شوند. رقابت با مفهوم تنازع بقا، يك مخروط و يك تفكر سرازير و رو به پايين است.

در مخروط برعكس، محدوديت وجود دارد. پس تنازع بقا به وجود مي آيد، براي دو نفر جا نيست، يك نفر بايد بماند. اما در مخروط روبه بالا، نامحدود است جايي براي نزاع نيست. چه چيزي مي خواهي كه در اين بيكران هستي و بي نهايتي به دست آوري كه به تونداده باشند. در اين فضاي نا محدود لازم نيست بجنگي، تنازع وجود ندارد. در مسير رشد تنازع معنا ندارد چون رشد من مانع رشد شما نيست و رشد شما هم مانع رشد من نيست. اما در تفكر مادي چرا هست همه مانع يكديگرند. در تفكر مادي فقط يك شاگرد اولي مي خواهيم، يك كاپ قهرماني مي خواهيم. رقابت هاي دنياي امروزي همه تنازع بقا هستند چون اگر به معناي واقعي رقابت بودند، تفكر رقابت يعني مواظب بودن، همراه بودن و نگاهبان بودن از يكديگر.

 

2-    مسابقهدر فرهنگ لغت مسابقه ريشه در سبق دارد به معني گذشته. سبقت يعني فاصله گرفتن از گذشته، پيشي گرفتن از قسمتي كه عقب مانده است. يعني هر كسي براي رشد با خودش مسابقه دارد. من در جاي فعلي ايستاده ام، حركت مي كنم به جلوتر، يعني از آن جايي كه بودم سبقت مي گيرم. حالا همه در كنار هم مي رويم، يكي سرعت بيشتري دارد و يكي سرعت كمتر اما همه به سمت يك نامحدود بالاي مخروط مي رويم. در اين نامحدود چيزي نيست كه من بردارم و به شما نرسد و يا شما برداريد و به من نرسد. در دنياي امروزي ما براي مسابقه جايزه مي گذاريم و مخروط را برعكس مي كنيم. چون جايزه يك عدد است، پس هر كس سبقت گرفت به آن مي رسد. اين حالت مسابقه نام ندارد بلكه محاربه است. اگر من مي خواهم كه به آن جايزه برسم پس شماها نبايد برسيد . در صورتي كه نفس مسابقه اين نيست. اگر مخروط ما روبه بالا باشد سبقت گرفتن خيلي هم عالي است. مثلاً در دين ما گفته شده كه در سلام كردن سبقت بگيريد و سعي كنيد زودتر سلام كنيد.

زندگي همه ي بزرگان، علما و دانشمندان را در همه ي دنيا نه فقط ايران، مطالعه كنيد، مسلمان و غير مسلمان، همه ي استادان معنوي كمك مي كنند كه شاگردانشان سبقت بگيرند و جلوتر روند. شمس تبريزي هر چه داشت به مولانا داد و رفت. مسابقه محاربه نيست اما ما با جايزه آن را تبديل مي كنيم به محاربه.

3-    جايزهيك مسابقه معنوي و اخلاقي با جايزه به يك كار ضد اخلاقي تبديل مي شود. چرا جايزه؟ ( منظور جايزه مادي و بيروني است ). ما دو نوع جايزه داريم، دروني و بيروني. جايزه بيروني يك بازي مخرب است. جايزه بايد دروني باشد. يك كودك متعادل بايد لحظه به لحظه از خودش جايزه بگيرد. و همه ي انسان ها بايد هر لحظه از خودشان و درون خود جايزه بگيرند. انسان ها در درون خودشان بايد از خودشان سپاسگزاري كنند. چرا منتظر سپاسگزاري از بيرون هستيم؟ چون از درون سپاسگزار خودمان و خداي خود نيستيم. چرا منتظر جايزه از بيرون هستيم؟ چون از درون به خود جايزه نمي دهيم. در نتيجه حال مان بد مي شود از ديگران متوقع و طلبكار مي شويم. تخريب مي شويم و تخريب مي كنيم. به اين گونه يك حركت ورزشي را از فايده هاي آن چشم پوشي مي كنيم و آن را تبديل به فرآيند ضد اخلاقي مي كنيم.

رابطه ي برنده / برنده يعني در كنار هم بودن . محاربه در رابطه ي برنده / بازنده است. يكي از حاضرين پرسيدند: اگر تفكر رقابت را حذف كنيم، انگيزه از بين نمي رود؟ بچه ها بي انگيزه نمي شوند؟

جواب آقاي سلطاني: حتماً انگيزه ازبين مي رود و حتماً بچه ها بي انگيزه مي شوند؛ ولي كدام انگيزه؟ انگيزه ي خشونت، محاربه، جنگ، حسادت، چشم و هم چشمي. آري همه اين انگيزه ها پايين مي آيند و به جايش انگيزه هايي كه انسان را در مسير رشد بالا مي برند و انگيزه جايزه از درون تقويت مي شوند. انسان ميل به بي نهايت دارد در اين حالت انگيزه ي رشد تقويت مي شود بدون اين كه مقايسه اي در كار باشد. من خودم را نسبت به مبدأ مي سنجم نه نسبت به بغل دستي ام. و چه كار مي توانم كنم كه همه رشد كنند.

پيروزي و كاميابي شوق و ذوق دارد و باعث شادماني مي شود پس اين شوق را بايد به سمت معنويت و مسير رشد هدايت كرد. كمال طلبي متعلق به انسان است وقتي معنوي باشد هم خودت بالا مي روي و هم ديگران را بالا مي بري، اما اگر مادي باشد، نه خودت بالا مي روي و نه ديگران را بالا مي بري. در راه رشد و معنويت، انگيزه مسئوليت در من تقويت مي شود و انگيزه نزاع و چشم و هم چشمي و حسادت و... جنگ پايين مي آيد. جنگ حتماً  نبايد بين ملل باشد بلكه حتي جنگ درون خودمان نيز كم مي شود.

ممكن  است در اين مسير بي هويت شويم و ميل نداشته باشيم كه در كنكور و رقابت ها وارد شويم و مدال بگيريم، بله اين انگيزه ها را از دست مي دهيم اما انگيزه هايي را به دست آوريم كه هرچه بيشتر ما را به سمت رشد و مبدأ هدايت كند.

حاضرين در جلسه: اگر رقابت نباشد پيشرفت نخواهد بود؛ آقاي سلطاني: قبلاً هم گفتيم اگر در فضاي مادي و مخروط برعكس باشيم، بله پيشرفت نخواهد بود و ديگر به رقابت احتياجي نيست چون رقابت در مفهوم يعني با هم بودن و در اين فضا همان محاربه جواب گو است.

در فضاي مادي تنازع بقا كافي است چون در مخروط برعكس و تفكر مادي فضا محدود است و اگر همديگر را حذف نكنيم، حذف مي شويم. شكي در آن نيست. اما در فضاي معنوي و مخروط رو به بالا، فضا براي همه هست و انگيزه در اين جا رشد فردي و اجتماعي است نه حذف.

حاضرين: اگر در فوتبال حذف نباشد ديگر مزه ندارد؟ آقاي سلطاني: فوتبال يك بازي زيبا است و در عرصه مهارت هاي حركتي و هماهنگي بين اعضا و غيره بسيار كامل است به خصوص كه روي چمن سبز هم هست همه چيز آن عاليست اما به شرطي كه آخر بازي گل ها را نشمارند و بازيكنان يكديگر را ببوسند و بروند. و همه تيم ها و مربي ها آخرين دستاوردهايشان را باهم به اشتراك بگذارند. در اين حالت شور و هيجان گلادياتوري از بين مي رود و به جاش آرامش معنوي مي آيد.

چرا ورزش كوهنوردي اين همه جنجال و طرفدار ندارد؟ چرا المپيك كوهنوردي نداريم؟ چون تماماً ورزش انسانيالهي است. همه به هم كمك مي كنند كه بالا بروند به سمت هدف. كوهنوردي انساني ترين ورزش استما عرصه ي رقابت و حذف بين المللي را در المپيك، به عرصه ي همكاري و برادري تعبير مي كنيم. كجاي اين مسابقات همكاري وبرادري است؟ آيا تمام تيم هايي كه از المپيك برمي گردند شاد و سرحال هستند؟ مردم كشورهايي كه قهرمان پروري كردند و فرستادند المپيك همه راضي و خشنود هستند؟ چقدر مردم جهان بعد از مسابقات قهرماني دچار در گيري هاي مختلف كوچه و خيابان و رسانه و روزنامه ها مي شوند؟ كجاي اين هياهوها پيشرفت و برادري است؟ بلكه يك جشنواره جهاني حذف و كشتار است اما با ظاهر انساني.در مقابل ما مسلمان ها يك المپيكداريم به نام حج. مهم نيست كه تو كي هستي؟ چه مقامي داري؟همه با هم به سمت يك هدف مي روند. دنيا مي تواند از حج الهام بگيرد.

هر نوع المپيادي كه حذف در آن وجود داشته باشد و در كل تفكر حذف ضد اخلاق است. همه دين ها انسان را به سمت بالا هدايت كرده اند و در هيچ كدام تفكر حذف وجود ندارد. در هيچ ديني گفته نشده كه همنوعت را حذف كن. از اول بشريت تا امروز همه ي اديان دعوت به بي نهايت و نامحدودي كه در آن براي همه جا هست، كرده اند.

تفكر حذف را از بچه ها بگيريد.يادمان باشد بچه هاي ما در عصر خرد زندگي مي كنند. بچه هاي شما در دنياي شما زندگي نمي كنند. اگر جلوي رشدشان را بگيريد آن ها را در سطح پايين نگه داشته ايد. دنياي آينده دنياي خرد و معنويت است. جهان به سرعت به سمت معنويت پيش مي رود و ما آن قدر درگير بحران ها هستيم كه اين علائم را نمي بينيم. ما نياز به آموزش اخلاق و ادب براي فرزندان مان داريم.

رقابت براي تنازع بقا و محاربه به جاي مسابقه، در رابطه ي بين انسان ها اثر منفي دارد. ما در بحث ارتباط يك چهار راه داريم:

      

                                            برنده/برنده                برنده/بازنده                                                                                                

 

                                           بازنده/ برنده             بازنده/ بازنده

تفكر حذف رابطه ي بازندهبرنده به وجود مي آورد و بالعكس. اين رابطه، جنگ و نزاع است فقط يك طرف بايد پيروز شود. در اين رابطه برنده وجود ندارد، همه بازنده هستند. زندگي قهرمان هاي ورزشي را نكاه كنيد زماني كه ديگر مقام و مدال نداشتند، افسرده و سرخورده شدند. در طول ورزش ايران فقط يك تختي را داشتيم كه در مسير انساني و اخلاقي پيش رفت. در مسابقه اي كه حريف خارجي او دست چپش آسيب ديده بود تا آخر زمان بازي تختي به دست چپ او دست نزد. اين مطلب را همين حريف خارجي  او در مراسم تدفين او اذعان كرد. و در مسابقه اي ديگر كه حريف او تازه كار بود  و در مقابل او به لرزه افتاده بود، تختي بازي را مساوي تمام كرد. در افسانه ها نيز پورياي ولي را داريم كه قبل از مسابقه اي براي خواندن نماز به مسجد رفت و در آن جا دعاي مادر حريفش را شنيد كه براي برنده شدن فرزندش دعا مي كرد و پوريا در ميدان شكست خورد تا دعاي آن مادر مستجاب شود.

ما اين تفكرات اخلاقي را در فرهنگ خودمان فراوان داريم فقط بايد آن ها را گسترش دهيم. در رابطه ي برنده / بازنده همه بازنده هستند چون هر برنده اي هم اضطراب باخت دارد. هر صاحب عنواني نگران است كه مبادا روزي آن مقام و عنوان را از دست بدهد. هر بازنده اي هم تحقير شده و سرخورده است. پس هردو طرف بازنده هستند. هرگز در مقابل يك بازنده، يك برنده وجود ندارد. تا زماني كه يك بازنده در دنيا وجود دارد كل بشريت بازنده است. اين المپيادها بشريت را بازنده مي كند. چون اگر به بشريت آسيب نمي زد، اوضاع جهان امروزه اين قدر بحراني نبود. بچه هايتان را با تفكر رقابت بزرگ نكنيد.

براي به دست آوردن مهارت هاي حركتي چه كنيم؟

·        بازيزيربناي سلامت جسمي و رشد جسمي و مهارت ها بازي است. بازي را جدي بگيريد. عمر بازي به اندازه ي عمر بشريت است و تا آخر بشريت باقي خواهد ماند. بازي براي كودك تمرين زندگي است. از نوزادي شروع مي شود. براي بازي هاي حركتي برنامه و نظم داشته باشيد. اگر بچه ها نظم حركتي نداشته باشند، ذهن آن ها آشفته مي شود و دچار پراكندگي مي شوند و بي دليل وول مي خورند. چون بچه ها تحت فشار سائق هستند، بدنشان بايد حركت كند ؛ و اين وظيفه ما است كه به اين حركت جهت دهيم. اگر نتوانيم كودك دور خودش مي چرخد. مثل شيلنگ آبي كه تحت نيروي سائق آب دور خودش مي چرخد و اگر آن را در دست نگيريم هدر مي رود. اگر براي حركت بچه ها برنامه نداشته باشيم، آشفته مي شوند و دچار ناهنجاري هاي رفتاري مي شوند. بعد به آن ها برچسب بيش فعال مي زنيم. اين بچه ها بيش فعال نيستند بلكه نظم ذهني و نظم حركتي ندارند. حركات و بازي هايشان سازمان يافته و هدايت شده نيست.

بازي : هر فعاليتي براي كسب شادي و نشاط است. بچه ا بازي مي كنند كه به شادي و نشاط برسند. خانه را تبديل به پادگان نكنيد و بعد از خواندن اين مطالب از فردا يك سوت دستتان بگيريد و بچه را وادار به حركات ورزشي كنيد. بازي بايد بده و بستان عاطفي و هيجان مشترك عاطفي باشد.

·        بازي هاي تعادل و توازنراه رفتن روي چوب تعادل، لبه باغچه، لبه جوب و ... چه قدر به بچه ها گفته ايد كه" اونجا راه نرواين راه صاف را براي من و شما ساختند" ؟ كودك به هدايت فطرت و سائق رشدش روي لبه ها راه مي رود ما به او مي گوييم "بي تربيت" چون نه ادب بازي را بلديم و نه اخلاق بازي را بعد هم به او فرمان مي دهيم كه "بيا پايين"

·        بازي هاي پريدنيبالش خونه به چه درد مي خوره؟ فقط خوابيده؟ يك استفاده ديگر آن اينه كه چندتا از آن ها را بچينيد روي زمين، مثلسنگ هاي رودخانه تا بچه از روي آن ها بپرد و به بازي شور و هيجان بدهيد و به او بگوييد اگر زمين بيفتد خيس مي شود. ( حصارهاي ذهني را بشكنيد و از خودتان در زمينه بازي ابتكار به خرج دهيد ما در اين جا فقط مثال مي زنيم چون ما به عنوان بزرگسال فكر مي كنيم كه رختخواب فقط براي خوابيدن است اما كودك بيش از چند نوع استفاده براي آن تعريف مي كند.) پريدن روي تشك، تخته پرش، مبل و ....... ماهيچه هاي كودك با پريدن تقويت ميشود. مادري كه حتي فقط پنج دقيقه با كودكش همراهي مي كند وبا او بازي مي كند بدون كلام به او مي گويد كه دوستش دارد و كودك بسيار عالي حس را دركمي كند.

·        بازي هايي كه هماهنگي حواس و  اعضا را ايجاد مي كندمثل پرت كردن هاي هدف دار، بسكتبال، دارت، شوت كردن، ..... خيلي وارد مصرف نشويم حتي مي توان يك سطل گذاشت و با روزنامه باطله گوله درست كرد و بيندازيم داخل سبد يا سطل. چه قدر گله و شكايت مي كنيد كه كودك من همه چيز  را پرت مي كند و اصلاً رفتار عادي ندارد، چه قدر به اين بچه گفته ايد " نكن، پرت نكن"  درست خلاف قانون آفرينش عمل كرده ايد. سائق كودك به او مي گويد پرت كن اما ما جلوي نظام آفرينش مي ايستيم و مي گوييم پرت نكن. باي تقويت پرت كردن كودك برنامه داشته باشيد. به بيابان و كنار رودخانه برويد و همراه كودك سنگ پرت كنيد. فضاهاي مناسب، متناسب با وضعيت زندگي هاي خود براي كودك فراهم كنيد. چه قدر از تف كردن بچه ها شاكي هستيد. و به او مي گوييد نكن زشته. كي گفته كه تف كردن زشته؟ پس كودك آب اضافي دهانش را چه كار كند.؟ او را ببريد دستشويي يا حمام يك ليوان آب هم ببريد و با هم تف كنيد ببينيد كه كودك چقدر آرام مي شودو با او صحبت كنيد كه هر وقت دلش تف كردن خواست مي تواند از  شما بخواهد او را همراهي كنيد مطمئن باشيد بعد از مدتي كوتاه تمام مي شود. با اين كار ادب تف كردن را به او آموزش مي دهيد كه فقط در حمام و دستشويي مجاز به اين كار است. اما ما ادب ما اصلاً انجام ندادن آن است.

·        بازي در پاركپارك فقط تاب و سرسره نيست بلكه خاك بازي و گل و برگ و درخت و وسايل و هوا و ..... هم هست.

·        سايه بازييكي  از جذاب ترين بازي ها براي بچه ها است. توي آفتاب با سايه ها بازي كنيد. مثلاً با سايه موي سرش را بكشيد يا به شما لگد بزند و شما جيغ بزنيد، شكل بسازيد و ...........

·        توپ بازيتوپ بزرگ و كوچك، عضلات ريز بچه هاي ما خيلي تقويت مي شود ولي ماهيچه هاي درشت شان تقويت نمي شود. از توپ  براي تقويت اين عضلات درشت استفاده كنيد.

مهم  اين است كه اين بازي ها را به رقابت تبديل نكنيم. ببينيم من زرنگ ترم يا تو؟ كي زودتر غذاشو تموم مي كنه؟ حذف و محاربه را وارد بازي هاي با بچه ها نكنيم. براي اين بازي ها برنامه ريزي كنيد و در اين بازي ها بچه ها را حمايت كنيد كه خطري تهديدشان نكند. كمك نكنيد، چوب زير بغل براي بچه ها نشويد، خودتان را تحميل نكنيد. روي خط تعادل بايستيد.

·        بازي و مهارت هاي زندگي –  با بچه هايتان پياده به خريد برويد. چه اشكالي دارد كه كيسه هاي خريد را نفس زنان و عرق ريزان همراه فرزندمان به خانه بياوريم تا آن ها تلاش و تقلا در زندگي را حس كنند و ببينند. يكبار هم شده اين كار را بكنيد وببينيد بچه هايتان چه لذتي مي برند. در كارهاي خانه و تهيه غذا بچه ها را مشاركت بدهيد بهترين بازي براي آن هاست و خيلي خوب انرژي آ ن ها را تخليه مي كند. و اعتماد به نفس شان را بالا مي  برد. بعدها كه اين كودك بزرگ مي شود خواهد توانست به تنهاي از پس كارهاي خودش برآيد، خريد كند سختي بكشد.

·        حركات موزون و رقص و  يوگارقصيدن به معناي عبادت نه جلف بازي . اگر موازين اخلاقي نداشته باشد فجايع امروزي را به بار مي آورد. رقص هنر است. هنر به ملكوت متصل است. هنر با بي اخلاقي ميانه ندارد. حرمت تن را به ياد داشته باشيد، تحت عنوان هنر اجازه ندهيد به جسم فرزندتان بي احترامي شود. مواظب باشيد فرزندتان دلبري و لوندي و جلب توجه ياد نگيرد. دليلي نداره كه چون به كلاس رقص ميره  در هر مهماني و هر جمعي  باي همه برقصد مگه براي رقاصي به كلاس مي فرستيدش؟

در اين كلاس ها هم بايد اخلاق و  ادب حضور داشته باشد. يكي ديگر از آسيب هاي بزرگي كه دنياي مدرن به بشريت زده است، حذف اخلاق و حذف حرمت تن چه براي مرد و چه براي زن بوده است

با بچه ها در هر سني كه هستند برنامه پياده روي داشته باشيد. در ضمن منظور ما اين نيست كه بچه ا در تيم ها شركت نكنند بلكه بچه ها بايد اخلاق و  ادب ورزشي را در جهت رشد معنوي ياد بگيرند. بچه ها به خصوص پسرها دفاع كردن را بايد ياد بگيرند و اجازه ندهند كسي به آن ها حمله كنند و هرگز خود به كسي حمله نكنند. گاهي به عنوان دوري بچه ها از خشونت آن ها را منفعل بار مي آوريم. حس دفاع از پسران را نگيريد حتي تقويت كنيد. روي خط تعادل حركت كنيد و نگذاريد تهاجم را ياد بگيرند.

·        تنفسيكي  از جنبه هاي مراقبت از جسم، تنفس است. ما بدون آب و غذا براي مدتي مي توانيم زنده بمانيم ولي بدون هوا دو دقيقه هم دوام نمي آوريم. تنفس خيلي مهم است و مكمل تغذيه است و نتيجه حركت. يكي از چراها و كاربرد حركت، تنفس است. دو عامل هوا و مهارت در تنفس مهم است.

اكسيژن براي فعاليت مغز حياتي است. اگر فعاليت مغزي داريد حتماً بايد تنفس صحيح داشته باشيد و از هواي آزاد و اكسيژن خالص و قند طبيعي استفاده كنيد. بزرگترين منبع توليد اكسيژن، طبيعت است. و انسان مشغول نابود كردن طبيعت است.

براي مهارت تنفس بايد ريتم زندگي مان را تغيير دهيم. ما زندگي هاي شبانه طولاني داريم در حالي كه از غروب تا نيمه شب آلوده ترين ساعت هاي زندگي شهري هستند. ما هم درست در اين ساعات از روز در بيرون هستيم. در حالي كه سر شب بايد خانه باشيم تا در معرض اين آلودگي ها قرار نگيريم. در ساعت هاي اوج ترافيك و آلودگي هوا و صوتي و انرژي هاي منفي بيرون نرويد و كودكان را هم نبريد. به آرامي ريتم زندگي را عوض كنيد، طلوع روز بيدار شويد. طبق طب هاي سنتي همه دنيا بايد 2 ساعت قبل از نيمه شب و 3 ساعت بعد از نيمه شب در تاريكي مطلق در خواب باشيم تا كبد بتواند به درستي عمل كند. و از طلوع خورشيد تا غروب حتماً بيدار باشيم چون انرژي كائنات و طبيعت در اين ساعات آزاد هستند.

نفس عميق كشيدن و تنفس در هواي سالم را به بچه ها ياد بدهيد.