استراحت

                                                    « استراحت »

اين مبحث آخرين مبحث در مورد جسم است. جسم به عنوان ظرف روح تا آخرين مرحله بُعد انساني (ذهني) مطرح است. كودك متعادل كودكي  است كه رشد متعادل داشته باشد. مخروط ابعاد انسان يك قاعده ي دايره شكل دارد و اين دايره چهار محور دارد تا مخروط در حالت تعادل قرار گيرد.(دوستان عزیز متاسفانه شکل این دایره را موفق نمی شوم در وبلاگ بگذارم یک دایره را فرض کنید که دو قطر عمود برهم دارد و از بالا در جهت عقربه های ساعت بعدروحی یا معنوی-بعدعقلی یا شناختی- بعد جسمی یا مادی و بعد عاطفی و احساسی. بعدمعنوی بالای دایره و بعد مادی پایین دایره است) (اگر بلدید که چگونه عکس در وبلاگ بگذارم خوش حال میشم راهنمایی کنید.)

رشد متعادل يعني هماهنگي بين اين چهار جنبه ي رشد. يعني اين چهار مرحله همزمان با هم متعادل رشد كنند تا مخروط به هم نريزد و همه ي ابعاد مساوي با هم رشد كنند. نقش اصلي را در برقراري اين تعادل، ذهن (بُعدانساني) ايفا مي كند. كه ما به آن هوش جسمي مي گوييم. يعني آنچه كه در ذهن ما در مورد جسم اتفاق مي افتد. جسم اگر سالم نباشد هيچ چيز ديگري شكل نمي گيرد.

از قديم هم گفته اند كه « عقل سالم در بدن سالم ». جسم مهم است، ارزش نيست. همه ي صحبت هايي كه ما مي كنيم در مورد اهميت جسم  است. در چهار مبحث پيش، احترام به جسم، مراقبت از جسم (نظافت،تغذيه،استراحت) و كسب مهارت هاي جسمي يا حركت را گفتيم. مراقبت از جسم و مهارت هاي حركتي ياد گرفتني هستند. اگر ياد بگيريم كه چگونه از جسم مان مراقبت كنيم و مهارت هاي حركتي را به دست آوريم، بسياري از مشكلات امروزي به خصوص در مورد بچه ها حل خواهد شد. حتي شده اگر كمي به اين توصيه ها كه در اين 10 مبحث گفتيم عمل كنيد، خواهيد ديد كه چه قدر مسائل تان با بچه ها كم خواهد شد.

اين چهار مبحث با اين مبحث استراحت همه باهم يك مجموعه هستند كه مي توانيد هر چهار تا را بررسي كنيد و بايك نگاه كلي نگر به مباحث نگاه كنيد و دست يه عمل بزنيد، نترسيد و آزمون و خطا كنيد و ببينيد كه چقدر مسائلتان كم خواهد شد.

يك بخش عمده ي مبحث از جسم، تغذيه بود كه موتور حركت است و انرژي حركت را ايجاد مي كند.يك پايه ي حركت تغذيه است و پايه ي ديگر آن استراحت است. در استراحت بدن خود را ترميم مي كند. استراحت يك عمل منفعلانه نيست خود يك حركت است. در مبحث نظم به ياد داريد كه گفتيم اگر نظم را ايستا ببينيد مانع رشد مي شود. استراحت را هم اگر ايستا ببينيم و فكر كنيم كه استراحت يعني هيچ  كاري كردن و همه چيز تعطيل. استراحت تغيير حركت است، توقف حركت نيست ما تا زماني كه زنده هستيم، حركت داريم.

استراحت را به عنوان متوقف كننده ي حركت نبينيد بلكه به عنوان تغيير دهنده ي حركت ببينيد. مثل فروشگاه هاي بزرگ كه يك زمان كاري دارند مثلاً 9 صبح تا 6 بعدازظهر. در واقع در ساعت 6 بعدازظهرتعطيل مي كنند اما خود فروشگاه تعطيل نيست بخش فروش است كه تعطيل مي شود و در داخل مشغول نظافت، جابجايي كالاها، انبارگرداني، چيدن دوباره ويترين و حسابداري مي شوند. تا صبح كه دوباره بخش فروش فعال شود. استراحت جسم نيز به همين گونه است. به طور موقت حركتش را كم مي كند و حركت بيروني متوقف مي شود اما حركت درون جسم متوقف نمي شود. زندگي نمي ايستد، فعاليت ذهن و روح قطع نمي شود.

پس استراحت معناي جامع تري نسبت به خواب دارد. استراحت اصلاًًًًًًً به معناي خوابيدن نيست؛ ممكن است كه بخشي از آن خواب باشد. استراحت مثل تغذيه پيش نياز حركت است. اتومبيل براي حركت نياز به سوخت دارد با گرفتن سوخت مي تواند كيلومترها برود اما بعد از چند كيلومتر كه طي كرد بايد بايستد و روغن عوض كند. و در كل هر دستگاهي بعد از مدتي بايد بررسي و بازبيني و روغنكاري شود.

حركت سه مرحله دارد: حركت جسمي، ذهني و روحي. ما با حركت روحي هيچ كاري نداريم و اصلاً فضاي كار ما نيست فقط به يك نكته اشاره مي كنم كه در اين حركت خستگي اصلاً معنا ندارد چون اصول خاص خودش را دارد كه هركس خودش بايد تجربه كند، گفتني نيست. ما با حركت جسمي سروكار داريم كه در اين فضا خستگي معنا دارد. وقتي حركت انجام مي شود در ازاي آن انرژي مصرف مي شود كه حاصل ان خستگي است. اگر از جسم و ذهن بيش از حد ظرفيت كار بكشيم باعث آسيب و فرسايش و كوتاه شدن عمرشان مي شويم.

بدن را به يك خط توليد رب گوجه فرنگي تشبيه كنيد و فرض كنيد در 10 ساعت قادر است كه 10 تن رب توليد كند. از انبار مواد اوليه وارد خط توليد مي شود و فرآيندها انجام مي شود و رب توليد مي شود و بسته بندي مي شود و به انبار مي رود و آماده براي فروش. بعد از اين 10 ساعت حتماً بايد خط توليد متوقف شود، بازبيني شود. به اين كار نگهداري از دستگاه گفته مي شود كه باعث طولاني تر شدن عمر دستگاه مي شود و دقيقاً همان استراحت است.

يكي از عللي كه در سالخوردگي بيماري ها افزايش مي يابند اين است كه در طي زندگي خستگي هاي ذهني و جسمي ما برطرف نمي شود و مي مانند. براي رفع خستگي بايد استراحت كرد. طبق روال هميشگي كاركرد "چرا" بايد استراحت كنيم؟

                                           " چون بايد خستگي را رفع كرد."

سؤال دوم: معني استراحت چيست؟ در فرهنگ لغت استراحت از راحت مي آيد و به معني طلب راحتي كردن است، خود را راحت كردن. راحت يعني چه؟ يعني « آرامش و آسايش ». هر موضوعي كه به روح مربوط مي شود در حيطه آرامش است و هرچه كه به جسم مربوط مي شود در حيطه آسايش است. آرامش روح و ذهن و آسايش تن يعني راحت. پس استراحت هم براي جسم لازم است و هم براي ذهن.

راحت در مقابل كلمه "تعب" است به معني رنج. انسان بايد از ايندو حالت به سمت راحتي بيايد. استراحت براي راحت بودن است. چرا اين قدر خسته ايم؟ چون ذهن مان استراحت نمي كند.

پس اولين مسئله، استراحت ذهن است. ذهن مركز مديريت جسم است. اگر ذهن استراحت نكند خستگي جسم رفع نمي شود. هر پديده اي در بدن يك عينيت دارد و يك ذهنيت. ما يك خستگي ذهني داريم و يك خستگي عيني كه همان خستگي جسم است. همان طور كه يك گرسنگي ذهني داريم و يك گرسنگي عيني. گرسنگي عيني يعني معده خالي است و نياز به غذا دارد و ما هم غذا مي خوريم و اين نياز را رفع مي كنيم. و گرسنگي ذهني اصلاً ربطي به معده و نياز به غذا ندارد بلكه به ساختار ذهن مربوط است چون از كودكي هر وقت گريه كرديم شير يا پستانك در دهان مان گذاشتند و حالا در بزرگسالي تا دچار مسئله اي مي شويم به سراغ خوردن مي رويم كه اصلاً سيري ندارد. خستگي ذهني هم با خوابيدن برطرف نمي شود بلكه با استراحت ذهن برطرف مي شود. و چون ما بلد نيستيم به ذهن استراحت بدهيم، ذهن هاي خسته اي داريم. اين ذهن هاي خسته نتيجه ي كار كشيدن زياد از ذهن است يا نتيجه ي آشفتگي ذهني است.  در كودك اين مسئله به صورت تلاطم و جنب و جوش زياد خودش را نشان مي دهد و ما آن ها را بيش فعال مي شناسيم در صورتي كه اين بچه ها دچار ذهن آشفته و خسته هستند كه موجب اين بهم ريختگي مي شود.

يكي از علائم خستگي ذهني در بزرگسالان و كودكان، پناه آوردن به تلويزيون است. وقتي بچه ها زياد پاي تلويزيون مي نشينند نشان دهنده ي آشفتگي ذهني آن ها است. اين آشفتگي و خستگي ذهني با خوابيدن برطرف نمي شود. چون در خواب هم با بد خوابي و جيغ كشيدن و غلت زدن هاي زياد و گريه و تنها نخوابيدن، آشفته تر مي شوند. آشفتگي و بي قراري كودك ممكن است بخشي از آن مربوط به تغذيه نادرست باشد اما بخش عمده و اصلي آن مربوط به خستگي ذهن كودك است.

ذهن چگونه خسته مي شود؟

كار ذهن ----> كشف، پردازش و ابداع (توليد) است كه حاصل اين فرآيند احساس خوشايند است. اين فرآيند دركودكي بسيار قوي است و ذهن كودك زير 6 سال اوج قدرت پردازش را دارد. انسان هرگز به قدرت پردازش و يادگيري در 3 سالگي اش باز نخواهد گشت. تولد تا شش سالگي زمان اين توانايي است كه سه سالگي اوج منحني اين قدرت كودك است. كودك توسط حواس پنج گانه كشف مي كند. ما در دوره هاي بازي هم بسيار تأكيد كرديم كه كودك قبل از 6 سال و به خصوص زير سه سال و نوزادي و در دوران حسي حركتي بايد در معرض محرك هاي مختلف قرار بگيرد كه حتي در اين مسئله هم بايد رعايت حد تعادل را كرد چون اگر در دادن محرك به كودك زياده روي شود باز هم موجب آشفتگي او مي شود.

                                      آشفتگي ذهني

           خط تعادل----------------------------------

                                        كند ذهني

تفريط در ايجاد محرك يعني پايين خط تعادل هم باعث كند ذهني مي شود. پس هنر والدين اين است كه از حد تعادل خارج نشوند. نه افراط و نه تفريط. بچه ها بايد در معرض محرك ها قرار بگيرند اما نبايد دچار انباشت اطلاعات و محرك ها شوند. در معرض محرك قرار دادن يعني محيط را از لحاظ تحريك حواس پنجگانه غني كنيم، هرچه كه كودك خواست خودش دريافت كند نه اين كه ما به كودك تحميل كنيم. مسئله اي كه ما امروزه با پدر و مادر ها داريم به خصوص مادر ها عجول بودن آن ها است. بچه هاي حاصل از اين والدين، دچار آشفتگي ذهني هستند و در بزرگسالي آن ها هم عجول خواهند شد و همه چيز بايد زود و تند و سريع باشد.

محرك يعني به عنوان مثال كودك را وقتي به پارك مي بريد او را رها كنيد و دائم نگوييد كه چه كار كند و چه كار نكند. چون پارك خود يك محيط غني از محرك رنگ و شكل و صدا و غيره است. كودك خودش مي داند كه چه مقدار محرك براي حواسش نياز دارد و خودش از طريق حواس محرك هها را مي گيرد و پردازش مي كند. اما مادرهاي فداكار با تمام وجود اين فرآيند را مختل مي كنند و كودك را به سمتي هدايت مي كنند كه خودشان مي خواهند بدون توجه به توانايي كودك.  ممكن است اين سؤال پيش بيايد كه خوب كودك چه مقدار محرك نياز دارد؟ آن قدر كه قدرت پردازش آن را دارد. 

محرك مثل يك سفره ي غذا است. ما اين سفره را براي كودك پهن مي كنيم و انواع محرك ها را در آن مي چينيم. وقتي كودك سر اين سفره نشست اجازه مي دهيم كه خودش انتخاب كند نه اين كه ما به او ديكته كنيم. چه چيزي باعث مي شود كه كودك چيز خاصي را انتخاب كند؟ پيام درون بدنش يا مغزش.

حتي گاهي كودك ممكن است هيچ ميلي به انتخاب نداشته باشد در هر صورت بايد او را آزاد بگذاريم و فشاري به او نياوريم. كودك در اين حالت احساس خوبي دارد. اين كه كودك چي كار مي كند به ما ربطي ندارد بلكه ما بايد مراقب باشيم كه اگر او احساس خوشايندي دارد، اجازه دهيم به كارش ادامه دهد و اگر احساس خوبي ندارد او را حمايت كنيم. كودك وقتي احساس خوشايند دارد در حال پردازش است. گاهي چند دقيقه به يك چيز زل مي زند، چون در حال پردازش آن چيز است. وقتي پشت سرهم به كودك مي گوييد « اينو نگاه كن، اونو نگاه كن ». محرك زياد كودك را آشفته مي كند و كودك آشفته نمي تواند خوب بخوابد و وقتي كودك خوب نخوابد نمي تواند خوب پردازش كند در نتيجه روي يادگيريش تأثير مي گذارد.

بخش اعظم پردازش بچه ها در هنگام خواب انجام مي شود. مخصوصاً زير سه سال؛ به همين دليل نوزاد خيلي مي خوابد چون در طول روز به طور وحشتناكي از محيط محرك مي گيرد، در خواب اين محرك ها را پردازش مي كند و راحت مي شود و وقتي بيدار مي شود آماده ي دريافت دوباره مي شود. اگر نوزاد مثل بزرگترها بيدار بماند، از شدت محرك ها ديوانه مي شود. بايد بخوابد تا بتواند پردازش كند. اين همان موضوعي است كه ما به آن ريتم مي گوييم. ريتم بدن را تنظيم مي كند.

دريافت------> پردازش-------> توليد. درست مثل خط توليد غذا. اين خط توليد يك تن توانايي توليد داشته باشد اگر ما پنج تن از آن كار بكشيم و يا اگر كمتر از يك تن از ان كار بكشيم در هردو حالت به آن آسيب زده ايم. و بعد هم ادعا مي كنيم كه خط ايراد داشت يا تقلبي بود. در مورد كودك هم بعد از اين كه آسيب ديد به جاي اين كه به عملكرد خودمان توجه داشته باشيم و خودمان را بررسي كنيم، به كودك برچسب مي زنيم كه ذاتش خرابه، لجبازه و...... چون ريتم به هم خورده است و كودك معترض شده است. پس بايد در ميزان محرك هايي كه به كودك مي دهيم دقت كنيم. اين هجوم محرك به كودك در قالب آموزش مستقيم است. بعضي از اين آموزش ها آن قدر مصطلح هستند كه اصلاً متوجه آن ها نمي شويم مثل « بوس كن، باي باي كن، سلام كن، بوس بفرست ..... تا آموزش هاي كلاس هاي مختلف». بسياري از اين كلاس ها موجب آشفتگي و بي نظمي كودك مي شود و ما فقط استناد مي كنيم به اين كه "خوب خودش مي خواد" "خودش دوست داره " در بخش يادگيري خواهيم گفت كه كودك خودش اصلاً نمي خواهد كه آموزش مستقيم ببيند.

آموزش هايي كه به كودك مي دهيم و مطالبي كه وارد ذهن او مي كنيم، فقط باعث آشفتگي ذهن او مي شود. چون نسل جديد والدين جوان به دو بُعد شناختي و جسمي خيلي توجه دارند وفشار زيادي به كودك در اين دو بُعد به كودك وارد مي كنند و اصلاً دو بُعد روحي و عاطفي را نمي بينند. چون عجله دارند و مي خواهند كودك زود و تند و سريع همه ي مطالب دنيا را ياد بگيرد. بچه ها بايد در محيط غني و در معرض تحريك قرار بگيرند و نبايد محرك ها به آن ها تزريق شود.

اجازه دهيد كودك خودش محرك ها را انتخاب كند و شما به او چيزي را تزريق نكنيد. وظيفه ي ما اين است كه كودك را در محيط غني قرار دهيم. اين محيط هاي غني شامل خانه ( منزلي كه در آن زندگي مي كنيم)، پارك، طبيعت، خانه اسباب بازي و .... است. چهارچوب هايي از نظم و نظافت و تربيت و آموزش براي خود تعيين كنيد و در اين چهار چوب كودك را آزاد بگذاريد تا برود و كشف كند و به ابداع برسد. در اين حالت كودك آرام مي شود. كودكان امروزي آشفته و ناآرام هستند چون فرصت پردازش ندارندو به ابداع نمي رسند. مطالب در ذهن شان انباشت مي شود كه حاصل آن خستگي ذهني است. در مورد بزرگسال هم همين است. يكي از مسائل ما با مادرهايي است كه خيلي كتاب مي خوانند و خيلي كلاس مي روند. مادرهايي را مي شناسيم كه هر 7 روز هفته را كلاس مي روند از خودشناسي گرفته تا آشپزي و غيره. اين كارها خيلي خوب است اما بايد بدانيم كه كارخانه ي توليد رب گوجه فرنگي من چه قدر ظرفيت توليد دارد؟ قدرت پردازش ذهن من چه قدر است؟ ما در اثر انباشت مطالب در ذهن مان خسته و آشفته مي شويم. اما بدون اين كه متوجه باشيم باز به اين كار ادامه مي دهيم. تا حالا چند صفحه كتاب خوانده ايد؟ 30000 صفحه؟ چند صفحه نوشته ايد؟ خاطره، رساله، جزوه، .... فرقي نمي كند كه چي باشد مهم اين است كه آيا توليد كرده ايم. وقتي به خط توليد بيش از حد مواد اوليه بدهيم همه را انباشت مي كند. به قول مرحوم حاج آقا دولابي فرمودند: « كتاب را نخوانيد، كتاب را مطالعه كنيد» مطلب كتاب بايد در شما طلوع كند چون مطالعه از طلوع مي آيد. مثل خورشيد بالا بيايد و همه جا را روشن كند. يعني اگر من 5 صفحه كتاب مطالعه مي كنم بايد بتوانم 50 صفحه بنويسم و توليد داشته باشم. صرف خواندن، عامل نشدن، پردازش و توليد نكردن، عرضه نكردن و گفتگو نكردن، خستگي ذهني مي آورد و ريتم را به هم مي ريزد و آشفتگي ذهني مي آورد؛ در اين حالت يا دائم مي خوابيم يا اصلاً خوابمان نمي برد و بد خواب مي شويم.

دوباره برميگرديم به كودك، محرك ها را كم كنيد و به حال تعادل در آوريد. سعي نكنيد به كودك زير 6 سال ياد دهيد، اجازه دهيد يادگيري اش قوي شود. هر چقدر آموزش مستقيم بدهيم، قدرت يادگيري كودك را كاهش مي دهيم و هرچه قدر دخالت نكنيم، قدرت يادگيري كودك بالا مي رود به شرطي كه محيط غني باشد. محيط اگر غني نباشد ذهن فعال نمي شود.

روي خط تعادل بايستيد، محيط را غني كنيد، چهارچوب داشته باشيد و كودك را در اين چهارچوب آزاد بگذاريد كه خودش انتخاب كند و از محيط بگيرد. ورودي ها ( رسانه ها، تلويزيون ، سي دي ها، موسيقي و ...)را كنترل كنيد هم براي خودتان و هم براي كودك. بچه ها چه موزيكي مي شنوند و در معرض چه موسيقي قرار مي گيرند؟ با يك متخصص موسيقي كودكان صحبت كردم و ايشان توصيه داشتند كه موسيقي ملايم، كلاسيك و موسيقي استاندارد هميشه بايد در محيط مترنم باشد؛ اين حالت مثل فيلتر عمل مي كند چون محيط پر از صداهاي مختلف است ( آلودگي صوتي روي كارآيي مغز تأثير منفي دارد) و موسيقي ملايم مثل فيلتر عمل مي كند و نمي گذارد اصوات ناهنجار وارد مغز شوند. خود ما به اين صداها عادت كرده ايم و اصلاً متوجه نيستيم كه آسيبي به مغز و اعصاب ما مي زنند اما دم غروب مي بينيم كه حال طبيعي نداريم. موسيقي استاد و صحيح باعث مي شود كه اين فيلتر عمل كند. حال ما به جاي اين فيلتر يك آلودگي مضاعف از طريق پخش موسيقي هاي ناهنجار در خانه هاي مان ايجاد مي كنيم. و هم چنين در مورد فيلم ها و سريال ها...................

عامل بعدي كه مانع از استراحت كودك مي شود و موجب ماندن خستگي جسمي مي شود، بحث تغذيه است. در مورد تغذيه مفصلاً صحبت كرديم و در اين مبحث فقط اشاره هاي كوچكي مي كنيم. از قديمي ها و مادر بزرگ ها بسيار شنيده ايم كه "اين بچه رودل كرده "به دكترها كه مي گوييم رودل به ما مي خندد. رودل يعني سردل بچه يك چيزي مانده است. اين ها همه تجربه است و هيچ سالمندي ادعاي علم ندارد ولي تجربه دارد. تغذيه ي غلط باعث كندي دستگاه گوارش مي شود و كودك در اين حالت نمي تواند بخوابد و يا شب خواب آشفته خواهد داشت و بنابراين دستگاه گوارش هم احتياج به استراحت دارد. به بچه ها اجازه دهيد استراحت دستگاه گوارش داشته باشند، دائم با قاشق و بشقاب دنبال بچه ها نرويد. اجازه دهيد گرسنه شوند. البته با رعايت خط تعادل. نه پرخوري و نه كم خوري. ما دائم در حال دادن مواد نيرو زا و نگهدارنده و محرك هستيم و از طرف ديگر هم مانع از حركت آن ها مي شويم بعد ادعا مي كنيم كه بچه خوب نمي خوابد و بد خواب شده و يا بي قرار است.

خواب

خواب يك فرآيند غيرفعال نيست بلكه يك تغيير حركت است. ذهن و بخش هايي از جسم مثل قلب و سيستم تنفسي و بخشي از مغز فعال هستند. اما جسم به آرامش و سكون مي رود. بنابراين ما به خواب به عنوان يك فرآيند فعال نگاه مي كنيم نه يك فرآيند ايستا و متوقف.  بچه ها در خواب پردازش مي كنند بنابراين لازم است كه به اندازه ي كافي بخوابند و با كيفيت و خوب به خواب بروند. چون بد خوابيدن باعث ناآرامي  و بد خلقي و پايين آمدن يادگيري كودك مي شود.

حال از نظر سؤال ديگر كاركرد كه «چگونه» است موضوع خواب را بررسي مي كنيم. تا حالا چرايي را بررسي كرديم از اين به بعد به چگونگي مي پردازيم.  خوابيدن مثل همه ي فعاليت هاي انسان اكتسابي است. خواب انسان غريزي است اما مهارت خوابيدن يادگيري است. همه حيوانات به محض اين كه هوا تاريك مي شود از روي غريزه مي خوابند و همه مثل هم هستند چون از يك مركز غريزه هدايت مي شوند و مثل هم رفتار مي كنند. آيا انسان ها هم مثل هم مي خوابند؟ نه چون مسئله ي مهارت و يادگيري در آن دخيل است. خوابيدن ادب و آداب دارد يادمان باشد ادب روش است نه احترام. آداب خوابيدن در قابوسنامه نوشته شده است. با درك مسئول بررسي مي كنيم كه ما اصلاً بلد نيستيم كه چگونه بخوابيم و آداب خوابيدن را نمي دانيم. پس اول بايد خودمان اين آداب را ياد بگيريم تا بعد بتوانيم روي فرزندان مان تأثير بگذاريم و به آن ها هم ياد دهيم.

كتاب « هر كودكي مي تواند خوابيدن بياموزد » مملو از روش است و بخش هايي از صحبت ما ممكن است از اين كتاب باشد. وقتي من اين كتاب را مطالعه كردم دلم براي مادر ايراني سوخت چون نه بلد است خودش بخوابد و نه بلد است كه كودكش را بخواباند. همزمان مطلبي هم از اوشو خواندم، اين مطالب را با هم تركيب كردم، يك پردازش انجام دادم و به يك نتيجه رسيدم كه خيلي جالب بود و آن اين كه خواب متعلق به بخش حيواني انسان است ولي توسط ذهن مديريت مي شود. بهترين مدلبراي كارهاي حيواني، خود حيوانات هستند. به روش زندگي آن ها خوب نگاه كنيد. در مسائل غريزه اي ما به راحتي مي توانيم از حيوانات الگو بگيريم. آيا تا به حال ديده ايد كه گربه اي موقع خوابيدن غذا بخورد؟ اما چه قدر انسان را مي بينيم كه توي رختخواب خوردني مي خورند؟ جاي خوردن در اتاق غذا خوري است. و يا توي رختخواب به جاي خوابيدن شروع مي كنيم به كتاب خواندن يا فكر كردن.  حيوانات به محض آن كه خوابشان بگيرد مي روند جايشان و به راحتي مي خوابند.

حاضرين اعتراض كردند كه : حيوان شعور ندارد اما انسان شعور دارد؟

آقاي سلطاني: بله من هم قبول دارم كه حيوان شعور ندارد اما غريزه دارد و انسان هردو را دارد اما از شعورش به درستي استفاده نمي كند. ما ياد نگرفته ايم كه چگونه بخوابيم. نه به غريزه متكي هستيم و نه به شعورمان. بعد هم مدل هايي مي سازيم كه خودمان هم نمي دانيم كه از كجا آمده و چه آسيب هايي دارد. بعد همين مدل ها را به كودك منتقل مي كنيم.

انسان سيكل خواب دارد. خواب از يك نقطه شروع مي شود.  اين منحني يك سيكل خواب است. (این جا هم شکل منحنی خواب را م یخواستم قرار بدم که موفق نشدم)روايت هاي زيادي در مورد زمان اين سيكل وجود دارد. بعضي مي گويند اين سيكل4 ساعت است. خيلي وقت ها دو بار تكرار مي شود.يك سيكل كامل 4 ساعته براي انسان بزرگسال كافي است.حيوانات به علت غريزه هيچ وقت سيكل خوابشان تغيير نمي كند.

در حالي كه در انسان تغيير مي كند. انسان سيكل خواب ندارد. آن قدر فعاليت مي كندتا يكدفعه بي هوش مي شود. ريتم خواب خود يك مسئله ي مهم است و ريتم زمان خواب دنباله ي آن است. ريتم زمان خواب يعني چه ساعتي و چه موقعي و چگونه بخوابيم. اگر همه ي اين موارد ريتم داشته باشند، خيلي از مشكلات ما حل خواهد شد. نا آرامي كودك به دليل نداشتن ريتم است. ريتم به كودك امنيت مي دهد. كودك زير6 سال درك انتزاعي و تجسم ندارد و نمي داند فردا چي در انتظارش است؛ وقتي بي موقع مي خوابد و بي موقع بيدار مي شود، كلافه مي شود. خواب كودك بايد ريتم داشته باشد و سر يك ساعت بخوابد و سر يك ساعت بيدار شود. اين كه ما بچه ها را آزاد مي گذاريم كه هر ساعتي خواستند بخوابند و از آن طرف هر ساعتي دلشان خواست بيدار شوند، نه تنها به آرامش كودك كمك نمي كند بلكه او را نا امن مي كند. از اين طرف بوم هم نيفتيد كه خانه را تبديل به پادگان كنيد و سر ساعت سوت بزنيد اما بين 10- 9 شب كودك بايد بخوابد. خيلي ها شكايت دارند كه اين ساعت تازه پدر خانواده به خانه مي آيد، نظر ما اين است كه كودك نبايد معطل پدر شود مي توان براي جبران نديدن پدر كودك را صبح زودتر بيدار كرد تا قبل از رفتن پدر از خانه همديگر را ببينند و حتي بازي كنند. استثناء هم وجود دارد ممكن است يك شب مهماني باشد يا مهمان داشته باشيم اما باز هم هيچكدام اين ها نمي تواند مانع ريتم در زندگي ما شود.

خواب كودك مقدماتي نياز دارد كه ما به آن آداب خواب مي گوييم. اين آداب قبل از ساعت خواب شروع مي شود. بچه ها براي خوابيدن بايد يك مقدماتي را بگذرانند و آماده ي خواب شوند. فرض كنيد يك هواپيما كه در ارتفاع سي هزار پايي پرواز مي كند، براي فرود آمدن از يك زمان خاص شروع مي كند به كم كردن سرعت و ارتفاع و به آرامي در امتداد باند فرودگاه فرود مي آيد و مي نشيند. اگر از اين قانون تخطي كند آسيب مي بيند. قانون رعايت نشود، هواپيما سقوط مي كند و آتش مي گيرد. در مورد انسان هم همين است اگر قانون را رعايت نكند آسيب مي بيند. اما متأسفانه ما به اين سوختن ها و آسيب ها عادت كرده ايم، كرخت شده ايم و اصلاً نمي دانيم كه دليل اصلي بد خلقي بچه ي ما اين است كه ريتم بهم خورده است. هر روز دچار آشفتگي مي شويم ولي متوجه نيستيم و فكر مي كنيم كه خوب زندگي همينه، پر از دغدغه است و به اين حالت عادت كرده ايم؛ ولي واقعيت اين است كه اين گونه زندگي كردن باعث فرسايش و مستهلك شدن انسان شده است.

بچه ها بايد ادب خواب داشته باشند. از يك زماني اقدام كنيم و هيجان بچه را كم كنيم. ما معمولاً در اوج هيجان و بازي و تلويزيون ديدن بچه، بلند مي شويم و اعلام وقت خواب مي كنيم "عزيزم وقت خوابه برو تو تختت" از سي هزار پايي به كودك مي گوييم كه ترمز كن و بيا روي باند؛ خوب اين بچه داغون ميشه. اگر قراره ساعت 10 بخوابه بايد از ساعت 8 شروع كنيم. فيلم هاي هيجاني و خشونت آميز نگاه نكنه، آرام بازي اش را عوض كنيد و از بازي هاي پر تحرك و هيجاني به بازي هاي آرام و نشستني ( نقاشي و قصه و ...) هدايت شود. چون گفتيم استراحت تغيير حركت است نه توقف حركت.  اگر قبل از خواب چيزي بايد بخورد به او بدهيم و نور خانه را كم كنيم، لباس خواب بپوشد، مسواك بزند و بخوابد. بعضي از پدر و مادر ها مي گويند كه اگر همه ي اين كارها را كنيم كه خودمان هم خوابمان مي گيرد! نظر ما اين است كه معلومه بايد خوابمان بگيره تا بتونيم بخوابيم. براي خوابيدن بايد مراسم داشته باشيم، خوردني ها جمع شود، تلويزيون خاموش شود و نور خانه كم كم خاموش شود. اما در زندگي هاي امروزي تازه ساعت 11 پدر مياد خانه و روي ميز پر از خوردني و غذا و ميوه و گفتگوها گل مي گيره خوب مسلمه كه كودك نميتونه بخوابه. كودك وقتي با اضطراب به رختخواب برود، ذهنش استراحت نخواهد كرد.

دقيقاً تمام تجربه هايي كه مادرها به ما انتقال كردند به محض اين كه ريتم خواب كودك را تنظيم كرده اند بد خلقي كودك هم تمام شده. اوايل كودك مقاومت مي كند اما كم كم مي پذيرد و حتي راضي و خشنود هم خواهد بود. در كتابي كه معرفي كرديم هم اشاره شده كه چرا توي تخت خواب براي كودك كتاب مي خوانيد؟ كتاب خواندن بايد در حال نشسته باشد و چرا در حالت خوابيده به كودك شير و خوراكي مي دهيد؟ كودك بايد ياد بگيرد كه توي رختخواب لحاف را بكشد و چشمش را ببندد و بخوابد. در مورد بزرگسالان هم همين طور است اگر قبل از خواب فكر و خيال به سرمان زده بايد بلند شويم و برويم پشت ميز كار و فكر كنيم و حتي فكرهايمان را بنويسيم، پردازش ذهن مان را يادداشت كنيم؛ اين كارها هيچكدام از حيوانات بر نمي آيد. اما ما توي رختخواب مدام اين ور و اون ور غلت مي زنيم چون فكر و خيال نمي گذارد كه بخوابيم و بلد هم نيستيم كه رختخواب جاي فكر كردن نيست. حتي اگر فكر و خيال نصف شب هم به سرمان بزند بايد هم بايد از توي جايمان بلند شويم. براي خود من هم بارها پيش آمده كه از خواب پريدم چون فكر مشغولي داشتم، بلند شدم و رفتم پشت ميز و فكر كردم تا وقتي تمام شد دوباره رفتم خوابيدم.

طبق نظريه ي طب سنتي هند، بهترين زمان خواب دو ساعت قبل از نيمه شب تا سه ساعت بعد از نيمه شب است. چون سيستم بدن هوشيار است، نظام آفرينش هم هوشيار است. اگر منطبق بر نظام آفرينش نباشيم، خسته و فرسوده مي شويم. دوساعت قبل از نيمه شب و سه ساعت بعد از نيمه شب در تاريكي مطلق، بهترين وقت براي كار كبد است كه بدن را ترميم كند. در طول روز كلي از بدن كار كشيده ايم هنگام خواب بايد در اين زمان مناسب بازسازي شود. بهترين ساعت بيداري طلوع روز تا غروب آفتاب است. درست وقت نماز صبح خودمان. هنگام طلوع آفتاب انرژي هاي هستي در بالاترين حد هستند و آلودگي هاي محيط در پايين ترين حد هستند. و ما درست در اين زمان خواب هستيم. چه قدر قديمي هاي ما روي سحرخيزي تأكيد داشتند! آن ها اثبات علمي نداشتند اما تجربه ي چندين هزار ساله داشتند « سحرخيز باش تا كامروا باشي» . ما الآن به سحرخيزي نياز داريم چرا بايد تا نيمه شب بيدار باشيم و چرا نبايد صبح زود بيدار شويم. درست اواخر شب اوج آلودگي هاي هوا و صوتي است كه ما هم در اين زمان ها بيدار هستيم و در پاك ترين زمان در خواب به سر مي بريم. و اين همان الگويي است كه به كودكمان مي دهيم.

ما آمارهاي تكان دهنده را در اين جا مطرح نمي كنيم ولي عددهاي نگران كننده اي را دريافت مي كنيم كه همين قضيه چه آسيب هايي به بشر زده است و خاص در مورد آلودگي هوا. چه اصراري داريد كه در هواي آلوده شب بيرون از خانه باشيد؟ خوب نگاه كنيد كه چه چيزي مي دهيد و چه چيزي مي گيريد! شب مي رويم بيرون براي چي؟ تفريح؟ فرح؟ نشاط؟ آيا مي دانيد كه چي داريد مي دهيد و هيچ چيز نمي گيريد؟ عمرمان را داريم مي دهيم. اسم هواي آلوده ي تهران را مرگ خاموش گذاشته اند.

نكته ي ديگر در مورد سيكل خواب بعد از ساعت خواب، فركانس مغز است، رابطه ي فركانس مغز و خواب. مغز ما در حالت بيداري فعال است و فركانس دارد. در حالت بيداري بين 25-13 سيكل در ثانيه است و حالت بتا نام دارد. در آدم هايي كه خيلي فعاليت دارند و عجول هستند و عصبي و ذهن شلوغ دارند  اين فركانس به بالاتر از 25 مي رود. در اين فركانس كارآيي مغز در كمترين حد است. درست مثل زماني كه مغزمان آشفته است و اصلاً نمي توانيم فكر كنيم و آخر سر هم كاري را كه مشغول آن بوديم رها مي كنيم. وقتي عصباني هستيم فركانس مغز بالا است و به همين دليل است كه در اين حالت نبايد هيچ تصميمي بگيريم. ما با همين فركانس هم با بچه هاي مان دعوا مي كنيم. وكودك در حال بازي و هيجان هم فركانس 30 دارد را مستقيم به رختخواب مي فرستيم.  

8 - 4 سيكل در ثانيه حالت تتا و حالت خواب آلودگي و خواب است. در اين فركانس هم مغز كارآيي ندارد. زمان چرت و خواب است. فركانس زير 4 حالت دلتا است كه خواب عميق است. بهترين حالت كارآيي مغز فركانس 12 8 است كه حالت آلفا نام دارد. كارآيي مغز زماني است كه آرامش داريم. زماني كه استراحت مي كنيم. قبل از خواب اگر با فركانس 25 13 به رختخواب برويم و بي هوش بيفتيم، صبح كه پا مي شويم انگار كه كوه كنده ايم و خستگي مان در نرفته است؛ چون مغز نمي تواند فركانس خودش را پايين بياورد و با همان فركانس بالا به خواب مي رود.

بچه ها وقتي با فركانس بالا مي خوابند يا خودشان بيهوش مي شوند چون مغز در فركانس بالاست، كابوس مي بينند، گريه     مي كنند و لگد مي زنند و .... كودك و بزرگسال فرق نمي كند بايد قبل از خواب خود را به حالت آلفا برسانيم يعني همان حالتي كه مقدمات خواب را فراهم مي كنيم و حتما قبل از خواب در صورت امكان دوش بگيريد يا موسيقي ملايم گوش كنيد و يا يك كتاب خوب بخوانيد. بعضي از سريال هاي تلويزيون و مسابقه فوتبال و اخبار سياسي قبل از خواب سم هستند، مواظب باشيد بچه ها را از اين مسائل دور نگه داريد.

اگر مقدمات خواب را براي كودك اجرا كنيد و فركانس مغز را پايين بياوريد و به مرحله ي چرت برسانيد، كودك خوابش مي گيرد و به خواب عميق فرو مي رود و صبح به راحتي بيدار مي شود.

مكمل خواب خوب، بيدار شدن خوب است. نوع بيدار شدن هم براي بچه ها مهم است. يك بيدار شدن جذاب و آرام. بچه ها  نمي دانند كه صبح چي در انتظارشان است، وقتي بيدار مي شوند سيكل بيداري برعكس سيكل خواب بالاي خط بالا مي رود، وقتي اين سيكل به نظم و ريتم مي رسد، كودك به آرامش مي رسد. صبح ها خانه را كاملاً برعكس شب روشن كنيد، صبحانه ي خوب آماده كنيد و سرحال و آراسته و شاداب به سراغ كودك برويد. زمان بيداري را تبديل به يك لحظه ي شاد و آرام كنيد. اگر اين كارها مرتب در خانواده انجام شود كودك مطمئن م يشود كه صبح اتفاقات خوبي در انتظارش است و با آرامش خيال خواهد خوابيد.

خواب زياد نشانه ي فرار از زندگي است. بي موقع خوابيدن و بي موقع بيدار شدن خلاف نظام آفرينش است و آسيب مي زند. اگر دلمان مي خواهد كه دير بخوابيم و دير بيدار شويم هيچ عيبي ندارد انتخاب مي كنيم ، بها مي پردازيم ولي فقط بايد اصول را بدانيم. همچنين نخواهيد كه يك شبه كاملاً الگوهايتان را عوض كنيد. آرام و به تدريج عمل كنيد.

صبح كه خورشيد طلوع مي كند زندگي آغاز مي شود؛ پس چرا اين قدر افسرده و آشفته هستيم؟ چرا شور زندگي نداريم؟ صبح ها به زور بيدار مي شويم و تا شب به زور خودمان را مي كشيم. دائم مي گوييم بلند شويم كه چي بشه! در مورد كودك هم همين است. تا بلند مي شود پاي تلويزيون تا دير وقت!

ما صبح به صبح زندگي را شروع مي كنيم. اما ما با زندگي مسئله داريم چون آن را نمي شناسيم. اميدواريم كه تا آخر اين دوره به جايي برسيم كه بدانيم چگونه بايد زندگي را بگذرانيم. پس بيدار شدن خوب و جذاب براي بچه ها ايجاد كنيد.

خواب ميان روز هم براي بچه ها لازم است به خصوص بچه هاي زير سه سال. بايد بخوابد تا بتواند چيزهاييكه در طول روز دريافت كرده پردازش كند. زير سه سال كودك با پنج حواس همزمان محرك دريافت مي كند براي همين نياز دارد كه بخوابد 3 تا 7 سال اين تحريك پذيري حواس كمتر مي شود تا بزرگ سالي كه در مردان فقط توانايي استفاده از يكي از حواس در لحظه ممكن است اما زنان تا دو يا سه حواس هم ميتوانند اما كودك به طرز اعجاب انگيزي همزمان هم به تلفن شما گوش ميدهد هم بايك چشم شما را زير نظر دارد و هم با دستانش كار مي كند، و هم پاهايش وول مي خورند. و بعد در جايي ما را بهت زده مي كند از اين كه حرفي را كه چند روز پيش شنيده بازگو مي كند و ما بهت زده مي مانيم كه اين وروجك اين رو كي ياد گرفته!!!!!! پس خواب بعداز ظهر هم مهم است كه بعد از سه سالگي به تدريج زمان آن كاهش مي يابد و در 6 سالگي قطع مي شود. براي خواب بعداز ظهر هم مقدمات خواب فراهم كنيد.

آخرين نكته اين كه كي اتاق خواب كودك را جدا كنيم؟

سه سالگي زمان جدايي اتاق خواب كودك است.چون در اين سن مغز كودك تحول عظيمي پيدا مي كند و كودك قدرت استقلال پيدا مي كند. اعتماد به نفس شكل گرفته و منم و خودم هاي كودك ومقدمات استقلال او شروع مي شود. اگر كودك در دايره ي رشد متعادل قرار داشته باشد و همه ي ابعاد او متعادل رشد كرده باشد خودش انتخاب مي كند كه جدا شود و نيازي به اقدام شما نخواهد بود و فقط مكانش را مهيا كنيد. اگر كودك را بي موقع جدا كنيد يعني قبل از سه سالگي و از نوزادي كه ما بسيار مخالف آن هستيم آنوقت در 2 سالگي حتماً دائم پيش شما مي آيد. در 2سالگي فقط رختخواب او را جدا كنيد و ديگر زير پتوي شما نخوابد اما اتاق را جدا نكنيد و البته قبل از همه ي اين مسائل بايد به امنيت كودك توجه لازم را داشته باشيد كه در سه جلسه ي بعد در مورد امنيت خواهيم گفت. كودكي كه نمي تواند جدا شود نا امن است. و نكته ي ديگر تن آرامي قبل از خواب است كه بسيار مهم است. تنش و عدم تمركز بچه ها با استراحت صحيح و خواب خوب برطرف مي شود.