بهداشت جنسی

نشست 29- بهداشت جنسی

در بیست و هشت جلسه ی پیش راجع به تمامی ابعاد چرخه ی هوش یا رشد متعادل صحبت کردیم در این مبحث می خواهیم راجع به بُعد جنسی صحبت کنیم. ما در ایران در مورد مسئله ی جنسی معضل داریم ولی خیلی راحت صورت مسئله را پاک می کنیم در حالی که بسیار موضوع مهمی است و باید همه و متخصصین و شما در شناخت و برطرف کردن این مسائل قدم بردارید. این مبحث فقط یک تلنگر است که ببینیم با بچه هایمان در این مورد چه کار باید بکنیم. اول چند نکته را می گویم و بعد به روش ها خواهم پرداخت.

 ما همیشه گفتیم که اگر جهت نگاه به سمت مادیات باشد، یعنی نگاه رو به پایین و زیر بنای فکری، مادی است؛ اگر جهت نگاه به سمت معنویات باشد به این معنا نیست که این نگاه اصلاً به مادیات توجه ندارد بلکه مادیت را در راستای معنویت می بیند و نگاه هماهنگ بین مادیت و معنویت است. وقتی نگاه ناهماهنگ باشد و فقط باورهای مادی برآن حاکم باشد، و اگر انرژی رشد و انرژی که ما از زمین و آسمان برای رشد می گیریم، در چرخه ی هوش متعادل کامل تقسیم نشود و این رشد به صورت یک دایره جلو نرود، این انرژی در یک نقطه متراکم می شود و این تراکم در یک نقطه باعث عدم رشد در نقطه ی دیگر می شود. وقتی نگاه مادی باشد این انرژی به سمت نیمه ی پایین چرخه متراکم می شود و در سه حوزه ی جسمی و اقتصادی(مصرف) و جنسی، خودش را نشان می دهد.  

اگر دقت کنید همیشه اشکال در این سه حوزه با هم برای ما اتفاق می افتد. زمانی که زیربنای فکری مادی و نگاه مادی داریم، ممکن است که عواقب آن در جسم متراکم شود به صورت پرخوری و کم خوری؛ چه قدر این روزها دغدغه ی خوردن و لاغر شدن و بیماری های ناشی از آن ها را داریم؟ و یا به صورت مصرف، خودش را جلوه می دهد که سه جلسه راجع به آن صحبت کردیم؛ یا ولع مصرف به وجود می آورد، یا فقر مصرف؛ یعنی وقتی از تعادل خارج می شویم یا مصرف زده می شویم و زندگی مان فقط مصرفی است که در جلسه ی اول تفکر اقتصادی توضیح دادم و یا فقط تفکر فقر و مصرف نکردن و خسیس بودن ایجاد می شود. ممکن است در حوزه ی جنسی خودش را نشان دهد که به صورت ولع یا نفرت خواهد بود؛ یا ولع جنسی ایجاد می کند که در آقایان بیشتر است و در خانم ها کمتر است و یا به صورت نفرت جنسی است که در خانمها بیشتر از آقایان است.

اولین قدم این است که برای خود ما مشخص شود که زیر بنای فکری ما کجاست؟ و اگر در این سه حوزه تعادل نداریم و دچار ولع یا عدم هستیم بدانیم که جهت فکری ما مادی است و در نیمه ی پایین چرخه متمرکز شده ایم.

نکته ی بعد یا دومین قدم، نوع نگاه ما به مسئله ی جنسیت است. قبلاً راجع به سه بُعد انسان (گیاهی یا نباتی، حیوانی، انسانی) صحبت کرده ام. در بعد گیاهی، رابطه ی جنسی یعنی گرده پاشی، گیاهان هم این مسئله را دارند و اصلاً هم چیز عجیبی نیست و یک مسئله ی کاملاً طبیعی است. اولین هدف نیروی جنسی برای تولید مثل و بقاء نسل است و در چرخه، روبه روی خلاقیت قرار دارد که تولید محصول یا فکر است. فکر نکنید که فقط در گیاه به صورت گرده پاشی است بلکه در بعضی انسان ها هم به صورت گرده پاشی است؛ کسانی که بچه دار می شوند بدون این که لذتی از این کار ببرند صرفاً به خاطر این که باید بچه داشته باشی! بسیار پیش آمده که پرسیدیم چرا بچه دار شده اید؟ در پاسخ هیچ جوابی ندارند! یا فقط برای حفظ نام خانوادگی!.

در بُعد حیوانی فقط لذت مطرح است و فقط غریزه حاکم است. در این حالت نر و ماده بودن مهم است. رابطه ی جنسی صرفاً یک رابطه ی نر و مادگی است و فقط برای لذت. در بُعد انسانی رابطه ی لذت و حض با هم مطرح است و رابطه ی جنسی یک رابطه ای است که هم لذت غریزی و هم حض روحی را بین دو جنس مخالف، زن و مرد به همراه دارد. مسئله ی جنسی به این دلیل مهم است که به رشد انسان کمک می کند؛ لذت از رابطه ی جنسی کف این قضیه است و حداقل آن است؛ درست مثل قضیه ی غذا خوردن که سیر شدن، کف و پایین ترین سطح هدف غذا خوردن است بالاترین سطح آن بی نهایت است. بنابراین اولین نکته در بهداشت جنسی بچه ها، مشخص شدن نگاه ما است که معنوی است یا مادی و مسئله این است که خود ما در این مورد چه جوری فکر می کنیم و رابطه ی جنسی را چگونه می بینیم؟ چه باوری داریم؟

بحث جنسیت یک مبحث متعالی است و انسان دارای بُعد الهی است. آیا ما اصلاً الهیات رابطه ی جنسی داریم؟ آیا آن را یک رابطه ی رحمانی و الهی و حتی عبادت می بینیم که برای رشد و تقرب به خدا است؟ یا این که آن را یک عمل شیطانی و کثیف و مذموم می بینیم؟ برگردیم به خودمان و ببینیم که چه تصویری را از جنسیت به کودکمان منتقل می کنیم؟ در ادامه ی مطلب متوجه خواهیم شد که رفتارها و بینش ما در مسئله جنسیت چه میزان بر روی سلامتی جنسی کودک تأثیر می گذارد.

 پس اولین نکته یا اولین عامل در بهداشت جنسی و روانی کودکان، باورهای خودمان است و این مسئله ای است که در کشور ما به آن پرداخته نشده است؛ در متون سنتی ما بسیار به زیبایی به این مسئله پرداخته اما متأسفانه چون به آن ها دسترسی نداریم بیشتر به ترجمه ها روی آوردیم و به نگاه غربی متکی شده ایم. در صورتی که نگاه غرب به رابطه ی زن و مرد یک نگاه ابزاری است. این نگاه جدید و حاکم امروزی با نگاه و باورهای ما در تعارض است و هیچ کس هم پا درمیان نمی گذارد که این تعارض را حل کند و مسایل عامی روز را با مسایل سنتی خودمان تلفیق کند و این مطالب را کنار هم بگذاریم و یک رویکرد جنسی جدید برای جامعه تعریف کنیم. کتاب تفسیر المیزان یکی از این منابع پرارزش سنتی و اصیل ما است که نگاه بسیار زیبایی درباره ی مسائل جنسی دارد به طوری که با کار بر روی مطالب آن می توانیم به عنوان یک نگاه آن را به جهان عرضه کنیم.   

عامل دوم، رابطه ی عاطفی والدین با هم است. وقتی بحث جنسیت و زن و مرد پیش می آید اولین الگو پدر و مادر هستند، چه نوع رابطه ای به عنوان والدین با هم داریم؟ در یک مدرسه ای از بچه ها خواسته بودند که راجع به خانواده تان بنویسید، حدود پنجاه تا از این نوشته ها را به صورت جزوه درآوردند و کپی گرفتند و به خانواده ها دادند که مطالعه کنند. این جزوه حیرت انگیز بود و دست مایه ی یک تحقیق علمی برای دوستانم شد؛ بچه ها بدون استثنا همه راجع به دعواهای پدر و مادرها نوشته بودند و راجع به نوع مکالمه ی پدر و مادر نوشته بودند و آدم با خواندن آن ها گاهی به گریه می افتاد و گاهی به خنده و گاهی حیرت از این که بچه ها چگونه نگاه می کنند و از چه زوایایی می بینند. این مسائل دقیقاً بر روی سلامت جنسی کودک در بزرگسالی او، اثر می گذارد. الگوی رفتاری والدین چیست؟ اصلاً منظور من این نیست که زن و شوهر نباید با هم اختلاف نظر داشته باشند و یا باید همه چیز ایده آل باشد و یا از امروز تظاهر کنید که وای ما عاشق و شیدای هم هستیم نه! بلکه می خواهم بگویم که در خانواده چه قدر گرم هستیم؟ پدر و مادر نسبت به همدیگر چه قدر شخصیت گرمی دارند؟ امروزه مُد شده که به هرکسی می رسیم حال و حوصله ندارد. یک نکته هم اشاره می کنم که امروزه انتقال ناامنی های بیرون از خانواده به درون خانواده، فاجعه آفرین شده است! اجازه ندهید که مسائل روزمره و مشکلات روزمره وارد فضای خانواده شود. فضای خانواده مانند گلخانه است و بچه ها هم کوچک هستند و مثل گل. گلخانه علیرغم سرمای بیرون، گرم است و در آن آفت وجود ندارد؛ نیازهای اولیه ی گل به او داده می شود ولو این که بیرون کمبود باشد. به دلیل این که بیرون سرد است، گلخانه را سرد نکنید و بعد مسئولیت را از خوتان سلب کنید و واژه ی من چه کاره ام یا به من چه ربطی دارد را به کار ببرید؛ سرمای بیرون به ما مجوز نمی دهد که داخل خانه را سرد کنیم.

عامل بعد نوع محبت والدین به کودک است. محبت فعال است یا منفعل. در بحث شخصیت، مفصل توضیح دادم و راجع به اقتدار و مهربانی والدین صحبت کردم . گفتم که اگر این مهربانی تبدیل شود به مظلوم نمایی و اقتدار تبدیل شود به خشونت، بر روان بچه ها اثر منفی می گذارد. وقتی مادر در خانه مظلوم نمایی می کند و درک مقصر و مظلوم دارد، دختر را از جنسیت خودش بیزار می کند. چون شخصیت مادر شخصیت ضعیفی است؛ دختر در همذات پنداری با مادرش از خودش بدش خواهد آمد (اگر قراره که من مثل مادرم بشوم پس بهتره که هرگز نشوم). گاهی نیز مادر به این وضعیت دامن می زند و می گوید: دختر بودن یعنی بدبختی، زن در این مملکت توسری خور است و اصلاً متوجه نیستیم که دختر ما زن آینده است. خشونت پدر، پسر را از جنست خودش بیزار می کند. یکی از دلایل ضعف جنسی آقایان عدم تمایل به پدر شدن است. نوع محبت والدین باید متعادل باشد و بردگی عاطفی ایجاد نکند. بچه ها نباید وارد دنیای عاطفی والدین شوند، بچه ها نباید جایگزین همسر شوند؛ مادرهایی که پسر دارید مواظب باشید و او را به خودتان وابسته نکنید و او را وارد دنیای عاطفی خودتان نکنید اگر نیازهای عاطفی تان را از همسرتان دریافت نمی کنید نباید آن را با محبت پسرتان جبران کنید و سعی کنید نیاز های عاطفی خود را از پسرتان دریافت کنید؛ پسر را جایگزین پدر نکنید، اگر این کار را انجام بدید به فرزندتان ظلم کرده اید. در روانشناسی مسئله ای وجود دارد به نام عقده ی زِنای با محارم، این حالت در افرادی به وجود می آید که وارد دنیای عاطفی پدر و مادرشان شده اند. وقتی پسر جایگزین پدر می شود و وارد دنیای عاطفی مادر می شود و به نیازهای عاطفی مادر پاسخ می دهد و وابستگی و بردگی عاطفی ایجاد می شود، دیگر قادر نخواهد بود که به سمت دختر دیگری برود. یک مورد در نزدیکان من هست و پسر الآن حدود پنجاه سالش است و خوشبختانه هنوز ازدواج نکرده، مادر ایشان همه کار برایش می کند پسر اهل هنر است و منتقد و نویسنده است، مادر می داند که از چه موسیقی خوشش می آید و چه نوشیدنی و غذایی دوست دارد، شب تا برگردد مادر بیدار می نشیند، آرایش کرده و گل روی میز و غذای روی چراغ تا هرموقع که پسر بیاید و در همه حال کنار او می نشیند و مادر فیلم های مختلف می بیند و موسیقی های مختلف گوش می کند تا بتواند درباره ی آن ها با پسرش گفتگو کند و همه ی دوستانش را می شناسد و ... ولی به همسرش که می رسد بی اعتنا و بی حوصله برخورد می کند و این مادر تمام نیازهای جسمی و روحی و عاطفی غیر از مسئله ی جنسی را برای پسرش پاسخ می دهد خوب با این حالت امکان ندارد که این پسر تا آخر عمرش بتواند ازدواج کند. همه ی ما چه زن و چه مرد یک نیمه ی ناقص و خالی در وجودمان داریم که به همین دلیل جذب طرف مخالف خود می شویم تا این نیمه کامل شود؛ اما در حالت عدم تعادل، پدر این نیمه را با دخترش کامل می کند و مادر با پسرش و این پسر و دختر هم به جای پیدا کردن همسر برای خود مکمل والدینشان می شوند و بی نیاز از همسر. بعدها این دختر در کنار هر مردی قرار بگیرد می بیند که قبلاً کامل شده و جایی برای فرد جدید ندارد و یا پسر، که این حالت در پسرها خیلی شدید است چون مادرها متخصص این کار یعنی وابسته کردن پسرها هستند. دختر نوجوانی را می شناختم که بسیار یاغی بود و هرکاری دلش می خواست انجام می داد و دنبال آدمکش می گشت که پدر و مادرش را بکشد یک روز با مادر این دختر مشاوره داشتم و فهمیدم که حدود بیست و پنج سال زندگی زناشویی عین جهنم و عین این 25 سال اختلاف و فحش و دعوا بین این پدر و مادر است از ایشان پریدم که پدرشان در قید حیات هستند؟ بغض این خانم ترکید و با گریه گفتند که نخیر فوت کردند، من دست و پایم را گم کردم که شاید به تازگی فوت کرده اند و من باعث ناراحتی این خانم شدم، گفتند که خیر پدرم ده سال پیش فوت کرده اند! من که حسابی بهت زده شده بودم پرسیدم که ده سال پیش فوت کرده اند شما هنوز بغضتان می ترکد؟ گفتند هر زمان که یاد پدرم می افتم گریه می کنم و داغش برای من تازه است ومثل این می مونه که همین سه روز پیش اتفاق افتاده! گفتم آخه چه دلیل داره که یک دختر بعد از ده سال هنوز داغدار پدرش باشد؟ گفتند آخه شما نمی دونین که ما چه شب هایی با هم داشتیم، زیر نور ماه می نشستیم و با هم شطرنج بازی می کردیم و پدر برای من فال حافظ می گرفت، گفتم خوب این زمان ها همسر شما کجا بودند؟ گفتند خبرش خوابیده بود و خُرخُر می کرد، گفتم خوب مادر کجا بودند؟ ایشان هم خواب بودند. گفتم خوب مشکل همین جا است پدر شما باید برای مادر شما فال حافظ می گرفتند و شما هم باید برای همسرت زیر نور مهتاب بشینی! خوب نتیجه همین می شود که شما امروز یک بیوه زن پنجاه درصدی هستی چون نصف نیازهای عاطفی شما را پدر پاسخ می داد که حالا خدا رحمتشان کند برای همین است که هنوز بغض می کنید و خیلی جالب بود که این خانم با این که از شوهرش در کلام متنفر بود ولی رابطه ی زناشویی محکمی داشت و از نظر مالی هم خوب بودند و شوهر دست و دلبازی داشتند اما تبادل فکر و تبادل عاطفه بین این زن و شوهر صفر بود؛ چون به شوهر از این نظر نیاز نداشته و از طرف پدر تأمین می شدند. باز هم هشدار می دهم که بچه ها را وارد دنیای عاطفی خودتان نکنید و بردگی عاطفی به وجود نیاورید.

 

بچه ها یک پدر می خواهند و یک مادر، بچه ای که دو پدر یا دو مادر دارد آسیب می بیند. در این جا کتاب «هفت اشتباهی که والدین مرتکب می شوند» را معرفی می کنم، این کتاب در امریکا سال 2001 چاپ شده است و مسئله ی روز جامعه ی امریکا است. نوشته که پدر نباید پوشک بچه را عوض کند مگر در شرایط اضطرار، به پدرها و مادرها توصیه می کند که نقش های زنانه و مردانه را قاطی نکنید و به مادرانی که در بیرون کار می کنند توصیه می کند که نقش مردانه و شخصیت زمخت به خود نگیرند تا بچه ها در ذهن شان دچار مشکل نشوند. من همیشه به والدین توصیه می کنم که وقتی بیرون می روید دوتایی دست بچه را بگیرید، یک دست لطیف مادرانه و یک دست قوی و زمخت پدرانه، تعادل این دو کودک را متعادل می کند. این که یک مادری خیلی مردانه باشد و یک پدری خیلی لطیف و ظریف باشد اصلاً چیز خوبی نیست، پایه گذار مشکلاتی در بعدها می شود که در تبعیض جنسی خواهم گفت.

از دو کلمه ی فطرت و غریزه چه می دانید؟

انسان هرکاری می کند لحظه ای از کنترل این دو جدا نیست. همه ی کارهای ما تحت کنترل این دو نیرو است. وقتی راجع به تعادل مادیت و معنویت در وجود انسان صحبت می کنیم منظور این دو نیرو است؛ فطرت بُعد معنوی وجود ما است و غریزه بُعد مادی است. غریزه وقتی سرکوب می شود احساس گناه و ترس و ناامنی به وجود می آید. در حال حاضر منظور من از غریزه اصلاً غریزه ی جنسی نیست و در این پاراگراف مسئله ی جنسی را در نظر نگیرید. غرایز انسان سرکوب می شود، چه زمانی؟ تولد تا پنج سالگی! چه طوری سرکوب می شود؟ چهار عامل مانع رشد را به یاد دارید؟ نظم، نظافت، آموزش و تربیت. بله ما با این چهار عامل که از حد تعادل خارج باشند، غریزه ی کودک را سرکوب می کنیم. یعنی چی که غریزه ی کودک را سرکوب می کنیم؟ غریزه لذت دارد و ما هروقت به غرایزمان پاسخ دهیم، لذت می بریم و پاسخ به فطرت، حض دارد. یکی از غرایز، خوردن است و وقتی کودک یا نوزاد گرسنه است و شیر مادر را می خورد، شکمش پر می شود و کیف می کند حال مادر چه احساسی هنگام شیردادن کودک دارد؟ اگر مادر حض کند کودک این درک را پیدا می کند که خوب من خوردم و سیر شدم و کیف کردم، مادرم هم که کیف کرد پس «من خوبم، تو هم خوبی». حال اگر مادر به هر دلیلی حالش خوب نباشد و با اکراه به کودک شیر دهد، کودک این درک را پیدا می کند که من خوردم و کیف کردم ولی مامانم کیف نکرد پس «من بدم، تو خوبی» چون تو بااین که کیف نمی کنی ولی به من سرویس می دهی. یا مثال دیگر: بچه پی پی می کند خوب پی پی کردن هم غریزه است و خیلی کیف دارد به نظر شما کیف ندارد؟ بچه پی پی می کند و لذت می برد حال مادر چه احساسی دارد بازهم اگر مادر کیف کند و قربون صدقه ی بچه برود، بچه این درک را پیدا می کند که خوب من کیف کردم مامانم هم کیف کرد پس من خوب هستم، تو هم خوب هستی. حال اگر مادر به هر دلیلی، فقط به وسواس اذعان نمی کنم، به دلیل نظافت و یا بی حوصلگی زیاد (بترکی اَه چه خبرته از صبح تا حالا چندمین باره مثل این که گاو خورده) با انزجار و عصبانیت کودک را بشوید، کودک درکِ من بد هستم و مادرم خوب است را از خودش پیدا می کند چون فکر می کند که من کیف کردم ولی مادرم کیف نکرد «من بدم، تو خوبی». پس در کل سرکوب غریزه منتج به درک «من بدم، تو خوبی» می شود و حاصل این درک، احساس گناه است و پایه ی تشکیل درک مقصر.

اکثر کارهای کودک زیر 5 سال غریزی است. بازی بچه ها هم غریزی است. کودک طبق غریزه بازی می کند و بهم می ریزد، ولی چهار عامل به خصوص نظم و نظافت در ذهن ما شروع به تحریک می کنند و حالمان بد می شود و باز درک من بدم تو خوبی به کودک القاء می شود. برای کودک زیر 5 سال هر مانعی که جلوی بازی او می گذاریم و هر تشر و نکن نکنی که به او می گوییم، احساس گناه را در او موجب می شویم. احساس گناه در مقابل لذت غریزه، باعث شرطی شدن کودک می شود. یعنی این در ذهن کودک ضبط می شود که من هر وقت لذت بردم، مامان بدش آمد به دنبال آن احساس گناه پیدا می کند و حالش بد می شود. وقتی این حالت ادامه پیدا کند در بزرگسالی هم به همین منوال خواهد بود؛ هر وقت لذت ببرد، حالش بد می شود چون با هر لذت، احساس گناه و درک من بدم پیدا می کند و در کل دیگر از لذت خوشش نمی آید . این کودک می رسد به دوران بلوغ و بیداری غریزه ی جنسی که بالاترین و قویترین غریزه است و به طبع لذت بخش ترین غریزه است. چون لذتش بالاست، احساس گناهش هم بالا است چون شرطی شده و هر میزان که لذت بیشتر باشد به همان میزان احساس گناه هم خواهد آمد و بد آمدن از آن لذت. حال که می رسیم به غریزه ی جنسی و لذت جنسی، احساس گناه بالا می آید و بدآمدن و اگر با ترس هم همراه باشد که دیگر نورعلی نور می شود. چند نفر از ما غذا می خوریم فقط به خاطر این که سیر شویم؟ و از غذا خوردن لذت نمی بریم؟ چند نفر از توی آب رفتن لذت نمی بریم؟

از غریزه متنفر می شویم چون به خاطر آن احساس گناه گرفته ایم، به این حالت سرکوب غریزه می گوییم. برای این که بچه ها دچار تنفر غریزه ی جنسی نشوند از بدو تولد مراقب باشیم که نوزاد را چگونه می شوییم و با چه احساسی این کار را انجام می دهیم؟ مراقب باورهایمان در مورد نظافت باشیم چون مسئله ی سرکوب غریزه ی جنسی در نظافت و شستشو از همه ی موارد دیگر بالاتر است. اندام های دفع به اندام های تناسلی نزدیک هستند و لذتی که دفع دارد قرینه ی لذتی است که در آینده ی کودک در رابطه ی جنسی دارد. وقتی هنگام شستشوی کودک یا نوزاد با اکراه این کار را انجام دهیم و احساس بد به کودک انتقال دهیم، کودک از اندام های دفع خودش متنفر می شود. امروزه ما با پدیده ای مواجه هستیم به نام یبوست عاطفی. در این پدیده بچه ها به عمد نمی خواهند که پی پی کنند، در بعضی موارد کار به بیمارستان و عمل جراحی کشیده شده و حتی گزارشی داشتیم که دور مقعد کودک کبود شده بوده و به شدت مقاومت می کرده و یا مواردی بوده که بچه در سن پنج و شش ساله را باید پوشک می بستند تا پی پی می کرده چون نمی توانسته و می ترسیده. ریشه ی همه ی این مسائل، نظافت است. در مسئله دفع مراقب باشید و بچه ها را نترسانید.

من یک مورد مشاوره داشتم که خانمی بودند که یک پسر 5 ساله داشتند و ایشان تمام کلاس های من را شرکت می کردند و حتی مطالب را چندین بار شنیده بودند، پسر ایشان دچار یبوست عاطفی بود. همه ی زندگی این خانم را زیر و رو کردم و مشاوره های متعدد، همه چیز در زندگی ایشان عالی بود، شوهر، بچه و من هیچ نکته ای را نتوانستم پیدا کنم حتی با بچه اش خیلی خوب بازی می کرد، یک بار ما جشن بازی در هفت چنار داشتیم فصل پاییز بود و برگ های فراوانی روی زمین ریخته بود و باران هم کم کم داشت شروع می شد بچه ها مشغول بازی بودند که من متوجه شدم که این خانم هم با پسرش آمدند، پسر یک لباس کرم سورمه ای خیلی شیک پوشیده بود؛  من بچه ها را هدایت کردم به جلو و بردمشان در جوبی که پر از برگ شده بود و بارون هم خرده بود و کمی لجن شده بود و به بچه ها گفتم که به برگ ها پا بزنید، شروع کردیم به پا زدن و برگ ها را ریختن، ناگهان یک جرقه در ذهن من زد و همینطور که بچه ها مشغول بازی بودند یک پشت پا زدم به پسر این خانم و انداختمش توی برگ ها و رویش هم برگ ریختم خودم هم نشستم که بچه نترسد، بچه هول شد که نکن کثیف میشم، مامانم دعوام می کنه، مادرش هم مشغول فیلمبرداری بود و گفت که اشکال نداره پسرم بازی کن خلاصه شروع کردیم من سرش برگ ریختم و اون روی من برگ ریخت و لباس شیک این پسر حسابی داغون و کثیف شد تمام شد یکهو متوجه شدم که صدای جیغی آمد و دیدم که مادر این پسر افتاده و دوربین را رها کرده و دچار شوک عصبی شده و فقط جیغ می زند و می گوید که خودم کردم من بچه ام را بدبخت کردم خلاصه مادر ها جمع شدند و آب قند و رسیدگی کردند یک کمی که حالشان جا آمد پرسیدم چی شده؟ گفتند من وسواس دارم و تا حالا بهت نگفتم. فهمیدیم که مادر پسر را موقع پی پی کردن پوشک می کرد و چون خودشان از شستن پی پی بدشان می آمد تا شب و تا وقتی که پدر بیاید و بچه را بشوید به همان شکل می ماند؛ هم بچه عذاب می کشید و هم خود مادر و بچه از مادر خواهش می کرد که به کسی چیزی نگو آخه آبروم می ره. بعد از ماجرای پارک من دیگه این خانم را ندیدم تا یک سال و نیم بعد ایشان آمدند سر یکی از کلاس ها و گفتند که فقط آمدم بگم که بعد از ماجرای پارک دیگه مسئله ی ما حل شد.

مواظب قضیه ی نظافت باشید و بچه ها راشرطی نکنید چون اگر شرطی شوند دیگر لذت نخواهند برد و یا همیشه لذت بردن با احساس گناه  برایشان به همراه خواهد بود.

یک نکته ی دیگر در مورد نظافت و شستشو این است که تبعیض جسمی نداشته باشید، اندام ها و همه ی اعضای بدن محترمند و همه با ارزش هستند؛ اندام ها و اعضا را به بد و خوب تقسیم نکنید. اندام های تناسلی بچه را نگویید عیبه، زشته، کثیفه، دست نزن؛ کابوس بیماری برای بچه ها ایجاد نکنید. اندام های تناسلی و دفع را مرکز تولید بیماری و باکتری به بچه معرفی نکنید، این کابوس تا بزرگسالی همراه کودک می ماند به خصوص در خانم ها. بلکه باید این طور به بچه ها القاء کرد که اصلاً کثیف نیست بلکه خیلی هم تمیز و محترم است و آنقدر محترم است که همیشه باید پوشیده باشد و می توانیم بگوییم ممکنه که دستت خیلی تمیز نباشه و جیشت را آلوده کنه. به هیچ عنوان اندام دفع را کثیف و بد به بچه معرفی نکنید چون اندامی که جیش را دفع می کند غیر از خود جیش است به بچه می گوییم که جیش تمیز نیست و ما باید آن را بشوییم تا اونجایی که ازش جیش میاد همیشه تمیز بمونه. شُری آب می ریزیم که همش بره پایین. این کارها را با غُرغُر و اَه اَه و گندت بزنن و کثافته، انجام ندهید؛ بلکه جیش از همه ی بدن جمع میشه و اون رو تمیز می کنه مثل شستن آشپزخانه که از همه جا آب را جمع می کنیم و می بریم سمت فاضلاب، جیش هم همه ی بدن را می شورد و از این جا بیرون میاد و شُری میره تو توالت. نمی گوییم اونجا کثیف است می گوییم بشوریم تا اونجا کثیف نشه و تمیز بمونه. اون جای آدم ها خیلی محترم است و خیلی هم باید پوشیده باشد.

نکته ی بعد تربیت جنسی است. اندام تناسلی و عمل دفع آن را بد و خوب نکنید. در مورد کودک زیر 6 سال نباید مستقیم و بیش از حد راجع به این مسائل صحبت کرد بلکه یکی آن را محترم و تمیز و پوشیده معرفی می کنیم و مسئله ی دیگر نوع پوشش خود ما است. نوع پوشش اعضای خانواده یکی از اجزای تربیت جنسی است. از ارزش های زندگی که به این بحث ما مربوط می شود می توان از احترام (احترام به جسم و اندام های تناسلی) و حُجب (حجاب، مستوری، پوشش) نام برد. بچه ها را پوشیده بزرگ کنید. خصوصیات جسمی بچه ها را به نمایش نگذارید حتی بچه ی دوساله، بچه  ها را نیمه برهنه بیرون نیاورید چون شخصت در حال شکل گیری است و من در این جا از آموزه های مذهبی صحبت نمی کنم بلکه از یافته های علمی صحبت می کنم؛ اگر این صحبت های من با آیین مذهبی ما هماهنگ است که چه بهتر اما با نگاه علمی فعلاً در این جا صحبت می کنم. امروزه ثابت شده که شخصیت کودک در زیر 6 سال و حتی زیر 3 سال شکل می گیرد و حتی در دنیای غرب هم برهنگی مذموم شده است. کارهای دکتر هایم جینات را بخوانید می بینیم که مصلحین دنیای غرب هم در حال فریاد هستند از برهنگی. بچه وقتی نیمه برهنه باشد به همان شکل شخصیت شکل می گیرد و ممکن است به خود شیفتگی جسمی مبتلا شوند، کودک عادت می کند که باید اندامش را عرضه کند تا جلب توجه کند. رکابی و تاپ و بندی تن بچه ها نکنید. مواظب باشید که بچه ها خودشان نیمه برهنه نباشند و در معرض دیدن نیمه برهنگی ها در مهمانی ها و مجالس و عروسی ها نیز قرار نگیرند. ماهواره در این مورد خیلی اهمیت ندارد چون چیزی خارج از خانه و جامعه است اما وقتی کودک را به یک عروسی یا مهمانی می بریم که کودک با عینیت مناظر مواجه می شود این حالت برای بچه ها سم است و تعادل ذهنی کودک را نسبت به رشد جنسی بهم می ریزد و بهداشت جنسی را به مخاطره می اندازد.

بچه های نیمه عریان طعمه ای هستند برای افرادی که جنون جنسی دارند. جنون جنسی چیزی نیست که در ظاهر کاملاً نمایان باشد، ما حتی آن را به خوبی نمی شناسیم حتی کسانی می توانند جنون جنسی داشته باشند که بسیار معتمد فامیل باشند و حتی متدین باشند. روزی خانمی بسیار ناراحت از ماجرای فرزندش تعریف می کرد، دختر ایشان کمی درشت بود و هر وقت به منزل عمه اش می رفت می دیدند که بدن دختر کبود است هر وقت مادر از دختر پرسید که چرا؟ گفت که دختر عمه ام ویشگون گرفته و مادر نگران نشد تا این یک روز که دخترشان را به حمام برده بودند می بینند که کبودی بزرگی روی سینه دختر است که محال است جای ویشگون بچه باشد، مادر پافشاری می کند و بالاخره دختر می گوید که هر وقت میرم خونه عمه شوهر عمه بدن منو مِک میزند! ایشان گفتند شوهر عمه کسی است که همه ی فامیل به ایشون اقتدا می کنند شاید با شخصیت ترین فرد خانواده است و کسی است که همه از ایشان مشاوره می گیرند. این گونه افراد خودشان از این بیماری خبر ندارند و فقط اگر در معرض محرک قرار بگیرند دیگر نمی توانند خودشان را کنترل کنند چون جنون جنسی یکی از جنون های آنی است. یکی از ریشه های کودک آزاری برهنگی و نیمه برهنگی است. بچه ها را پوشیده بار آورید.

اجازه دهید که بچه ها جاذبه های معنوی و فطری پیدا کنند نه جاذبه های جسمی. یاد بگیرند به جای نشان دادن جسم، فطرت و معنویتشان را نشان دهند. بچه های کوچک را در عروسی ها با لباس ساده ببرید؛ بچه ها که حرفی ندارند پس چه اشکالی دارد که با یک بلوز و شلوار ساده بچه ها را به مراسم عروسی ببرید و حتی یکی دو دست هم لباس اضافه داشته باشید تا اگر کثیف شدند بتوانید فوری عوض کنید و تا بتواند به بازی اش ادامه دهد. چرا باید بچه ها مثل بزرگترها لباس دکلته بشوند و آرایشگاه بروند و ... این کارها بر روی سلامت جنسی کودک در بزرگسالی اثر سوء دارد.

نکته ی بعد، پوشش والدین در منزل است. ما در داخل خانه هم اجازه نداریم که خیلی لباس باز بپوشیم. این متأسفانه تفکر بسیار اشتباهی است که می گویند بگذار کودک ببیند تا عادت کند؛ منظور من هم این نیست که مثل سریال های تلویزیون تو خونه مانتو و مقنعه بپوشید نه من این را نمیگم چون فضای خونه فضای راحتی و آزادی ما است و باید لباس راحت بپوشیم ولی مواظب باشید چه پدر و چه مادر، طوری لباس بپوشید که کنجکاوی بچه ها تحریک نشود. بچه ها از سه سالگی احساس جنسی دارند؛ غریزه ندارند احساس را با غریزه اشتباه نگیرید و همچنین خیلی کنجکاو هستند، بچه ها نباید با بدن پدر و مادر کنجکاوی جسمی کنند. چون از عوامل ایجاد زنای با محارم است. یعنی پاسخ به کنجکاوی جسمی بچه ها با بدن پدر و مادر عامل دوم ایجاد عقده ی زنای با محارم است. مادری که جلوی پسرش دائم نیمه برهنه است و پسر چیزهایی را می بیند که نباید ببیند و همین طور پدر جلوی دختر نیمه برهنه باشد، این حالت بعدها کودک را اذیت می کند منتهی چه زمانی اذیت می کند؟ 5 سال بعد از ازدواج این کودک در بزرگسالی. این جا اثر خودش را نشان می دهد و هیچ کس هم نمی داند که از این جا شروع شده است و پایه ی این اختلال در سن زیر 5 سال گذاشته شده. جلوی بچه ها پوشیده باشید. بچه ها با همجنس حمام بروند، دختر با مادر و پسر با پدر و اگر هم در مواقعی مجبور شدیم که با غیر هم جنس حمام بروند حتماً پدر یا مادر کاملاً پوشیده باشند البته حتی با هم جنس هم پوشیده باشید. وقتی مادر دختر را حمام می برد با لباس پوشیده این کار را انجام دهد و باز هم تأکید می کنم که این حرف ها را صرف از روی اعتقاد مذهبی نمی زنم بلکه بحث علم است چون کودک درک انتزاعی ندارد، می بیند که از جنس مادر است ولی نه من خیلی هم من شبیه مادر نیستم نمیتونه بپرسه و نمی تونه در ذهنش این تفاوت ها را درک کنه، پس این برداشت را می کنه که من ناقصم! کودک زیر 6 سال نمی تواند درک کند که یک روز او هم بزرگ می شود و مثل مادرش می شود بلکه فکر می کند که ناقص به دنیا آمده است چون مثل مادرم یا مثل پدرم نیستم.

در هوش جسمی هم گفتم دوباره تکرار می کنم که جسم بچه ها را تحقیر نکنید. یک بچه ای لاغره، یکی چاقه، یکی بلنده و یکی کوتاه، حقارت جسمی در بچه ایجاد نکنید.

نکته ی بعد کنجکاوی جسمی در بچه ها است. بچه ها تفاوت ها را حس می کنند و کنجکاوی می کنند و می بینند و می خواهند بدانند. حدود سه سالگی مغز بسیار فعال است و بچه ها دچار کنجکاوی جسمی می شوند اگر به پدر و مادر اعتماد نکنند نمی آیند بپرسند. اهمیت نوع برخورد پدرومادر با پرسش های جنسی کودک این جا بالا می رود و این برخورد باید به گونه ای باشد که کودک به والدین خودش اعتماد کند و مسائل و پرسش هایش را از آن ها جویا شود. اهمیت این موضوع از همان دوران نوزادی و شروع شستشوی او و احساس و برخورد ما شروع می شود. چه حسی به کودک داده ایم؟ کودک این برداشت را دارد که: هر وقت منو میشوره مامان بدش میاد، بعدم که میگه این جات کثیفه، دست نزن بی ادبیه زشته! دیدید بچه ها در سن یک تا یک و نیم سال دوست دارند که لخت باشند و از حمام که می آیند دوست ندارند لباس بپوشند! یکهو می دود و میرود که لباس نپوشد. حالا این اتفاق برای شما هم می افتد، مهمان هم دارید کودک لخت شده، فرار می کند و نمی خواهد لباس بپوشد می دود وسط هال و جلوی مهمان ها! شما چه کار می کنید؟ اگر پسر باشد خیلی جدی نمی گیرید و حتی بدمان هم نمی آید که یک دوری بزند و همه ببینند که بله آقازاده طلاست و قندنبات و از این صحبت هاست J ولی وای به زمانی که دختر این کار را کند دیگه مسئله ناموسی می شود و همه دنبال بچه می کنند که بره لباس بپوشه،  اولین پایه ی تبعیض جنسی و هنجار اجتماعی این جا گذاشته می شود. چرا درمورد پسرها سخت گیری نمی کنیم ولی درمورد دختر این همه حساس هستیم؟ اخلاق، اخلاق است و رعایت آن پسر و دختر ندارد. خوب حمله ی بزرگترها در کودکی که فقط یک سالش است چه تصوری به وجود می آورد؟ با خودش می گوید که چرا هروقت کمر به بالا لخت می شوم همه بوس می کنند و قربون صدقه می روند، پاهایم را هم دوست دارند و ناز می کنند، این ده سانت وسط نمی دونم چی داره که هر وقت لخت باشه و دیده بشه همه دنبالم می کنن، پس یک چیزی این جا هست که بزرگترها خوششان نمی آید و با اون ها اصلاً نمیشه در این مورد حرف زد چون دنبالم می کنن! شک می کند که چرا من این طوری هستم اون پسر اون طوری بود، از کی بپرسم؟ ببینید شکل گیری اعتماد یا عدم اعتماد کودک از همین نکته های ریز شروع می شود.     

به خاطر مسائل جنسی کودک را تنبیه نکنید و خشونت به کار نبرید؛ بچه ها کنجکاوی می کنند و سؤال می پرسند. یکی از دوستان تعریف می کردند که یک روز دخترم از مهد آمد خانه و گفت که مامان میخوام ایستاده جیش کنم، من هم گفتم باشه برو، دخترم رفت و ایستاد و صدایش بلند شد که اَه همه ی پاهام جیشی شد، خیس شدم گفتم خوب اگر ایستاده جیش کنی همین طوری میشی دیگه، گفت پس چرا پسرا وایمیسن جیش می کنن؟ مادر فهمید که دخترش توی مهد پسری را از پشت دیده که ایستاده جیش می کرده، مادر جواب داد برای این که جیش دخترها با پسرها فرق می کنه، پسرها مثل لوله است ولی دخترها لوله نیست. ببینید این مادر خیلی خونسرد و راحت بدون پیچیدگی و دستپاچگی به کنجکاوی های دخترش پاسخ داد، خوب آدم ها با هم فرق می کنند مثل موهاشون که یکی مشکیه و یکی سفیده و یکی طلائیه.

مسائل جنسی را برای بچه ها عجیب و غریب نکنید. دعوایشان نکنید که خوبه بسه دهنتو ببند یا حواسش را پرت کنید که مثلاً اِه چه گربه قشنگی نه!، خیلی راحت و ساده به کنجکاوی های کودک جواب بدهید. مثلاً اگر پرسیدند که مامان مال تو چه شکلیه؟ اگر دختر بود، مثل مال تو؛ من و تو شکل هم هستیم. مال بابا فرق می کنه؟ بله فرق می کنه. چه شکلیه؟ مثل لوله هست. چرا مال بابا اون جوریه مال من این جوریه؟ برای این که بابا مرده، دیدی مردها ریش و سبیل دارن، صحبت را آرام بکشانید به سمت تفاوت های ظاهری، ولی خانم ها ریش و سبیل ندارن، مامان ها موی بلند دارن ولی باباها حتی کچلند J یا موهاشون کوتاست. کاملاً بدون نگرانی و اضطراب باید به این کنجکاوی کودک پاسخ دهید. اگر دوست ندارید که راجع به این موضوع با بچه صحبت کنید و یا با باورهایتان نمی خواند، جلوی بچه دستپاچه نشوید و مثلاً بگویید آهان باشه بذار فکر کنم بعداً برات میگم ولی نترسید و به لرزه نیفتید.

نکته ی بعد تبعیض جنسی است. ما در جامعه ی خودمان تبعیض جنسی داریم و این مسئله با تهاجم فرهنگی که امروزه از طریق ماهواره غالب می شود، یک مسئله ی بسیار جدی را ایجاد می کند. ارزش هایی که به بحث امروز ما مربوط می شوند شامل: احترام، حجب، اخلاق، حیا، پاکی و هرچه که به نظر شما می آید هستند. ما این ارزش ها را باید در زندگی های خودمان پررنگ کنیم. امروزه ما با مشکل افراد دوجنسیتی روبه رو هستیم. ما در قبل با افرادی مواجه بودیم که از نظر جسمی مشخص نبود که مرد هستند یا زن و با عمل جراحی تکلیف یک سره می شد و یا زن می شدند یا مرد و این حالت خیلی به ندرت بود. یک مسئله هم داشتیم به نام هم جنس گراها که این مسئله هم در طول تاریخ بوده ولی من اخیراً با پدیده ای آشنا شده ام به نام ترانسمیشن سکشوال یا تی اس، کسانی که ذهنیت خلاف جنسیت خودشان را دارند و این یعنی یک فاجعه. دخترهایی داریم که از لحاظ جسم کاملاً دختر و زن است ولی از لحاظ ذهنیت می خواهد که مرد باشد و بالعکس. متأسفانه حتی یک فیلم مستند در این مورد دیده ام که با عمل جراحی می خواهند جسم را به ذهن نزدیک کنند و این به عقیده ی من فاجعه است. یعنی دختری که در ذهن از جنسیت خودش بیزار است را با عمل جراحی تبدیل به مرد کنند؛ و مرد را تبدیل به زن کنند. این مسئله در کشورهایی مثل کشور ما بیشتر اتفاق می افتد؛ چون تبعیض جنسی که بسیار پایه ی قوی در جامعه ی ما دارد، آدم ها را از جنسیت خودشان بیزار می کند و بعد این فاجعه ها به وجود می آید. چند سال پیش در همایشی شرکت کردم که در آن جا آقای دکتر گلزاری در مورد مسئله ی دوجنسیتی ها در جامعه ی ما هشدار دادند و گوشزد کردند که دوجنسیتی ها معضل جامعه ی ما هستند که متأسفانه این معضل در سکوت به سر می برد و فقط ده درصد دوجنسی ها واقعاَ مشکل جسمی و هورمونی دارند و نود درصد مشکل شخصیتی دارند. و مشکل شخصیتی از دل خانواده شکل می گیرد.

تمام صحبت ما در این مبحث این است که طوری رفتار کنید که بچه ها از جنسیتی که دارند رضایت داشته باشند. بچه ی زیر 6 سال غریزه ی جنسی ندارد و قرار نیست چیزی در مورد رابطه ی جنسی بداند یا بفهمد فقط و فقط باید از جنسیت خودش احساس رضایت را از والدین بگیرد تا خودش هم از جنسیت خودش راضی باشد. از این که من زن هستم و یا مرد هستم، احساس رضایت داشته باشم و قادر باشم رابطه ی صحیح با نیمه ی دومم برقرار کنم. پایه ی بهداشت جنسی همین نکته است. و از خانواده و از اعتقادات و باورهای ما شروع می شود. این جا است که ما در سنت خودمان حرف برای گفتن زیاد داریم و هم چنین جهت نگاه که همیشه تأکید می کنم این جا اهمیت پیدا می کند.

انسان، تا به حال انسان دیده اید؟ هرچه ما می بینیم، زن یا مرد است. ما در نقش هایمان می بینیم. نقش های تابع زن بودن چی هستند؟ اول، فرزند دختر هستند، بعد همسر می شوند و بعد مادر می شوند. در مورد مردها هم همینطور، اول فرزند پسر، بعد همسر و بعد پدر می شوند. زن و مرد با هم در چه حوزه هایی ارتباط دارند؟ ارتباط فکری(آموزشی)، معنوی(ارتباط با عارف یا زاهد و غیره)، ارتباط عاطفی، ارتباط جسمی(بغل کردن یا بوسیدن و دست دادن و غیره)، ارتباط جنسی. در سه حوزه ی اول یعنی فکری و معنوی و عاطفی، هر زن و مردی می توانند با هم رابطه داشته باشند و شرع هم به ما اجازه داده، ما با حفظ ارزش ها مثل حجب، اخلاق و حیا و پاکی در این سه حوزه آزاد هستیم که با جنس مخالف ارتباط داشته باشیم مثل همین کلاس درسی که الآن در آن حاضر هستیم، با حفظ موازین ما با هم در این مکان در ارتباط هستیم همه جا همین طور است، دانشگاه ها، سخنرانی ها و غیره این ارتباط هست. چهار ارتباط اول (فکری، معنوی، عاطفی، جسمی) را فقط والدین و محارم می توانند داشته باشند یعنی با  اضافه شدن رابطه ی جسمی دیگر باید محرم باشیم و بحث محرم و نامحرم مطرح می شود که جزو اعتقادات ما است. حال اگر رابطه ی جنسی اضافه شود این پنج حوزه ی کامل فقط مخصوص همسران است. حال حرف من این است که از نظر پوشش آن گونه که جلوی همسرانمان هستیم جلوی پدر و مادرمان هم می رویم؟  وقتی با والدینمان نمی توانیم با هر پوششی که دلمان می خواهد باشیم پس با فرزندانمان هم نمی توانیم. به این دلیل است که ما به این ارزش ها (احترام، حُجب، اخلاق، حیا و پاکی) نیاز داریم و این ارزش ها باید تعریف شوند و کاربردی شوند.

خانمی ادعا می کرد که من در منزل که یک پسر 8 ساله هم دارم لخت می گردم تا برای او هم این مسائل عادی شوداز ایشان پرسیدم که چرا این مسئله باید برای پسر شما عادی شود؟ یک نکته را در این جا اشاره می کنم که در مباحث اقتصادی، بحث خواستخواسته را مطرح کردم و گفتم که گرسنگی خواست است و غذا خواسته است و لذت به دنبال گرسنگی است نه غذا؛ حال در بحث جنسی، پوشش لباس فاصله ی میان خواست و خواسته را زیاد می کند. چرا زن و مرد و حتی زن و شوهر باید برای هم عادی شوند؟ اصل پوشش برای این است که این فاصله زیاد شود، گرسنگی به وجود آید تا وقتی غذا می خورد لذت ببرد. ما همان کاری که با فست فود کردیم را داریم با رابطه ی همسران هم انجام می دهیم. حجاب می تونه نباشه اما اگر نباشه طبیعتاً فاصله ی خواست و خواسته نزدیک می شود. الآن تو ی هر خیابانی که می رویم پر از فست فود است حالا اگر خیابان ها پر از زن و مرد لخت باشد چه می شود؟ پوشش برای این است که فاصله ی خواست و خواسته زیاد شود؛ وقتی پدر و مادر پوشش خودشان را رعایت نمی کنند این فاصله را برای فرزندشان کم می کنند و وقتی عادت به وجود می آید یعنی بی میل است. این خوبه که بچه های ما بدون میل جنسی بزرگ شوند و یا با احساس گناه بزرگ شوند؟ یا این که با یک میل کنترل شده و تعریف شده بزرگ شوند تا از زندگی زناشویی شان لذت ببرند. این حرف خیلی اشتباه است که مادر لخت بگردد تا پسر عادت کند و بالعکس، بچه ها با محارم نباید عادت کنند.

همسران عمیق ترین ارتباط را دارند چون شامل هر پنج حوزه است و در تمام این حوزه ها ارزش ها باید حضور داشته باشند و حرمت ها و حریم ها حفظ شوند.

سؤال های کودکان، بچه ها سؤال های جنسی و مربوط به آن می پرسند، نظیر: من از کجا آمدم؟ شما چی کار می کنید؟ به خصوص امروزه این گونه سؤال های بچه ها زیاد شده است. و در مهدها و مدارس می چرخد، بچه ها چی می بینند و چی می شنوند؟ صحنه های ماهوارها و تلویزیون کنجکاوی بچه ها را زیاد کرده، یک دلیل دیگر سؤال های زیاد بچه ها این است که ما از زندگی طبیعی دور شده ایم، بچه های قدیمی این مشکلات را نداشتند الآن هم بچه های روستا این مشکلات را ندارند چون از وقتی خودش را شناخته، اندام های تناسلی و نزدیکی و زایمان و همه چیز حیوانات را دیده و هیچ چیز برایش عجیب و غریب نیست ولی بچه های ما هیچ چیز ندیدند در نتیجه همه چیز برایشان ایجاد ابهام می کند.

بچه ها پر از ابهام هستند ماهم بلد نیستیم که چگونه با سؤال ها و ابهامات بچه ها روبه رو شویم و پاسخ دهید پس روی این مسئله کار کنید و دنبال نسخه نگردید و به دنبال یادگیری و کسب مهارت باشید چون بچه ها سؤال می کنند و اگر شما به آن ها پاسخ ندهید می روند به دنبال جواب در جای دیگر و خطرات ناشی از آن.

وقتی کودک از شما سؤال می کند، بهم نریزید و هول نکنید، نظر خودش را بپرسید و ببینید که چه قدر می داند، بعد توضیحی که می خواهید بدهید در حد فهم کودک و ساده و کوتاه باشد. اصلاً برای کودک توضیح اضافه ندهید مثلاً اگر پسری می پرسد که چه فرقی بین جیش من با دخترهاست؟ شروع نکنید که داستان رحم و لقاح و غیره را برای او باز کنید و بعد بچه را با دنیایی از ابهام بیشتر و خطرناک روبه رو کنید، خیلی ساده و در حد فهم کودک صحبت کنید.

به هیچ وجه دروغ نگویید. پاسخ بچه ها را با دروغ ندهید بلکه صحیح و ساده پاسخ بدهید. مادری می گفت فرزندم از من پرسید که من کجا بودم، از کجا آمدم؟ من هم گفتم تو زیر مانتوی من بودی دکمه اش را باز کردم تو اومدی بیرون! می گفتند حالا هر خانمی که می بینه که شکمش بزرگه می ره مانتوشون رو باز کنه که نی نی داری بذار ببینم! به بچه ها دروغ نگویید. توضیح اضافه هم ندهید.

پسربچه ای را می شناختم که در مهد راه می رفت و می زد زیر اندام تناسلی بچه های دیگه و اسم کوچکش را می گفت! یک روز با پدر این بچه صحبت کردم، بسیار پدر با شخصیت و محترم اما خیلی امروزی و باز فکر می کردند و گفتند که در خانواده ی ما اصلاً این مسائل مهم نیست، همه این کار را می کنند این بچه همین طور که راه میره عموش هم میزنه! پدربزرگش هم می زنه! من هم می زنم و همه ی ما راحتیم و اصلاً من با این بچه صحبت کردم و اسم واقعی آن را بهش گفتم و براش توضیح دادم که این جا دوتا استفاده داره یکی برای جیش کردنه و دومی را هم خودت بعداً یاد می گیری! من معتقدم که این بچه ها مال امروز هستند و باید همه چیز را بدانند... خلاصه این پدر کلی از خودش تعریف کرد و این که کلی به بچه اطلاعات داده بود؛ بعد از این که حرف هایشان تمام شد بهشون گفتم می دونی با پسرت چی کار کردی؟ پسر شما هیکل درشتی داره و سال دیگه هم میره مدرسه! تو مدرسه که میره از خودش بزرگتر هم هستند بعد میره به اون ها هم همین حرکات را می کنه و همین حرف ها را می زنه که می دونی این دوتا استفاده داره! استفاده ی دومش را می دونی؟ طبیعتاً هم کلاسی ها و هم سن های خودش نمی دونن اما میره سراغ چهارمی یا پنجمی که شما استفاده ی دوم این رو می دونین حالا یکی از این ها میگه آره می دونم بیا بریم تو دستشویی بهت نشون بدم .... بعد شما می آیید ناراحت که پسرم مورد آزار جنسی قرار گرفته! و اون جا است که باید بدانی خودت بذرش را کاشتی، با اطلاعات بی موقعی که به پسرت دادی. اطلاعات بی موقع و توضیح های زیادی در ذهن بچه ها بذر می کارد مواظب باشید که بذر اشتباهی در ذهن بچه هایتان نکارید.

یک بار در یکی از شهرستان ها دعوتم کردند برای برنامه ای که بهزیستی آن شهر جهت آموزش شناسایی مواد مخدر به بچه ها در مهد کودک ها داشت. من هم رفتم و دیدم که یک پکیج درست کرده اند که شامل سیگار و وافور و سرنگ و گرد و هر چیزی که مربوط به این موضوع بود است و می خواهند این ها را به مهدکودک ها ببرند و به بچه ها بگویند که این وسایل خیلی چیزهای بدی هستند! کارشناس مربوط که خانم محترمی بودند خیلی با حرارت پکیج را برای من توضیح دادند و درآخر پرسیدند که نظر شما چیه؟ گفتم خیلی عالیه و همه ی قاچاق فروش ها دعایتان می کنند منتهی 5 سال بعد، چون شما امسال بذری را می کارید که آن ها ده سال بعد شروع می کنند به چیدن! خانم کارشناس گفتند مگه شما نمی گویید که باید از پنج سالگی شروع کنیم؟ گفتم چرا من گفتم اما باید از رفتار والدین شروع کرد نه این که بریم به بچه سرنگ و غلغلی نشان بدهیم و بگیم که این ها خیلی بد هستند و استفاده نکنید!. اطلاعات زود هنگام به بچه ها ندهید.

در پاسخ دادن به سؤال های بچه ها آرامش داشته باشید و اگر در آن لحظه آمادگی پاسخ نداشتید، موکول به بعد کنید و از کارشناس کمک بگیرید و یا کتاب بخوانید. اصولاً در پاسخ به سؤال های بچه ها مواظب رفتار عاطفی خودتان باشید. یک مورد دیگر از سؤال های مرسوم بچه ها، سؤال در مورد مرگ است به خصوص که اگر از نزدیکان کودک کسی فوت کند برای او کلی سؤال پیش می آید. مثلاً بچه می پرسد که مامان، بابابزرگ کجا رفت؟ مادر با غم فراوان و صورت گریان می گوید که بابابزرگ رفت بهشت! خوب برای بچه این ابهام پیش می آید که این بهشت کجاست که بابابزرگ رفته و مامان این قدر ناراحته و اشک می ریزه! حتماً یه جا دارن بابابزرگ را داغ و درفش می کنند اما مامان میگه جاش خوبه! اگر جاش خوبه پس چرا گریه می کنی؟ می توانیم در حالی که از درون داغون هستیم و ناراحت، اما وقتی کودک از ما می پرسد که بابابزرگ کجاست؟ لحظه ای برای کودک، صورت خودمان را خندان کنیم و با شادی ظاهری بگیم که بابا بزرگ رفت بهشت! در این صورت کودک این درک را پیدا می کند که آهان از خندت معلومه که جای خوبی رفته و به این شکل دیگر ابهامات جدید در ذهن او شکل نمی گیرد.

پس به حالت های عاطفی خودتان در مقابل بچه ها آگاهی داشته باشید اگر از سؤال های جنسی آن ها بترسید، بلافاصله حس می کنند و این درک را پیدا می کنند که باز من یه سؤال نامربوط کردم و مامان بهم ریخت و بحث بد و خوب مطرح می شود. در حالی که می توانیم خیلی خونسرد مثلاً بگیمنمی دونم بذار شب از بابا می پرسیم! اما هر وقت پاسخ گویی را به بعد موکول کردید، حتماً برگردید به موضوع و به او جواب بدهید.

وقتی کودک می پرسد: که من از کجا آمده ام یا من چه جوری درست شدم، اولین کار شما این است که اول نظر خودش را بپرسید، «تو چی فکر می کنی؟»، تو توی شکم من بودی بعد دکتر باز کرد تو اومدی بیرون، آخه همه ی بچه ها باید یه مدت تو شکم ماماناشون باشن تا گنده بشن! نیایید توضیح بدید که حالا چه جوری باز کردن! یک مادری به بچه اش گفته بود که شکم من رو از بالا تا پایین بریدن!!! بچه هم دچار عذاب وجدان شده بود که آخه مامان خیلی دردت اومد؟ من تو رو اذیت کردم؟ لازم نیست بگیم بریدن همین که بگیم باز کردن کافیه؛ و لازم نیست که تفاوت های زایمان طبیعی با سزارین را برای بچه توضیح بدیم؛ شکم منو باز کردن و تو اومدی بیرون همین قدر کافیه.

یا کودک می پرسد که من چه جوری درست شدم؟ باید بگیم که ببین عزیزم وقتی مامان ها و باباها همدیگه رو خیلی دوست دارن، بچه ها درست میشن! ممکنه که بچه زن و شوهر بدون بچه دیده باشه و از ما بپرسه که اِه پس مثلاً عمه نیر و عمو همدیگرو دوست ندارن که بچه درست نکردن؟ مادر: چرا دوست دارن اما باید هم دوست داشته باشن هم بخوان، من و بابا هم همدیگرو دوست داشتیم هم تو رو از خدا خواستیم اونوقت تو اومدی! اِه پس حالا همدیگرو دوست ندارین که این قدر دعوا می کنین؟ ببینید این تمام ریزبینی های بچه ها است که هر مادری ممکن است با آن مواجه شود. نیایید بگید تو دونه بودی تو باغچه کاشتیم یا لک لک آورده بعد بچه ها سؤال های عجیب و غریب تر خواهند پرسید.

به پسرها اطمینان بدهید که در حاملگی نقش پدر مهم است. یک مشکل امروز ما این است که پسرها فکر می کنند در این موضوع هیچ کاره هستند. باز تأکید می کنم که بدون توضیح اضافه در پاسخ به بچه ها نقش پدر را هم پررنگ کنید و بگویید بدون بابا که نمیشه و همه ی بچه ها یه بابا می خوان و یه مامان.

آخرین مسئله این است که نقش شما به عنوان مادر بسیار مهم است که در مسائل جنسی بچه ها و در آموزه های جنسی بچه ها فعال باشید، مطالعه کنید و معیار داشته باشید با فرهنگ بومی خودمان در این زمینه آشنا شوید و با این مسئله برخورد فعال کنید. امروزه ماهواره و اینترنت و رسانه وجود دارد پس نیاز داریم که فعال باشیم و نگاه جدید به مسائل جنسی و زن و مرد و همسر داشته باشیم. تک تک ما موظف هستیم که در حوزه ی زندگی خودمان، باورهایمان را بررسی کنیم و پالایش کنیم و انشالا یک خانواده ی خوب و متعادل را تشکیل دهیم و رشد را جلو ببریم

 

سوال و جواب:

با توجه به پرسشی که یکی از دوستان در مورد نشست 29 بهداشت جنسی پرسیده بودند بهتر دونستم که در قالب یک نکته مطرح کنم که عزیزان و مادرهای از گل بهتر، کودک عزیز و دلبند ما به هیچ وجه تأکید می کنم به هیچ وجه نباید با بزرگسالان کنجکاوی جنسی کند و ببیند یعنی بزرگترها چه پدر و چه مادر و مادربزرگ و فامیل و غیره به هیچ وجه نباید جلوی کودک عریان باشند حتی در حمام، حتی تعویض لباس نباید در حضور او باشد. مادر یا پدر وقتی کودک را حمام می کنند حتی اگر هم جنس باشند، باز هم باید با لباس کودک را به حمام ببرند مثلاً یک رکابی و شلوارک بپوشند و تا آخر حمام کودک پوشیده باشند. چون دیدن اندام بزرگترها کودک را دچار ترس و اضطراب می کند و کودک این درک را ندارد که خوب آن ها چون از من بزرگتر هستند پس ظاهرشان با من فرق می کند! خیر بلکه کودک دچار تشویش ذهنی می شود که چرا من این طوری و آن ها اون طوری!؟ در بخشی که آقای سلطانی گفتند اگر مثلاً دختر از مادرش پرسید که مال تو چه شکلیه، مادر بگوید مثل مال تو همین کافیه. اگر پرسید مال بابا چه شکلیه می تواند بگوید نمی دانم ولی فکر کنم پسرها تأکید می کنم بگوید پسرها مثل لوله است.

جلوي خواسته هاي نامتعارف كودك محكم اما بدون خشونت بايستيد. كودك از شما ميخواهد كه ببينم يا مال بابا يا داداش يا خواهرش رو ببينم، اين جا محكم مي گوييم نه عزيزم أين قسمت جاي خصوصي ما است و هيچ كس حق نداره ببينه! ببين من وبابا هميشه لباس تنمونه و    اين جامون معلوم نيست! براي شما و بچه هاهم فقط مامانا أجازه دارن، اگه بچه پسر بأشد پدرش را هم ميتوانيد بگوييد اما دختربچه را پدر نبايد بشورد يا حمام ببرد مگر در مواقع خيلي خاص. براي بچه هايي كه پيش مادر بزرگ و يا پر ستار مي مانند بعد از مادر ، از آنها هم بايد نام برد.

اگر هم پسر بچه ای یا دختر بچه ای زیر دوسال در نزدیکان داشتید اجازه دهید موقع حمام یا عوض کردن یا دستشویی، همدیگر را ببینند، یک نگاه حلال است. چون اندام بچه ها شبیه یکدیگر است و باعث تشویش ذهن کودک نمی شود. دیدن کودک دیگر و پاسخ دادن مادر به سؤال های کودک همراه با آرامش و تومأنینه و پاسخ های کوتاه و در حد فهم کودک و مهربانانه و صمیمی، حس کنجکاوی کودک را ارضاء می کند و مطمئن باشید که دیگر ادامه نخواهد داد. اگر دیدید که توانایی پاسخ به کودک را ندارید و یا او خیلی ادامه می دهد و شما کم آوردید، با یک نمی دونم ساده صحبت را قطع کنید (خوب نمی دونم عزیزم بذار وقتی فهمیدم حتما بهت میگم)و به دنبال مطالعه و کسب تجربه در این مورد باشید و در یک موقعیت خوب با یک ترفند مادرانه پاسخ کنجکاوی او را بدهید.

كلاس هاي رشد جنسي خانم شيوا موفقيان در مؤسسه مادران امروز مكمل صحبت هاي آقاي سلطاني و بسيار كمك كننده است در أين زمينه.



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

لذت بردن کودک از به دهان بردن اشیا
ادامه مطلب