قبل از بارداری و انعقاد نطفه (زمان،مکان ودعاهای آن)

عموماً ابتداى زندگی هر فرد از لحظه ى تولّد محاسبه مى شود، در حالى كه نُه ماه از تكّون جسمانى او گذشته است; دورانى كه به حدّى در آينده ى هر انسان مؤثر و سرنوشت ساز است كه پيامبر اكرم ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ درباره ى آن مى فرمايند:

«الشَّقِىُّ مَنْ شَقِى فِى بَطْنِ اُمِّهِ، السَّعِيدُ مَنْ سِعَدَ فِى بَطْنِ اُمِّهِ.»[1]

شقى كسى است كه در شكم مادر شقى شده و خوشبخت كسى است كه در شكم مادر خوشبخت شده است.

بررسى هاى پزشكى ثابت كرده است عمده ى اندام هاى جنين در چهار ماه اوّل دوران حاملگى شكل مى گيرد و در بقيه ى دوران جنينى تنها رشد كرده و يا كامل مى شود.

بخشى از خصوصيات روحى و اخلاقى طفل نيز به وسيله ى ژن هايى كه از طريق والدين به او منتقل مى شوند، شكل مى گيرند و بخش ديگر بستگى به نحوه ى تغذيه و خصوصيات ديگر دوران باردارى دارد كه در آينده به آن ها اشاره خواهيم كرد.

به اين ترتيب، به ميزان اهميت 9 ماه از دوران عمر ـ كه كمتر به حساب مى آيد ـ پى مى بريم.[2]

از آن جا كه جزوه ى حاضر، عمدتاً بر محور مسايل تربيتى و اخلاقى كودك دور مى زند، از طرح مسايل بهداشتى و مراقبت هاى پزشكى خوددارى شده است. طالبان اين مسائل را به كتاب هاى مربوطه ارجاع مى دهيم.

 

تأثير والدين در اخلاق كودك

 

مى توان تأثير والدين در شخصيت و اخلاق كودك را به دو بخش عمده تقسيم كرد:

1. آثارى كه از طريق جسمانى و مادّى هنگام انعقاد نطفه و يا در دوره هاى بعد به جنين منتقل مى شود.

2. آثار روانى و اخلاقى كه بعد از تولّد از طريق ارتباط روحى و تعليم و تربيت به كودك منتقل مى گردد.

در بخش اوّل، تنها سهمى كه پدر دارد در مرحله ى انعقاد نطفه و انتقال صفات ارثى به كودك است و از آن به بعد، ارتباط مستقيمى با فرزند تا لحظه ى تولّد ندارد. ولى مادر ـ بنابر آن چه از ظواهر آيات و روايات به دست مى آيد ـ از سه جهت بر كودك مستقيماً مؤثر است.

1. انتقال صفات و خصوصيات مادر از طريق تخمك، همان گونه كه صفات پدر از طريق اسپرماتوزوييد (Espermatozoid) به فرزند منتقل مى شود.

2. دوران جنينى طفل كه پايه ى اصلى زندگى در اين دوران شكل مى گيرد و بسيارى از نارسايى هاى جسمى و روحى كودك از همين دوران سرچشمه مى گيرد.

3. دوران شيردهى و اثر شير مادر در فرزند كه مربوط به دوره ى بعد از تولّد مى باشد.

 

الف) نقش پدر در شخصيت كودك

 

به تجربه و استقراء ثابت شده در طول تاريخ مردان و زنان بزرگ، در اصلاب باتقوا و خداجوى پرورش يافته اند، بى جهت نيست كه نطفه ى انبيا ـ عليهم السّلام ـ نسل بعد از نسل تا حضرت آدم ـ عليه السّلام ـ بايد در اصلاب و ارحام مؤمن پرورش يابد. چنان كه در زيارت حضرت سيدالشهدا ـ عليه السّلام ـ مى خوانيم:

ـ «يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِى الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَ الاَْرْحامِ الطّاهِرَةِ لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِيَّةُ بِأَنْجاسِها وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمّاتُ مِنْ ثِيابِها.»[3]

اى پسر رسول خدا! شهادت مى دهم تو نورى در صلب هاى بزرگوار و رحم هاى مطهّر و پاك بودى، هرگز جاهليّت، تو را به پليدى هايش آلوده نكرد و از تاريكى ها و ظلمت هاى شرك بر شما چيزى نپوشاند.

ـ «فَاسْتَوْدَعَهُمْ فِى أَفْضَلِ مُسْتَوْدَع، وَ أَقَرَّهُمْ فِى خَيْرِ مُسْتَقَرّ، تَناسَخَتْهُمْ كَرائِمُ الاَْصْلابِ إِلى مُطَهَّراتِ الاَْرْحامِ.»[4]

آنان ]انبيا[ را در افضل رحم ها و در بهترين قرارگاه ها قرار داد و نسل در نسل صلب هاى با كرامت پوران سلسله ى آنان را به رحم هاى پاك منتقل نمودند.

خداوند اين اصل را به صورت كلى اين گونه بيان مى فرمايد:

(وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُو بِإِذْنِ رَبِّهِى وَالَّذِى خَبُثَ لاَ يَخْرُجُ
إِلاَّ نَكِدًا)[5]

و زمين پاك ]و آماده[ گياهش به اذن پروردگارش برمى آيد; و آن ]زمينى [كه ناپاك ]و نامناسب[ است ]گياهش [جز اندك و بى فايده برنمى آيد.

در اهميّت اين مسأله كافى است به روايات ازدواج و اهميّت انتخاب همسر مراجعه شود. به عنوان نمونه ائمه ى طاهرين ـ عليهم السّلام ـ از ازدواج با شرابخوار و فاسق نهى فرمودند و دليل اين نهى را از بين رفتن رحم و نطفه معرفى نمودند. از جمله امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود:

ـ «شارِبُ الْخَمْرِ إِنْ مَرِضَ فَلا تَعُودُوهُ... وَ إِنْ خَطَبَ فَلا تُزَوِّجُوهُ.»[6]

اگر شرابخوار مريض شد، به عيادت او نرويد... و اگر به خواستگارى آمد، دختر به او ندهيد.

ـ «مَنْ زَوَّجَ كَرِيمَتَهُ مِنْ شارِبِ الْخَمْرِ فَقَدْ قَطَعَ رَحِمَها.»[7]

هر كس دختر خود را به شرابخوار بدهد، با او قطع رحم كرده است.

در كلمات اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ نكته هاى اخلاقى ديگرى در انعقاد نطفه متذكر شده اند كه گواه روشنى بر ميزان تأثير نطفه ى مرد و حالات روانى در اين امر است; به برخى از آن ها اشاره مى شود.

 

دعاهاى هنگام انعقاد نطفه

دسته اوّل: رواياتى است كه نكته هايى اخلاقى از دعاهاى هنگام خلوت با همسر از آن ها به دست مى آيد، نظير:

امام صادق ـ عليه السّلام ـ خطاب به يكى از اصحاب خود فرمود: اى ابا محمد، چه چيز مى گويد مردى از شما هنگامى كه همسرش بر او وارد مى شود؟ ]كنايه از همبسترى است [گفتم: فدايت شوم، آيا مرد مى تواند در آن موقع چيزى بگويد؟ امام فرمود: آيا به تو تعليم دهم چه بگويى. گفتم بله.

«قالَ... أَللَّهُمَّ إِنْ قَضَيْتَ لِى فِى رَحِمِها شَيْئاً فَاجْعَلْهُ بارّاً تَقِيّاً، وَ اجْعَلْهُ مُسْلِماً سَوِيّاً، وَ لا تَجْعَلْ فِيهِ شِرْكاً لِلشَّيْطانِ، قُلْتُ: وَ بِأَىِّ شَىْء يُعْرَفُ ذَلِكَ؟ قالَ: أَما تَقْرَأُ كِتابَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ ابْتَدَأَ هُوَ: (وَ شَارِكْهُمْ فِى الاَْمْوَ لِ وَ الاَْوْلَـدِ...)[8] قُلْتُ: بِأَىِّ شَىْء يُعْرَفُ ذَلِكَ؟ قالَ: بِحُبِّنا وَ بُغْضِنا، فَمَنْ أَحَبَّنا كانَ نُطْفَةَ الْعَبْدِ، وَ مَنْ أَبْغَضَنا كانَ نُطْفَةَ الشَّيْطانِ.»[9]

فرمود: ]اين دعا را بخوان[ بار پروردگارا اگر در رحم او فرزندى براى من مقدّر فرمودى، او را نيكوكار و متقى، مسلمان و كامل ]از نظر اندام[ قرار بده و براى شيطان سهمى در او قرار نده. ]راوى مى گويد[ گفتم: چگونه معلوم مى شود شيطان در او شريك شده؟ فرمود: آيا كتاب خدا را نخواندى؟ سپس تلاوت فرمود: «و با آنان در اموال و اولاد شركت كن» گفتم: علامت شركت شيطان در شخصى چيست؟ فرمود: به دوستى و دشمنى ما اهل بيت، كسى كه ما را دوست بدارد، از نطفه ى مرد ]مسلمان[ است و كسى كه با ما دشمن است، از نطفه ى شيطان است.

در روايت ديگرى از امام صادق ـ عليه السّلام ـ است كه ابى ربيع شامى مى گويد شبى مهمان امام ـ عليه السّلام ـ بودم و سخن از مشاركت شيطان در انعقاد نطفه ى انسان شد، امام صادق ـ عليه السّلام ـ به حدّى آن را مهم و بزرگ بيان داشت كه سخت مرا به وحشت انداخت. به امام عرض كردم راه فرار از اين مهلكه چيست و چه كنيم تا در آغاز تولد فرزندان مان شيطان مشاركت نكند؟! امام فرمود: هنگامى كه اراده نزديكى كرديد بگوييد:

«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الَّذِى لا إِلهَ إِلاّ هُوَ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الاَْرْضِ اللّهُمَّ إِنْ قَصَدْتَ مِنِّى فِى هذِهِ اللَّيْلَةِ وَلَداً فَلا تَجْعَلْ لِلشَّيْطانِ فِيهِ نَصِيباً وَ لا شِرْكاً وَ لا حَظّاً وَ اجْعَلْهُ عَبْداً صالِحاً مُصَفًّى وَ ذُرِّيَّتَهُ جَلَّ ثَنَاؤُكَ.»[10]

به نام خداوند بخشنده و مهربانى كه خدايى جز او نيست و خالق آسمان ها و زمين است، بارالها! اگر در امشب از من فرزندى قرار دادى براى شيطان در او بهره اى و شراكتى و سهمى قرار مده و فرزندم و ذرّيه ى او را بنده اى صالح و پاكيزه قرار ده.

نكاتى كه از اين دو روايت و روايات ديگرى كه در اين سياق است برمى آيد به قرار زير است:

الف. دستورات دعايى و استغفارى اشاره به رابطه ى حالات روحى والدين بر نطفه دارد، هر چند مكانيزم تأثير براى ما دقيقاً روشن نيست، ولى آن چه از مجموعه ى آيات و روايات اين بخش روشن مى شود بيانگر رابطه تنگاتنگ حالات روحى والدين در هنگام هم بسترى با حالات روحى فرزندى است كه نطفه او در اين لحظات منعقد مى گردد و اگر در ساير حالات هر يك از جوارح انسانى در برابر نوسانات روحى انسان عكس العمل نشان مى دهند به گونه اى كه در چهره ى انسان عصبانى يا ترسان و يا خوشحال آثار عصبانيت و يا ترس و خوشحالى به خوبى روشن است، قطعاً عمق اين تأثير و تحرك عصبى تا عميق ترين لايه هاى درونى انسان و نطفه ى انسانى مؤثر است. و شواهد فراوان اين تأثير را در كلمات اولياى الهى مشاهده مى كنيم و تنها به اختصار به گونه اى از آن ها اشاره مى كنيم.

1. استحباب وضو گرفتن و دو ركعت نماز خواندن و درخواست فرزند صالح كردن[11] از پروردگار و بسم الله گفتن و استعاذه از شرّ شيطان[12] همگى بيانگر تأثير حالات روحى والدين بر نطفه است.

2. افكار شيطانى و مجسم كردن مناظر حرام در اين لحظه ممنوع است. چنان كه در وصاياى رسول اكرم ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ به نقل از جناب جبرئيل ـ عليه السّلام ـ به اميرمؤمنان چنين آمده است:

«يا عَلِىُّ لا تُجامِعِ امْرَأَتَكَ بِشَهْوَةِ امْرَأَة غَيْرِكَ فَإِنَّهُ إِنْ قُضِىَ بَيْنَكُمَا وَلَدٌ يَكُونُ مُخَنَّثاً مُؤَنَّثاً مُتَذَلِّلا.»[13]

اى على! با همسرت به شهوت زن ديگرى نزديكى مكن كه اگر اين گونه باشد و فرزندى از شما متولد شد اگر پسر باشد زن صفت و يا دختر كم عقل حاصل مى شود.

3. اگر همسر حامله است، در هنگام هم بسترى، حتماً شوهر بايد با وضو باشد والاّ آثار روانى سوء در فرزند خواهد داشت.

«يا عَلِىُّ إِذا حَمَلَتْ امْرَأَتُكَ فَلا تُجامِعْها إِلاّ وَ أَنْتَ عَلى وُضُوء فَإِنَّهُ إِنْ قُضِىَ بَيْنَكُمَا وَلَدٌ يَكُونُ أَعْمَى الْقَلْبِ بَخِيلَ الْيَدِ.»[14]

و در يك نگاه كلان، عمق تأثير حالات روانى والدين بر فرزند تا جايى است كه تفاوت فرزند نامشروع و مشروع و اصطلاحاً ولد الزنا با فرزند مشروع در تفاوت هاى فيزيكى نيست و نحوه ى انعقاد نطفه هر دو به حسب ظاهر به يك صورت است. اما در اولى مبناى ارتباط زن و مرد بدون اجازه شارع و در فضاى سراسر گناه و حرام و حكومت شيطان صورت مى گيرد و طبعاً چنين فرزندى محصول شيطان و متولد از حرام است، در حالى كه همين زن و مرد اگر به طريق شرعى با يكديگر ازدواج نمايند و همين رابطه ى نزديكى را كه ظاهراً به همان صوررت اولى است داشته باشند فرزند مشروع را به دنيا خواهند آورد و تفاوت اصلى اين دو در حالات والدين و نيّات آن ها و عصيان و عدم عصيان الهى در هنگام انعقاد نطفه است و با تدبر بر همين حكم مى توان به عمق تأثير نيات و افكار در هنگام انعقاد نطفه بر فرزند پى برد.

ب. در هر دو روايت اشاره به مشاركت شيطان در لحظه انعقاد نطفه دارد، ولى اين كه چگونه شيطان در اولاد و نسل انسانى مشاركت مى كند در قرآن و كلمات اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ به انحاء گوناگون اشاره شده، معناى مشاركت شيطان در مال يا اولاد به معناى به جريان افتادن آن چيز در جهت خواسته هاى شيطانى است و به اين ترتيب اگر مال از طريق حرام كسب گردد و يا در طريق حرام هزينه گردد موجب خسران و نابودى انسان مى شود، چنان كه اگر اولاد به واسطه ى انحراف فكرى و اخلاقى والدين را به گناه وادار كند و در نتيجه آن ها به واسطه فرزندشان به غضب الهى دچار شوند آن نيز هلاكت و نابودى ابدى است.

ولى آن چه به بحث ما در اين بخش باز مى گردد نحوه ى مشاركت شيطان با والدين در انعقاد نطفه فرزند است كه وجوه گوناگونى در فرهنگ دينى براى آن فرض شده است:

1. قرآن، اصلى ترين دامنه فعاليت شيطان را در حيطه ى توهّمات باطل و افكار شيطانى در انسان هاى بيماردل مى داند.

(قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِى لاَُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِى الاَْرْضِ)[15]

گفت: پروردگارا، به سبب آن كه مرا گمراه ساختى، من ]هم گناهانشان را[ در زمين برايشان مى آرايم.

زينت دادن يك چيز به معناى خوب و زيبا جلوه دادن چيزى در نظر كسى است. بنابراين شيطان براى افراد ضعيف النفس با وعده هاى توخالى و فريب، آن چنان امور پست را زيبا و اعمال و افكار زشت را حقّ، جلوه مى دهد كه شخص ناخودآگاه در تحت تسخير و ولايت شيطان قرار مى گيرد، چنان كه خداوند در آيات 62 تا 64 سوره ى اسراء بعد از آن كه شيطان به واسطه ى سجده نكردن بر انسان از درگاه الهى رانده مى شود و ملعون و مطرود مى گردد ابزار اغواى شيطان را همين افكار و توهمات غير واقعى و زينت دادن سراب گونه ى دنيا و در نتيجه فريب دادن انسان معرفى مى نمايد:

(وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شَارِكْهُمْ فِى الاَْمْوَ لِ وَ الاَْوْلَـدِ وَعِدْهُمْ وَ مَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَـنُ إِلاَّ غُرُورًا)[16]

و از ايشان هر كه را توانستى با آواى خود تحريك كن و با سواران و پيادگانت بر آن ها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شركت كن و به ايشان وعده بده، و شيطان جز فريب به آن ها وعده نمى دهد.

والدينى كه عمرى را در توهم باطل و افكار شيطانى سپرى مى كنند و خوشى و ناخوشى آنان به وعده هاى سراب گونه شيطان است و هَمّ و غمّ آن ها در زندگى از حدود حيوانى بالاتر نمى رود و تفاخر و تكاثر و اتراف فضاى زندگى و فكر آن ها را دربرگرفته طبيعى است. نطفه ى كودكى كه در چنين فضاى شيطانى شكل مى گيرد مصون از مشاركت شيطان نيست و اگر نيت آلوده كافر زشت تر از عمل كفرآلود او است.[17]

نيّت و فكر شيطانى بدتر از عمل شيطانى است، زيرا سرمنشأ و ريشه ى عمل شيطانى از فكر و نيت شيطانى برمى خيزد و از جمله حكمت هاى دستورات ذكرى و فكرى در روايات گذشته براى والدين قبل و هنگام هم بسترى و نيز توصيه به وضو و خواندن نماز و استعاذه براى از بين بردن آثار سوء اين قبيل افكار شيطانى است.

2. عمده ى مفسرين، معناى مشاركت شيطان در اولاد انسان را از طريق تأثير مال حرام و كسب حرام در اولاد شمرده اند، زيرا اگر فكر و نيّت آلوده تنها يك جهت كه درستى و زشتى را به اولاد منتقل مى كند ورود مال حرام در زندگى از جهات گوناگون فساد و تباهى را به زندگى و اولاد و نسل انسانى وارد مى كند، از يك سو تغذيه حرام روح والدين را آلوده مى سازد و از سوى ديگر فضاى بستر و محيط مادى خانه و مسكن را به تصرفات غصبى و حرام مبتلا مى كند و چگونه ممكن است براى كودكى كه نطفه اش با تغذيه حرام شكل گرفت و در بسترى غصبى منعقد شد و نُه ماه نيز با غذاى حرام رشد كرد، آيا اميد خير و صلاح و نيك بختى در او مى رود؟

براى روشن شدن ابعاد اين فاجعه كافى است مرور سطحى و گذرايى بر روايات اين باب نيز شود.

رسول اكرم ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ در شدّت زشتى تغذيه حرام مى فرمايند به مجرد وارد شدن لقمه حرام در دهان، ملائكه زمينى و آسمانى او را لعنت مى كنند.

«إِذا وَقَعَتِ اللُّقْمَةُ مِنْ حَرام فِى جَوْفِ الْعَبْدِ لَعَنَهُ كُلُّ مَلَك فِى السَّماواتِ وَ الاَْرْضِ.»[18]

و معناى لعنت يعنى طلب دورى از رحمت الهى و لذا حرام خوار حداقل اثرى كه از عمل خود مى برد دور شدن از رحمت مغفرت و بركت الهى است.

و هر مقدار در حرام بيشتر بماند مستى غفلت از حق و از صراط مستقيم بيشتر مى شود تا به آن جا كه بر پيشانى او مُهر (خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ) زده مى شود و هرگز روى صلاح و رستگارى را نخواهد ديد.

و از سوى ديگر هيچ يك از عبادات او مورد قبول واقع نمى شود و اين عدم قبول يا به لحاظ فقهى است، چنان كه در مكان يا لباس غضبى نماز و حج باطل است و يا به لحاظ معنوى و باطنى است، چنان كه درباره ى تأثير لقمه حرام در عدم قبولى نماز تا چهل شب رسول اكرم ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ فرمود:

«مَنْ أَكَلَ لُقْمَةَ حَرام لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلاةٌ أَرْبَعِينَ لَيْلَة.»[19]

و اگر ملاك در پذيرش ساير اعمال قبولى نماز است روشن است كه همه ى اعمال عبادى آلوده به مال حرام چگونه هباءً منثورا و پوچ و بى ارزش مى گردد.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ در توضيح آيه ى 33 فرقان كه فرمود: «و به كارهاى آنان مى پردازيم و همه را چون گردى پراكنده و بى ارزش مى سازيم»[20]، مى فرمايند:

«أَما وَ اللهِ إِنْ كانَتْ أَعْمالُهُمْ أَشَدَّ بَياضاً مِنَ الْقَباطِىِّ وَ لَكِنْ كانُوا إِذا عُرِضَ لَهُمُ الْحَرامُ لَمْ يَدَعُوهُ.»[21]

به خدا قسم! اعمال آنان از كتان مصرى سفيد بود اما هنگامى كه حرامى به آنان عرضه مى شود از آن روى گردان نبودند.

و در چنين فضايى كه شخص نه عبادت مقبولى داشته باشد و نه مورد رحمت و عنايت پروردگار قرار گيرد و دائماً لعنت ملائكه الهى و موجودات زمينى و آسمانى او را بدرقه كنند چه اميد خير و رستگارى براى او و فرزندان او است؟! و آيا سرنوشتى جز خسران و بدبختى و شقاوت و به خصوص نادانى و مستى در برابر حقّ و بالاخره جهنم باقى مى ماند.

پيامبر گرامى اسلام ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ فرمود:

«لا يَدْخُلُ الْجَنَّة مَنْ نَبَتَ لَحْمُهُ مِنَ السُّحْتِ، فَالنّارُ أَوْلى بِهِ.»[22]

و از اين جا به عمق فاجعه در مشاركت شيطان در مال يعنى آلوده كردن مجراى درآمد زندگى به كسب حرام و لوازم آن مى توان پى برد تا به آن جا كه امام باقر ـ عليه السّلام ـ صريحاً مشاركت شيطان در اولاد را از طريق مال حرام در زندگى والدين اين گونه بيان مى كند.

«إِنَّ الرَّجُلَ إِذا أَصابَ مالا مِنْ حَرام لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ حَجٌّ وَ لا عُمْرَةٌ وَ لا صِلَةُ رَحِم حَتّى أَنَّهُ يَفْسُدُ فِيهِ الْفَرْجُ.»[23]

هرگاه شخصى مالى از حرام به دست آورد نه حجّى از او پذيرفته است و نه عمره اى و نه صله ى رحمى، تا جايى كه حتّى در ازدواج و زناشويى (و فرزنددار شدن) او تأثير بد مى گذارد و آن را فاسد مى كند.

نيز امام باقر ـ عليه السّلام ـ فرمود:

«شِرْكُ الشَّيْطانِ ما كانَ مِنْ مال حَرام فَهُوَ مِنْ شِرْكِهِ، وَ يَكُونُ مَعَ الرَّجُلِ حِينَ يُجامِعُ فَيَكُونُ نُطْفَتُهُ مَعَ نُطْفَتِهِ إِذا كانَ حَراماً قالَ: كِلْتَيْهِما جَمِيعاً يَخْتَلِطُهُ وَ قالَ رُبَّما خُلِقَ مِنْ واحِدَة وَ رُبَّما خُلِقَ مِنْهُما جَمِيعاً.»[24]

مشاركت شيطان در زندگى آن مالى است كه از حرام به دست آمده و كسب حرام مشاركت شيطان در زندگى است و اين مشاركت شيطان با مرد است تا با همسر خود مجامعت مى نمايد. پس نطفه ى او با نطفه ى شيطان بسته مى شود و گاه فرزند از يكى و يا از هر دو متولد مى گردد.

توجّه داشته باشيم كه ورود مال حرام و مشاركت شيطان در زندگى و نسل انسانى منحصر به طرق شناخته شده نيست، بلكه با گستردگى و پيچيدگى مسائل اقتصادى جوامع امروزى و راه هاى شيطانى كه براى كسب حرام وجود دارد بسيارى از درآمدها بدون توجّه و بى سر و صدا آلوده به انواع حرام مى گردد، مال هاى حرامى كه از طريق رانت خوارى، رشوه گيرى، تضييع بيت المال و يا تصرف غاصبانه در حق شركاء در شركت هاى خصوصى و دولتى، ندادن حقوق واجب مالى از قبيل خمس و زكات و يا عمل نكردن به شروط و تعهدات ضمن عقد در معاملات، ابتلا به انواع رباخوارى هاى علنى و مخفى و يا سرقت هاى فكرى و تأليفى و نرم افزارى و سخت افزارى و قلمى و هنرى و ده ها و صدها نوع حرام هاى رنگارنگ ديگرى كه امروزه در جوامع اسلامى به حدى شايع و گسترده شده كه گويى حلال خورى و كسب حلال كار عجيبى است و اگر جناب مولى مهدى نراقى از شيوع حرام در اموال مردم در بيش از سه قرن پيش فرياد مى زد، امروز بايد خون گريست و از اين همه فاجعه حرام خوارى و عواقب كوتاه مدت و بلند مدت آن به ساحت كبريايى پروردگار و امام عصر ـ عليه السّلام ـ پناه برد!

و اگر امام صادق ـ عليه السّلام ـ از گرفتن سود صد درصد بر مصادف عامل تجارى خود برمى آشوبند و مى فرمايند:

«يا مُصادِفُ مُجادَلَةُ السُّيُوفِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِ الْحَلالِ.»[25]

اى مصادف! جنگيدن با شمشير آسان تر از طلب روزى حلال است.

در حالى كه گرفتن سود فراوان مكروه است و نه حرام، تكليف اموال حرام و سودهاى بادآورده و آثار آن بر فرزندان روشن است.

 

توصيه هايى در زمان و مكان انعقاد نطفه

دسته ى دوم: رواياتى است كه پيرامون مكان و زمان انعقاد نطفه، حاوى دستوراتى مى باشند و به طور كلى چند نكته از آن ها استفاده مى شود.

الف) اشاره به مكان هايى دارد كه از جهت اخلاقى و يا ادب توحيدى در آن لحظات مورد توجّه قرار گرفته مثل رو به قبله نبودن و مورد نظارت غير بودن (كودك خردسالى در اتاق باشد)، و يا اماكنى كه احتمال ورود غير برود.[26]

«تَعَلَّمُوا مِنَ الْغُرابِ ثَلاثَ خِصال اسْتِتارَهُ بِالسِّفادِ وَ بُكُورَهُ فِى طَلَبِ الرِّزْقِ وَ حَذَرَهُ.»[27]

از كلاغ سه صفت را بياموزيد: پنهان بودن او در آميزش و سحرخيزى در طلب رزق و احتياط او از دشمن.

به طور عموم در اين موارد، حفظ حرمت جامعه و يا شخص ثالثى مراد است. مگر يك راويت كه امام باقر ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد:

«إِيّاكَ وَ الْجِماعَ حَيْثُ يَراكَ صَبِىٌّ يُحْسِنُ أَنْ يَصِفَ حالَكَ. قُلْتُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ كَراهَةَ الشَّنْعَةِ قالَ: لا فَإِنَّكَ إِنْ رُزِقْتَ وَلَداً كَانَ شُهْرَةً عَلَماً فِى الْفِسْقِ وَ الْفُجُورِ.»[28]

بپرهيزيد كه در حالى جماع كنيد كه كودكى كه مى تواند وضعيّت شما را توصيف كند، شما را ببيند. گفتم: اى پسر رسول خدا كراهت اين عمل، از جهت زشتى آن است؟ امام فرمود: خير ]تنها اين نيست [بلكه اگر خداوند به شما فرزندى عطا كند، در فسق و فجور مشهور خواهد شد.

ب) از جمله مكان هاى نامطلوب در انعقاد نطفه مى توان به منعقد شدن نطفه زير درختان ميوه، زير تابش مستقيم نور آفتاب، مگر آن كه از ساترى استفاده شود و روى پشت بام اشاره كرد.[29]

ج) آميزش در احوال خاصى آثار نامطلوب بر فرزند خواهد داشت كه تفصيل آن در كتاب هاى روايى آمده است. در اين جا به اختصار به برخى از آن ها اشاره مى شود: در حال احتلام و قبل از غسل جنابت، در حال عدم استتار (زيرا فرشتگان حيا مى كنند و محل را ترك مى كنند و شياطين جاى آنان را مى گيرند و در نطفه شريك مى شوند[30]) به شهوت زن ديگر، در حال مكالمه هر چند كه سخنان دل نشين قبل از آميزش مطلوب است، در حال ايستاده و در حال باردارى زن، مگر آن كه مرد با وضو باشد.[31]

آميزش در حال حيض علاوه بر آن كه حرام است آثار زيان بارى براى زن و فرزند دارد كه در موسعه هاى احكام نكاح به آن اشاره شده است.[32]

د) بعضى از زمان ها براى باردارى و انعقاد نطفه مناسب يا نامناسب برشمرده شده اند. شب هاى اول (غير از ماه مبارك رمضان)، وسط و آخر هر ماه و شب عيد قربان از اوقات مكروه مى باشند. هم چنين جماع در اول شب و بلافاصله بعد از صرف غذا براى والدين و فرزند آثار نامطلوبى دارد و بهتر است در پايان شب و بعد از استراحت شبانه انعقاد نطفه صورت گيرد.[33]

متقابلا انتخاب زمان هاى خاصى براى باردارى توصيه شده، از جمله: شب هاى دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه و جمعه. هم چنين روز پنج شنبه بعد از زوال (عبور خورشيد از وسط آسمان) مشروط بر آن كه بلافاصله بعد از صرف غذا نباشد.[34]



[1]. بحارالانوار، ج 5، ص 9.

[2]. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد: «لَوْ عَلِمَ النّاسُ كَيْفَ خَلَقَ اللهُ ـ تَبارَكَوَتَعالى ـ هذَا الخَلْقَ، لَمْ يَلُمْ أحَدٌ أحَداً.»; (اگر مردم مى دانستند كه خداوند ـ تباركوتعالى ـ چگونه اين مخلوقات را آفريده، هيچ كس ديگرى را سرزنش نمى نمود.) وسائل الشيعه، ج 4، ص 8; اصول كافى، ج 2، ص 44، ح 1.

[3]. تهذيب الاحكام، ج 6، ص 113.

[4]. نهج البلاغه، خطبه ى 2.

[5]. سوره ى اعراف، آيه ى 56.

[6]. كافى، ج 6، ص 397.

[7]. كافى، ج 5، ص 347.

[8]. صورت كامل آيه ى شريفه اين گونه است:(وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِم بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شَارِكْهُمْ فِى الاَْمْوَ لِ وَ الاَْوْلَـدِ وَعِدْهُمْ وَ مَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَـنُ إِلاَّ غُرُورًا); (و از ايشان هر كه را توانستى با آواى خود تحريك كن و با سواران و پيادگانت بر آن ها بتاز و با آنان در اموال و اولاد شركت كن و به ايشان وعده بده، و شيطان جز فريب به آن ها وعده نمى دهد.) سوره ى اسراء، آيه ى 64.

[9]. كافى، ج 5، ص 502.

[10]. بحارالانوار، ج 100، ص 294، روايت 46.

[11]. خصال، ج 2، ص 637، روايت 400.

[12]. كافى، ج 5، ص 502، ح 1.

[13]. مستدرك الوسائل، ج 14، ص 299.

[14]. وسائل الشيعه، ج 1، ص 385.

[15]. سوره ى حجر، آيه ى 39.

[16]. سوره ى اسراء، آيه ى 64.

[17]. رسول اكرم ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ فرمود: «نِيَّةُ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ وَ نِيَّةُ الْكافِرِ شَرٌّ مِنْ عَمَلِهِ.» كافى، ج 2، ص 84.

[18]. بحارالانوار، ج 63، ص 314.

[19]. بحارالانوار، ج 63، ص 314.

[20]. (وَ قَدِمْنَآ إِلَى مَا عَمِلُواْ مِنْ عَمَل فَجَعَلْنَـهُ هَبَآءً مَّنثُورًا).

[21]. كافى، ج 2، ص 81.

[22]. مجموعه ورام، ج 1، ص 61.

[23]. وسائل الشيعه، ج 17، ص 91.

[24]. بحارالانوار، ج 100، ص 294.

[25]. كافى، ج 5، ص 161.

[26]. ر.ك: وسايل الشيعه، ج 20، ص 132 به بعد، روايات باب هاى 69 ـ 67.

[27]. وسائل الشيعه، ج 17، ص 78.

[28]. وسائل الشيعه، ج 20، ص 134.

[29]. من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 552.

[30]. كنزالعمال، ج 16، ص 343، ح 44835.

[31]. علل الشرايع، ص 515.

[32]. من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 96; ج 3، ص 556; مكارم الاخلاق، ج 1، ص 459; امالى صدوق، ص 378.

[33]. من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 553; الخصال، ص 637، ح 10.

[34]. علل الشرايع، ص 515، ح 5; من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 553.

 

 

 

از نظر اسلام بهترین زمان برای بارداری و بچه دار شدن کدام روز هفته و چه ساعتی از روز می باشد؟

پاسخ:

از آموزه هاي ديني به دست مي آيد آميزش و همبستري براي بچه دار شدن در زمان ‏هاى ذيل مستحب است:

شب دوشنبه: که در پي آن فرزند حافظ کتاب خدا و راضي به آنچه خداوند برايش مقدر کرده ، مي شود،

شب سه شنبه : که در اثر آن بعد از سعادت اسلام ، شهادت روزي اومي شود ، خداوند او را با مشرکان عذاب نمي کند ، دهانش خوشبو، دلش رحيم و جوانمرد خواهد بود ، زبانش از دروغ ، غيبت وتهمت و پاک باک مي ماند.(2)

شب پنج شنبه : که در پي آن حاکمي از حکما و با عالمي از علما خواهد شد.

روز پنج شنبه هنگام زوال : که در پي آن شيطان به او نزديک نخواهد شد تا پير گردد و سلامتي دين و دنيا روزي اش خواهد بود

شب جمعه : که در پي آن بچه خطيب و سخنگو خواهد شد

روز جمعه موقع عصر : که آن فرزند از دانايان مشهور خواهد شدشب جمعه بعد از نماز عشا : اميد است آن فرزند از ابدال ( شبيه به والدين ) باشد

نيز توصيه شده از نزديكي كردن در شب هاي چهارشنبه و شب اول، وسط و آخر ماه قمري و نيز شب هاي ماه گرفتگي و طوفان هاي شديد پرهيز كنند.

موارد مكروهي نيز وجود دارد كه بهتر است از آن ها پرهيز گردد:

1- جماع در شب و روزي كه ماه و خورشيد گرفته است.

2- هنگام غروب خورشيد.

3- هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب.

4- شب اول ماه غير از ماه رمضان.

5- در شب آخر ماه.

6- جماع بعد از احتلام در خواب.

7- جماع در اتاقي كه بچه‏اي وجود داشته باشد.

8- نگاه كردن به عورت زن هنگام جماع.

9- جماع به صورت عريان.

10- جماع رو به قبله و پشت به قبله.

11- جماع بدون وضو يا غسل.

12- هنگامي كه شكم پر است.

13- جماع در جايي كه كودكي باشد كه به آن ها نگاه كند يا سر و صداي آن ها را بشنود، هر چند چيزي متوجه نشود.

14- جماع در فرصت بين اذان و اقامه نماز كه مخصوص اعمال عبادي است.

15- جماع در شب عيد فطر.

16- جماع در شب عيد قربان.

توصيه مي کنيم به كتاب‏هاي زير مراجعه و مطالعه فرماييد:

- ازدواج مكتب انسان سازي، شهيد دكتر پاك‏نژاد، ج 3

- آيين همسرداري، ابراهيم اميني

- بهشت خانواده ،دكتر مصطفوي

- بهداشت ازدواج از نظر اسلام ،دكتر صفدر صانعي

-ازدواج و مسائل جنسي، گروهي از نويسندگان

- مشاوره جنسي و زناشويي، علي اسلامي نسب