تک فرزندی (علل ها و آسیب ها)

تک فرزندی (علل ها و آسیب ها)

ابتدا آسیب های تک فرزندی و کم فرزندی را مطرح و سپس به علل آن می پردازیم

 

آسیب های تک فرزندی و کم فرزندی

 

1-پایین بودن امید به زندگی:

در خانه هایی که پر فرزند است امید به زندگی بیشتر است. در خانه ای که یک فرزند وجود دارد، با تب این فرزند پدر ومادر تب می کنند، از ناراحتی او همه ناراحت می شوند با مریضی او مریض می شوند و همواره نگران هستند که نکند او را از دست بدهند و یا اینکه نگرانند كه اگه خود والدین از دنیا بروند این فرزند آینده اش چه می شود. ولی در خانه هایی که فرزندان زیادی دارند دیگر این فضای نگرانی و احساسی وجود ندارد ویك فضاي منطقی تر و عاقلانه تر حاکم است و والدين بیشتر وقت و فکرشان را به تربیت فرزندان معطوف می دارند و حتی پدر و مادر این آرامش را دارند که اگه یک روزی از دنیا بروند خواهر و برادرانی هستند که همدیگر را حمایت می کنند

 

2-پر توقع شدن فرزند

: یکی از آسیب های تک فرزندی توجه بالاتر از نیاز به فرزند است كه فرزند را پر توقع بار می آورد كه این توقع زیاد چه از پدر و مادر و چه از جامعه می تواند باشد. اگر چند فرزند داشته باشیم این توجه و محبت بین چند فرزند تقسیم می شود و محبت، توازن پیدا می کند. پدری که از سرکار به منزل می آید و تنها تک فرزندش را می بیند و از محبتش او را فراوان می بوسد وقتی بوسه ها زیاد شد و محبت و توجه بیش از اندازه به فرزند شد باید انتظار داشت که فرزند به پدر بگوید بابا برايم کامپیوتر یا تبلت یا... می خری؟

 

-3-تربیت نا صحیح :

تعدد فرزند در تربیت صحیح فرزندان نیز موثر است. معمولا بي تجربه بودن والدین براي اولين فرزند، مشکلاتی برای كودك بوجود می آورد ولی در فرزندان بعدی به دلیل بالارفتن تجربه و دانش تربیت در والدين، تربیت کردن فرزندان بعدی راحت تر خواهد شد. پدر مادر هایی که اولا، وقت برای فرزندان می گذارند و ثانيا، دانش تربیت را بالا می برند، اگر چند فرزند داشته باشند اين در تربيت صحيح کمک می کند، ولی اگر مورد اول و دوم یعنی وقت و دانش کافی را داشته باشند ولی تک فرزند باشند در تربیت آسیب بوجود می آید چون در تک فرزندی همانطور که گفته شد شدت محبت برای یک فرزند بالا خواهد بود و اورا پر توقع و لوس بار می آورد و در همه مسائل اوراپرتوقع خواهد کرد، چه در خرید، چه در توجه و..... ولی که اگر چند فرزند داشته باشیم در تمام امور این هجمه ی محبت تقسیم خواهد شد.

 

4-امرو نهی های زیاد والدين:

چون بچه ای که تک است بیشتر دیده می شود اشتباهاتش هم نمایان تر خواهد بود و انتظارات والدین هم بالا می رود و در نتیجه امر و نهی والدین نیز بالا می رود.

 

5-لجبازی كودكان:

وقتی امرونهی والدین بالا می رود زمینه لجبازی در فرزند زياد مي شود. در خانواده های با فرزندان بیشتر این موارد کمتر است. در این تک فرزند ها گاهی اوقات لجبازی ها تا دوران ازدواج و مسائل بعد از ازدواج با همسر خود نیز کشیده می شود

 

-6-پرخاشگری:

دلیل پرخاشگری می تواند چند عامل باشد

 

 1-تک بودن و بیکاری. بیکاری بستر پرخاشگری را فراهم می کند

.2-توقع بالای فرزند چون کانون محبت والدین است

 3-لوس شدن حاصل از کانون توجه قرار گرفتن فرزند

البته چه بسا در خانواده هایی که فرزندان بیشتری دارند هم لجبازی و پرخاشگری وجود داشته باشد، ولی احتمالش کمتر و درمانش راحت تر است.

 

 

7-عدم رشد اخلاقی:

اگر تک فرزند پسر باشد چون بیشتر در کنار مادر قرار می گیرد بیشتر، رفتار های دخترانه پیدا می کند و دخترانه تربیت می شود. طبق روایت امیرالمومنین (علیه السلام) انسان ها بر مرام و منش همنشین خود هستند. به همین دلیل به والدین گفته می شود برای فرزندان همبازی و همنشین آورده شود

.

 8-پرعیب شدن تک فرزند:

گاهی اوقات این کم فرزندی و یکنواختی در زندگی مشکلاتی را برای خود فرزند بوجود می آورد و آنها را پرعیب می کند از جمله این عیبها عبارتند از:

 

 9-جاه طلبی:

تک فرزند ها چون همیشه تک و مرکز توجه بوده اند مغرور و متکبر می شوند و جاه طلب می شوند، حتی در مدرسه اگر دانش آموزی در درس تک باشد و همه توجه ها به سمت او باشد غرور پیدا می کنند و می گویند هیچ کس به من نمی رسد.

 

10-انزوا طلبی:

تک فرزند ها بدلیل خلوت بودن خانه و تنها بودنشان همیشه به کار خودشان مشغول بوده اند و امروزه دیده می شود که تلوزیون و بازی های کامپیوتری تنها تکیه گاه آن ها شده و ترجیح می دهند اینگونه با فضای بیرون ارتباط برقرار کنند. حتی در مهمانی ها تبلت خود را گرفته و به گوشه ای می روند و خود را سر گرم می کنند و چون فعالیت و تحرک ندارند این موارد باعث چاقی های مفرط نیز مي شود. ولی در خانواده های شلوغ این فعالیت ها، دنبال هم کردن و ها کشتی گرفتن ها بیشتر است و وقت وانرژی بیشتری را از فرزندان می گیرد.

 

 11-نداشتن روحیه تلاش

: مشکل بعدی این فرزندان تک، چون همیشه تک بوده اند زیاده خواه بار می آیند، برخی از جوانان ما چون تک بوده اند وابسته والدین خود شده اند و انگیزه تلاش درونشان از بین رفته و سراغ کار و سختی های خارج از خانه نمی روند و والدین نیز از سر دلسوزی به تک فرزندشان آنها را به سختی و کار وادار نمی نمایند..

 

 

 12-نداشتن قدرت حل مشکلات:

انسان موجود اجتماعی است، و در اجتماع با فراز و نشیب ها مواجه می شود و در صدد حل آن ها بر می آید. در خانواده هایی که چند فرزند وجود دارد گهگاه بین فرزندان کشمکش بوجود می آید و فرزندان برای حل مشکلات تلاش می کنند و قدرت حل مساله در آن ها بالا می رود، ولی در خانواده های تک فرزند والدین همواره فرزند خود را مورد حمایت قرار می دهند و مشکلات فرزند را والدین حل می کنند. در آینده این فرزند در مدرسه و محیط های بزرگتر جامعه قادر به حل مشکلات خود نخواهد بود و همیشه نیازمند دخالت والدین برای حل مشکل خود است.

 

 

 13-فراگیری مهارت های کمتر:

تک فرزند ها مهارت های کمتری را فرا می گیرند و یا دیرتر به آن می رسند. و اکثرا در نورم سن رشد خود قرار نمی گیرند. کودک در هر سنی باید کار ها و مهارت هایی را بتواند انجام دهد. مثلا در سن چهار سالگی باید بتواند مسواک بزند، لباس خود را تعویض کند، چه برسد به راه رفتن و از پله بالا رفتن. حتی کارشناسان می گویند بايد بتواند دوچرخه سواری کند و دور بزند، دکمه هایش رابتواند ببندد و لباسهایش را بپوشد، ولی در خانواده های تک فرزند این مهارت ها دیرتر فرا گرفته می شود. در خانواده های چند فرزند، فرزندان این مهارت ها را از همدیگر یاد می گیرند. اگر دقت کنیم رشد و یادگیری فرزند دوم سریع تر از فرزند اول است.

 

در خانواده های چند فرزند،

الف: فرزندان از دیگران یاد می گیرند.

ب: توجه پدر و مادر از یک نفر برداشته می شود و فرزند مجبور است کارهایش را خودش انجام دهد.

 ج: فرزندان در حضور بچه های دیگر تشویق به انجام کارهای خود می شوند و رقابت بین آن ها بوجود می آید مثل غذا خوردن و...

 

در جمعیت های بالاتر هم مهارت های بیشتری وجود دارد. مثلا اردو برای بچه ها خیلی خوب است، چون آن ها را در جمع قرار می دهد و ناخود آگاه این جمع انسان را به سمت جلو حرکت می دهد، حتی بزرگ تر ها هم اگر تنها به کوهنوردی بروند خسته می شوند ولی اگه دسته جمعی باشد خستگی کمتر و انگیزه حرکت بیشتر می شود. بچه های تک زود احساس خستگی می کنند و اگر مهارتی هم باشد انگیزه انجام آن را ندارند. حتی در خواستگاری رفتن مرسوم است که بزرگ تر ها می گويند، خواستگاری خانواده ای برویم که چند تا دختر داشته باشند چون کاری تر هستند و معتقدند بچه های تک، کمتر کار بلدند. اگر بچه آخر با بچه یکی به آخر فاصله سنی بالا داشته باشد نیز این حالت بوجود می آید و تک می افتد. ولی اگر فاصله سنی بین فرزندان کم باشد فرزندان مهارت های بیشتر و آداب اجتماعی و ارتباطی بهتری را کسب می کنند.

 

 14-تاخیر در بلوغ رفتاری:

درخانواده های تک فرزند، بیشتر والدین فرزند را تحمل می کنند و یا اورا دعوا می کنند. که اين باعث بالا رفتن معدل پرخاشگری و لجبازی در این خانواده ها می شود،در خانواده های چند فرزند مهارت کنترل خشم و پرخاشگری بیشتر است. اصلا ناهنجاری های رفتاری در خانواده های کم فرزند افزایش می یابد، اگربه فرزندان در دوران کودکی رفتارهایی مانند کنترل خشم را آموزش و تمرین ندهیم در زندگی آینده به مشکل برخورد خواهند کرد و امروزه مشاهده می شود که آمار طلاق با این شیب نگران کننده افزایش یافته است.

 

 15-استرس و تنیدگی:

در خانواده هاي تك فرزند، چه در والدين و چه در فرزند استرس افزایش می یابد (همانطور که در آسیب های اول گفته شد والدین دائما نگران هستند که نکند این تنها فرزندم برایش اتفاقی بیفتد و یا اگر ما از دنیا برویم چه کسی اوراحمایت میکند). مشکلی مانند استرس، واکنشی است در برابر فشارهای روحی روانی، که از بیرون به انسان وارد می شود. این بچه جایی یاد نمیگیرد که این استرس را مدیریت کند که به استرس های بازدارنده تبدیل نشود.

 

 

16-بلوغ جنسی زودرس

: یکی از عوامل بلوغ زودرس، ارتباط فرزندان با انسانهای بزرگتر است و تک فرزند ها دائما با پدر و مادر خود در ارتباط هستند. بلوغ های زود هنگام آسیب هایی را به دنبال دارد. بلوغ جنسی را بلوغ عقلی کنترل می کند و اگر بلوغ جنسی زود تر از بلوغ عقلی حاصل شود آسیب هایی را به دنبال خواهد داشت و باعث اختلالات جنسی خواهد شد. در خانواده های چند فرزند، فرزندان در دوران کودکی خود خواهند بود ولی در خانواده های تک فرزند کودک همواره به کار های پدر و مادر نگاه می کند و رفتار های بزرگ تر ها باعث این بلوغ زود رس خواهد شد.

 

 17-کم شدن نقش حمایتگری:

در خانواده های چند فرزند حمایتگری و همیاری فرزندان از هم زیاد است و بعد از فوت والدین، فرزندان تنها نمی شوند و حامی یکدیگر خواهند ماند. چه حمایتگری مالی و چه عاطفی. ولی در خانواده های تک فرزند بعد از فوت والدین، فرزندان تنها می شوند. امروزه در زندگی های روزمره دیده می شود که برخی از مشکلات خانم ها و آقایون در این است که خانم یا اقا خواهر یا برادری ندارند که مشکلات خودش را با آن ها طرح کند. این ظلم به فرزند است که بدلیل تعداد کمشان درآینده خلاء هایی را احساس بکنند. چه بسا به این دلیل است که در آموزه های دینی داریم " ید الله مع الجماعه" (دست خداوند همراه با جمع است) چرا که انسان ها نمایندگان خدا روی زمین هستند و می توانند به یکدیگر کمک کنند و چه بهتر که از یک رگ و ریشه باشند.

 

فرزندان یکی از سرمایه های زندگی انسان است، چه خوب است که این سرمایه ها به اندازه ای باشند که بعدا پشیمون نشویم، بسیاری از والدین پا به سن می گذارند و از این که فرزند آوری نداشتند و بدلیل مشکلات از آن جلوگیری کرده اند پشیمان هستند و حسرت می خورند. در یک گزارش از فردی مصاحبه شد که به نکته جالبی اشاره کرد، او شخص گفت ما یک موقع سرمایه ای نداشتیم و خواستیم فرزند آوری رو مدیریت کنیم و از آن ممانعت کردیم و حالا که پا به سن گذاشتیم زندگی خوبی داریم ولی زمان فرزند آوری گذشته است، چه خوب بود که عاقبت اندیشی می کردیم

 

تا فرصت وجود دارد باید به سمت تعدد فرزند برویم، البته والدین بالای چهل سال می توانند با پزشکان متخصص و متعهد مشورت داشته باشند که چه بسا از لحاظی قوای بدنی آمادگی برای آوردن فرزند وجود داشته باشد که حتما استفاده کنند ازاین فرصت و از لذت فرزند دار شدن برخوردار شوند، چرا که در برخی کشورهای اروپایی تعداد باروری ها در سن بالای چهل سال بیشتر شده است که در کشور ما با پیشرفت مسائل بهداشتی و سالم ماندن بدن ها سن امید به زندگی افزایش پیدا کرده است

 

. 18-عدم یاری رساندن به والدین در آینده:

بچه های تک فرزند در آینده وقتی مشغول زندگی خود می شوند برگشت آن ها به خانواده و یاری دادن آن ها به والدین کم رنگ تر می شود، و مشغله های زندگی و زن و فرزند وقت یاری رساندن به والدین را به آنها نمی دهد در حالی که در آموزه های دین، احسان به والدین بسیار توصیه شده است. بسیار شنیده ایم که پدر و مادر ها امروزه می گویند که ما فراموش شده ایم، وقتی از آنها سوال می شود چند فرزند دارید متوجه می شویم تعداد فرزندان آن ها کم است. این موضوع به نوعی گسلی در حوزه خانواده ایجاد می كند و ارتباطات عاطفی بین آن ها کمتر می شود. در خانواده های پرجمعیت اگر هر ماه یکبار هم به دیدن هم بروند در ماه چندین بار همدیگر را خواهند دید. در غرب ارتباطات عاطفی کمرنگ تر شده که یکی از عوامل آن کم بودن تعدادفرزندان است.

 

 19-احساس تنهایی:

خود کودکان هم در خانواده های کم فرزند احساس تنهایی می کنند. حتی گاهی اوقات کودکانِ تنها به دعوا ها و کشمکش های خواهر برادر های دیگر حسادت می کنند. درست است که تک فرزند ها در آینده ازدواج می کنند، ولی ازدواج قسمتی از نیاز های انسان است، شخصی که خواهر و برادری ندارد و پدر و مادرش را از دست داده و احساس تنهایی می کند دچار آسیب های عاطفی می شود

.

 20-خجالتی بودن :

دلیلش این است که در 7 سال اول شخصیت کودک شکل می گیرد، در خانواده های شلوغ و پر هیاهو تعامل بین فرزندان و ارتباط بین آنها بالا می رود و در آینده هم در مدرسه و جامعه نیز به راحتی ارتباط برقرار می کنند.

 

. 21-بی حوصلگی:

در خانواده های پر جمعیت بسیاری از وقت های فرزندان با همدیگر پر می شود ولی در خانواده های کم فرزند پدر و مادرها کار های مربوط به خود را دارند و نمی توانند همه وقت فرزند را پر کنند و دائما با او بازی کنند و کودک در خانه حوصله اش سر می رود. این بی حوصلگی باعث نق زدن ها و اعتراض های کلامی فرزند می شود گاهی اوقات در رفتار های کودک تغییر بوجود می آید که باعث درگیری و یا تنبیه فرزند می شود.

 

 

علل کم فرزندی

 1-مسایل اقتصادی:

یکی از علت های مهمی که خانواده ها به دلیل آن به سمت تک فرزندی و کم فرزندی می روند مسائل و مشکلات اقتصادی است، البته در خانواده هایی با سطح در آمد بالا نیز تک فرزندی بسیار دیده می شود. در ابتدا دولتمردان و مسوولین باید همفکری داشته باشند تا این مسائل را هموار کنند ولی این نکته را نباید فراموش کنیم و آن اینکه روزی دست خداست و ما وسیله هایی هستیم برای کسب روزی هستیم، درروایتی، پیامبر خطاب به اباذر فرمودند:

 

 يَا أَبَا ذَرٍّ لَوْ أَنَّ ابْنَ آدَمَ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ كَمَا يَفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لَأَدْرَكَهُ رِزْقُهُ كَمَا يُدْرِكُهُ الْمَوْتُ

 

ای اباذر اگر فرزند آدم اگر از روزی خودش فرار کند گویی از مرگش فرار کرده است و همانطور که مرگ انسان را در می یابد، روزی هم می گردد و اورا در می یابد.

 

در روایت دیگری شخصی نزد معصوم و عرضه داشت من فرزند می خواهم ولی همسرم می گوید بدلیل مسائل اقتصادی فرزند آوردن را عقب بیاندازیم، حضرت با این تعبیر فرمودند روزی فرزندان را خدا می رساند، به همسرت بگو نگران این موضوع نباشد. اهل بیت این چنین با صراحت مهم نبودن مسائل اقتصادی رو مطرح می کند. البته این به این معنا نیست که با آوردن فرزند مشکلات اقتصادی به کلی برطرف می شود، حتی در زمان پیامبر هم جوان هایی خدمت پیامبر واهل بیت علیهم السلام می رسیدند و اظهار فقر می کردند و پیامبر و اهل بیت آنها را به ازدواج یا فرزند آوری دعوت می کردند و آنها گاهی با شک عمل می کردند ولی در آینده می دیدند که وضعیت آن ها اگر بهتر نشد بدتر هم نشده است و زندگی خوبی را دارند. فرزندان میوه های دل ماهستند و در کنار آن ها والدین آرامش پیدا می کنند و برای رسیدن به این آرامش باید سختی هایی رو پشت سر گذاشت که یکی از این سختی ها همین مسائل اقتصادی است. نسل گذشته مگر در تمکن مالی زندگی می کردند که فرزندان زیادی داشتند .

 

همانطور که گفته شد روزی انسان ها دست خداست و زیاد و کم کردن آن هم دست خود خداست، حضرات معصومین (علیهم السلام) می فرمودند در برخی موارد خداوند این مقدار روزی را زیاد می کند که یکی از آن موارد همین فرزند آوری است. شخصی سومین دخترش که به دنیا آمد با نگرانی نزد حضرت آمد، حضرت به او گفت نگران چه هستی، روزی اش را که خدا می دهدو برای خود توهم خاصیت دارد چون سه دختر داری خدا بهشت رو بر تو واجب کرده است. هر چه نگاه می کنیم مذمتی در باره فرزندآوری در روایات نیامده است و هر چه هست تشویق است

 

 در اینجا می توان به این ماجرا توجه کرددر گذشته که جمعیت کره زمین 3.5 میلیارد بود، دانشمندان و محققین یک موجی رو ایجاد کردند که جمعیت زیاد نشود و گفتند که اگر یک میلیارد به جمعیت اضافه شود فقر و بدبختی همه دنیارو فرا می گیرد و کمبود منابع بوجود می آید، با گذشت زمان و وقتی جمعیت 800 میلیون نفر اضافه شد، هیچ تغییری در وضعیت امرار و معاش و تغذیه مردم پیش نیامد و حتی در برخی موارد ذخایر و منابع افزایش پیدا کرد و منابع جدیدی پیدا شد هم اکنون هم که جمعیت جهان 7 میلیارد نفر است اتفاق خاصی پیش نیامده است در حالی که پیش بینی می شد فاجعه ای اتفاق می افتد.

 

 یک اشتباهی که محققین کردند این بود که خداوند انسان را یک موجود خلاق و هوشمند و عاقل آفریده است و در شرایط مختلف تصمیم های مختلف می گیرد، وقدرت حل مساله دارد (تعریف هوش). در خانه هم این فکر وجود دارد، که والدین می گویند با آمدن فرزند دوم چه اتفاقی می افتد، چه مالی چه تربیتی و نگرانی وجود دارد در حالی که باید توجه داشت ما انسان ها هوشمند هستیم و در شرایط مختلف سازگار می شویم و قدرت حل مشکلات را دارا هستیم.یکی از بلوغ هایی که وجود دارد بلوغ اقتصادی است، این بلوغ اقتصادی وقتی اتفاق می افتد که انسان در جریان مسائل مالی بیشتر قرار می گیرد، مثلا ازدواج کردن ، فرزند آوری و...وقتی فرزندان زیاد تر شود رشد بلوغ اقتصادی بیشتر خواهد شد.

 

اگر ما بیماری ای داشته باشیم که پزشک برای درمان آن هزینه زیادی مطالبه کند آیا ما از درمان منصرف می شویم؟ یا اینکه به امید خدا هزینه می کنیم، در بحث تک فرزندی برای فرزند بیماری می آورد و آسیب های احساسی، عاطفی و رفتاری بر بچه وارد می شود (21 آسیب برای تک فرزندی و کم فرزندی قبلا مطرح کردیم).

 

 اینکه مطرح می شود فرزند کم تر زندگی بهتر آیا با کم شدن فرزندان مشکلات کم شد؟ یا نوع مشکلات تغییر کرد، برخی ها می گویند بدلیل عدم توانایی درخواست های فرزندان ما به کم فرزندی روی می آوریم، آیا این درخواست ها فقط برای چند فرزندی است؟ آیا فرزند تک این خواسته ای ندارند؟ اتفاقا فرزند های تک بدلیل توقعات بالا و تک بودن همه چیز را برای خودش می خواهد، یک تبلت، یک دوچرخه و.... در حالیکه در خانواده های چند فرزند در قدیم یک دوچرخه خریداری می شد و فرزندان بعدی هم از همان استفاده می کردند

 

در انتها به این نکته توجه کنیم که گاهی اوقات می بینیم که زندگی خوب و خانه بزرگی را بدست آوردیم ولی دورمان خلوت است و آن ریحانه زندگی راکه فرزندان ما است کم داریم در یک گزارش از فردی مصاحبه شد که به نکته جالبی اشاره کرد، آن شخص گفت ما یک موقع سرمایه ای نداشتیم و خواستیم فرزند آوری رو مدیریت کنیم و از آن ممانعت کردیم و حالا که پا به سن گذاشتیم زندگی خوبی داریم ولی زمان فرزند آوری گذشته است، چه خوب بود که عاقبت اندیشی می کردیم.

 

2-اشتغال مادران به کار یا تحصیل:

چند نکته را باید مورد توجه قرار داد

: برخی از فعالیت های ما یک پازل از زندگی ماست، این موضوع نباید به تمام زندگی سرایت کند، یا دختر خانم هایی که که به بهانه درس دیگر ازدواج نمی کنند، این تحصیلات یک پازل از زندگی ماست و نباید همه زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد، گاهی اوقات آسیب هایی رو بوجود می آورد و سن ازدواج بالا می رود و مورد های خوب گذشته دیگر نیست و حسرت و پشیمانی به بار می آورد.

مقام معظم رهبری فرمودند که ما با اشتغال خانم ها مخالف نیستیم با دوشرط 1- به خانواده آسیب نرساند و 2- اختلاط با نامحرم وجود نداشته باشد

گاهی اوقات می بینیم که زندگی خوب و خانه بزرگی را بدست آوردیم ولی دورمان خلوت بود و آن ریحانه زندگی را که فرزندان ما است کم داریم. اشتغال و تحصیل با فرزند دار شدن قابل جمع است که این با توانایی مادر ها بستگی دارد. این نگرش غلط که بوجود آمده است و خود خانم ها با حالت اعتراض می گویند که چرا ما خانم ها باید بپزیم و بشوییم و پوشک بچه عوض کنیم و این دید که کار در منزل خیلی کار بی ارزشی است را باید اصلاح کنیم، این کاملا برعکس است، اگر بدانیم که کار خانم ها در منزل چقدر ارزشمند است هر روز دستان آن ها را می بوسیم، حضرت فاطمه فرمودند، زن خانه دار به خدا نزدیک تر است.یا اگر مرد از همسرش درخواست آب می کند همین که زن برای همسرش ظرف آبی می آور این عمل برای زن بهتر از عبادت شبانه و روزه گرفتن در روز برای آن زن می شود، و در جای دیگر می فرماید به ازای هر جرعه ای که مرد می نوشد 60 گناه زن آمرزیده می شود و 60 حسنه رویش می کند. ما نگاهمان نگاه آخرتی است و ئنیا را به صورت یک مزرعه می بینیم و باید از آن بهره برد برای آخرت. در روایتی داریم به ازای هر جرعه ای که فرزند از شیر مادر می خورد، خداوند ثواب آزاد کردن یک بنده از نسل اسماعیل را به آن می دهد و بی جهت نیست که می گویند بهشت زیر پای مادران است.

 

3- اختلافات بین زن و شوهر:

گاهی اوقات همسران به دلیل اختلافاتی که دارند و حتی جدایی و طلاق را محتمل می دانند از فرزند آوری ممانعت می کنند تا تکلیفشان مشخص شود.

سرنوشت زندگی در دست خود زن و شوهراست و اگر بدانیم چگونه عمل کنیم می توانیم زندگی را پایدار کنیم . نقشه راه زندگی از بیرون خانواده کشیده نمیشه و تدبیر خود زن و مرد می تواند استحکام پایه زندگی رو فراهم کند.

در این دوره ی زمانی زندگی ها پیچیدگی های زیادی دارد، اگر طریقه صحبت کردن، صبر، گذشت و مهارت های زندگی مشترک را یاد بگیرند سطح رضایتمندی از زندگی بالا می رود. مادر پدر هایی که خودشان یک عمر با کشمکش زندگی کردند و الگوی فرزندانشان می شوند زندگی این فرزندان چیزی بهتر از آن ها نمی شود. بهمین دلیل باید برای زندگی تدبیر داشته باشیم و مهارت های سبک اسلامی زندگی یاد بگیریم و کار ببندیم.

چرا سبک زندگی اسلامی؟ غرب هم به مهارت های زندگی پرداخته اند ولی به دید بشری، به همین دلیل در اروپا تجربه طلاق 50 درصد دیده می شود. با نگاه بشری نمی توان مشکل را حل کرد، با حل یک مشکل، مشکل دیگری بوجود می آید. ولی با یک رجوع به آموزه های اهل بیت علیهم السلام واشراف آن ها و آیات قرآن و برنامه ای که خالق انسان برای انسان وضع کرده، زندگی ها رو پیش می بریم مصلحت زندگی رقم خواهد خورد. در آموزه های دینی منفعت زن و مرد مورد نظر نیست بلکه منفعت زندگی مورد نظر است، شاید زن یا مرد سختی باید بکشند تا زندگی بهتر شود.

بنابراین این مشکلات نمی تواند مانع فرزند اوری بشود،باید مشکل را حل کرد.

خانواده در آموزه های اسلامی یک نهاد مقدس است، تا جایی که اگر جوانی تشکیل خانواده نیمی از دین یکی از تصمیمات بزرگی که می توانیم بگیریم این است که تلاشمون رو بکنیم با بهره گیری از الگوی مناسب دینی و الگو قرار دادن زندگی امیرالمونین و حضرت زهرا و شبیه شدن به زندگی آن ها می توان مشکلات رو حل کرد. چگونه؟

 

 این زوج آسمانی:

 

الف- شناخت متقابلی در زندگی آن ها وجود داشت که منجر به یک درک متقابل شده بود. یک جاهایی حضرت زهرا(سلام الله علیها) میبیند که حضرت علی(علیه السلام) شاید توانایی برآورده کردن و تهیه کردن آن را نداشته باشد، حتی حضرت زهرا در خواست نمی کند که علی بگوید نمی توانم

 

در زندگی های الان مرد توانایی ندارد و زن اصرار می کند و می گوید مرد های دیگر چیکار می کنند تو هم بکن

 

ب- همکاری متقابل: روزی پیامبر(صلی الله علیه و آله) وارد خانه آن ها شدم و زهرا در حال پختن آش است و علی در حال عدس پاک کردن بودند فرمود علی جان خانه محل حج و عمره است و وقتی مرد در کار خانه به همسر کمک می کند خداوند پاداش عظیمی به آن مرد می دهد،

 

وقتی زنی فقط کار میکند و مرد همیشه در حال تماشای تلوزیون و... است خب ارتباط مکدر می شود

 

ج- ارتباط کلامی مناسب بین آن ها که دوستی و محبت موج می زند، علی فاطمه را با لفظ "نَفْسی لَکَ الفِدا" جانم به قربانت وفاطمه علی را با لفظ و روحی لک الفدا (روحم به فدایت) مورد خطاب قرار می داد. این موارد در زندگی های امروزه کم است

 

د-رضایت خدا در زندگی: گاهی اوقات برای رضایت مهمان برآورده بشه سر زن هایمان داد می زنیم و یا زنی برای تکمیل سرویس ظروف با همسرش قهر می کند، در همه موارد در زندگی چه همسران و چه با فرزند باید رضایت خداوند مورد توجه قرار بگیرد.

 

 یکی از دلایلی که زندگی ها غربی بیشتر به طلاق و جدایی می رسد این است که حاکمیت خداوند از زندگی ها خارج شده است. در روایات داریم که تحمل بد اخلاقی شوهر باعث بهشتی شدن زن می شود، البته مرد مجازات بد اخلاقی خود را خواهد دید ولی زن می تواند با صبر بر بداخلاقی خودش را بالا ببرد و نه اینکه فقط صبر و تحمل داشته باشدو سختی بکشد بلکه تلاش برای تغییر مناسب در همسر را نیز ایجاد کند و همینطور بالعکس (تحمل مرد دربرابر بداخلاقی زن و...)

 

4- علل تربیتی:

تربیت یک عرصه مهمی است، پدر و مادر باید نگران این مسائل باشند، ولی تربیت یک مهارت است، اگر رانندگی رو یاد بگیریم چه یک کیلومتر و چه صد کیلومتر را می تواند رانندگی کند، اگر همه دانش و مهارت های تربیتی را یاد بگیرند 3 و 4 فرزند یا بیشتر فرقی نخواهد کرد، البته همه عوامل هم دست انسان نیست و چه بسا پدر و مادر شیوه ی تربیتی را بدانیم و به کار هم ببندیم و لی فرزندان خوب تربیت نشوند، چون کم فرزندی خودش یک مانع است و بهمین دلیل یکی از عوامل تربیت تعدد فرزندان است، همانطور که دیده می شود تربیت فرزند های بعدی بهتر و راحت تر است چون این تجربه را پدر و مادر در فرزندان اول پیدا کرده اند

تعداد فرزندان حداقل 3 فرزند باید باشد و تعداد بیشتر از آن خوب است و به توانایی تربیتی والدین بستگی دارد. باید توجه داشت که باید در تربیت توکل و توسل داشته باشیم و از خدا و اهل بیت بخواهیم که یاریمان کنند.

 

⬅️استادتراشیون برنامه پرسمان کودک ونوجوان. رادیومعارف

nooredideh.com

 

کپی کردن مطالب سایت با ذکر منبع (www.nooredideh.com) بلامانع است

 

 

ابتدا آسیب های تک فرزندی و کم فرزندی را مطرح و سپس به علل آن می پردازیم

 

آسیب های تک فرزندی و کم فرزندی

 

1-پایین بودن امید به زندگی:

در خانه هایی که پر فرزند است امید به زندگی بیشتر است. در خانه ای که یک فرزند وجود دارد، با تب این فرزند پدر ومادر تب می کنند، از ناراحتی او همه ناراحت می شوند با مریضی او مریض می شوند و همواره نگران هستند که نکند او را از دست بدهند و یا اینکه نگرانند كه اگه خود والدین از دنیا بروند این فرزند آینده اش چه می شود. ولی در خانه هایی که فرزندان زیادی دارند دیگر این فضای نگرانی و احساسی وجود ندارد ویك فضاي منطقی تر و عاقلانه تر حاکم است و والدين بیشتر وقت و فکرشان را به تربیت فرزندان معطوف می دارند و حتی پدر و مادر این آرامش را دارند که اگه یک روزی از دنیا بروند خواهر و برادرانی هستند که همدیگر را حمایت می کنند

 

2-پر توقع شدن فرزند

: یکی از آسیب های تک فرزندی توجه بالاتر از نیاز به فرزند است كه فرزند را پر توقع بار می آورد كه این توقع زیاد چه از پدر و مادر و چه از جامعه می تواند باشد. اگر چند فرزند داشته باشیم این توجه و محبت بین چند فرزند تقسیم می شود و محبت، توازن پیدا می کند. پدری که از سرکار به منزل می آید و تنها تک فرزندش را می بیند و از محبتش او را فراوان می بوسد وقتی بوسه ها زیاد شد و محبت و توجه بیش از اندازه به فرزند شد باید انتظار داشت که فرزند به پدر بگوید بابا برايم کامپیوتر یا تبلت یا... می خری؟

 

-3-تربیت نا صحیح :

تعدد فرزند در تربیت صحیح فرزندان نیز موثر است. معمولا بي تجربه بودن والدین براي اولين فرزند، مشکلاتی برای كودك بوجود می آورد ولی در فرزندان بعدی به دلیل بالارفتن تجربه و دانش تربیت در والدين، تربیت کردن فرزندان بعدی راحت تر خواهد شد. پدر مادر هایی که اولا، وقت برای فرزندان می گذارند و ثانيا، دانش تربیت را بالا می برند، اگر چند فرزند داشته باشند اين در تربيت صحيح کمک می کند، ولی اگر مورد اول و دوم یعنی وقت و دانش کافی را داشته باشند ولی تک فرزند باشند در تربیت آسیب بوجود می آید چون در تک فرزندی همانطور که گفته شد شدت محبت برای یک فرزند بالا خواهد بود و اورا پر توقع و لوس بار می آورد و در همه مسائل اوراپرتوقع خواهد کرد، چه در خرید، چه در توجه و..... ولی که اگر چند فرزند داشته باشیم در تمام امور این هجمه ی محبت تقسیم خواهد شد.

 

4-امرو نهی های زیاد والدين:

چون بچه ای که تک است بیشتر دیده می شود اشتباهاتش هم نمایان تر خواهد بود و انتظارات والدین هم بالا می رود و در نتیجه امر و نهی والدین نیز بالا می رود.

 

5-لجبازی كودكان:

وقتی امرونهی والدین بالا می رود زمینه لجبازی در فرزند زياد مي شود. در خانواده های با فرزندان بیشتر این موارد کمتر است. در این تک فرزند ها گاهی اوقات لجبازی ها تا دوران ازدواج و مسائل بعد از ازدواج با همسر خود نیز کشیده می شود

 

-6-پرخاشگری:

دلیل پرخاشگری می تواند چند عامل باشد

 

 1-تک بودن و بیکاری. بیکاری بستر پرخاشگری را فراهم می کند

.2-توقع بالای فرزند چون کانون محبت والدین است

 3-لوس شدن حاصل از کانون توجه قرار گرفتن فرزند

البته چه بسا در خانواده هایی که فرزندان بیشتری دارند هم لجبازی و پرخاشگری وجود داشته باشد، ولی احتمالش کمتر و درمانش راحت تر است.

 

 

7-عدم رشد اخلاقی:

اگر تک فرزند پسر باشد چون بیشتر در کنار مادر قرار می گیرد بیشتر، رفتار های دخترانه پیدا می کند و دخترانه تربیت می شود. طبق روایت امیرالمومنین (علیه السلام) انسان ها بر مرام و منش همنشین خود هستند. به همین دلیل به والدین گفته می شود برای فرزندان همبازی و همنشین آورده شود

.

 8-پرعیب شدن تک فرزند:

گاهی اوقات این کم فرزندی و یکنواختی در زندگی مشکلاتی را برای خود فرزند بوجود می آورد و آنها را پرعیب می کند از جمله این عیبها عبارتند از:

 

 9-جاه طلبی:

تک فرزند ها چون همیشه تک و مرکز توجه بوده اند مغرور و متکبر می شوند و جاه طلب می شوند، حتی در مدرسه اگر دانش آموزی در درس تک باشد و همه توجه ها به سمت او باشد غرور پیدا می کنند و می گویند هیچ کس به من نمی رسد.

 

10-انزوا طلبی:

تک فرزند ها بدلیل خلوت بودن خانه و تنها بودنشان همیشه به کار خودشان مشغول بوده اند و امروزه دیده می شود که تلوزیون و بازی های کامپیوتری تنها تکیه گاه آن ها شده و ترجیح می دهند اینگونه با فضای بیرون ارتباط برقرار کنند. حتی در مهمانی ها تبلت خود را گرفته و به گوشه ای می روند و خود را سر گرم می کنند و چون فعالیت و تحرک ندارند این موارد باعث چاقی های مفرط نیز مي شود. ولی در خانواده های شلوغ این فعالیت ها، دنبال هم کردن و ها کشتی گرفتن ها بیشتر است و وقت وانرژی بیشتری را از فرزندان می گیرد.

 

 11-نداشتن روحیه تلاش

: مشکل بعدی این فرزندان تک، چون همیشه تک بوده اند زیاده خواه بار می آیند، برخی از جوانان ما چون تک بوده اند وابسته والدین خود شده اند و انگیزه تلاش درونشان از بین رفته و سراغ کار و سختی های خارج از خانه نمی روند و والدین نیز از سر دلسوزی به تک فرزندشان آنها را به سختی و کار وادار نمی نمایند..

 

 

 12-نداشتن قدرت حل مشکلات:

انسان موجود اجتماعی است، و در اجتماع با فراز و نشیب ها مواجه می شود و در صدد حل آن ها بر می آید. در خانواده هایی که چند فرزند وجود دارد گهگاه بین فرزندان کشمکش بوجود می آید و فرزندان برای حل مشکلات تلاش می کنند و قدرت حل مساله در آن ها بالا می رود، ولی در خانواده های تک فرزند والدین همواره فرزند خود را مورد حمایت قرار می دهند و مشکلات فرزند را والدین حل می کنند. در آینده این فرزند در مدرسه و محیط های بزرگتر جامعه قادر به حل مشکلات خود نخواهد بود و همیشه نیازمند دخالت والدین برای حل مشکل خود است.

 

 

 13-فراگیری مهارت های کمتر:

تک فرزند ها مهارت های کمتری را فرا می گیرند و یا دیرتر به آن می رسند. و اکثرا در نورم سن رشد خود قرار نمی گیرند. کودک در هر سنی باید کار ها و مهارت هایی را بتواند انجام دهد. مثلا در سن چهار سالگی باید بتواند مسواک بزند، لباس خود را تعویض کند، چه برسد به راه رفتن و از پله بالا رفتن. حتی کارشناسان می گویند بايد بتواند دوچرخه سواری کند و دور بزند، دکمه هایش رابتواند ببندد و لباسهایش را بپوشد، ولی در خانواده های تک فرزند این مهارت ها دیرتر فرا گرفته می شود. در خانواده های چند فرزند، فرزندان این مهارت ها را از همدیگر یاد می گیرند. اگر دقت کنیم رشد و یادگیری فرزند دوم سریع تر از فرزند اول است.

 

در خانواده های چند فرزند،

الف: فرزندان از دیگران یاد می گیرند.

ب: توجه پدر و مادر از یک نفر برداشته می شود و فرزند مجبور است کارهایش را خودش انجام دهد.

 ج: فرزندان در حضور بچه های دیگر تشویق به انجام کارهای خود می شوند و رقابت بین آن ها بوجود می آید مثل غذا خوردن و...

 

در جمعیت های بالاتر هم مهارت های بیشتری وجود دارد. مثلا اردو برای بچه ها خیلی خوب است، چون آن ها را در جمع قرار می دهد و ناخود آگاه این جمع انسان را به سمت جلو حرکت می دهد، حتی بزرگ تر ها هم اگر تنها به کوهنوردی بروند خسته می شوند ولی اگه دسته جمعی باشد خستگی کمتر و انگیزه حرکت بیشتر می شود. بچه های تک زود احساس خستگی می کنند و اگر مهارتی هم باشد انگیزه انجام آن را ندارند. حتی در خواستگاری رفتن مرسوم است که بزرگ تر ها می گويند، خواستگاری خانواده ای برویم که چند تا دختر داشته باشند چون کاری تر هستند و معتقدند بچه های تک، کمتر کار بلدند. اگر بچه آخر با بچه یکی به آخر فاصله سنی بالا داشته باشد نیز این حالت بوجود می آید و تک می افتد. ولی اگر فاصله سنی بین فرزندان کم باشد فرزندان مهارت های بیشتر و آداب اجتماعی و ارتباطی بهتری را کسب می کنند.

 

 14-تاخیر در بلوغ رفتاری:

درخانواده های تک فرزند، بیشتر والدین فرزند را تحمل می کنند و یا اورا دعوا می کنند. که اين باعث بالا رفتن معدل پرخاشگری و لجبازی در این خانواده ها می شود،در خانواده های چند فرزند مهارت کنترل خشم و پرخاشگری بیشتر است. اصلا ناهنجاری های رفتاری در خانواده های کم فرزند افزایش می یابد، اگربه فرزندان در دوران کودکی رفتارهایی مانند کنترل خشم را آموزش و تمرین ندهیم در زندگی آینده به مشکل برخورد خواهند کرد و امروزه مشاهده می شود که آمار طلاق با این شیب نگران کننده افزایش یافته است.

 

 15-استرس و تنیدگی:

در خانواده هاي تك فرزند، چه در والدين و چه در فرزند استرس افزایش می یابد (همانطور که در آسیب های اول گفته شد والدین دائما نگران هستند که نکند این تنها فرزندم برایش اتفاقی بیفتد و یا اگر ما از دنیا برویم چه کسی اوراحمایت میکند). مشکلی مانند استرس، واکنشی است در برابر فشارهای روحی روانی، که از بیرون به انسان وارد می شود. این بچه جایی یاد نمیگیرد که این استرس را مدیریت کند که به استرس های بازدارنده تبدیل نشود.

 

 

16-بلوغ جنسی زودرس

: یکی از عوامل بلوغ زودرس، ارتباط فرزندان با انسانهای بزرگتر است و تک فرزند ها دائما با پدر و مادر خود در ارتباط هستند. بلوغ های زود هنگام آسیب هایی را به دنبال دارد. بلوغ جنسی را بلوغ عقلی کنترل می کند و اگر بلوغ جنسی زود تر از بلوغ عقلی حاصل شود آسیب هایی را به دنبال خواهد داشت و باعث اختلالات جنسی خواهد شد. در خانواده های چند فرزند، فرزندان در دوران کودکی خود خواهند بود ولی در خانواده های تک فرزند کودک همواره به کار های پدر و مادر نگاه می کند و رفتار های بزرگ تر ها باعث این بلوغ زود رس خواهد شد.

 

 17-کم شدن نقش حمایتگری:

در خانواده های چند فرزند حمایتگری و همیاری فرزندان از هم زیاد است و بعد از فوت والدین، فرزندان تنها نمی شوند و حامی یکدیگر خواهند ماند. چه حمایتگری مالی و چه عاطفی. ولی در خانواده های تک فرزند بعد از فوت والدین، فرزندان تنها می شوند. امروزه در زندگی های روزمره دیده می شود که برخی از مشکلات خانم ها و آقایون در این است که خانم یا اقا خواهر یا برادری ندارند که مشکلات خودش را با آن ها طرح کند. این ظلم به فرزند است که بدلیل تعداد کمشان درآینده خلاء هایی را احساس بکنند. چه بسا به این دلیل است که در آموزه های دینی داریم " ید الله مع الجماعه" (دست خداوند همراه با جمع است) چرا که انسان ها نمایندگان خدا روی زمین هستند و می توانند به یکدیگر کمک کنند و چه بهتر که از یک رگ و ریشه باشند.

 

فرزندان یکی از سرمایه های زندگی انسان است، چه خوب است که این سرمایه ها به اندازه ای باشند که بعدا پشیمون نشویم، بسیاری از والدین پا به سن می گذارند و از این که فرزند آوری نداشتند و بدلیل مشکلات از آن جلوگیری کرده اند پشیمان هستند و حسرت می خورند. در یک گزارش از فردی مصاحبه شد که به نکته جالبی اشاره کرد، او شخص گفت ما یک موقع سرمایه ای نداشتیم و خواستیم فرزند آوری رو مدیریت کنیم و از آن ممانعت کردیم و حالا که پا به سن گذاشتیم زندگی خوبی داریم ولی زمان فرزند آوری گذشته است، چه خوب بود که عاقبت اندیشی می کردیم

 

تا فرصت وجود دارد باید به سمت تعدد فرزند برویم، البته والدین بالای چهل سال می توانند با پزشکان متخصص و متعهد مشورت داشته باشند که چه بسا از لحاظی قوای بدنی آمادگی برای آوردن فرزند وجود داشته باشد که حتما استفاده کنند ازاین فرصت و از لذت فرزند دار شدن برخوردار شوند، چرا که در برخی کشورهای اروپایی تعداد باروری ها در سن بالای چهل سال بیشتر شده است که در کشور ما با پیشرفت مسائل بهداشتی و سالم ماندن بدن ها سن امید به زندگی افزایش پیدا کرده است

 

. 18-عدم یاری رساندن به والدین در آینده:

بچه های تک فرزند در آینده وقتی مشغول زندگی خود می شوند برگشت آن ها به خانواده و یاری دادن آن ها به والدین کم رنگ تر می شود، و مشغله های زندگی و زن و فرزند وقت یاری رساندن به والدین را به آنها نمی دهد در حالی که در آموزه های دین، احسان به والدین بسیار توصیه شده است. بسیار شنیده ایم که پدر و مادر ها امروزه می گویند که ما فراموش شده ایم، وقتی از آنها سوال می شود چند فرزند دارید متوجه می شویم تعداد فرزندان آن ها کم است. این موضوع به نوعی گسلی در حوزه خانواده ایجاد می كند و ارتباطات عاطفی بین آن ها کمتر می شود. در خانواده های پرجمعیت اگر هر ماه یکبار هم به دیدن هم بروند در ماه چندین بار همدیگر را خواهند دید. در غرب ارتباطات عاطفی کمرنگ تر شده که یکی از عوامل آن کم بودن تعدادفرزندان است.

 

 19-احساس تنهایی:

خود کودکان هم در خانواده های کم فرزند احساس تنهایی می کنند. حتی گاهی اوقات کودکانِ تنها به دعوا ها و کشمکش های خواهر برادر های دیگر حسادت می کنند. درست است که تک فرزند ها در آینده ازدواج می کنند، ولی ازدواج قسمتی از نیاز های انسان است، شخصی که خواهر و برادری ندارد و پدر و مادرش را از دست داده و احساس تنهایی می کند دچار آسیب های عاطفی می شود

.

 20-خجالتی بودن :

دلیلش این است که در 7 سال اول شخصیت کودک شکل می گیرد، در خانواده های شلوغ و پر هیاهو تعامل بین فرزندان و ارتباط بین آنها بالا می رود و در آینده هم در مدرسه و جامعه نیز به راحتی ارتباط برقرار می کنند.

 

. 21-بی حوصلگی:

در خانواده های پر جمعیت بسیاری از وقت های فرزندان با همدیگر پر می شود ولی در خانواده های کم فرزند پدر و مادرها کار های مربوط به خود را دارند و نمی توانند همه وقت فرزند را پر کنند و دائما با او بازی کنند و کودک در خانه حوصله اش سر می رود. این بی حوصلگی باعث نق زدن ها و اعتراض های کلامی فرزند می شود گاهی اوقات در رفتار های کودک تغییر بوجود می آید که باعث درگیری و یا تنبیه فرزند می شود.

 

 

علل کم فرزندی

 1-مسایل اقتصادی:

یکی از علت های مهمی که خانواده ها به دلیل آن به سمت تک فرزندی و کم فرزندی می روند مسائل و مشکلات اقتصادی است، البته در خانواده هایی با سطح در آمد بالا نیز تک فرزندی بسیار دیده می شود. در ابتدا دولتمردان و مسوولین باید همفکری داشته باشند تا این مسائل را هموار کنند ولی این نکته را نباید فراموش کنیم و آن اینکه روزی دست خداست و ما وسیله هایی هستیم برای کسب روزی هستیم، درروایتی، پیامبر خطاب به اباذر فرمودند:

 

 يَا أَبَا ذَرٍّ لَوْ أَنَّ ابْنَ آدَمَ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ كَمَا يَفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لَأَدْرَكَهُ رِزْقُهُ كَمَا يُدْرِكُهُ الْمَوْتُ

 

ای اباذر اگر فرزند آدم اگر از روزی خودش فرار کند گویی از مرگش فرار کرده است و همانطور که مرگ انسان را در می یابد، روزی هم می گردد و اورا در می یابد.

 

در روایت دیگری شخصی نزد معصوم و عرضه داشت من فرزند می خواهم ولی همسرم می گوید بدلیل مسائل اقتصادی فرزند آوردن را عقب بیاندازیم، حضرت با این تعبیر فرمودند روزی فرزندان را خدا می رساند، به همسرت بگو نگران این موضوع نباشد. اهل بیت این چنین با صراحت مهم نبودن مسائل اقتصادی رو مطرح می کند. البته این به این معنا نیست که با آوردن فرزند مشکلات اقتصادی به کلی برطرف می شود، حتی در زمان پیامبر هم جوان هایی خدمت پیامبر واهل بیت علیهم السلام می رسیدند و اظهار فقر می کردند و پیامبر و اهل بیت آنها را به ازدواج یا فرزند آوری دعوت می کردند و آنها گاهی با شک عمل می کردند ولی در آینده می دیدند که وضعیت آن ها اگر بهتر نشد بدتر هم نشده است و زندگی خوبی را دارند. فرزندان میوه های دل ماهستند و در کنار آن ها والدین آرامش پیدا می کنند و برای رسیدن به این آرامش باید سختی هایی رو پشت سر گذاشت که یکی از این سختی ها همین مسائل اقتصادی است. نسل گذشته مگر در تمکن مالی زندگی می کردند که فرزندان زیادی داشتند .

 

همانطور که گفته شد روزی انسان ها دست خداست و زیاد و کم کردن آن هم دست خود خداست، حضرات معصومین (علیهم السلام) می فرمودند در برخی موارد خداوند این مقدار روزی را زیاد می کند که یکی از آن موارد همین فرزند آوری است. شخصی سومین دخترش که به دنیا آمد با نگرانی نزد حضرت آمد، حضرت به او گفت نگران چه هستی، روزی اش را که خدا می دهدو برای خود توهم خاصیت دارد چون سه دختر داری خدا بهشت رو بر تو واجب کرده است. هر چه نگاه می کنیم مذمتی در باره فرزندآوری در روایات نیامده است و هر چه هست تشویق است

 

 در اینجا می توان به این ماجرا توجه کرددر گذشته که جمعیت کره زمین 3.5 میلیارد بود، دانشمندان و محققین یک موجی رو ایجاد کردند که جمعیت زیاد نشود و گفتند که اگر یک میلیارد به جمعیت اضافه شود فقر و بدبختی همه دنیارو فرا می گیرد و کمبود منابع بوجود می آید، با گذشت زمان و وقتی جمعیت 800 میلیون نفر اضافه شد، هیچ تغییری در وضعیت امرار و معاش و تغذیه مردم پیش نیامد و حتی در برخی موارد ذخایر و منابع افزایش پیدا کرد و منابع جدیدی پیدا شد هم اکنون هم که جمعیت جهان 7 میلیارد نفر است اتفاق خاصی پیش نیامده است در حالی که پیش بینی می شد فاجعه ای اتفاق می افتد.

 

 یک اشتباهی که محققین کردند این بود که خداوند انسان را یک موجود خلاق و هوشمند و عاقل آفریده است و در شرایط مختلف تصمیم های مختلف می گیرد، وقدرت حل مساله دارد (تعریف هوش). در خانه هم این فکر وجود دارد، که والدین می گویند با آمدن فرزند دوم چه اتفاقی می افتد، چه مالی چه تربیتی و نگرانی وجود دارد در حالی که باید توجه داشت ما انسان ها هوشمند هستیم و در شرایط مختلف سازگار می شویم و قدرت حل مشکلات را دارا هستیم.یکی از بلوغ هایی که وجود دارد بلوغ اقتصادی است، این بلوغ اقتصادی وقتی اتفاق می افتد که انسان در جریان مسائل مالی بیشتر قرار می گیرد، مثلا ازدواج کردن ، فرزند آوری و...وقتی فرزندان زیاد تر شود رشد بلوغ اقتصادی بیشتر خواهد شد.

 

اگر ما بیماری ای داشته باشیم که پزشک برای درمان آن هزینه زیادی مطالبه کند آیا ما از درمان منصرف می شویم؟ یا اینکه به امید خدا هزینه می کنیم، در بحث تک فرزندی برای فرزند بیماری می آورد و آسیب های احساسی، عاطفی و رفتاری بر بچه وارد می شود (21 آسیب برای تک فرزندی و کم فرزندی قبلا مطرح کردیم).

 

 اینکه مطرح می شود فرزند کم تر زندگی بهتر آیا با کم شدن فرزندان مشکلات کم شد؟ یا نوع مشکلات تغییر کرد، برخی ها می گویند بدلیل عدم توانایی درخواست های فرزندان ما به کم فرزندی روی می آوریم، آیا این درخواست ها فقط برای چند فرزندی است؟ آیا فرزند تک این خواسته ای ندارند؟ اتفاقا فرزند های تک بدلیل توقعات بالا و تک بودن همه چیز را برای خودش می خواهد، یک تبلت، یک دوچرخه و.... در حالیکه در خانواده های چند فرزند در قدیم یک دوچرخه خریداری می شد و فرزندان بعدی هم از همان استفاده می کردند

 

در انتها به این نکته توجه کنیم که گاهی اوقات می بینیم که زندگی خوب و خانه بزرگی را بدست آوردیم ولی دورمان خلوت است و آن ریحانه زندگی راکه فرزندان ما است کم داریم در یک گزارش از فردی مصاحبه شد که به نکته جالبی اشاره کرد، آن شخص گفت ما یک موقع سرمایه ای نداشتیم و خواستیم فرزند آوری رو مدیریت کنیم و از آن ممانعت کردیم و حالا که پا به سن گذاشتیم زندگی خوبی داریم ولی زمان فرزند آوری گذشته است، چه خوب بود که عاقبت اندیشی می کردیم.

 

2-اشتغال مادران به کار یا تحصیل:

چند نکته را باید مورد توجه قرار داد

: برخی از فعالیت های ما یک پازل از زندگی ماست، این موضوع نباید به تمام زندگی سرایت کند، یا دختر خانم هایی که که به بهانه درس دیگر ازدواج نمی کنند، این تحصیلات یک پازل از زندگی ماست و نباید همه زندگی را تحت تاثیر قرار می دهد، گاهی اوقات آسیب هایی رو بوجود می آورد و سن ازدواج بالا می رود و مورد های خوب گذشته دیگر نیست و حسرت و پشیمانی به بار می آورد.

مقام معظم رهبری فرمودند که ما با اشتغال خانم ها مخالف نیستیم با دوشرط 1- به خانواده آسیب نرساند و 2- اختلاط با نامحرم وجود نداشته باشد

گاهی اوقات می بینیم که زندگی خوب و خانه بزرگی را بدست آوردیم ولی دورمان خلوت بود و آن ریحانه زندگی را که فرزندان ما است کم داریم. اشتغال و تحصیل با فرزند دار شدن قابل جمع است که این با توانایی مادر ها بستگی دارد. این نگرش غلط که بوجود آمده است و خود خانم ها با حالت اعتراض می گویند که چرا ما خانم ها باید بپزیم و بشوییم و پوشک بچه عوض کنیم و این دید که کار در منزل خیلی کار بی ارزشی است را باید اصلاح کنیم، این کاملا برعکس است، اگر بدانیم که کار خانم ها در منزل چقدر ارزشمند است هر روز دستان آن ها را می بوسیم، حضرت فاطمه فرمودند، زن خانه دار به خدا نزدیک تر است.یا اگر مرد از همسرش درخواست آب می کند همین که زن برای همسرش ظرف آبی می آور این عمل برای زن بهتر از عبادت شبانه و روزه گرفتن در روز برای آن زن می شود، و در جای دیگر می فرماید به ازای هر جرعه ای که مرد می نوشد 60 گناه زن آمرزیده می شود و 60 حسنه رویش می کند. ما نگاهمان نگاه آخرتی است و ئنیا را به صورت یک مزرعه می بینیم و باید از آن بهره برد برای آخرت. در روایتی داریم به ازای هر جرعه ای که فرزند از شیر مادر می خورد، خداوند ثواب آزاد کردن یک بنده از نسل اسماعیل را به آن می دهد و بی جهت نیست که می گویند بهشت زیر پای مادران است.

 

3- اختلافات بین زن و شوهر:

گاهی اوقات همسران به دلیل اختلافاتی که دارند و حتی جدایی و طلاق را محتمل می دانند از فرزند آوری ممانعت می کنند تا تکلیفشان مشخص شود.

سرنوشت زندگی در دست خود زن و شوهراست و اگر بدانیم چگونه عمل کنیم می توانیم زندگی را پایدار کنیم . نقشه راه زندگی از بیرون خانواده کشیده نمیشه و تدبیر خود زن و مرد می تواند استحکام پایه زندگی رو فراهم کند.

در این دوره ی زمانی زندگی ها پیچیدگی های زیادی دارد، اگر طریقه صحبت کردن، صبر، گذشت و مهارت های زندگی مشترک را یاد بگیرند سطح رضایتمندی از زندگی بالا می رود. مادر پدر هایی که خودشان یک عمر با کشمکش زندگی کردند و الگوی فرزندانشان می شوند زندگی این فرزندان چیزی بهتر از آن ها نمی شود. بهمین دلیل باید برای زندگی تدبیر داشته باشیم و مهارت های سبک اسلامی زندگی یاد بگیریم و کار ببندیم.

چرا سبک زندگی اسلامی؟ غرب هم به مهارت های زندگی پرداخته اند ولی به دید بشری، به همین دلیل در اروپا تجربه طلاق 50 درصد دیده می شود. با نگاه بشری نمی توان مشکل را حل کرد، با حل یک مشکل، مشکل دیگری بوجود می آید. ولی با یک رجوع به آموزه های اهل بیت علیهم السلام واشراف آن ها و آیات قرآن و برنامه ای که خالق انسان برای انسان وضع کرده، زندگی ها رو پیش می بریم مصلحت زندگی رقم خواهد خورد. در آموزه های دینی منفعت زن و مرد مورد نظر نیست بلکه منفعت زندگی مورد نظر است، شاید زن یا مرد سختی باید بکشند تا زندگی بهتر شود.

بنابراین این مشکلات نمی تواند مانع فرزند اوری بشود،باید مشکل را حل کرد.

خانواده در آموزه های اسلامی یک نهاد مقدس است، تا جایی که اگر جوانی تشکیل خانواده نیمی از دین یکی از تصمیمات بزرگی که می توانیم بگیریم این است که تلاشمون رو بکنیم با بهره گیری از الگوی مناسب دینی و الگو قرار دادن زندگی امیرالمونین و حضرت زهرا و شبیه شدن به زندگی آن ها می توان مشکلات رو حل کرد. چگونه؟

 

 این زوج آسمانی:

 

الف- شناخت متقابلی در زندگی آن ها وجود داشت که منجر به یک درک متقابل شده بود. یک جاهایی حضرت زهرا(سلام الله علیها) میبیند که حضرت علی(علیه السلام) شاید توانایی برآورده کردن و تهیه کردن آن را نداشته باشد، حتی حضرت زهرا در خواست نمی کند که علی بگوید نمی توانم

 

در زندگی های الان مرد توانایی ندارد و زن اصرار می کند و می گوید مرد های دیگر چیکار می کنند تو هم بکن

 

ب- همکاری متقابل: روزی پیامبر(صلی الله علیه و آله) وارد خانه آن ها شدم و زهرا در حال پختن آش است و علی در حال عدس پاک کردن بودند فرمود علی جان خانه محل حج و عمره است و وقتی مرد در کار خانه به همسر کمک می کند خداوند پاداش عظیمی به آن مرد می دهد،

 

وقتی زنی فقط کار میکند و مرد همیشه در حال تماشای تلوزیون و... است خب ارتباط مکدر می شود

 

ج- ارتباط کلامی مناسب بین آن ها که دوستی و محبت موج می زند، علی فاطمه را با لفظ "نَفْسی لَکَ الفِدا" جانم به قربانت وفاطمه علی را با لفظ و روحی لک الفدا (روحم به فدایت) مورد خطاب قرار می داد. این موارد در زندگی های امروزه کم است

 

د-رضایت خدا در زندگی: گاهی اوقات برای رضایت مهمان برآورده بشه سر زن هایمان داد می زنیم و یا زنی برای تکمیل سرویس ظروف با همسرش قهر می کند، در همه موارد در زندگی چه همسران و چه با فرزند باید رضایت خداوند مورد توجه قرار بگیرد.

 

 یکی از دلایلی که زندگی ها غربی بیشتر به طلاق و جدایی می رسد این است که حاکمیت خداوند از زندگی ها خارج شده است. در روایات داریم که تحمل بد اخلاقی شوهر باعث بهشتی شدن زن می شود، البته مرد مجازات بد اخلاقی خود را خواهد دید ولی زن می تواند با صبر بر بداخلاقی خودش را بالا ببرد و نه اینکه فقط صبر و تحمل داشته باشدو سختی بکشد بلکه تلاش برای تغییر مناسب در همسر را نیز ایجاد کند و همینطور بالعکس (تحمل مرد دربرابر بداخلاقی زن و...)

 

4- علل تربیتی:

تربیت یک عرصه مهمی است، پدر و مادر باید نگران این مسائل باشند، ولی تربیت یک مهارت است، اگر رانندگی رو یاد بگیریم چه یک کیلومتر و چه صد کیلومتر را می تواند رانندگی کند، اگر همه دانش و مهارت های تربیتی را یاد بگیرند 3 و 4 فرزند یا بیشتر فرقی نخواهد کرد، البته همه عوامل هم دست انسان نیست و چه بسا پدر و مادر شیوه ی تربیتی را بدانیم و به کار هم ببندیم و لی فرزندان خوب تربیت نشوند، چون کم فرزندی خودش یک مانع است و بهمین دلیل یکی از عوامل تربیت تعدد فرزندان است، همانطور که دیده می شود تربیت فرزند های بعدی بهتر و راحت تر است چون این تجربه را پدر و مادر در فرزندان اول پیدا کرده اند

تعداد فرزندان حداقل 3 فرزند باید باشد و تعداد بیشتر از آن خوب است و به توانایی تربیتی والدین بستگی دارد. باید توجه داشت که باید در تربیت توکل و توسل داشته باشیم و از خدا و اهل بیت بخواهیم که یاریمان کنند.

 

⬅️استادتراشیون برنامه پرسمان کودک ونوجوان. رادیومعارف

nooredideh.com

 

 



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

تاثیر اذکار برکودکان
ادامه مطلب