ماهواره

سوال – چرا در سالیان اخیر ،در کشور ما تعداد کسانی که از برنامه های شبکه ی ماهواره استفاده می کنند زیاد شده است؟
پاسخ – کسانی که موافق یا مخالف ماهواره هستند، سعی کنند که این برنامه را نگاه کنند. کسانی که ماهواره دارند یا تصمیم دارند که ماهواره بگیرند یا اصلا تصمیم ندارند که ماهواره بگیرند، این برنامه را ببینند. امروزه ماهواره برای خانواده های ما یک مسئله است و ماهواره برای خانواده های ما برنامه دارد .پس ما موظف هستیم که در مورد آن صحبت کنیم. شما می توانید تجربیات و پیشنهادات خودتان را به ما بگویید.
یکی از دلایل استفاده از ماهواره می تواند ناآگاهی از ابعاد مختلف ماهواره باشد. ماهواره چه اتفاقی در خانواده ی ما تولید می کند؟ شیوه و روشی که برنامه های ماهواره ای و سریال ها برای نفوذ در خانواده ها دارند چیست ؟ چه کسانی پشت پرده ی شبکه های ماهواره ای هستند؟ کم نیستند افرادی که نسبت به این مسائل ناآگاهی دارند. 
یکی دیگر از دلایلی استفاده از ماهواره، جو زدگی است که در بعضی از خانواده ها وجود دارد. بعضی بخاطر اینکه خواهر یا برادر یا اقوام شان تلویزیون ال سی دی دارند آنها هم این نوع تلویزیون را می خرند. این دلیل خوبی برای خرید تلویزیون ال سی دی نیست. در مورد ماهواره هم همین طور است یعنی می گویند که چون دوستم یا همسایه مان ماهواره گرفت ما هم گرفتیم که احساس کمبود نکنیم. بعضی ها می خواهند شبکه مذهبی آنرا ببینند و بعضی ها می خواهند اخبار را ببینند یا برنامه های سرگرم کننده ای که در تلویزیون ما نیست را ببینند. 
گاهی دلیل دیدن ماهواره بیکاری است یعنی فردی بازنشسته است یا اینکه جوان بیکار است یا خانم خانه داری است که وقت اضافی دارد و برنامه های ملی او را راضی نمی کند. 
دلیل دیگر یک شکست خاص باعث می شود که فرد نیازهای طبیعی خودش را در فیلم های مستهجن ماهواره ای ارضا بکند. دلیل دیگر دور بودن از فضاهای معنوی است. وقتی حس معنوی انسان قوی نشد یعنی لذت گرا شد، بطور طبیعی عادت می کند به سمت چیزهایی برود که لذت های مادی را در حد اعلی ارضا می کند. 
دلیل دیگر این است که خانواده ها خیلی تلویزیونی شده اند .بعضی از خانواده ها روزانه بیش از حد استانداردهای جهانی برنامه های تلویزیونی تماشا می کنند و به تلویزیون عادت کرده اند. و تلویزیون عضو خانواده شان شده است. رئیس خانواده تلویزیون است که می گوید :چه موقع بخواب و چه زمانی بیدار شو،چه زمانی غذا بخورد و چه زمانی به میهمانی برو .پایین بودن کیفیت بعضی از برنامه های تلویزیونی و نداشتن تنوع کافی(که  نمی تواند حس تنوع طلبانه ی یک خانواده را ارضا بکند) باعث می شود که خانواده ها به سمت ماهواره بروند.  
ناآگاهی افراد از ابعاد آثار ماهواره بر خانواده در سه بُعد است. یکی از این ابعاد، ناآگاهی از ابعاد آثار مختلفی است که بر روی خانواده دارد، بُعد دیگر شیوه ی کار برنامه ها و فیلم ها برای تزریق آثار آن در خانواده هاست و بُعد دیگر ناآگاهی از کسانی است که دارند این برنامه ها را برای خانواده ی ما می سازند. 
همه معتقد هستند که اگر بناست جامعه ای پیشرفت کند، اصلی ترین چیزی که باید از آن مراقبت بشود خانواده است. وقتی خانواده رشد کرد، جامعه رشد می کند و وقتی خانواده سقوط کرد خانواده سقوط می کند. نتیجه ی تفکرات اندیشمندان غربی این است که باید به داد دو چیز در غرب برسیم :خانواده و معنویت. یکی از اصلی ترین مسائلی که نتیجه ی تماشای فیلم ها و سریال های ماهواره ای است ترویج خانواده های بی قید در برابر خانواده های سنتی است. در خانواده ی سنتی یکسری قواعد داریم که همه ی خانواده به آن پایبند هستند حتی اگر تقید دینی نداشته باشند. استحکام خانواده وابسته به این است که این قاعده ها حفظ بشود. اما در بسیاری از موارد می بینیم کسانی که به برنامه ها و سریال های ماهواره ای عادت می کنند،بعد از مدتی از قیدها و بندهای خانواده ی سنتی بیرون می آیند. 
در خانواده های سنتی(برای بنیاد و نهاد خانواده ارزش قائل هستند و می خواهند آنرا حفظ کنند)حتی اگر تقید چندانی به مسائل دین ندارند معتقد هستند که میزانی از پوشش باید بین جنس های مونث و مذکر خانواده حفظ بشود. مثلا مادر خانواده ی جلوی فرزند پسر نمی تواند هر نوع پوششی را که دلش می خواهد انتخاب بکند. خواهر در جلوی برادر اجازه ندارد هر پوششی را استفاده بکند. گاهی پدر تقید مذهبی ندارد و حتی نماز هم نمی خواند ولی اگر دخترش پوشش زننده ای را انتخاب کند، پدر به او تذکر می دهد.زیرا در خانواده های سنتی پذیرفته ایم که جنس های مخالف حتی اگر محرم باشند باید حدودی را رعایت بکنند که اتفاقی در آینده نیفتد. در نوع برنامه ها و سریال های ماهواره ای این باور القا می شود که خانواده راحت ترین جایی است که انسان هر نوع پوششی که بخواهد انتخاب کند و اعتقاد به حریم داشتن در برابر برادر ،پدر، دایی و عمو یک اعتقاد عقب مانده است. نتیجه این می شود که دختر با دیدن این برنامه ها و القاء این مسئله در درون خودش ،یک پوششی در برابر برادرش انتخاب می کند که این می تواند مشکل ساز بشود. 
در دنیای غرب خانواده هایی که برای خودشان ارزش قائل هستند برای دیدن برنامه ی تلویزیونی حریمی دارند. یعنی هر برنامه ای را در برابر فرزندان شان تماشا نمی کنند و اجازه نمی دهند که فرزندان شان هر برنامه ای را تماشا کنند ولی خانواده هایی که برای خودشان قید و بند ندارند، الان دچار ناامنی اخلاقی در فضای خانواده شدهاند یعنی زیر سقفی که پدر و مادر و خواهر و برادر دارند باهم زندگی می کنند. ناامنی اخلاقی برای دخترها از طرف دایی و عمو و محارم است. اتفاق عجیبی دارد می افتد. امن ترین منطقه ی دنیا برای یک دختر تبدیل به یک منطقه ی ناامن می شود. این اتفاق نتیجه ی تماشای برنامه هایی خواهد بود که بناست این اعتقاد را القا کنند. 
طلاق در اسلام حلال است ولی مبغوض است. یکی از نتایج تماشای سریال های ماهوارهای این است که قبح طلاق ریخته می شود. زیرا در آن فضا، خانواده آنچنان تقدسی ندارد که ما در خانواده های مان داریم. در این برنامه از طلاق بعنوان یک حق ترویج می شود که  هر وقت خواستید می توانید از آن استفاده کنید. از سال 88 به این طرف که شبکه های فارسی زبان زیاد شد، آمار طلاق بشدت بالا رفت. در بعضی از سال ها، نرخ رشد طلاق از نرخ رشد ازدواج پیشی گرفت. چه نسبتی بین زیاد شدن شبکه های فارسی زبان و بالا رفتن نرخ طلاق وجود دارد؟ 
در خانواده های سنتی پدر و مادر یک جایگاه ویژه دارند حتی فرزندانی که روش پدر و مادر را نمی پسندند، احترام خاصی برای آنها قائل هستند. اگر در خانواده ای جایگاه پدر و مادر متزلزل شود، در واقع بنیان های آن خانواده متزلزل شده است. زیرا رکن خانواده پدر و مادر است. در نوع فیلم ها و سریال های ماهواره ای مادر بعنوان آشپز و پدر بعنوان کارگر معرفی می شود. تا زمانی که پدر پول در می آورد و به فرزند می دهد و مادر آشپزی می کند و نیاز فرزند برآورده می شود یک احترام حداقلی وجود دارد ولی همین که این نیاز برآورده شد، جایگاه پدر و مادر متزلزل می شود.  
در جوامعی که تقیدات دینی وجود ندارد مثل جامعه لائیک و سکولار ،وفاداری زن و شوهر یک اصل است. جامعه ای وجود ندارد که وفاداری زن و شوهر را بد بداند. در تعداد قابل توجهی از فیلم ها و سریال های ماهواره ای، این وفاداری با شیوه های مختلفی مورد خدشه قرار می گیرد. در بعضی از فیلم ها و سریال های ماهواره ای به صراحت تقید و پایبندی زن به شوهر یا شوهر به زن در محدوده ی مشروعیت هر جامعه را یک چیز بیخودی می دانند و می گویند که چه دلیلی دارد که زن خودش را به همسرش محدود کند. آنها یک چیز کاملا فطری و طبیعی را زیر سوال می برند. گاهی با شیوه ی رندانه تری این مطلب را می گویند که تو به شوهرت وفادار بمان تا وقتی که شوهرت به تو وفادار است. و اگر شوهرت به تو وفادار نماند این را برای خودت یک حق بدان که رسم وفاداری را کنار بگذاری. یکی از معروف ترین سریال های ماهواره ای موضوعش همین است که شوهر تو وفاداری را کنار گذاشته ،پس حق تو هم این است که وفاداری را کنار بگذاری تا او ادب بشود. یعنی مرد مقصر اصلی حساب می شود و زن مُحق است که خیانت کند. 
در مشاوره خانمی که به خیانت دچار شده و همسرش هم متوجه شده بود می گفت: من به ارتباطات مقید بودم اما شوهرم (که الان عصبانی است)پای ماهواره را به خانه باز کرد و وقتی مدتی این سریال ها را دیدم از خودم پرسیدم که چرا من باید تقید داشته باشم؟ در همین هنگام زمینه ی آشنایی من با یک فرد غریبه پیش آمد و بعد این ارتباط لو رفت. تماشای این سریال ها آرام آرام حس تقید و خویشتن داری را که در هر زنی وجود دارد می گیرد. 
بعضی ها می گویند که این سریال های ماهواره ای بدی خیانت را نشان می دهد. ما چندین هزار شبکه ی ماهواره ای داریم. ولی اکثرا مشتری شبکه های ماهواره ای فارس زبان هستند .چند تا از این سریال ها که در این شبکه ها پخش می شود مقابل بی وفایی ایستاده و ترویج وفاداری می کنند؟ در بسیاری ازسریال ها بی وفایی را بعنوان یک حق معرفی می کنند و می گویند که چرا شما خودتان را محدود به یک نفر می کنید. و چرا احساس گناه می کنید. بطور طبیعی وقتی زن بی وفایی می کند احساس گناه و عذاب وجدان می کند. آنها می خواهند این عذاب وجدان را بگیرند تا زن راحت تر بی وفایی را قبول کند. حتی سریال هایی که می گویند: بی وفایی بد است و خیانت ممنوع است، بیشتر ترویج رابطه ی نادرست را می کنند تا ترویح نادرست بودن این رابطه را؟ قرآن در داستان حضرت یوسف در مورد خیانت زن به شوهر صحبت کرده است. وقتی شما سوره ی یوسف را می خوانید بیشتر نادرست بودن رابطه ی زلیخا در ذهن شما جلوه گر می شود یا رابطه ی نادرست این ارتباط؟ قرآن این رابطه ی نادرست را در پرده و متین بیان می کند تا انسان با خواندن آن تحریک نشود و در عوض زلیخا را سرزنش می کند. در یک سریال بیست قسمتی ،هجده قسمت در مورد این رابطه ی نادرست حرف می زند و مکشوف آنرا نشان می دهد. و حس لذت گرایی مخاطب را تحریک می کند و در آخر فیلم پشیمانی را نشان می دهد. آیا نتیجه ی این فیلم این می شود که ما بگوییم: سراغ این کار نرویم؟ در اینجا چیزی که جلوه گری می کند زیبایی عفاف است یا زیبایی ظاهری این نوع هوسرانی ها؟ در انتهای داستان یوسف، انسان یوسف را ستایش می کند که عفتش را نفروخت ولی سالها زندان را خرید. آیا نتیجه ی این سریال ها این است که من باید عفیف بمانم؟ باید واقع بینانه به این سریال ها نگاه کرد. 
 
 صحبت هایی که ما در مورد برنامه های ماهواره ای می کنیم به این معنا نیست که تمام برنامه های ماهواره ای بد است و تمام برنامه های داخلی خوب است. ما نمی خواهیم بگوییم :تمام برنامه هایی که از رسانه پخش می شود، نتیجه اش خدمت به خانواده است و تمام برنامه هایی که از ماهواره پخش می شود نتیجه اش خیانت به خانواده است. ولی غلبه ی خیانت در سریال های ماهواره ای بیشتر است.
 
وال – چرا ماهواره در خانواده های امروزی رواج پیدا کرده است؟ 
پاسخ – علل مختلفی دارد. یکی از علت ها، عدم اشراف کامل بعضی از خانواده ها بر نتایج آثار برنامه های ماهواره بر خانواده هاست. وقتی برنامه های ماهواره درخانواده جا افتاد ،روابطی که در خانواده های سنتی وجود دارد، از بین می رود. مثل احترام بین پدر و مادر یا طلاق، ترویج بی وفایی زن و شوهر، خیانت به یکدیگر و ارتباطات خارج ازعرف و شرع که همه روی آن حساس هستند حتی خانواده هایی که تقید مذهبی چندانی هم ندارند. 
ارتباط دختر و پسر یک مسئله ی شرعی دارد که ما به آن کاری نداریم. در تمام دنیا این پذیرفته شده است که اگر ارتباط دختر و پسر در سنین نوجوانی افسار گسیخته شد، آن جامعه هم از نظر عملی و هم از فرهنگی  پسرفت می کند. در غرب هم در محیط های علمی مثل مدرسه و دانشگاه معتقد هستند که اگر این ارتباط افسار گسیخته شد ،نتیجه اش پایین آمدن سطح بازدهی علمی و امنیتی اخلاقی می شود که در آنجا هم یکسری آموزش ها وجود دارد. یکی از نتایج تماشای مستمر برنامه های ماهواره ای و سریال ها در شبکه های فارسی زبان این است که آرام آرام قبح این ارتباط ریخته می شود. در جوامع سنتی دو تا مانع برای ارتباط بین دختر و پسر وجود دارد که اجازه نمی دهد این قدر افسار گسیخته بشود.مانع اول نگرانی از عصمت دخترانه و مانع دوم نگرانی از بارداری است. در بسیای از فیلم ها و سریال های ماهواره بصورت مستقیم وغیرمستقیم بشدت روی این دو مسئله جوری کار می کنند که نه تنها نگرانی از ذهن دختر و پسر برطرف بشود بلکه برای این کار جسور بشوند. وقتی ما می بینیم در بعضی از آنها با ظرافت خاصی به دختر امروز می گویند که اصلا نگرانی از عصمت دخترانه نداشته باش زیرا تفکر عصر حجری است که انسان های عقب مانده نگران آن هستند. وقتی این تفکر را جا انداختند نتیجه اش می شود زیادشدن ارتباطات نامشروع و بارداری های نامشروع و سقط جنین. در بعضی از کشورها سالیانه پانصد هزار کودک نامشروع بدنیا می آید. این یک فاجعه است. بعضی از آنها واقعا از پدرشان بی خبر هستند. خیلی از این کشورها که برای ما برنامه می سازند خودشان دنبال راه کاری هستند که با این فاجعه چکار کنند. وجود کودک نامشروع یعنی از هم گسیختگی خانواده. الان صدای افراد مقدس جامعه های غربی هم درآمده است. نتیجه ی این خواهد شد که دیگر خانواده ای وجود نخواهد داشت. در این چند سال اخیر سن ارتباط دختر و پسر پایین آمده است. تعداد این ارتباطات چقدر شده است؟ آیا خویشتن داری که قبلا در این ارتباطات وجود داشت الان وجود دارد
 
سوال – نظر شما در مورد اینکه ماهواره هم برنامه های خوب دارد و هم برنامه های بد چیست ؟

پاسخ- در اینکه ماهواره برنامه های بد و برنامه های خوب دارد تردیدی نیست.یعنی ما برنامه های خوب ماهواره را انکار نمی کنیم. در این هم تردیدی نیست که بعضی از خانواده ها هستند که در نهایت وقار ،شخصیت و احترام به خانواده برنامه های خوب ماهواره را تماشا می کنند تردیدی نیست. ما باید با دید احترام به این خانواده ها نگاه می کنیم. پس ما این خانواده ها را انکار نمی کنیم. دیگر اینکه مسلم است که برنامه های منفی ماهواره بیشتر از برنامه های مثبت است. هیچ کس این نکته را انکار نمی کند حتی اگر با ما مخالف باشد. برنامه هایی که با فرهنگ دینی ما سازگار نیست در ماهواره خیلی بیشتر از برنامه های مثبت است. نباید تردید کرد که الان در جامعه ی ما استفاده منفی از ماهواره بیشتر از استفاده ی مثبت از ماهواره است. یعنی خیلی از خانواده استفاده ی مثبتی از ماهواره ندارند. البته اینها خانواده های بدی نسیتند ولی به برنامه های ماهواره اعتماد کاذب کرده اند. همه ی خانواده ها فرزند و همسرشان را دوست دارند و وقتی از اثرات منفی ماهواره روی فرزندان شان آگاه می شوند، آنرا کنار می گذارند. خطر ماهواره چیزی نیست که بتوانیم براحتی از کنار آن بگذریم، زیرا دارد بنیان خانواده را متزلزل می کند. و ریشه ی خانواده را مورد هدف قرار داده است. چاقو دست را می برد و نهایت آن چند بخیه است.   
بعضی از مردم ماهواره را با چاقو، موبایل و اینترنت مقایسه کرده اند .آیا ضرورت ماهواره در خانه به اندازه ی ضرورت چاقو، موبایل و اینترنت است. اگر ماهواره در خانه نباشد چه اتفاقی می افتد؟ اگر در خانه موبایل یا اینترنت نباشد بسیاری از کارهای اداری مختل می شود. در آیه 219 سوره بقره داریم :پیامبر از تو در مورد شراب و قمار می پرسند، بگو که در این شراب و قمار خطا و گناه بزرگی است اما منفعت هایی هم دارد ولی ضرر آن بیشتر از منفعت آن است .پس آنرا کنار بگذارید. ضررهای ماهواره بیشتر است یا منفعت های آن ؟ آیا می توان از منفعت های آن چشم پوشید؟ 
شما چقدر اطمینان دارید که همه ی خانواده ها از ماهواره استفاده ی خوب می کنند؟ شما چقدر اطمینان دارید که همه ی اعضای خانواده ی شما مثل شما از ماهواره خوب استفاده می کنند؟ شما چقدر اطمینان دارید که باز هم در آینده از ماهواره استفاده ی خوب می کنید؟ منفعت هایی که شما از ماهواره می گیرید چه اندازه ضرروت دارد که این ریسک بزرگ که خانواده را به خطر می اندازد را انجام می دهید ؟چه مقدار منفعت هایی که شما از راه ماهواره بدست می آورید از راه های دیگر قابل دسترسی نیست و تنها راهش ماهواره است؟  
پیامک-من یک جوان23 ساله هستم که از وقتی که با ماهواره آشنا شده ام از خدا دور شده  و بی عفت شده ام.هر کاری هم که می کنم نمی توانم درست بشوم.
پیامک-من یک دختر شش ساله دارم که ماهواره خیلی روی او اثر گذاشته است و ادای همه ی چیزهای بد سریال ها را تکرار می کند .من نمی دانم این چیزهای بد را چطور از ذهنش پاک کنم؟ 

 

پیامک-مهمترین دلیل استفاده از ماهواره که در این برنامه بطور مغرضانه به آن اشاره نشد، بی کیفیت بودن برنامه صدا وسیماست. 

پاسخ-ما نسبت به برنامه های صدا و سیما تعصبی نداریم. مهم این است که چرا خانواده های ما این قدر تلویزیونی شده اند؟ چرا باید وقت ما فقط با تلویزیون پر بشود؟ در قدیم ما هفته ای یک سریال می دیدیم و تکرار هم نداشت. در آن موقع ما از وقت مان خوب استفاده می کردیم و در کنار هم زندگی می کردیم. الان ساعت خواب را تلویزیون مشخص می کند. الان دیر همه می خوابند و صبح نمی توانند سرحال از خواب بیدار بشوند. خواب با آرامش در ارتباط است. در قرآن داریم :شب را برای آرامش شما قرار دادیم. در خانواده های کنونی، وقتی اعضای خانواده به منزل می آیند تلویزیون را روشن می کنند و تا آخر شب حواس شان به تلویزیون است. پدر و مادر با فرزندان صحبت نمی کنند و زن و شوهرها با هم حرف نمی زنند. ما نیاز به ابرازعاطفه و درد و دل داریم. اگر تلویزیون این همه برنامه دارد یعنی ما باید همه آنها را ببینیم یا باید یکی را انتخاب کنیم؟ در بعضی از خانواده ها میهمانی رفتن یعنی دیدن یک سریال دسته جمعی .در قدیم میهمانی ها بیشتر مزه می داد. پس تلویزیونی شدن خانواده ها اشتباه است حتی اگر تمام برنامه های تلویزیون دینی بشود. 
اگر ما تلویزیونی شده ایم، تنوع طلب هم شده ایم، اگر ما چهل کانال تلویزیون هم داشته باشیم باز ما را ارضاء نمی کند. اگر ما مدیریت شده تلویزیون را تماشا بکنیم یعنی هفته ای یکی یا دو تا سریال ببینیم، دیگر نمی گوییم که رسانه هیچ تنوعی برای ما ندارد. 
کسانی که بیکارهستند آیا بهترین کار، استفاده از برنامه های تلویزیونی است؟ مثلا خانم خانه داری که فرزند ندارد، آیا نمی تواند کتاب های مربوط به تربیت فرزند را مطالعه کند؟ ما معتقد هستیم که باید برای تربیت فرزندان مان وقت بگذاریم. یکی از راه های تربیت درست مطالعه کردن است. پدر و مادرها باید برای فرزندانش وقت بگذارد .الان پدر و مادرها حوصله ی دیدن انواع فیلم و سریال را دارند ولی حوصله ی فرزندان شان را ندارند. یکی از معضلات جامعه ما نداشتن حوصله سر و کله زدن با فرزندان است. بعضی از خانواده ها می گویند که بچه های ما با هم دعوا می کنند یا نق می زنند. مگر وقتی شما کوچک بودید با خواهر و برادرهای تان دعوا نمی کردید؟ الان حوصله ها کم شده است .ببینید که این حوصله ها را صرف چه چیزی می کنید؟ اگر ما برای عمرمان ارزش قائل باشیم می توانیم برای خودمان برنامه ریزی بکنیم که یک قسمت آن برنامه های تلویزیون باشد. برنامه های تلویزیونی برای سرگرمی است و ما نباید تمام وقت مان را برای سرگرمی بگذاریم. 

 

یامک - شما می خواهید ما به عقب برگردیم؟ آیا شما برای مسافرت از شتر استفاده می کنید یا از هواپیما؟ هواپیما احتمال سقوط هم دارد، شما با پیشرفت مخالف هستید.

پاسخ – ما در مورد محتوای ماهواره صحبت می کنیم که وارد خانه ها ما می شود نه بشقاب آن. ما با پیشرفت به معنای واقعی شدن و به روز بودن موافق هستیم. ما یک کشوری هستیم که دارای قدمت تاریخی هستیم و باید در دنیا حرف اول را بزنیم. ایرانی باید نماد پیشرفت به معنای واقعی اش باشد. کسانی که استفاده از ماهواره را نماد به روز بودن و پیشرفت می دانند، سوالات ما روی آنها تاثیر گذاشته است. آیا تماشای برنامه هایی که اصول خانواده را هدف گرفته است، نماد پیشرفت است ؟آیا کسانی که این برنامه ها را ساخته اند دل شان به حال ما سوخته است؟ آیا آنها برنامه ساخته اند که ما پیشرفت کنیم؟ در خوش بینانه ترین حالات این است که این برنامه ها حالت سرگرمی دارد، آیا خانواده ای که تمام وقتش را صرف این گونه برنامه ها می کند، می تواند به پیشرفت فکر کند؟ آیا راز پیشرفت کشورهای پیشرفته این است که تمام مدت این برنامه ها را تماشا کرده اند؟ بدون تردید بسیاری از این سریال ها بنیان خانواده را نشانه گرفته و متزلزل می کند که شاهد آن تجربیاتی است که شما در اطرافیان تان حس کرده اید ،درجامعه بدون داشتن خانواده ی سالم و خانواده ای که دارای سلامت اخلاقی باشد، آیا می شود به پیشرفت فکر کرد؟ آیا این جامعه روی پیشرفت را می بیند؟ پیشرفت به چه معناست؟ اگر هر چیزی که برای دوران مدرنیته یا پیشرفت است را به خانه آوردیم و استفاده کردیم، آیا این نشانه ی پیشرفت است؟ آیا استاد دانشگاهی که در خانه اش ماهواره ندارد عقب مانده تر از فردی است که چندین ساعت پای ماهواره می نشیند و یک صفحه کتاب هم نمی خواند؟ در مورد واژه های به روز بودن و پیشرفت بیشتر فکر کنیم.

 

علوم اجتماعی به مؤلفه های چند فاکتوری نگاه می کند و به دنبال چند دلیل برای تغییرات اجتماعی می گردد. در نظر سنجی از مردم تهران مشخص شد که بسیاری از تغییرات منفی که در جامعه اتفاق افتاده، مؤلفه ی اصلی اش ماهواره است. یعنی تاثیرات شبکه های ماهوارها ی بین 30 تا 70 است. این نظر سنجی برای من هم خیلی عجیب بود. پس ماهواره یک مسئله ی جدی در زندگی مردم است. 

آسیب جدی ماهواره در بحث ارتباطات انسانی است. در هرم غذایی چند دسته غذا معرفی می کنند و می گویند که فرد سالم از همه این مواد مصرف دارد. اگر شما تمام مواد غذایی را مصرف کنید ولی یک نوع ویتامین را مصرف نکنید، دچار بیماری می شوید. در حوزه انسانی هم چنین سبد مصرفی داریم. اگر شما نتوانید بین ارتباط با خانواده، ارتباط با دوست و جامعه یک ارتباط متعادلی برقرار کنید، از نظر روانشناختی شما یک فرد بیمارهستید. اعتیاد رسانه ای ناشی از این می شود که فردی به یکی از انواع ارتباطات مثل اینترنت یا شبکه های ماهوارهای اعتیاد پیدا می کند و بعد ارتباط خانوادگی اش کاهش پیدا می کند. این کاهش ارتباطات، آسیب روانی به فرد و اطرافیان او می زند. مثلا در چند سال اخیر مردم پرخاشگر شده اند. ممکن است که این مؤلفه های مختلفی داشته باشد ولی بخش مهم آن 
ناشی از این است که وقتی سنخ ارتباط خانواده ای کاهش پیدا می کند ،خُلق انسان ها تنگ می شود عصبی تر می شوند و ... الان مردم اعتقاد دارند که یکی از علت های زیاد شدن طلاق ،شبکه های ماهواره است

 

سوال تلفنی- اگر خانواده اصول تربیتی را در مورد فررندان رعایت کند با دیدن ماهواره مشکلی پیش نخواهد آمد. خیلی از مسلمانان در خارج از کشور ماهواره را بطور کامل نگاه می کنند بدون اینکه مشکلی داشته باشند .اگر دختری با دیدن فیلم های ماهواره حجابش تغییر می کند، اصول تربیتی خانواده مشکل داشته است. ریشه ی اصلی پدر و مادر است.

پاسخ- در تربیت دینی دو نوع تقوا داریم: گریز و ستیز. در تقوای ستیز به ما می گویند که به خاطر گناه نکردن از فضا دور نشوید، قرآن می فرماید که غیبت نکنید. ولی نفرموده که با کسی ارتباط نداشته باشید. یعنی اگر میهمانی رفتید که غیبت می کردند، از طرف دفاع کنبد یا امر به معروف و نهی از منکر کنید. در تقوای گریز، دین به ما می گوید که فرار کن .در مسائل غریزی دین به ما می گوید که فرار کن. اصلا به فضاهایی که شما را به سمت گناهان شهوانی می برد ،نزدیک نشوید. در قرآن داریم :به زنا نزدیک نشوید. یعنی نزدیک چیزهایی که شما را به آن فضا نزدیک می کند نشوید تا وارد آن گناه بشوید. در این جور مسائل ما اعتماد به خویشتن نداریم. خداوند می فرماید که اگر شما به این فضا وارد بشوید و به خودتان اعتماد داشته باشید، این بخاطر نشناختن خودتان است. در قرآن داریم که وقتی همه حضرت یوسف را تبرئه کردند، یوسف گفت: من خودم را تبرئه نمی کنم وقتی نفس ما را به سوی بدی امر می کند مگر اینکه خدا رحم کند. به مقدس اردبیلی گفتند که اگر مسائل غریزی پیش آمد چه کار می کنی؟ او می گوید: پناه می برم به خدا. ایشان نگفت که من به خودم مطمئن هستم. پس ما نباید در مسائل غریزی به خودمان اعتماد کنیم ولی تربیت خانوادگی سرجای خودش محفوظ است و پدر و مادرها باید در تربیت فرزندان شان کوشا باشند. یکی از مسائل تربیتی فرزندان، دور نگهداشتن آنها از فضایی است که به مسائل غریزی دامن می زند.    

سوال تلفنی – من به دیدن سریال های ماهواره معتاد شده بودم. ولی به خودم آمدم زیرا زندگی ام مختل شده بود. 

سوال –  دیدن سریال و فیلم های ماهواره چه اثری روی فرزندان دارد؟
پاسخ – یکی از مسائلی که در دنیای روان شناسی مطرح می شود از بین رفتن دوران کودکی است. یکی از اصلی ترین آثار تماشای فیلم ها و سریال هایی که در شبکه های فارسی زبان پخش می شود این است که فرزندان ما چیزهایی را می بینند و می شنود که اگر بخواهند بچگی کنند نباید آنها را بدانند. در دنیای غرب این نظریه پذیرفته شده است که اگر می خواهید فرزندان تان خوب تربیت بشوند باید بچگی کنند. برای بچگی کردن، باید از یک سری چیزها با خبر نباشند یعنی چون جسم شان بچه است باید روح و ذهن شان هم بچه باشد. در سنینی به چیزهایی آلوده می شود که اجازه نمی دهد بچگی کند ،بنابراین خوب تربیت نمی شود. یکی از اثرات مخرب ماهواره بر روی بچه ها این است که چیزهایی را می بینند و می شنوند که نباید بدانند ولی وقتی دانستند روح شان آلوده می شود و دیگر نمی توانند بچگی کنند.
این نامه ای است از طرف یک بچه به پدر و مادری که ماهواره را به خانه آورده اند: بابای عزیزم و مامان گلم سلام، امیدوارم که حال تان خوب باشد و هیچ وقت با هم دعوا نکنید. دلم گرفته بود گفتم چند خط برایتان نامه بنویسم شاید دلم باز بشود. مادر و پدر گلم من شما را به اندازه ی دنیا دوست دارم، شما هم مرا دوست داشته باشید. بابا ومامان عزیزم، بزرگترین سرمایه ی من همین بچگی ام است. من اگر بچگی نکنم بزرگ نمی شوم ولی در همین چند وقت که با شما نشسته ام و این فیلم ها و سریال ها را تماشا کرده ام ،ذهنم از بچگی درآمده است .قبلا وقتی می خواستم بخوابم به آرزوهایم فکر می کردم، به اینکه یک روز دکتر می شوم و گوشی در گوشم می گذارم و با شنیدن صدای قلب آدم ها، می فهمم که بیماری شان چیست ،اما این شب ها بدون اینکه گوشی روی گوشم بگذارم می فهمم که صدای قلبم عوض شده است و دیگر مثل قلب بچه ها نمی زند. این شب ها دیگر به دکتر شدن فکر نمی کنم ، فکرم مشغول چیزهایی است که کنار شما دیدم. بابایی ،مامانی، ذهن من زودتر بزرگ شد. من در کوچکی چیزهایی را فهمیدم که نباید می فهمیدم، به روح لطیف و ذهن کوچکم رحم کنید. خیلی دوست دارم مرا بیشتر از فیلم و سریال ها دوست داشته باشید. من این نامه را روی ریسیور می گذارم، امیدوارم بعد از خواندن این نامه،  ریسیور دیگر اینجا نباشد. شما را دوست دارم، شما هم مرا دوست داشته باشید. 

 

سوال – ماهواره چه آثاری روی نوجوانان و جوانان جامعه دارد؟
پاسخ – اگر ما در مورد آثار ماهواره روی خانواده صحبت می کنیم، نمی خواهیم بگوییم هر کس که ماهواره نگاه می کند به دنبال فیلم های منفی ماهواره است و سریال های ماهواره را دنبال می کند و قصد جسارت به آنها را نداریم. حتی کسانی هم که به خاطر ناآشنایی با ابعاد مختلف ماهواره بر روی خانواده سریال های آنها را می بینند، مقصود ما این نیست که آنها از سر بی اعتقادی و بی اخلاقی دارند این کار را می کنند .هدف ما صرفا روشنگری است و مقصد آن به نفع خانواده است.
یکی از اصلی ترین ضررهای مشغول شدن خانواده به شبکه های متنوع ماهواره ای این است که والدین وقت کمتری برای بچه ها می گذارند. ما خیلی دعا کردیم که خداوند به ما بچه های صالح بدهد. بچه ای که بدنیا آمده و معصوم است و بوی خدا را می دهد نیاز به توجه ما دارد. پدر و مادر باید برای بچه وقت بگذارند و با بچه بازی کنند و حرف بزنند. جذاب ترین برنامه برای یک بچه زمانی است که پدر و مادر با او قایم موشک بازی کنند. این یک نیاز ضروری برای بچه هاست. بعضی از خانواده ها می گویند که ما فقط شبکه های مذهبی را نگاه می کنیم. به فرض که شما از صبح تا شب فقط شبکه های مذهبی را ببینید ، وقت شما گرفته می شود و وقتی برای فرزندان تان نمی گذارید. 
بچه برای اینکه بزرگ بشود باید بچگی کند. اگر بچه ویژگی های دوران کودکی را طی نکنند، اینها در بزرگسالی بصورت عقده خودش را نشان می دهد. بچه ای که می خواهد بچگی کند باید ذهنش هم بچه باشد یعنی خیلی چیزها را نداند و با خیالات بچه گانه ی خودش خیلی از چیزها را تحلیل کند. اگر بچه در دوران کودکی اش چیزهایی را فهمید که باید در بزرگسالی می فهمید، ذهنش بزرگ می شود.و نمی تواند بچگی کند. آرزوهای کودکانه و خیالات کودکان تبدیل به آرزوها و خیالاتی می شود که باید در سن بیست سالگی داشته باشد. نتیجه اش این می شود که در کودکی به چیزهایی تمایل پیدا می کند که باید در بزرگسالی به آنها تمایل پیدا کند. کتاب زوال دنیای کودکی نوشته ی یک نویسنده ی خارجی است که کتاب خیلی خوبی است برای پدر و مادرهایی که بچه هایشان را به دیدن تلویزیون معتاد کرده اند. انتشارات اطلاعات آنرا چاپ کرده است. در این کتاب می گوید که اگر بچه همپای پدر و مادر پای رسانه نشست ،دیگر نمی تواند بچگی کند. نویسنده این کتاب (نیل فوسمن )استاد دانشگاه و محقق است .در کتاب زندگی در عشق و مردن در خوشی ، در مورد تاثیر رسانه در زندگی صحبت می کند. 
این نویسنده در تحقیقاتش می نویسد: از وقتی که رسانه( در حدود سی سال) وارد جامعه ی امریکا شد، در ابتدای این بازده زمانی جرم بزرگسالان نسبت به کودکان دویست و پانزده برابر بود .یعنی 215 نفر بزرگسال مرتکب جرم می شدند، ولی یک نفر کودک این کار را می کرد. ولی در انتهای این بازده زمانی این نسبت به 5/5 رسید. یعنی 5/5 نفر بزرگسال مرتکب جرم می شد ولی باز یک کودک مرتکب جرم می شد. او می گوید که فکر نکنید آمار جرم در بزرگسالان کم شده است ،اتفاقا آمار جرم های اخلاقی در بزرگسالان بیشتر شده ولی باز نسبت همان 5/5 به یک مانده است و علت این است که در کودکان جرم بزرگ شده است. یکی از دلایل اصلی پای رسانه نشستن بچه ها بصورت افسارگسیخته است. از وقتی که در فلان ایالات امریکا دو خرد سال یک دختر دوازده ساله تجاوز کردند ،به این نتیجه رسیدند که باید قوانین شان را محکمتر کنند.  
ممکن است که بعضی ها بگویند که در جامعه ی ما این موضوع آنقدر گسترده نشده است که شما ما را نگران می کنید. ولی ما باید قبل از اینکه موضوعی همه گیر بشود در مورد آن صحبت کنیم. و هشدار بدهیم. خانواده هایی که افسار گسیخته فرزندان شان را پای ماهواره می نشانند، دچار مشکلاتی می شوند که باید هر چه سریع تر جلوی آنرا بگیرند. اگر ما این موضوع را الان نگوییم، در آینده باید معضل جرم و جنایت کودکان را مطرح کنیم و پای آن گریه کنیم.    

 

ماهواره و بلوغ زود رس

 بعضی از سریال ها بعنوان سرگرمی است ولی بعدا مشخص می شود که هدفش از بین بردن بنیاد خانواده بوده. وجود ماهواره درخانه یک ضرورت نیست ولی رفت و آمد در خیابان ضرورت است. 
بلوغ یک اتفاق خیلی ویژه است. در دین ما، آغاز بلوغ را جشن تکلیف می گیرند که آغاز بندگی است. در دوران بلوغ اتفاقات جسمانی در انسان بوجود می آید. یکی از مهمترین اتفاقات فهم غریزه است. خدایی که این حس را در انسان قرارداده ،راه این نیاز را هم مشخص کرده است که همان ازدواج است. اگر بلوغ در سن خودش که پانزده سالگی است اتفاق بیفتد و ازدواج درسن بیست سالگی اتفاق بیفتد و محرک هایی هم وجود نداشته باشند، این جامعه جامعه ی آرامی است. اما اگر سن بلوغ پایین آمد و سن ازدواج بالا رفت و محرک ها هم زیاد شد، این جامعه از آرامش دور می شود. 
یکی از اتفاقاتی که با دیدن فیلم های ماهواره برای نوجوانان می افتد بلوغ زودرس است. بسیاری از پسرها در سن دوازده سالگی به بلوغ می رسند و سن ازدواج هم بیست و هفت سالگی است. فاصله ی بین سن بلوغ و ازدواج ،پانزده سال است. اگر در این پانزده سال نوجوان در موبایل ،اینترنت و ماهواره شاهد صحنه های آنچنانی باشد چه اتفاقی می افتد؟ اگر ما در مورد ماهواره بحث می کنیم به این معنا نیست که ابزارهای دیگر که در دسترس ما است بی خطر است. اینترنت و موبایل جزو زندگی ما شده است ولی باید حساب شده از آنها استفاده کرد. نباید افسارگسیخته از آنها استفاده کرد. نتیجه ی بلوغ زودرس این می شود که آرامش جامعه از بین می رود. یعنی آرامش خانواده از بین می رود. الان به بچه ی ده ساله احساساتی دست می دهد که باید در سن هجده سالگی،به او دست می داد و هیچ راه ارضاعی هم وجود ندارد. پس بلوغ زودرس هم برای فرزند،هم برای خانواده و هم برای جامعه یک فاجعه است. همه ی جامعه ها هم این را یک فاجعه می دانند. معلمی می گوید که الان بچه ی دبستانی با من مشاوره ای می کند که ما قبلا در دبیرستان این مشاوره را می کردیم. یعنی بچه ها در سن نُه سالگی در مسئله ی غریزه به انحرافاتی مبتلا شده اند که قبلا در سن دبیرستان مبتلا می شدند و مشاوره می کردند. غربی ها و روانشناسان می گویند :یکی از دلایل پایین آمدن سن بلوغ و زیادشدن انحرافات غریزی در سن پایین، دیدن صحنه ها و فیلم هایی که است که کارشان پایین آوردن سن بلوغ است. 

 

سوال – در مورد اثرات دیگر ماهواره بر روی خانواده ها توضیحاتی بفرمایید. 

پاسخ – یکی از آثار دیدن مداوم فیلم ها که خیلی مستهجن نیستند( بسیاری از فیلم های فارسی زبان حدودی را رعایت می کنند و خیلی خط قرمزهای اخلاقی را رد نمی کنند) مبتلا شدن به تنوع طلبی های غریزی است. یعنی چیزی که خدا برای او حلال کرده، براحتی نمی پذیرد و به آن قانع نمی شود. در مشاوره ها می بینیم که خانم یا آقایی می گوید که این قدر فضای خانه برایم سرد شده و نسبت به آن بی میل شده ام بدون اینکه بتوانم عیب خاصی برای همسرم پیدا کنم. وقتی می پرسیم که شما چقدر فیلم و ماهواره نگاه می کنیم ،می گویند که ماهواره جزو خانه مان است. خانم های بزک کرده که جلوی دوربین می آیند همسران را دچار مقایسه می کنند. البته خیلی از افراد این موضوع را می دانند که بخاطر تماشای مداوم این فیلم ها این اتفاق برایشان افتاده است. یعنی هر اندازه همسر خودش را در خانه برای شوهرش آراسته می کند به چشم شوهرش نمی آید. زیرا مرد بقدری صحنه های جذاب در فیلم ها دیده که دیگر زیبایی همسرش به چشمش نمی آید. البته جذابیت در فیلم ها بخاطر قیافه های ویژه بازیگران و گریم های خاص آنهاست که در چشم بیننده جذابیت بصری ایجاد می کند. در آمارها داریم که بیشترین دلایل طلاق ،نارضایتی غریزی بین زن و شوهرهاست .بعضی ها فکر می کنند که آموزش دادن کافی است که آنها را به رضایتی برساند. مرد یا زنی که دائم این صحنه ها را تماشا می کند، همسرش توانایی قانع کردن او را ندارد. زیرا تنوع طلب شده است .او بقدری تنوع طلب شده است که اگر همسرش بهترین آموزش ها را ببیند نمی تواند او را قانع و راضی بکند. وقتی فرد این صحنه ها را می بیند ،عقده هایی در طرف مقابل تشکیل می شود که ای کاش همسر من هم این شکلی بود. ای کاش ها، عقده هایی را تولید می کند که نتیجه ی آن طلاق های عاطفی و رسمی است. گاهی فرد نمی تواند طلاق بگیرد و از طرفی در خانه قانع نمی شود، بنابراین دست به خیانت می زند. بسیاری از بی وفایی های زن و شوهرها بخاطر همین تنوع طلبی است که همسر نتوانسته او را قانع کند. 
بعضی ها می گویند که زاویه نگاه ما با شما فرق می کند و ما اصلا به فیلم ها نگاه غریزی نداریم و این فیلم ها هیچ اثری روی ما ندارد، در واقع اینها برای ما عادی شده است. ممکن است که خیلی از صحنه ها برای عده ای عادی باشد. و بگویند که شما ظرفیت یا جنبه ندارید که با دیدن یک صحنه به مشکل برمی خورید. اینها برای ما عادی شده است. اگر کسی گفت که دیدن این صحنه ها برای ما عادی شده است همین عادی شدن مشکل است. خدایی که ما را خلق کرده، ما را جوری خلق کرده که در یک سنی اینها نباید برای ماعادی باشد. غرایز باید در حریم زن و شوهر پاسخ داده شود. وقتی این صحنه های جذاب برای شما عادی شد، همسر هم خیلی خیلی برای شما عادی می شود. یعنی دیگر خانه برای این شما جذابیتی ندارد. بعضی از خانم ها گِله دارند که ما دیگر به چشم همسرمان نمی آییم. بعضی آقایان به صراحت همسرشان را با هنرپیشه های فیلم مقایسه می کنند. 
دیگراینکه در روانشناسی غریزی ثابت شده کسانی که صحنه های آنچنانی برایشان عادی می شود مفهومش این نیست که غریزه جنسی به کلی در آنها از بین رفته است. این افراد آستانه ی حس غریزی شان بالا رفته و دیگر با این چیزهایی ارضاع نمی شوند و بشدت تشنه ی صحنه های بدتر می شوند. فیلم های مستهجن خیلی وحشتناک مشتری های زیادی دارد و یک صنعت است. و از آن پول درمی آورند. در غرب این قدر این مسائل عادی شده که برای اینکه بتوانند از زندگی در یک ابعاد خاصی ،لذت ببرند باید این صحنه ها را ببینند. اگر آن طوری که خدا می گوید، ما زندگی کنیم حس غریزی مان پاسخ داده می شود و نیازی بیشتری نداریم. 

 

 بعضی از خانواده ها هستند که فقط شبکه های استانی و شبکه های خوب ماهواره را تماشا می کنند و ما این را انکار نمی کنیم. بعضی از شبکه های ماهواره از صبح تا شب برنامه های مذهبی پخش می کند. اما نمی توان انکار کرد که خانواده هایی هم هستند که شبکه های بد ماهواره را تماشا می کنند. 

باید به کسانی که برنامه ای آشپزی و مستند ماهواره را نگاه می کنند گفت :بیایید باور کنید که خیلی ها با همین دلایل ماهواره را به خانه آورند ولی بخاطر نداشتن ایمان قوی و جذابیت ماهواره به سمت آن رفتند. خیلی اوقات پدر و مادرها بخاطر داشتن ایمان گرایش به آن سمت ندارند ولی فرزندان به آن سمت گرایش پیدا کرده اند و منحرف شده اند زیرا پدر و مادرها نمی توانند تمام روز مواظب آنها باشند. 
بد بودن یا نبودن یک برنامه به چیست؟ گاهی یک برنامه هایی برای عده ای عادی شده است بخاطر همین می گویند که برای ما خطری ندارد. عادی شدن خودش یک خطر است. بعضی ها می گویند که ما با دیدن ماهواره به مشکل برنخورده ایم .علت این است که مرد و زن فضای سرد را در خانه پذیرفته اند و مشکلی ندارند. کافی است که یک هفته ماهواره کنار برود، خلأیی که ماهواره برای آنها پر کرده را ببینند و بفهمند که آن سردی فضای دارد آنها را از بین می برد. مشغولیات ما به رسانه باعث می شود که خیلی از نیازهای مان را فراموش کنیم. و بخاطرهمین فکر می کنیم که مشکل نداریم. 
یکی از وظایف دینی ما این است که خانه و خانواده را از گزند آسیب ها( که دین به ما توصیه کرده فرار کنیم )،دورکنیم. گاهی شیطان ما را گول می زند که تو روضه می روی و نمازت را هم می خوانی، حالا اگر فیلمی هم تماشا بکنی اشکالی ندارد. باید تحلیل مان را از زندگی بالا ببریم و این قدر  ساده به مسائل نگاه نکنیم. 
بعضی ها می گویند که از بچگی طوری بزرگ شده ایم که اینها برای ماعادی است. اگر سن ازدواج را در این خانواده ها بررسی کنیم می بینیم که اکثریت در سن بالا ازدواج می کنند.و وضعیت اقتصادی آنها هم خوب است. در بعضی از آنها آنقدر این صحنه ها در زندگی شان دیده شده که ازدواج برای آنها جذابیتی ندارد. ازدواج زیر بار مسئولیت رفتن است. خیلی از این افراد وقتی ازدواج می کنند گرمای محیط خانواده  و رابطه ی همسری در آنها کمرنگ است. این سریال ها روی آنها اثر گذاشته است. ممکن است فردی که از بچگی این فیلم ها را دیده برایش عادی باشد و اثری روی او نگذارد ولی فردی که از بچگی این فیلم ها را ندیده رویش اثر بگذارد و او را آلوده به گناه کند. اما این دلیل نمی شود فردی که با دیدن این فیلم ها حسی به او دست نمی دهد مشکلی ندارد،اتفاقا مشکلش عمیق تر شده است.  درغرب بعضی از بچه ها در سن هشت سالگی دچار انحرافات اخلاقی با خودشان می شوند و وقتی این فرد به شانزده سالگی می رسد ، از نظر او این دیگر انحراف نیست. و یک اتفاق عادی زندگی است زیرا همه به این اتفاق مبتلا می شوند .

 

سوال تلفنی – اگر سریال های خوب در تلویزیون ایران گذاشته بشود مردم دیگر به فکر دیدن ماهواره نمی افتند. فیلم های ما کم است. و جذابیت آنچنانی ندارد. 

پاسخ – ما قبول داریم که برنامه های صدا و سیما کمبودهایی دارد. ولی آنها تلاش شان را با توجه به بودجه ای که دارند انجام می دهند و باید تلاش بیشتری هم بکنند. اگر تلویزیون از تمام ظرفیت هایی هم که دارد استفاده کند، خانواده ای که رسانه ای و تلویزیونی شده و وقتش را با اینها پر می کند یعنی در کنار رسانه بودن برای او لذت بیشتری دارد تا در کنار همسر و مادر بودن، اگر تلویزیون ده برابر هم فیلم و سریال تولید کند، این خانواده قانع نمی شوند. سریال های ما یک سری حریم هایی را رعایت می کند که بزرگترین خدمت به خانواده است و ما باید از آنها تشکر کنیم. بزرگترین احترام به خانواده این است که فیلم های ما جذابیت بصری برای ما تولید نمی کند. در ماهواره آنقدر جذابیت های بصری دیده می شود که مرد از همسرش زده می شود یا حتی جوان نمی تواند تصمیم به ازدواج بگیرد. زیرا وقتی به محدودیت فکر می کند، از ازدواج منصرف می شود. اگر سریال های ما جذابیت بصری تولید نمی کنند به کیان خانواده خدمت می کند. اما اگر ما به اندازه ی معقول رسانه و تلویزیون را تماشا کنیم (یعنی به آن معتاد نباشیم)، همین اندازه فیلم و سریال به اندازه ی کافی می تواند نیازهای ما را جواب بدهد.  پس اگر اعتیاد به رسانه را کنار بگذاریم فیلم های تلویزیون می تواند نیاز ما را برطرف کرد. در مناسبت های شاد تلویزیون می توان فضای شادتری داشته باشد. یعنی یک روز قبل از تولد و یک روز بعد از تولد ائمه ،فضای شاد بوجود بیاورد. 

 

سوال – چرا شما فقط به ماهواره گیر داده اید در حالیکه در اینترنت و موبایل فضاهای بدتری وجود دارد؟

پاسخ – ما فقط به ماهواره گیر نداده ایم. برنامه های بد ماهواره بیشتر از برنامه های خوبش است. مثلا در یک برنامه ی پزشکی یک پزشک نیم ساعت در مورد سرطانزا بودن سوسیس و کالباس صحبت می کند. آیا می شود به این پزشک گفت که چیزهای دیگر هم سرطانزا است چرا در مورد آنها صحبت نمی کنید. ما معتقد هستیم که ماهواره مضرات زیادی دارد ،سهولت استفاده از ماهواره قابل مقایسه با چیزهای دیگر نیست. بعضی از نرم افزارهای روی موبایل قابل مقایسه با ماهواره نیست و کیان خانواده را نشانه گرفته است. نرم افزارهای جدیدی که در موبایل های هوشمند آمده کمتر از ماهواره ضرر نمی زند و دارد به بهانه های مختلف گسترش پیدا می کند،خطرناک و مضر است . بعدا در مورد آنها هم صحبت خواهیم کرد. 
 

سوال – در مورد آثار منفی ماهواره روی خانواده توضیحاتی بفرمایید.
پاسخ – فرهنگی که برنامه های ماهواره ای به ما تزریق می کنند از بین بردن مفهوم خانواده( پدر و مادر و ازدواج قانونی و فرزندان) به معنای امروزی است. اگر یک مسیحی قانونی ازدواج کند و خانواده تشکیل بدهد، ما این خانواده را قبول داریم. یکی از اهداف ماهواره حمله به مفهوم خانواده است، چرا باید خانواده تشکیل داد؟ چرا انسان باید زیر بار مسئولیت برود؟ در چهل سال اخیر در امریکا، تعداد زن و مردی که بدون ازدواج دارند با هم زندگی می کنند، ده برابر شده است. آنها می گویند: چرا زیر بار یک مسئولین قانونی برویم؟ آنها می گویند: ازدواج می کنیم و تمام چیزهایی که به درد ما می خورد و همسو با غرایز ما است انتخاب می کنیم و بقیه ی آنرا دور می ریزیم.
در دهه نود حدود 60 درصد از زوج هایی که در امریکا بصورت ازدواج زندگی می کنند کسانی هستند که مدت ها قبل با هم زندگی می کردند بعنوان شریک زندگی ولی بدون ازدواج حتی فرزند اول و دوم را در همان دوره بدنیا آورده اند. و این را یک ارزش می دانند و برای آن قانون گذاشته اند. این یک فرهنگ شده و مورد پذیرش قرار گرفته است. یکی از رئوسای اروپایی از شریک (نه همسر) زندگی اش جدا شده است. این نوع زندگی به یک هنجار تبدیل شده است که یکی از رئیس جمهورهای کشور اروپایی هم به این صورت زندگی می کرده . پاپ با ازدواج دو همجنس مخالفت کرد و بخاطر همین مخالفت ،جایزه ی نوبل را به او ندادند. زیرا می گفتند که پاپ اجازه بدهد که این در کلیسا ثبت رسمی بشود. وزیر امور خارجه آلمان که یک مرد است با یک مرد ازدواج کرده و در دنیا هم اعلام و ثبت رسمی هم شده و مسئولین کشورش هم به او تبریک گفته اند. 
آنها اینقدر از مفهوم مقدس خانواده دور شده اند که آن را به یک فرهنگ تبدیل کرده اند. و می خواهند از طریق ماهواره این فرهنگ را به ما تزریق کنند. آزادی یک دروغی است که در عصر مدرن از آن یاد می شود زیرا ما در آزاد بودن هم باید آزادی انتخاب داشته باشیم. آنها با تبلیغات، آزادی انتخاب را از دیگران می گیرند. از طریق برنامه های رسانه ای روی ذهن افراد کار می کنند که بصورت روانی همان را انتخاب کنند که آنها می خواهند. آنها با شگردهای رسانه ای جوری در مورد مسائل صحبت می کنند که مخاطب همان را که آنها می گویند انتخاب کنند ولی آنها روی کارشان نقابی بنام آزادی گذاشته اند. در تبلیغات پوششی مثل ساپورت ،وقتی از خانم های ایرانی سوال کرده اند که چرا این را پوشیده اید، آنها می گویند :نمی دانیم در تبلیغات ماهواره ای دیده ایم. این نوع انتخاب محدود کردن آزادی است ولی با اسم آزادی .آنها قدرت انتخاب را از مخاطب می گیرند. اگر ما فکر و فرهنگ مان را رشد بدهیم به این راحتی تحت فرهنگ آنها قرار نمی گیریم. بنام آزادی، هر نوع ترویج زندگی دروغ است. آنها با تبلیغ رسانه ای طوری عمل می کنند که مخاطبانی که کمی فکرشان ضعیف تر است، تحت انتخابات آنها قرار می گیرند بدون اینکه جوانب مختلف را در نظر بگیرند. 
آنها می گویند: بگذارید مردم همه چیز را ببینند و بعد انتخاب کنند. ولی خودشان این کار را نمی کنند. یک مسئله را طوری تبلیغ می کنند که مخاطب آنرا بپذیرد. بحث ما فقط خانواده های موجود نیست. مفهوم مقدس خانواده و گرایش به تشکیل خانواده توسط تبلیغات رسانه ای، دارد از بین می رود. بااینکه گرایش به تشکیل خانواده یک مفهوم فطری است. از یکی از بازیگرهای فیلم های مبتذل سوال کرده بودند که آرزوی شما چیست،او پاسخ داده: آرزو دارم همسری داشته و از او یک فرزندی داشته باشم یعنی یک خانواده تشکیل داده باشم و زندگی طبیعی داشته باشم. پس مفهوم خانواده فطری است. 

 

سوال – در مورد تاثیر ماهواره روی غیرت و ناموس مردها توضیحاتی بفرمایید. 

پاسخ – تماشای سریال های ماهواره ای که حدود در آن رعایت نمی شود ،کم کم حساسیت به ناموس را کم می کند. ناموس یک نام مقدسی است. در فرهنگ ایرانی حساسیت به ناموس یعنی زن، خواهر، دختر و مادر وجود دارد .خیلی از افراد هستند که تقید ندارند یعنی نماز نمی خوانند ولی نسبت به نگاه و نیت دیگران به ناموس شان حساس هستند. غیرت که رفیق ناموس است یک چیز فطری است. مردی که سالم است و فطرتش سالم است، غیرت دارد. در روایات داریم که مردی که غیرت ندارد قلبش واژگون شده است. یعنی از مسیری که خدا تعیین کرده خارج شده است.
در بسیاری از مشاوره ها می بینیم کسانی که سریال های ماهواره ای تماشا می کنند حساسیت شان نسبت به ناموس کمتر شده است. یعنی مردی که در گذشته اجازه نمی داده همسرش بزک کرده در جامعه وارد بشود، الان او را تشویق به این کار می کند. در پیامک ها داریم که همسرم مرا وادار می کند که بزک کرده وارد خیابان یا میهمانی ها بشوم. در حالیکه یک مرد نباید این کار را بکند. اگر یک مرد در مسیر آفرینش خودش استوار باشد، نباید اجازه بدهد که همسرش خودش را برای دیگران زیبا کند. خدا مرد را طوری آفریده که زیبایی همسرش را برای خودش می خواهد نه برای دیگران. وقتی از مردها می پرسیم که با دیدن خانم های بزک کرده چه حسی به شما دست می دهد، می گویند: لذت می بریم. وقتی همسر بزک کرده ی این مرد هم به خیابان می آید حس دیگران نسبت به ایشان هم همین طور است. این آقا زمینه ی بهره ی استفاده از همسرش را فراهم می کند. آیا این با غیرت همخوانی دارد؟
در قدیم ما غلظت غیرت یا غیرت بیجا داشتیم. در تمام موارد زندگی افراط وجود دارد. وقتی پیامبر شنیدند که یکی از اصحاب شان در مسجد مانده ، روزها روزه می گیرد و شبها عبادت می کند و زن و فرزند را رها کرده، خشمگین به مسجد رفتند و فریاد کشیدند: من که پیامبر شما هستم این طوری رفتار نمی کنم. پس درعبادت هم نباید افراط کرد. حضرت علی(ع) می فرماید: غیرت بیجا باعث می شود که اگر کسی دلش هم بیمار نیست ،به بیماری مبتلا شود. شناختن حد و حدود خیلی مهم است. ما نباید غیرت بیجا داشته باشیم. مثلا شوهری اجازه نمی دهد که خانمش جلوی برادرش که به او محرم است ،روسری اش را بردارد .این کار درست نیست زیرا خدا این کار را اجازه داده یعنی شما کاسه ی داغ تر از آش شده اید. این کار بدعت و غیرت بیجاست. ولی باید در مقابل عرضه کردن زیبایی های همسر، غیرت داشت. گاهی رعایت نکردن حدود و حجاب در میهمانی ها باعث می شود که فرد همسرش را با دیگران مقایسه کند یا گاهی عرضه ی زیبایی در میهمانی ها باعث می شود که مهر خانم به دل آقایی بنشیند. قاعده ای که خدا برای ما گذاشته این است که همسر باید زیبایی و عرضه اش برای شوهرش باشد. بعضی آقایان می گویند که وقتی ما در خانه هستیم خانم آرایش نمی کند ولی وقتی می خواهد از خانه بیرون برود، آرایش می کند. پس هنجارها جابجا شده است. پس خانم الان برای خارج از خانه خودش را زیبا می کند. غیرت حافظ عفت است. وقتی غیرت ضعیف شد ،عفت ها هم ضعیف می شود. ماهواره غیرت را ضعیف می کند زیرا فرد دائم این ارتباط ها را نگاه می کند یعنی قبح روابط کم می شود و کم کم به سمت ارزشی شدن روابط می رود. وقتی به این رفتار آقا اعتراض می کنند، می گوید که این کار اشکالی ندارد ،شما عقب مانده هستید. تبلیغ رسانه ای واژه ی غیرت را به یک واژه ی منفی تبدیل کرده است.

ما نمی خواهیم تمام مشکلات جامعه را روی سر ماهواره خراب کنیم زیرا این کار منطقی نیست. قبلا که ماهواره در جامعه ی ما نبود مشکلات فراگیر بود. ما در مورد مسئله ای بحث می کنیم که آثاری دارد و به این معنا هم نیست که تمام ناهنجاری های اخلاقی موجود در جامعه متوجه ماهواره است.  ما در مورد بالا رفتن سن ازدواج صحبت کردیم و گفتیم که خیلی از مشکلات جامعه ما بخاطر این مسئله است. ولی حرف ما این نبود که اگر مشکل ازدواج حل بشود همه ی مشکلات کشور حل می شود. در هر برنامه باید در مورد موضوعی صحبت کرد و آثار منفی و مثبت آنرا بیان کرد. 
ما باید خیلی خودمان را تقویت کنیم که اگر به هر دلیلی در فضایی افتادیم که هنجارهای اخلاقی در آن رعایت نمی شد بقدری قوی باشیم که یوسف وار زندگی کنیم. و آلوده نشویم. هیچ دین و خدایی به ما اجازه نداده که خودمان را در فضایی غرق کنیم که با آن فضایی که خدا برای ما قرار داده ، حکم آتش و بنزین را دارد. بعد بگوییم که ما کنار آتش باشیم ولی شعله نگیریم. این بحث سست عنصری نیست بلکه بحث تقوای گریز است.  خدا فرموده که وارد این وادی ها نشوید و خودتان را با این فضاها امتحان نکنید و از فضاهایی که شما را به مسائل غریزی دچار می کند فرار کنید. نظر خالق ما این است که انسان در این مسائل بسیار غیرقابل اعتماد است. و راهش عفت ورزیدن و گریز از فضاهایی است که به مسائل غریزی دامن می زند. 
الان خانواده هایی هستند که درامریکا و اروپا زندگی می کنند ولی به هنجارهای ارزشی انسانی پایبند هستند یعنی مرد هنوز غیرتش را دارد و زن پذیرفته که من برای همسرم هستم و به آن معنا زیبایی هایش را عرضه نمی کند و گاهی برای حضور در جامعه کمترین آرایش را دارد. و آرایش کردن را بی شخصیتی می داند. در خانواده های اصیل غربی مصرف رسانه خیلی حساب شده است تا فضای خانواده تحت شعاع قرار نگیرد.

 

پیامک – مادر من 60 ساله است. پدرم فوت شده است. مادرم از صبح تا شب پای ماهواره می نشیند و ناهار و شام درست نمی کند. سریال پشت سریال، ما را بیچاره کرده است. 

پاسخ - ماهواره بخاطرتنوع برنامه ای که دارد، سن نمی شناسد. تاثیر ماهواره روی بچه ی سه سال است تا پیرمرده و پیرزن های هفتادساله. یکی از کارهایی که برنامه های ماهواره ای می کند ایجاد حس رقابت بین دخترها و زن ها در جذب مردهاست. زن و مرد دو جنس مخالف نیستند بلکه دو جنس مکمل هستند. هر کدام از آنها جای خالی دارند. خدا آنها را مکمل آفریده. اگر این دوجنس مکمل به دو جنسی تبدیل بشوند که دائم دارند با هم رقابت می کنند، اتفاق امروز می افتد .این رقابت در دو بُعد است: رقابتی که بین زنها و دخترها برای جلب توجه مردها و بین مردها برای جلب توجه زن ها و رقابت بین زن و مرد برای عقب نماندن از یکدیگر. خیلی ها تحت تاثیر این برنامه ها می خواهند نگاه دیگران را به خودشان جلب کنند، چون این بازار گرم است باید از هم عقب نمانند و با یکدیگر رقابت کنند. 

 

سوال تلفنی – کسانی که می گویند: ماهواره روی ما تاثیر ندارد اشتباه می کنند مگر اینکه واقعا خیلی متدین باشند که روی اعتقادات شان تاثیر نگذارد. باید منطقی به این موضوع فکر کنیم.

پاسخ – بعضی از خانواده ها طرز صحیح استفاده از ماهواره را می دانند و سراغ شبکه های منفی ماهواره نمی روند. ولی باید اثر منفی ماهواره و برنامه ی خوب و بد تعریف شود. بعضی از مردم تعریف شان از شبکه های خوب ماهواره همان شبکه هایی است که خانواده ها را نشانه گرفته اند. در شبکه های  ماهواره ای شیوه هایی در نظر گرفته می شود که خانواده ها اعتماد کاذبی نسبت به این شبکه ها پیدا می کنند . 
خیلی اوقات ما نمی توانیم فرزندان مان را مدیریت کنیم. یعنی وقتی پدر و مادر در خانه نیستند، فرزندان شبکه های بد را تماشا می کنند. ضرورت وجود ماهواره که می تواند آسیب جدی به خانواده وارد کند چیست؟ ماهواره چیزی شبیه سم است که ممکن است در خانه مورد نیاز باشد ولی نباید در دسترس بچه ها قرار بگیرد. 

سوال – در مورد اثر ماهواره روی رقابیت بین زنان ومردان توضیحاتی بفرمایید.  
پاسخ – نتیجه ی دیدن فیلم های ماهواره ای این است که بین زنان و مردان رقابتی ایجاد می شود. در خانواده ی اصیلی که بر اساس قوانین فطری زندگی می کند ،اعضای خانواده با هم رفیق هستند بخصوص پدر و مادر. در خانواده ی های غیراصیل که براساس قانون فطری بشری زندگی نمی کنند، زن و شوهر رقیب هم هستند نه رفیق یعنی زن می خواهد از مرد عقب نیفتد و مرد هم  می خواهد از زن عقب نیفتد. آنها حواس شان به یکدیگر جمع است نه برای مراقبت از یکدیگر بلکه بخاطر رقابت با هم . در خانوده ی اصیل، زن و شوهر از هم مراقبت می کنند و نیازهای همدیگر را پاسخ می دهند ولی در خانواده های غیراصیل از هم مراقبت می کنند که از یکدیگر عقب نیفتند. در خیلی از شبکه های ماهواره ای زن و شوهرها را به رقابت با یکدیگر تشویق می کنند. 
در بسیاری از این برنامه ها نگاه زن سالارانه را طوری تقویت می کند که زن فکر می کند که اگر از مرد خودش عقب بماند ،زندگی را باخته است. در دنیای غرب بسیاری هستند که می گویند :فمنیست به معنای اینکه زن رقیب مرد باشد اشتباه است و اولین فدایی فمنیست خود زن است. زیرا زن باید در محیط خانه در کنار همسرش احساس آرامش بکند و این آرامش فقط با رفاقت امکان دارد درحالیکه این نوع تفکر را در فیلم ها به نمایش می گذارند که زن رقیب مرد است. و احساس رقابت به زن دست می دهد.    در اجتماع هم رقابت در میان زنان و دختران برای جلب مردان و برعکس اتفاق افتاده است. البته بیشتر این نوع نگاه به سمت دختران و زنان است. یعنی در نوع فیلم ها و سریال ها طوری تبلیغ می شود که زن ها و دخترها وقتی وارد عرصه ی جامعه می شوند برای جلب جنس مکمل شان تلاش بکنند. اصلی ترین حربه در این میان ترویج نوعی حضور در اجتماع است که نگاه مردها را به خودشان جلب کنند. در زنان و دخترهای سریال ها و فیلم های ماهواره این دغدغه وجود دارد که فلان پسر یا فلان آقا به آنها توجه بکند حتی زنی که زندگی تشکیل داده و متاهل است نگران است که دیگری به او چگونه نگاه می کند. نتیجه ی چنین جامعه ای رکود است که زنان فقط می خواهند نگاه مردان را به خودشان جلب کنند. این جامعه روی پیشرفت را نخواهد دید. حتی افراد این جامعه وقتی در محیط علمی قرار می گیرند بیشتر نگران تیپ و قیافه شان هستند و نگران هستند که از صحنه ی رقابت عقب بمانند. حتی کشورهای سکولار هم اعتقاد دارند که اگر صحنه ی علم به رقابت تبدیل بشود ،باید از پیشرفت چشم پوشی کرد. به همین دلیل در خیلی از دانشگاه های دنیا و ادارات دولتی نوعی پوشش و حد و مرز بین زن و مرد قائل هستند. آنها می گویند که اگر صحنه کار و دانشگاه به صحنه ی رقابت برای جلب توجه دیگران تبدیل بشود، علم و کار کنار می رود.و باید از پیشرفت چشم پوشید .
ما قصد نداریم همه ی مشکلات را بر سر ماهواره خراب کنیم. مشکلات اخلاقی ما فقط بر سرماهواره نیست. وقتی ما می گوییم که ماشین عامل آلودگی است منظورمان نفی عامل آلودگی کارخانه ها نیست. به اعتقاد من ماهواره و وجود فرهنگ ماهواره یکی از عوامل اصلی مشکلات جامعه ی ماست. برای یک خانواده ی ایرانی یک برنامه ی حساب شده درنظر گرفته شده است. به اعتقاد من جامعه و کشوری که دشمنان زیادی دارد که نمی تواند آنها را تحمل کند، نباید دشمن را نادان فرض کند. دشمن می داند که اگر بخواهد در مقابل پیشرفت یک جامعه بایستد،باید خانواده ی آن جامعه را در نظر بگیرد، این یک قانون است که اگر می خواهید جامعه ای را منحرف کنید خانواده ی آن جامعه را منحرف کنید. پیشرفت امروز غرب نتیجه ی سالم بودن خانواده در گذشته است. در هفتاد سال پیش خانواده در غرب چنین وضعیتی که الان دارد، نداشته است.    خانواه سر جای خودش بود. خانواده ی امروزی، در چهل سال دیگر وضعیت خودش را نشان خواهد داد. دیدن خیلی از برنامه هایی که برای ما در ماهواره پخش می کنند، در خانواده ی غربی ممنوع است. در خانواده ی اصیل غربی روی مصرف رسانه بدون درنظر گرفتن خط قرمز، دقت می کنند و سختگیرانه برخورد می کنند. 
در غرب خانواده هایی که خطر قرمز ها را رعایت نمی کنند، همین مشکلاتی را که ما با آن درگیر هستیم را دارند. بعضی ها می گویند که خانواده های غربی اصلا مشکلی ندارند و بعضی ها می گویند که همه ی خانواده های غربی مشکل دارند، هر دو اشتباه می کنند.  

 

سوال- در مورد سبک زندگی در فیلم ها و سریال های ماهواره توضیحاتی بفرمایید. 
پاسخ - سبک زندگی افرادی که در سریال یا برنامه های ماهواره هستند با سبک ملی و مذهبی ما متفاوت است. نتیجه ی تماشای مداوم برنامه های ماهواره ،تغییر سبک زندگی ملی و مذهبی ماست. خانواده ی ایرانی به جز تقیدی که به دین دارد به یکسری مسائل تقید دارد. خانواده ی ایرانی اهل رفت وآمد و صله ی رحم  است، خانواده ی ایرانی غیور است. درسبک زندگی ماهواره ای این دو خصوصیت معنا ندارد. در سبک خانواده ی ایرانی حیا وعفت اصل است حتی اگر تقید دینی نداشته باشد. خیلی ها با دیدن فیلم های ماهواره به این نتیجه می رسند که نیازی به نماز خواندن یا عزاداری در عاشورا ندارند. یعنی معنای زندگی را از دست می دهند. پس تغییر سبک ،زندگی ملی و مذهبی خانواده ی ایرانی را تهدید می کند.  

سوال – تماشای سریال های نه چندان بد ماهواره چه تاثیری روی اعمال و رفتار ما دارد؟ 

پاسخ – مسائلی که در زندگی ما زشت است وقتی مدام در معرض نمایش باشد قبح آن ریخته می شود. مثلا داد کشیدن سر پدر و مادر کار خیلی زشت است. اگر در خانواده ای این کار دائما اتفاق بیفتد ،این کار برای اعضای خانواده عادی و تبدیل به یک اصل می شود. نمایش مکرر نیمه عریانی در شبکه های ماهواره، نمایش ارتباطات خارج از چارچوب اخلاق و فضاهای شرابخواری، باعث می شود: 1-این کارها عادی می شود. یعنی اگر فرد قبلا در یک عروسی خانمی را بی حجاب می دید تعجب می کرد ولی بعد از یک مدت اتفاق خاصی برایش نمی افتد. 2- آرام آرام باور می کند که زندگی یعنی چیزی که در سریال ها می بیند. وقتی در سریال هایی که در تلویزیون پخش می شود مبلمان و خانه های آنچنانی به نمایش گذاشته می شود، فرد باورش می شود که زندگی یعنی داشتن خانه و مبل و ماشین آنچنانی .وقتی به زندگی خودش نگاه می کند و آنها را نمی بیند، احساس کمبود می کند. الان سفره های و پوشش خانم ها در میهمانی ها نسبت به پانزده سال پیش خیلی عوض شده است. آنها باورشان شده که زندگی یعنی این پوشش و این نوع ارتباط. الان ارتباط زن و مرد در محیط کار و میهمانی تغییر پیدا کرده است. و مردم باور کرده اند که این نوع ارتباط درست است زیرا از هر صد تا فیلم و سریالی که دیده اند نود ونه تای آنها این طوری بوده است. حالا اگر کسی جلوی این نوع زندگی بایستد، او را مانع پیشرفت خودشان می دانند. 
نمایش مکرر ارتباطات خارج ازچارچوب اخلاق ،نمایش گناه و پوشش های غیرمتعارف و تماشای آنها باعث می شود که آرام آرام قبح آنها از بین برود و این باور ایجاد بشود که ما هم باید همانطور باشیم. 

 

در بعضی پیامک ها گفته بودند که ما وقتی ماهواره را کنار گذاشتیم تازه فهمیدیم که اختلافاتی که در این مدت داشته ایم بخاطر ماهواره بوده است. و عده ای گفته بودند که ما با حرف های کارشناس شما مخالف بودیم ولی برنامه را دیدیدم و فهمیدیم که حق با شماست و ماهواره را کنار گذاشتیم و احساس زندگی بهتری را داریم. خوب است که شما به دیگران هم بگویید که این برنامه را ببینند. ما مردم خوبی داریم زیرا خیلی منطقی هستند.حتی اگر با برنامه ای مخالف هستند آنرا می بینند و بعد روی آن فکر می کنند.  

ما چون ایرانی هستیم به قانون ممنوعیت استفاده از ماهواره احترام می گذاریم و موظف هستیم که احترام بگذاریم، ما سراپا تسلیم قانون هستیم. ما مخالف استفاده از ماهواره در خانه هستیم. زیرا استفاده از ماهواره در خانه هیچ ضرورتی ندارد و نبودن ماهواره در خانه هیچ مشکلی را ایجاد نمی کند. فقط قسمتی از قانون منع استفاده از تجهیزات ماهواره ای که در سال 73 تصویب شد، این است که گیرنده های غیرمجاز باید از خانه ها جمع بشود. در این قانون داریم :کلیه ی دستگاه های فرهنگی کشور موظف هستند اثرات مخرب برنامه های ماهواره را در جامعه تبیین کنند. سوال ما از نهادهای فرهنگی جامعه این است که شما در مدت بیست سال چه کاری برای تبیین این مسئله در جامعه کرده اید ؟  از وزارت ارشاد سوال می کنیم که در این چند سال چند کتاب در مورد آثار ماهواره روی خانواده چاپ و منتشر کرده و بدست مردم رسیده است؟ تابحال چند فیلم در مورد آثار ماهواره روی خانواده ساخته شده است ؟گاهی شما فیلم های تان را در مورد مسائل نه چندان مهم مردم می سازید ،آیا این مسئله ی دسته ی اول جامعه نیست؟ صدا و سیما برنامه هایی در این مورد داشته است ولی آیا به اندازه ی حجم برنامه های ماهواره ای که روی خانواده موثر بوده، برنامه داشته است؟ نمازجمعه های و ائمه جماعات چقدر به این مسائل پرداخته اند؟ چرا ما در آموزش و پرورش و دانشگاه ها روی این مسائل روشنگری نکرده ایم؟ نیروی انتظامی باید به وظیفه ی خودش عمل کند(جمع کردن تجهیزات غیرمجاز ماهواره ای) ولی آیا ما قبل از اینکه منکر بودن این مسئله را برای جامعه بگوییم، جمع کردن این وسایل تاثیری در جامعه دارد؟ نیروی انتظامی معتقد است که بالای هشتاد درصد کسانی که ماهواره شان جمع شده است،آنرا برگرداننده اند. این نشان می دهد که بدون کار فرهنگی اتفاقی نمی افتد. بیست سال پیش استفاده از کمربندی ایمنی این قدر گسترده نبود ولی الان وقتی ما در ماشین می نشینیم بلافاصله کمربند ایمنی را می بندیم. آیا این فقط بخاطر جریمه است ؟خیر ،ما اول کار فرهنگی بستن کمربندی ایمنی را انجام دادیم و بعد از جریمه استفاده کردیم. ما هنوز در مورد فرهنگ استفاده از قوانین راهنمایی و رانندگی تذکر می دهیم. و گاهی مردم خودشان به یکدیگر تذکر می دهند. بچه ها را طوری تربیت کرده اند که وقتی پدر درحین رانندگی صحبت می کند یا می خواهد چیزی بخورد ،بچه اعتراض می کند. کار فرهنگی روی این مسئله انجام گرفته است. الان همه در مورد ضرورت استفاده از کمربند اطلاع دارند .
از سال 88 شبکه های ماهواره ای فارسی زبان زیاد شده اند. ما از سال 88 چقدر روی بحث ماهواره کار کرده ایم؟ حجم کار فرهنگی ما نسبت به برنامه های ماهواره ای خیلی کم است. مردم ما اهل فهم هستند و شعور دارند. مردم ما خانواده دوست هستند و اگر بدانند که چیزی خانواده ی آنها را تهدید می کند، حتما از آن دوری می کنند. ما در این برنامه فقط با مردم صحبت می کنیم ولی تاثیر آن خیلی زیاد بوده است. قانون مملکت ما کامل نوشته است ولی فقط قانون ممنوعیت نیست بلکه کار فرهنگی هم نوشته شده است. 
ما نباید فقط به قسمت فیزیکی قانون توجه کنیم و به قسمت فرهنگی آن توجه نکنیم. ما مردمی داریم که اگر کار فرهنگی روی آنها انجام بگیرد، مقابل آن مسئله می ایستند.  

سوال – کار فرهنگی کردن روی قوانین راهنمایی و رانندگی با کار فرهنگی روی ماهواره فرق می کند. آیا این کار پیچیده تر نیست ؟
پاسخ – بله کار فرهنگی روی ماهواره خیلی پیچیده تر است. پس شما باید به اندازه ی پیچیدگی این مسئله، بیشتر روی آن کار کنید. ما از طریق زبان مردم با مسئولین فرهنگی جامعه حرف می زنیم. در این چند سال اخیر آثار ماهواره روی مردم بقدری آشکار شده که همه ی مردم به خطرات آن پی برده اند(به همان اندازه که به خطرات تصادفات رانندگی پی برده اند) و به کمک نیاز دارند. بعضی عشایر گفته اند که ما زود از ییلاق به قشلاق برمی گردیم که سریال های ماهواره  را از دست ندهیم. در روستاهای دور و محروم از ماهواره استفاده می کنند. الان وقتی مردم خطرات ماهواره را می دانند، کار فرهنگی کردن بسیار ساده تر از سال 73 است. الان زمینه ی کار برای روشنگری ها با شیوه های مختلف( نه صرفا شیوه ی برنامه ی ما)بشدت فراهم است و نیاز به کار زیادی دارد. 
بعضی از ما فرصت سوزی زیادی داریم. از سال 73 به بعد میزان راحتی استفاده از ماهواره بیشتر شده است ولی هنوز فرصت داریم. باید کار فرهنگی کنیم تا خود مردم اینگونه برنامه ها را تماشا نکنند. کار اصلی مصون سازی درونی است که قسمتی از آن آگاهی بخشی است. و ما در مرحله ی آگاهی بخشی هستیم. از این فرصت می توان برای مصون سازی استفاده کرد که مردم خودشان مشتری اینگونه شبکه ها نشوند. 

 

سوال – با چه شیوه ای  برنامه های ماهواره ای روی خانواده ها اثر می گذارد ؟
پاسخ- نمایش های مکرر نیمه عریانی در بسیاری از سریال های ماهواه ای باعث می شود که حساسیت بیننده به این مسائل کم شود، قبح این مسائل ریخته شود و رعایت اینها را یک کار بی مورد بداند. در شبکه های اخیر ماهواره ای( که درچند سال اخیر آمده اند) از انرژی و سرمایه های سریال های طولانی مدت استفاده می کنند. فیلم دو ساعت است و تمام می شود ولی سریال حالت تعلیق دارد و از حس کنجکاویی مخاطب برای پیگیری سریال استفاده می کند تا بیننده بشدت مشتری سریال شود. بعضی می گویند که ما فهمیده ایم که سریال بد است ولی نمی توانیم آنرا نبینیم زیرا می خواهند بدانند که قسمت بعدی چه می شود. سیاست شبکه های ماهواره ای در پخش سریال های دویست قسمتی این است که مخاطب را جذب کند تا سریال را دنبال کند و با شگردهای رسانه ای چیزهایی به مخاطب القاء شود. مثلا یک سریال دویست قسمتی از ابتدا تا انتها داستان خیانت یک زن و شوهر به یکدیگر است. این قصه جذابیت دارد و موضوع اصلی آن هم خیانت است و مخاطب آنرا پیگیری می کند که ببیند چه اتفاقی می افتد ولی بعد از مدتی اینها برایش عادی می شود. در مشاوره ها داشتیم که فردی بعد از دیدن سریال هایی که در مورد خیانت بوده، بنظرش آمده که چرا او نباید خیانت کند؟ گاهی خانم ها بخاطر صحنه هایی که در سریال دیده اند به همسرشان شک می کنند درحالیکه قبلا به همین حرکات شک نمی کردند. بعضی گفته اند که از وقتی ما سریال های ماهواره را کنار گذاشته ایم ،بدبینی مان نسبت به همسرمان رفع شده است. 
بعضی می گویند که این سریال ها بر بدبودن خیانت تاکید دارند.ولی این طور نیست بعضی از آنها خیانت را یک حق می دانند. یعنی می گویند که چون شوهرت به تو خیانت کرد ،تو هم حق داری به شوهرت خیانت کنی. ممکن است که شخصیت شوهر مذموم شده باشد ولی زن که انتقام می گیرد یک شخصیت مظلوم است. و شخصیتی است که حق دارد خیانت را با خیانت جواب بدهد. نمایش خیانت بصورت مدام نتیجه اش ریخته شدن قبح خیانت است. ما می گوییم که جوانان نباید زیاد فیلم های خشن و اکشن ببینند،درست است که در همه این فیلم ها شخصیت دزد یا قاتل مذموم است ولی وقتی این فیلم ها دائم دیده می شود ،قبح قتل و دزدی در مقابل ذهن مخاطب ریخته می شود. در اکثر سریال ها بدبودن خیانت در آخرین قسمت سریال نشان داده می شود یعنی بعد از اینکه مخاطب نسبت به خیانت واکسینه شد می گویند که خیانت بد است. مثل اینکه سفره ی رنگینی پهن شده، از آن فیلم هم گرفته شده، تبلیغ هم شده و وقتی همه دارند آنرا می خورند، بگویند: در این سفره سم وجود دارد. قصه ی این سریال ها همین این طوری است. 
بسیاری از شبکه های ماهواره ای مخاطب شناسی شان قوی است و ما را خوب شناخته اند. بسیاری از مردم ما تقیدهای دینی دارند که اگر آنها سرجای خودشان باشند، آن باورها اجازه نمی دهند که مشتری برنامه های ماهواره ای بشوند. یکی از شیوه های اصلی آنها برای جذب مخاطب این است که در برنامه ها و سریال ها تبلیغ می کنند که زمانه تغییر کرده است و به تبع آن عادات هم تغییر می کند. تاریخ مصرف عفت ورزیدن گذشته است و از این تفکر به یک تفکر تاریخی و مورد احترام یاد می کنند. یعنی مردان حس خودخواهی داشته اند و غیرت زیادی آنها اجازه نمی داده که زنان براحتی با مردان ارتباط داشته باشند. فکر مردها و زنان رشد کرده و مردم جنبه پیدا کرده اند و به همین دلیل ما کلمه ای بنام خویشتن داری و عفت نداریم و مرد و زنی که عفت می ورزند بعنوان فرد متحجر معرفی می شوند .آیا اگر زمانه عوض شده یعنی غریزه ای انسان هم عوض شده است؟ آیا زن و مردهای امروزی غریزه ندارند ؟ و نباید گرایشات آنها به جنس مخالف مدیریت شود؟ 
اگر شبکه های ماهواره ای و دشمنان باورهای مذهبی ما موفق بشوند که اعتقادات ما را در این مسائل فطری و خانواده ای بگیرند، در فتح خانواده های ما پیروز خواهند شد. ولی اگر روشنگری و کارهای فرهنگی جدی ادامه پیدا کند، چنین اتفافی نخواهد افتاد.

 

سوال – در مورد شیوه های جذب مخاطب در برنامه های ماهواره ای توضیحاتی بدهید.  

پاسخ – چون شبکه های ماهواره ای یک شناخت دقیقی از ایرانی ها دارند و حساسیت های مذهبی ما را می شناسند، یک شگردهایی را بکار می برند تا آستانه ی حساسیت های ما را در بحث تقیدات پایین بیاورند. یکی از شگردهای آنها این است که در برنامه های گفتگو محور و فیلم های شان، پایبندی های مذهبی را عقب ماندگی معرفی می کنند. گاهی می گویند که این پایبندها خوب است ولی الان تاریخ مصرف آنها تمام شده است و می گویند: اینها را  بصورت اسطوره های تاریخی در ذهن تان نگه دارید و به دیده ی احترام به آنها  نگاه کنید. ولی الان دیگر نباید در رفتارهای ما نمایش داده شود زیرا نشانه ی عقب ماندگی است. ما لباس های قدیمی را در موزه نگه می داریم و هیچ وقت آنها را مسخره نمی کنیم ولی اگر همان لباس را در خیابان به تن کسی ببینیم، مسخره می کنیم. آنها در مورد عقاید مذهبی می گویند: زمان آن گذشته است ولی به آنها احترام می گذاریم. واقعیت این است که بسیاری از عقاید مذهبی برای همین زمان است. در نشریه تایم نوشته شده: قوانین اسلامی باعث شده است که بسیاری از مشکلات حاد اجتماعی که کشورهای غربی با آن دست و پنجه نرم می کنند در منطقه ی خاورمیانه وجود نداشته باشد. پس اسلام برای ما حد و حدودی تعیین کرده و بسیاری از حد و حدودها که هنوز نشکسته ،بخاطر قوانین اسلام است. آنها به همین حد و حدودهای ما حمله می کنند در حالیکه خودشان آرزو می کنند که این حد و حدودها را داشته باشند ولی ندارند. 
بحث فریب کاری هایی مذهبی نکته ی ویژه ای است. عده ای به ما می گویند که شما به برنامه های ماهواره ای سوءظن دارید. آنها برادران مسلمان ما هستند. در بعضی شبکه ها هنگام اذان، اذن شیعی پخش می کنند و در مُحرم و  فاطمیه آهنگ ها تند، را کم می کنند. وقتی ما بچه بودیم پدر و مادرها برای ما قصه های تخیلی تعریف نمی کردند و معمولا قصه های حکمت آمیز تعریف می کردند. برنامه های تلویزیونی هم کمتر تخیلی بود. و اگر از تخیل هم استفاده می شد ،برای تزریق حکمت به بچه ها بود. مثلا داستان بُزبُز قندی پُر از حکمت بود. زیرا آقا گرگِ خودش را شبیه مامان بُزی کرد و بچه ها را گول زد. یعنی از قدیم به ما یاد می دادند که دشمن خودش را در لباس دوست به ما نشان می دهد. کتاب موش و گربه هم دنیایی از حکمت بود. الان آقا گرگِ فرد دیگری است و وقتی می خواهد خودش را میهمان خانه ی شما کند، یک شکل مذهبی به خودش می گیرد. (شبکه های مذهبی ماهواره)
یکی دیگر از فریب کاری ها سانسورهای مذهبی است. آنها می دانند که خانواده ی ایرانی حواسش جمع است و در جمع خانوادگی هر فیلمی را نمی بیند. حتی در زمان طاغوت هم می گفتند که بچه ها نباید بعضی از فیلم ها را ببینند .این جزو فرهنگ ما بود. اما بعضی از شبکه های ماهواره ای با یک سانسورهای فریبنده ،اعتماد خانواده ها را به خودشان جلب می کنند یعنی هنگامی که می خواهد یک صحنه بد پخش بشود آنرا سانسور می کنند و این باعث می شود که خانواده به آنها اعتماد کنند. وقتی خانواده اعتماد کرد ،در مواقعی همان صحنه های بد را پخش می کند. 

 

سوال – در مورد متولیان شبکه های ماهواره ای توضیحاتی بفرمایید.  

پاسخ – بیشتر رسانه های موجود در دنیا در امریکاست و نود درصد رسانه های امریکایی در دست یهودی ها و صهیونیست هاست، همه این مطلب را می دانند. بزرگترین غول های رسانه ای دنیا در دست یهودی هاست. در پُروتکل دوازدهم دانشوران یهود آورده اند :اگر تدابیری را که در مورد مطبوعات اندیشیده ایم به مرحله ی اجرا دربیاوریم ذهن و فکر غیریهودیان به تسخیرمان در می آید. و آنان وقایع جهان را از پشت عینک های رنگینی که ما به چشم آنها می گذاریم می نگرند. 
ما سه کشور فارسی زبان داریم که عمده ی فارسی زبان ها در آنجا هستند: افغانستان، تاجیکستان و ایران. در هند و چین هم تعدادی فارسی زبان وجود دارند که جمعا حدود 150 میلیون نفر می شوند. بویژه در این پنج سال اخیر ،چرا این همه شبکه های فارسی زبان رشد کرده اند ؟ آیا آنها دل شان به حال ما سوخته است؟ در سال 73 شبکه های فارسی زبان زیر ده تا بودند ولی در همین پنج سال اخیر تعداد آنها به بالای صد تا رسیده است. علت رشد این شبکه ها چیست ؟ پشت صحنه ی آنها صهیونیست ها و بهایئی ها هستند. آیا دل آنها برای ما سوخته است ؟ یکی از شبکه ها فارسی زبان می گفت که سالیانه 15 میلیون پوند بودجه دارد. در حالیکه قسمت های دیگر شبکه درحال ورشکستگی است ولی در بخش فارسی زبان بودجه کافی است در حالیکه یک آگهی هم پخش می شود. و شبکه درآمد اقتصادی ندارد. بعضی از شبکه ها اصلا تبلیغات ندارند و فقط هزینه می کنند. آیا آنها دل شان به حال فرهنگ و دین ما سوخته است ؟ اگر آنها دلشان به حال ما می سوزد، چرا هشت سال با ما جنگیدند و الان هم حتی دارو را تحریم کرده اند؟ الان در کشورهای مسلمان بچه های چهارساله را سر می برند یا در عرض هشت روز ،چندین هزار مسلمان را می کشند. در بوسنی هرزگوین، آنها سر جنین کشته شده ها، شرط می بستند. و حتی مادر را جلوی بچه و بچه را جلوی مادر می کشتند. اگر آنها دل شان به حال ما می سوزد ،چرا این سرمایه گذاری ها را برای اروپایی ها نمی کنند؟ 
ما به تمام کسانی که از ماهواره به خوبی استفاده می کنند و قدرت مدیریت استفاده از آنرا دارند احترام می گذاریم که تعداد آنها کم است ولی خانواده هایی که از ماهواره بخوبی استفاده نکرده اند و دچارمشکل شده اند بسیار زیادند و ما باید بدانیم که این سفره ای که پهن شده است سفره ی دوست ما نیست. و دوست دارند که سَر به تن ما نباشد. 
در 12 سپتامبر 2002 این خبر منتشر می شود: نخست وزیر سابق اسرائیل از امریکا خواست تغییر رژیم را را در عراق و ایران پی بگیرد که این کار را در عراق با حمله ی نظامی و در ایران با پخش برنامه های تلویزیونی ماهواره ای با محتوای هرزه انجام دهد. وی گفت :جریان یافتن فرهنگ عامیانه ی غربی به داخل ایران می تواند منجر به براندازی جمهوری اسلامی ایران شود . نتانیاهو با اشاره به وجود هزاران دیش ماهواره در ایران به کمیته ی اصلاح دولتی در امریکا گفت :امریکا می تواند با پخش سریال های شبکه ی فاکس که افراد زیباروی جهان را در وضعیت متنوعی از برهنگی نشان می دهد که زندگی های فریبنده و مادی گرایانه دارند و رابطه های بی قید جنسی برقرار می کنند، یک انقلاب را علیه این کشور برانگیزد. وی به این کمیته گفت :این سریال ها واقعا براندازانه هستند. جوانان ایرانی دل شان از لباس های دلپسندی که در این سریال ها می بینند خواهد خواست .آنها استخرها و زندگی های پر زرق و برق را خواهند خواست. 
بعضی ها می گویند که شبکه های ماهواره ای آزادی را برای ایران می خواهند ولی آنها بدترین نوع اسارات را برای ما می خواهند یعنی اسیر خواسته های نفسانی و زرق و برق بودن. جوانی که اسیر زرق و برق وزندگی غربی بشود دیگر فکر پیشرفت نخواهد بود. این بدترین نوع اسارت است. بنظر شما این همه هزینه برای راه اندازی شبکه های فارسی زبان به چه نیت و اهدافی انجام می گیرد؟

 

سوال تلفنی- در زمان طاغوت هم این مشکلات وجود داشت. اما افرادی که در همان زمان زندگی می کردند انقلاب اسلامی را برپا کردند. انسان خوب ،خوب بود و انسان بد ،بد بود. مشکل در خودماست نه ماهواره .مگر پدر و مادرهای ما در زمان طاغوت در همان وضعیت های بد زندگی نمی کردند ولی چرا فرزندانی تربیت کردند که بعد از انقلاب به جبهه رفتند و شهید شدند؟ ایراد از خود انسان هاست. انسان ها سست و تنبل شده اند و دوست دارند به سمت بدی بروند.  

پاسخ – امروزه ابزار انحراف نسبت به زمان شاه بیشتر و دسترسی به آن راحت تر شده و از نظر کیفیت بسیار متنوع تر شده، بخاطر همین ماهواره بسیار بدتر از تلویزیون زمان شاه است. پس این مقایسه درست نیست. آیا کسانی که ماهواره را می بینند، این مقایسه را قبول دارند ؟ 

 

بعضی ها از برنامه ی گذشته برداشت سیاسی کرده بودند. کسانی که این فیلم ها و سریال ها را بصورت رایگان برای ملت ما پخش می کنند ،هیچ تردیدی در دشمنی خودشان ندارند و خودشان هم این دشمنی را انکار نمی کنند. در رده ی اندیشمندان علمی غربی هم اسلام تیزی موجود است. یکی از اندیشمندان می گوید: جنگ بر ضد اسلام گرایی با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد، فقط با فاسد کردن آنهاست که می توان به پیروزی رسید، پس باید بجای بمب ها بر سر آنها دامن های کوتاه بریزیم. پس ما نسبت به دشمنان سوءظن یا شک و گمان نداریم، اینها جملاتی است که خودشان می گویند. بزرگان سیاسی آنها هم، این طور می گویند که برای از بین بردن ایران ،باید جوانان و خانواده های آنها را از هم بریزیم. باید به این مباحث دشمن ستیزی با دقت بیشتری بپردازیم.

آنها برای اینکه بتوانند بر ما غلبه کنند، می خواهند ارزش های شان را برای ما ارزش و ضد ارزش های شان هم برای ما ضد ارزش شود. چون ارزش های آنها با ما در تضاد است راهش این است که آنها از طریق غیرمستقیم( فیلم و سریال ها) فکر ما را مثل فکر خودشان کنند. شعار آزادی که از طرف آنها سر داده می شود عین اسارت است. آنها نمی گویند: هر جوری دوست دارید فکر کنید، بلکه می گویند: هر جوری ما دوست داریم، فکر کنید. آنها می گویند: از فکر خودتان رها شوید و اسیر فکر ما شوید و این بدترین نوع آزادی است.

 تردیدی نیست که در زمان شاه هم ابتذالات وجود داشت و حاکمان آنرا هدایت می کردند. در زمان شاه هم فیلم هایی پخش می شد که با هنجارهای مذهبی و ملی ما سازگار نبود ولی ابزاری که در آن زمان برای انحراف جوانان وجود داشت تلویزیون بود که البته مدت زمان برنامه تلویزیون کم بود و برنامه های انحرافی آن نسبت به برنامه های مبتذل ماهواره خیلی خیلی کم بود. و اصلا قابل مقایسه نیست. در زمان شاه درصد کمی از مردم تلویزیون داشتند. پس تلویزیون امروزی از نظر کمیت و کیفیت با تلویزیون های قدیم تفاوت دارد. معمولا وقتی محصولی کم عرضه می شود حرص انسان برای آن بیشتر می شود. ولی در مورد غریزه جنسی این طور نیست که اگر مقدار کمی از آن را نشان بدهید ولع طرف زیاد شود یا اینکه اگر زیاد نشان بدهید ولع طرف کم شود. 
در زمان شاه ،ابزار دیگر نشریات بودند که عکس های مبتذل داشتند ولی تیراژ آنها خیلی کم بود. و قابل دسترس برای همه نبود. امروزه در دوردست ترین مناطق ایران آنتن ماهواره دیده می شود. پس گستره ی ماهواره را نمی توان با رسانه های گذشته مقایسه کرد. در زمان شاه فقط ظاهر چند شهر بزرگ مبتذل بود. کارشناسان معتقد هستند که درجه ی ابتذال این دهه با چند دهه ی قبل قابل مقایسه نیست. ماهواره ی بیست و پنج سال پیش با ماهواره ی الان قابل قیاس نیست. 
آیا جوانانی که انقلاب کردند همان جوانانی بودند که تحت تاثیر فیلم های تلویزیون بودند؟ خیلی ازجوانانی که انقلاب کردند و شهید شدند با فساد مخالف بودند. و دست پرورده ی امام خمینی بودند. آنها فهمیدند که پخش فیلم های مبتذل به نفع جامعه و خانواده ی آنها نیست. در زمان شاه خیلی از خانواده ها اجازه نمی دادند که تلویزیون وارد خانه شان شود. حتی رادیو و تلویزیون را حرام می دانستند. همه ی خانواده های غربی اجازه نمی دهند که فرزندان شان تمام کانال های تلویزیون را ببینند. ما اعتقاد داریم که ضرورتی ندارد که ماهواره در خانه باشد ولی اگر به هر دلیلی در خانه ای هست باید از آن مراقبت شود و نباید به شبکه های آن اعتماد کرد. پس باید محدودیت هایی در خانواده وجود داشته باشد .اصلی ترین راه مبارزه با ماهواره ،جمع آوری ماهواره نیست بلکه کار فرهنگی است ولی اگر می خواهیم کار فرهنگی کنیم نباید بساط ابتذال بصورت آزادانه در دسترس همه قرار بگیرد.
سوال تلفنی – هدف برنامه های ماهواره ای بیشتر تاثیر گذاشتن روی خانم هاست زیرا آنها فهمیده اند که تربیت کنندگان نسل ها خانم ها هستند. وقتی آنها خانم ها را سرگرم برنامه هایشان می کنند، خانم ها از هدف اصلی که تربیت نسل است دور می شوند. بخاطر همین الان در جامعه خانم ها دچار چشم و هم چشمی شده اند و هر روز این قضیه بیشتر می شود. 

سوال  - یکی از علل گرایش مردم به ماهواره دیدن خبرهای سیاسی است، دراین مورد توضیحاتی بفرمایید. 

پاسخ – بعضی ها می گویند که ما دوست داریم اخبار سیاسی را بدون سانسور بشنویم و به همین دلیل به سراغ ماهواره می روییم .بعضی ها هم دنبال شبکه های علمی و مستند هستند که در ماهواره زیاد است. شبکه های ما سانسور خبری دارند .شما کدام شبکه در دنیا را سراغ دارید که بدون در نظر گرفتن خط قرمز، هر خبری را پخش کند؟ یعنی جهت گیری نداشته باشد. حتی یک شبکه در دنیا نمی توانیم پیدا کنیم که بگوییم هیچ سانسور خبری ندارد. کسانی که در غرب می گویند :ایران سانسور خبری دارد ،خودشان هم سانسور خبری دارند. آنها هم هر خبری را منتشر نمی کنند. آیا می توان به خبرهای دشمن اعتماد کرد ؟البته منظور ما این نیست که همه ی خبرهای آنها دروغ است. آنها خبرهای راست هم دارند ولی کار دشمن این است که خبرهای حق و باطل را قاطی می کند که به مخاطب یک اعتماد کاذب بدهد .
فردی به شیطان گفت که مرا نصیحت کن. شیطان گفت که من چهار نصیحت به تو می کنم: اهل حرص، حسد و تکبر نباش و تا خواست چهارمی را بگوید، فرد گفت که چیزی نگو. من مطمئن هستم که نصیحت چهارمی تو همراه با زهر است زیرا تو چهار تا نصیحت درست نمی کنی .( زیرا سه نصیحت آن درست بود) قانون دشمنی این است. 
بعضی ها می گویند که اخبار هر دو طرف را می شنویم و بعد قضاوت می کنیم. ملاک قضاوت چیست ؟شما چطور می خواهید قضاوت کنید وقتی از پشت صحنه خبر ندارید؟ شما می خواهید به کدام اعتماد کنید؟ ما مطمئن هستیم که در بسیاری از شبکه های خبری(گرچه اسم آنرا سیاسی گذاشته اند)بشدت مباحث فرهنگی دارند. یکی از شبکه های خبری معروف در یکی از برنامه هایش در مورد چند همسری صحبت می کند و می گوید که منظور از چند همسری ،ممکن است چند شوهری باشد و بعد می گوید که در وجود زن ها چند همسری وجود ندارد. در همان زمان خانمی پشت خط می گوید: این جمله را جامعه ی مردسالاری گفته و واقعیت ندارد، من خودم از آن خانم هایی هستم که دوست دارم چند شوهر داشته باشم. مجری می گوید :افراد روشنفکر می توانند با این قضیه کنار بیایند که آنها درصد محدودی هستند. آیا این ربطی به سیاست و خبر دارد؟ نگرش صرفا سیاسی به این شبکه ها ،ساده انگاری است . 
در چندسال اخیر رویکرد جدیدی در رسانه دیده می شود .پخش اخبار با کمترین سانسور یک هدیه ی فرهنگی به جامعه است. وقتی یکی از علل گرایش مردم به ماهواره اخبار سیاسی است بهتراست که تا می توانیم از سانسور دوری کنیم. برنامه ی صرفا جهت اطلاع اخبار ، بیننده ی زیادی دارد و همه از این قسمت خوششان می آید. در این برنامه صراحت لهجه وجود دارد. اگر از نظر عقلانی و منطقی، سانسور بعضی از خبرها ربطی به جامعه ندارد و فقط سلیقه شخصی است ، مسئولین باید بدانند که اگر یک خانواده بخاطر اخبار سیاسی به ماهواره گرایش پیدا کنند، گناهش گردن آنهاست. 

 

 

 
ماهواره میهمان خیلی از خانواده های ایرانی در شهر و روستا شده و این واقعیت هم غیرقابل انکار است که در سبک زندگی مردم تاثیر زیادی داشته است.و انحرافات زیادی در جامعه ایجاد کرده است. چرا ماهواره براحتی وارد خانواده ها شده و چرا ما به آن اعتماد کردیم و آنرا به خانه راه دادیم؟
اولین عامل، ناآشنایی بسیاری از خانواده ها با سه مقوله ی مهم است :
-ناآشنایی با آثار این برنامه ها بر روی خانواده ،
-ناآشنایی با روش هایی که در فیلم ها و سریال ها استفاده می شود یعنی ناآشنایی با سواد رسانه ای و ناآشنایی با متولیان پشت پرده شبکه های ماهواره ای .
 
عامل دیگر که باعث شده بعضی خانواده ها ماهواره را به خانه شان راه بدهند، آگاهی به اخبار و مسائلی است که در دنیا می گذرد.(البته به جز استفاده از شبکه ملی خودمان)
بعضی این تفکر را دارند که اگر بعضی صحنه ها را فرزندان مان از ماهواره در کنار ما نبینند ممکن است که آنرا در کنار دوستان شان ببینند یا تعریف آنرا بشنوند که این باعث حریص شدن آنها می شود. این خانواده ها معتقد هستند که این صحنه ها خوب نیستند و الا نگران دیدن آنها نبودند. آیا نمایش این صحنه ها در کنار دوستان بد است و اگر ما نمایش را به خانه منتقل کنیم اینها خوب می شود؟ اتفاقا کار بدتر می شود زیرا همین که فرزند در کنار خانواده این صحنه را تماشا می کند بخاطر اعتمادی که به پدر و مادر دارد فکر می کند که دیدن این صحنه ها خوب است .تماشای این صحنه ها با پدر و مادر ،تایید ویژه از طرف پدر و مادر برای خوب بودن تماشای این صحنه ها است. 
بعضی مواقع ما می گوییم که فرزند فلان چیز را در خانه بخورد که وقتی دست مردم دید حریص نشود،این استدلال خوب است ولی مسائل غریزی این طور نیست که مثلا اگر شما فلان صحنه را در خانه نمایش دادید حرص فرزند بخوابد و برای صحنه های بدتر از این حریص نشود. اگر این طور بود در غرب که اینها را در شبکه های تلویزیونی نمایش می دهند باید جواب می داد ولی چرا در آنجا آمار جرم و جنایت جنسی بشدت رو به افزایش است و امنیت اخلاقی در خانه ها تحت الشعاع قرار گرفته است؟ مقوله ی غرایز جنسی از آن مقوله هایی نیست که اگر شما به آن دامن بزنید ،حرص فرد تمام بشود بلکه برعکس است و دامن زدن به آن فرد را حریص تر می کند.
راه مقابله با حریص شدن، تربیت صحیح است. ما باید فرزندان را خانواده محور بار بیاوریم. بچه های خانواده محور بچه هایی هستند که تربیت خانواده را بر جامعه تحمیل می کنند نه اینکه تربیت جامعه را وارد خانواده کنند.این بچه ها طوری تربیت می شوند که اگر اصول آنها در جامعه رعایت نشود سوال شان این است که چرا جامعه به این اصول احترام نمی گذارد و آنرا رعایت نمی کند. بچه هایی که خانواده محور بار نمی آیند سوال شان این است که چرا خانواده ی ما مثل دیگر خانواده ها نیست و ماهواره نگاه نمی کند ؟
باید برای تربیت فرزندان وقت بیشتری بگذاریم. بطور مستقیم به اندازه ای که برای سریال ها و فیلم ها و فوتبال وقت می گذاریم، برای صحبت کردن با فرزندان مان وقت می گذاریم؟ بصورت غیر مستقیم چند کتاب برای تربیت کودکان مان مطالعه کرده ایم ؟ باید این سوال ها را از خودمان بپرسیم. باید باور کنیم که تربیت فرزند اصولی دارد و فن وهنر است و باید هنر تربیت بچه را یاد گرفت. اگر این هنر یاد گرفته شود، ما می توانیم فرزندامان را طوری تربیت کنیم که جامعه را هدایت کند. در کشورهایی که آزادی ظاهری (ولنگاری) وجود دارد، خانواده هایی وجود دارند که فرزندانی تربیت می کنند که نه تنها به چیزی که در جامعه وجود دارد اعتنا نمی کنند بلکه تلاش می کنند فرهنگ صحیح خانواده را به جامعه تحمیل کنند. در دین و کتاب های ما اصول تربیتی زیادی وجود دارد که می توان آنرا با مشورت و خواندن کتاب بدست آورد. ولی مشکل این است که ما وقت و حوصله را خرج تربیت فرزندان مان نمی کنیم و به دنبال اصولی می رویم که حتی در دنیا پذیرفته شده نیست و بشدت رد شده است. 
 
 
آیا درست است که ما بخاطر دیدن شبکه های مذهبی ماهواره ، از آن استفاده کنیم ؟
بعضی ها می گویند که ما بخاطر شبکه های مذهبی ماهواره تماشا می کنیم. بعضی از شبکه ها به قصد خیرخواهانه راه اندازی شده اند و مطالب آن هم خوب است. البته از شبکه های مذهبی که خط دهی هایی دارند و توسط امریکا پشتیبانی می شوند بگذریم که کارشان اختلاف انداختن بین مذاهب است. ما شبکه های خوب ماهواره ای را شبکه های امداد و نجات می دانیم. ولی وجود شبکه های خوب در ماهواره به آن معنا نیست که همه باید آنرا در خانه تهیه و تماشا کنند. در جاده ها ،گروه های امداد و نجاتی وجود دارند که کارشان این است که اگر شما تصادف کردید به داد شما برسند. وجود گروه امداد و نجات در جاده به آن معنا نیست که اگر شما تصادف کردید خیال تان راحت باشد. بلکه معنایش این است که اگر شما تصادف کردید یک گروهی هست که شما را نجات دهد. شبکه های مذهبی ماهواره ای خوب یک گروه امداد و نجات هستند برای کسانی که به هر دلیلی ماهواره تماشا می کنند و حرف ما را گوش نمی دهند. وقتی ما نمی خواهیم ماهواره تماشا کنیم چه دلیلی دارد که ماهواره را داخل خانه بیاوریم؟ خیلی ها می گویند که ما بخاطر دیدن شبکه های مذهبی ماهواره آنرا تهیه کردیم ولی بعد بخاطر کنجکاوی شبکه های دیگر را هم تماشا کردیم. الان نه تنها به آن شبکه ها توجهی نمی کنیم بلکه فقط شبکه هایی را که نباید نگاه کنیم، تماشا می کنیم. اگر ما شبکه های آنچنانی ماهواره را تماشا نمی کنیم نیازی به شبکه های مذهبی آن نداریم.
 
 طرز استفاده از هر ابزاری مهم است. اگر ماهواره در خانواده نباشد چه اتفاقی می افتد؟ چه نیازی است که ما ماهواره را که خطراتی دارد به خانه بیاوریم و بعد بخواهیم از آن درست استفاده کنیم .ماهواره شبیه چاقو یا کبریت نیست که اگر در خانه نباشد کار ما زمین بماند. اگر ماهواره حذف شود ضرری در زندگی اتفاق نمی افتد بلکه اتفاقات خوبی در زندگی می افتد
 
سوال تلفنی – پدرم من 60 سال دارد و وقتی مادرم 13 ساله بوده با او ازدواج کرده و تابحال رابطه شان خیلی خوب بوده است. حدود ده سال است که ماهواره به خانه ی پدرم آمده است. از آن زمان پدرم دیگر با مادرم راه نمی رود. و به مادرم می گوید که تو به من نمی خوری. او می گوید: زن های ماهواره خوب هستند که به خودشان می رسند. پدر من خیلی فرق کرده است. زندگی شان مثل جهنم شده است.
 
سوال تلفنی- ما از اثرات خوب ماهواره و شبکه های خوب و محدود استفاده می کردیم ولی واقعا ماهواره وقت زندگی ما را می گرفت زیرا ماهواره جذاب است و ناخودآگاه انسان دوست دارد که آنرا ببیند. ما تصمیم گرفتیم که ماهواره را جمع کنیم. الان دخترم بیشتر به درس هایش می رسد و خودم هم از نظر اخلاقی و دینی بهتر شده ام. و دیگر وقتم را به بطالت نمی گذرانم. کسانی که می گویند :ما بصورت سالم از ماهواره استفاده می کنیم اگر دو ماه ماهواره را کنار بگذارند ،اثر مثبت آنرا می بینند. 
 
سوال تلفنی –علاوه بر ماهواره، نرم افزارهای گوشی موبایل هم انحرافاتی دارد. 
 
سوال تلفنی – من اعتیاد به ماهواره دارم .در ضمن اعتیاد به مواد مخدر هم دارم. با کارهای منفی ماهواره ،تمام ذهنیت من خراب شده است و تمام شب و روزم را با این ذهنیت منفی می گذرانم. الان نمی دانم چه کسی هستم ،فقط می دانم از شب تا صبح پای ماهواره هستم و تا ظهر می خوابم و بعد دوباره پای ماهواره می نشینم. 
 
سوال تلفنی – من مشاور هستم و با چشم خودم دیده ام کسانی که دختر یا پسر در خانه دارند و ماهواره تماشا می کنند، منحرف شده اند. 
 
سوال تلفنی – برنامه های بد ماهواره خیلی بیشتر از برنامه های مفید آن است. اگر وسیله ای ضررش بیشتر از سودش باشد، من اجازه نمی دهم که بچه ام آنرا بخرد. حتی برنامه های کودک ماهواره هم صحنه های مبتذل دارد. بنظر من چیزی که ضررش بیشتر از منفعتش است ،اگر نباشد بهتر است.
 
پیامک – من اثرات بد ماهواره را در زندگی دیگران و خودم دیده ام و هر بار تصمیم می گیرم که تماشا نکنم ولی مثل اینکه به ماهواره معتاد شده ام. من باید چکار کنم؟
پاسخ – در روانشناسی بحث اعتیاد رسانه ای یک مقوله ی قابل مطالعه و پذیرفته شده ای است. نکته ی اول این است که قابل انکار نیست افرادی که اعتیاد به شبکه های ماهواره ای پیدا کرده اند (تعداد قابل توجهی از آنها)، از فیلم هایی که در شبکه های داخلی پخش می شود بخاطر محدودیت هایی که دارد ،لذت نمی برند. یکی از عوامل اصلی تماشای فیلم های ماهواره بحث محروم بودن از لذت های معنوی است. اگر کسی بخواهد از این لذت ها دست بکشد حتما باید مزه ی لذت معنوی را بچشد. لذت معنوی یعنی شیفته ی محبت الهی شدن و غرق در محبت خدا شدن یاعاشق خدا شدن. 
در دعای شعبانیه داریم: خدایا من هیچ قدرتی ندارم که از وادی معصیت تو منتقل بشوم مگر اینکه بامحبت تو بیدار بشوم و تو مرا با محبت خودت بیدار کنی. 
1 - برای اینکه بتوانیم از لذت های مادی جدا شویم باید به یک لذت فراتری دست پیدا کنیم. امام سجاد(ع) در مناجات محبین می فرماید: خدایا، چه کسی است که شیرینی محبت تو را بچشد و از تو دور شود و چیز دیگری را جایگزین تو کند. 
2 - یکسری کارهای الزام آور را برای خودتان برنامه ریزی کنید. مثلا اگر به سریال خاصی علاقه دارید و اثر منفی آنرا در خودتان و اطرافیان دیده اید، کار خاصی را در آن زمان برای خودتان تعریف کنید تا نتوانید آن سریال را ببینید. مثلا یک قرار ویژه ای با فردی که دوست ندارید از او کم بیاورید، در همان ساعت پخش سریال بگذارید.
3 - نذر کنید. نباید به نذر فقط یک نگاه فقهی داشت. ما نذر را فقط برای شفای بیمار یا برطرف شدن مشکلات مادی می خواهیم و نگاه تربیتی به آن نداریم. عهد و نذر یک الزام خوبی است برای کسانی که تقیدات شرعی دارند. در رساله با احکام نذر آشنا شوید و با خدا قرار بگذارید البته قراری که مثل نماز بر شما واجب شود. یعنی اگر نذرتان را شکستید باید جریمه ی آنرا پرداخت کنید. و اگر نذرتان را بشکنید، شرمنده ی خدا می شوید. غیر از این شرط الزام آور، در مورد این کار با اعضای خانواده تان صحبت کنید. اگر اعضای خانواده در دیدن برنامه با شما همراه نیستند، به آنها بگویید که من تصمیم گرفته ام که این برنامه را نبینم و اگر تصمیم گرفتم که این کار را بکنم، نذر را به یاد من بیاورید. اگر آنها هم همراه شما این برنامه را می بینند در مورد مضرات و آثار آن بصورت جمعی فکر کنید و یک پیمان جمعی با هم داشته باشید.
4 - سعی کنید درطول روز و هفته، فضای معنوی برای خودتان داشته باشید. مثلا شبهای جمعه یک مراسم معنوی داشته باشید، به زیارت اهل قبور رفتن بروید ،سخنرانی استادهای بزرگ مثل آیت الله دستغیب در مورد قیامت، توحید و مرگ گوش کنید. وقتی انسان به زیارت اهل قبور می رود ،متوجه می شود که عاقبتش مشخص نیست و معلوم نیست که چه زمانی به آنها می پیوندد، بخاطر همین خویشتن داری اش زیاد می شود. اذکاری را برای وسوسه توصیه کرده اند .در کتاب مکارم الاخلاق داریم که وقتی دارید وسوسه می شود، آیه 98 سوره نحل (واذا فرقت القرآن فستئذ بالله من الشیطان الرجیم )،سوره ناس و فلق را بخوانید. در این کتاب امیرالمومنین می فرماید که هر وقت شیطان به شما غلبه می کند با زبان ظاهر و باطن بگویید: امنت بالله و رسوله مخلصاً له الدین من به خدا و رسول ایمان آوردم در حالیکه دین خودم را برای او خالص کردم. 
شخصی از آیت الله بهجت پرسید : مرتکب معصیت می شوم و هرچقدر هم که سعی می کنم آنرا ترک کنم نمی شود. چکار کنم؟ ایشان فرمود : حمد و سوره بخوان و آنرا اهدا کن برای مومنینی که در مشاهده ی مشرفه( مکه ،مدینه،کربلا، سامرا، مشهد، قم و مکان های مقدس) دفن شده اند. 
5 - راه ساده تر این است که اگر اختیار ماهواره به دست خودتان است آنرا جمع کنید و عهد ببیندید که سه ماه ماهواره را جمع کنید. 
6 - دوست شدن با دوستان خوب .رفاقت عجیب است. اگر ما خوب یا بد شدیم بخاطر رفیق است. امیرالمومنین می فرماید: قبل از اینکه راه بیفتید در پی رفیق باشید. خیلی از ما در دوران نوجوانی نماز نمی خواندیم و روزه نمی گرفتیم ولی رفیقی سر راه ما آمد و زندگی ما را عوض کرد. پیامبر فرمود: انسان بر دین رفیقش است. پدر و مادرها دعا کنند که رفیق خوب نصیب فرزندشان
 
منبع:ch3.ir