موبایل و نرم افزارهای اجتماعی

موبایل و نرم افزارهای اجتماعی

پیامک – بنظر من امروز ماهواره قدیمی شده، نرم افزارهایی که روی موبایل نصب می شود خیلی بدتر ازماهواره است. در مورد این نرم افزارها صحبت کنید.
 
پیامک – ما در خانه ی ماهواره نداریم ولی بدبختی ما از وقتی شروع شد که شوهرم نرم افزارهای جدید را بر روی گوشی اش نصب کرد. و تا نیمه شب یا دارد با دیگران چت می کند یا بازی می کند.
 
پیامک - چهارماه پیش شوهرم به مناسبت تولدم یک گوشی جدید گرفت. و نرم افزارجدید روی آن نصب کرد و از این طریق دوستان قدیمی را پیدا کردم و در این میان به آقایی وابسته ی شدید شدم. همیشه می گویم که ای کاش شوهرم روز تولد مرا یادش می رفت و این گوشی را برای من نمی خرید. خیلی ناراحت هستم.
 
 
 
پاسخ- گاهی اوقات ما در مورد مسائلی صحبت می کنیم که شاید آنقدرها فراگیر نشده و تبدیل به یک معظل نشده است. بعضی ها می گویند که وقتی شما از اینها حرف می زنید ، خودش ترویج اینگونه مسائل می شود. وقتی مسئله ای معظل می شود و در مورد آن صحبت می کنیم، می گویند که چرا الان صحبت می کنید که دیر شده و همه مبتلا شده اند. الان در داستان نرم افزارهای تلفن همراه، هنوز آنقدرها نرم افزارهای مثل ماهواره فراگیر نشده ولی با آن چندان فاصله نداریم زیرا در دهه ی اخیر، سرعتی که ما در این مسائل می بینیم محیرالعقول است. بازار تلفن همراه امسال با سال گذشته قابل مقایسه نیست. میزان گوشی های همراهی که امسال دست مردم است که می توان روی آن نرم افزار نصب کرد خیلی بیشتر از سال گذشته است. آمارها حرف ما را تصدیق می کنند. 
ما اصلا درباره ی این مسئله دیدگاه مان این نیست که اینها مطلقا بد است و نباید از آن استفاده کرد و استفاده ی مفید از آن امکان ندارد. ما معتقد هستیم که حداقل استفاده ی خوب از هر چیزی دو شرط دارد:
1- برای چه چیزی از آن استفاده می کنیم.
2- چه اندازه استفاده می کنیم.
اگر در پرداختن به هر چیزی افراط شد ، آن به یک چیز بد تبدیل می شود. نماز ،روزه ،هیئت رفتن، مسجد رفتن،عبادت درخانه ی خدا و اعتکاف هم اگر زیاد باشد خوب نیست. پیامبری که ده روز آخرماه رمضان رختخوابش را جمع می کرد و در مسجد معتکف می شد، در مقابل افراط می ایستاد. به پیامبر خبر دادند که عده ای از افراد شما به مسجد رفته اند و شب ها و روزها عبادت می کنند و به خانواده شان کاری ندارند. روایت داریم که پیامبر از شنیدن این خبر عصبانی شدند و به طرف مسجد رفتند و حتی بخاطر داشتن عجله ،بندکفش شان را هم نبستند و فرمودند : شما را چه می شود؟ من که پیامبر شما هستم این طوری عمل نمی کنم. بعضی از روزها را روزه می گیرم و بعضی از روزها را افطار می کنم ،قسمتی از شب را می خوابم و قسمتی از شب را عبادت می کنم. حد و اندازه در استفاده از یک چیز مفید، خیلی مهم است.
 
ما از زنان جوان و پدر و مادرها گِله های زیادی داریم که شوهران و فرزندان شان تا نصف شب دارند چت می کنند، درست است که به غیر از هزینه ی اینترنت ،هزینه های دیگر مجانی است. ولی وقت زیادی صرف آن می شود. 
اینکه می گویند: وقت طلاست برای قدیم ها بوده است زیرا الان مردم خیلی راحت وقت شان را تلف می کنند. شهید مطهری درکتاب حکمت و اندرزها جلد یکم دارد: اگر جوانی یک کیسه پول را آتش بزند می گویند :عقلش کم است ولی اگر همین جوان ،وقتش را تلف کند می گویند: جوان است. در حالیکه وقت از طلا هم ارزشمندتر است و دیگر بدست نمی آید . پس مهم این است که چه اندازه از چیزی استفاده می کنیم. 
شرط اول ،علت استفاده کردن است. به چه علت از وسیله ای استفاده می کنیم؟ استفاده ای که از نرم افزارهای ارتباطی ،چقدر ضرروی است؟ یعنی اگر این ارتباطات نباشد زندگی ما دچار مشکل می شود؟ ممکن است که بعضی ها بگویند که این استفاده ضرروی نیست ولی مفید است. استفاده از این ارتباطات چقدر برای شما مفید است؟ این میزان مصرفی که در خانواده ها وجود دارد، چقدر مفید است؟ نرم افزارتلفن همراه که وقت بسیاری از جوانان را گرفته است ، چقدر از آن استفاده ی مفید و ضرروی می شود؟
ضرورت نیاز به این ابزارها، خودش در حال توسعه است. بنظر من هر چه قدر که انسان پیشرفت کند ،عصر ارتباطات باشد و دنیا دهکده ی جهانی شود، برای اینکه ما در حوزه ی ارتباط ، به یکسری نیازهای ارتباطی برسیم، باید اینها را مدیریت کنیم. مثلا نمی توانیم بگوییم که یک زن در دوره ی ارتباطات ،نیازی به گفتگو چهره به چهره با همسرش ندارد. کدام کشور و شهر پیشرفته، نیازی به این ارتباط ندارد؟ کدام بچه نیاز به ارتباط مستقیم با پدر و مادرش ندارد؟ آیا ارتباط با این نرم افزارها برای پدر و مادر و فرزندی که از هم دور هستند کافی است و این جای صله ی رحم را می گیرد؟ چقدر رفت و آمدها تحت الشعاع اینها قرار گرفته است؟ تهیه کننده ای می گفت: قبلاً که ما به خانه ی فامیل می رفتیم ،می پرسیدیم که قبله ی شما کجاست ولی الان می پرسیم که رمز اینترنتی شما چیست ؟ نشاطی که انسان در نشست و برخاست با اقوام می گیرد، در این ارتباط نمی گیرد. پس اصل این است که این ارتباطات مفید و ضروری باشند ولی باید فرهنگ استفاده از آنها را به مردم یاد داد. 
الان ما بدون رفتن به بانک با اینترنت کارهای بانکی مان را انجام می دهیم ولی بعضی از نیازها بصورت کاذب بیان می شود. مثلا در گذشته با چند دوست، بصورت تلفنی صحبت می کردیم و از حالش با خبر می شدیم ولی الان اگر ما تعداد زیادی دوست اینترنتی نداشته باشیم احساس تنهایی می کنیم. چرا دیروز احساس تنهایی نمی کردیم ولی الان احساس تنهایی می کنیم؟ این بخاطر نیازهای کاذبی است که بخاطر رعایت نکردن فرهنگ استفاده از ارتباطات بدست آورده ایم. استفاده ی درست از اینترنت این طور نبود که مثلا جوانی برای تحقیقات نیاز دارد که نیم ساعت از اینترنت استفاده کند ولی بعضی مواقع می بینیم که دو ساعت وقتش را بیهوده در سایت ها تلف می کند. اینترنت شبکه های اجتماعی درست کرده است و ما با استفاده از زندگی مجازی، از زندگی حقیقی فاصله گرفته ایم. کارهای مقدس مثل نماز و هیئت نمی تواند حق خانواده را پایمال می کند، و انسان باید منتظر عاقبت بد آن باشد. حالا اگر استفاده ی حداکثری و افراطی از این ابزارها باعث شود که حق خانواده پایمال شود، چطور باید منتظر چوب خدا باشیم؟ چطور می خواهیم به خدا جواب بدهیم؟ مثلا به خدا می گوییم که چون من دویست تا دوست اینترنتی داشتم به هر کدام سلامی می کردم و وقتی به این شبکه های اجتماعی سر می زدم ساعت ها وقتم گرفته می شد .آیا خدا این را می پذیرد که شما به همسرت که در کنارت است توجه نمی کنی ولی به دوستان اینترنتی توجه می کنی؟ 
وقتی ما می خواهیم درمورد چیزی نظر بدهیم باید خودمان را در فضای آن قرار بدهیم. من در موبایل خودم این نرم افزارها را ندارم. زیرا وقت این کار را ندارم. ولی مدتی از این فضا استفاده کردم. و متوجه شدم که 90 درصد پیام هایی که رد و بدل می شود هیچ ضرورتی ندارد. یعنی اگر من آنها را دریافت نمی کردم اتفاقی در زندگی ام نمی افتاد. زیرا هم مفید نبود و هم بسیاری از آنها ضرر داشت. من تعجب می کنم که چطور خانمی عکسش را در این فضا می گذارد، بعد این عکس منتشر می شود و دسترسی به آن آزاد است مخصوصا بعضی از نرم افزارها لازم نیست که شماره طرف در گوشی شما باشد تا شما آنرا دریافت کنید. اینها باعث یک سری ارتباطات جدید می شود. در این دو سال اخیر، میزان مشاوره های ما از ارتباطاتی که منجر به وابستگی و فراتر از وابستگی شده ،بشدت توسعه پیدا کرده است. که ریشه اش درهمین نرم افزارهای تلفن همراه شبکه های اجتماعی است ، این یک هشدار است. 
من یکی از نرم افزارها را بررسی می کردم و می دیدم که بعضی ها عکس های مبتذل در آن گذاشته اند که جوان با دیدن آن حتی اگر دنبال این چیزها هم نباشد، منحرف می شود. عکس هایی که عکس های خصوصی یا غیر خصوصی را به صورت نماد می گذارند به فکر دیگران باشند، اگر به فکر خودشان نیستند. خیلی از نوجوان ها این نرم افزارها را نصب کرده اند و دنبال این نیستند ولی وقتی از سر کنجکاویی،دگمه ای را فشار می دهند و آدم های اطراف شان را می بینند، با چند عکس ناجور مواجه می شوند که این می تواند مقدمه ی انحراف برای نوجوان شود. 
 
 
سوال - استفاده از ابزارهای موبایل روز به روز در حال گسترش است. نظر شما در مورد استفاده از این ابزارها چیست؟
پاسخ – بینندگان به این سوال پاسخ بدهند و تجربیات خودشان را در مورد استفاده از نرم افزارهای موبایل بنویسند. امروزه در جامعه ی ما تا چه اندازه از نرم افزارهای ارتباطی، استفاده ی مفید می شود؟ 
پیامک – من اثرات بد ماهواره را در زندگی دیگران و خودم دیده ام و هر بار تصمیم می گیرم که تماشا نکنم ولی مثل اینکه به ماهواره معتاد شده ام. من باید چکار کنم؟
پاسخ – در روانشناسی بحث اعتیاد رسانه ای یک مقوله ی قابل مطالعه و پذیرفته شده ای است. نکته ی اول این است که قابل انکار نیست افرادی که اعتیاد به شبکه های ماهواره ای پیدا کرده اند (تعداد قابل توجهی از آنها)، از فیلم هایی که در شبکه های داخلی پخش می شود بخاطر محدودیت هایی که دارد ،لذت نمی برند. یکی از عوامل اصلی تماشای فیلم های ماهواره بحث محروم بودن از لذت های معنوی است. اگر کسی بخواهد از این لذت ها دست بکشد حتما باید مزه ی لذت معنوی را بچشد. لذت معنوی یعنی شیفته ی محبت الهی شدن و غرق در محبت خدا شدن یاعاشق خدا شدن. 
در دعای شعبانیه داریم: خدایا من هیچ قدرتی ندارم که از وادی معصیت تو منتقل بشوم مگر اینکه بامحبت تو بیدار بشوم و تو مرا با محبت خودت بیدار کنی. 
1 - برای اینکه بتوانیم از لذت های مادی جدا شویم باید به یک لذت فراتری دست پیدا کنیم. امام سجاد(ع) در مناجات محبین می فرماید: خدایا، چه کسی است که شیرینی محبت تو را بچشد و از تو دور شود و چیز دیگری را جایگزین تو کند. 
2 - یکسری کارهای الزام آور را برای خودتان برنامه ریزی کنید. مثلا اگر به سریال خاصی علاقه دارید و اثر منفی آنرا در خودتان و اطرافیان دیده اید، کار خاصی را در آن زمان برای خودتان تعریف کنید تا نتوانید آن سریال را ببینید. مثلا یک قرار ویژه ای با فردی که دوست ندارید از او کم بیاورید، در همان ساعت پخش سریال بگذارید.
3 - نذر کنید. نباید به نذر فقط یک نگاه فقهی داشت. ما نذر را فقط برای شفای بیمار یا برطرف شدن مشکلات مادی می خواهیم و نگاه تربیتی به آن نداریم. عهد و نذر یک الزام خوبی است برای کسانی که تقیدات شرعی دارند. در رساله با احکام نذر آشنا شوید و با خدا قرار بگذارید البته قراری که مثل نماز بر شما واجب شود. یعنی اگر نذرتان را شکستید باید جریمه ی آنرا پرداخت کنید. و اگر نذرتان را بشکنید، شرمنده ی خدا می شوید. غیر از این شرط الزام آور، در مورد این کار با اعضای خانواده تان صحبت کنید. اگر اعضای خانواده در دیدن برنامه با شما همراه نیستند، به آنها بگویید که من تصمیم گرفته ام که این برنامه را نبینم و اگر تصمیم گرفتم که این کار را بکنم، نذر را به یاد من بیاورید. اگر آنها هم همراه شما این برنامه را می بینند در مورد مضرات و آثار آن بصورت جمعی فکر کنید و یک پیمان جمعی با هم داشته باشید.
4 - سعی کنید درطول روز و هفته، فضای معنوی برای خودتان داشته باشید. مثلا شبهای جمعه یک مراسم معنوی داشته باشید، به زیارت اهل قبور رفتن بروید ،سخنرانی استادهای بزرگ مثل آیت الله دستغیب در مورد قیامت، توحید و مرگ گوش کنید. وقتی انسان به زیارت اهل قبور می رود ،متوجه می شود که عاقبتش مشخص نیست و معلوم نیست که چه زمانی به آنها می پیوندد، بخاطر همین خویشتن داری اش زیاد می شود. اذکاری را برای وسوسه توصیه کرده اند .در کتاب مکارم الاخلاق داریم که وقتی دارید وسوسه می شود، آیه 98 سوره نحل (واذا فرقت القرآن فستئذ بالله من الشیطان الرجیم )،سوره ناس و فلق را بخوانید. در این کتاب امیرالمومنین می فرماید که هر وقت شیطان به شما غلبه می کند با زبان ظاهر و باطن بگویید: امنت بالله و رسوله مخلصاً له الدین من به خدا و رسول ایمان آوردم در حالیکه دین خودم را برای او خالص کردم. 
شخصی از آیت الله بهجت پرسید : مرتکب معصیت می شوم و هرچقدر هم که سعی می کنم آنرا ترک کنم نمی شود. چکار کنم؟ ایشان فرمود : حمد و سوره بخوان و آنرا اهدا کن برای مومنینی که در مشاهده ی مشرفه( مکه ،مدینه،کربلا، سامرا، مشهد، قم و مکان های مقدس) دفن شده اند. 
5 - راه ساده تر این است که اگر اختیار ماهواره به دست خودتان است آنرا جمع کنید و عهد ببیندید که سه ماه ماهواره را جمع کنید. 
6 - دوست شدن با دوستان خوب .رفاقت عجیب است. اگر ما خوب یا بد شدیم بخاطر رفیق است. امیرالمومنین می فرماید: قبل از اینکه راه بیفتید در پی رفیق باشید. خیلی از ما در دوران نوجوانی نماز نمی خواندیم و روزه نمی گرفتیم ولی رفیقی سر راه ما آمد و زندگی ما را عوض کرد. پیامبر فرمود: انسان بر دین رفیقش است. پدر و مادرها دعا کنند که رفیق خوب نصیب فرزندشان
 
سوال – 85 درصد مردم اعتقاد دارند که نرم افزارهای ارتباطی که روی موبایل نصب می شود استفاده ی مفید کم یا خیلی کم دارند، نظر شما چیست؟
 
پاسخ- این نتیجه برای من چندان دور از انتظار نبود زیرا در اطراف مان کسانی را می بینیم که حتی اگر از این نرم افزارها استفاده می کنند یا به آن معتاد شده اند،باز جنبه ی منفی آنرا می گویند. کسانی که خیلی ساده از کنار این نرم افزاها می گذرند و به عمق و شیوه ی استفاده از آن نگاه نمی کنند، مهم است که بدانند در نظر سنجی 85 درصد مردم اعتقاد دارند که استفاده ی مفید از این نرم افزارها ،خیلی کم است.
 
پیامک -من می خواستم یک گوشی مدل بالا بخرم و با آن در برنامه های لاین و ویچت بروم ولی الان نظرم عوض شده است.
این نرم افزارها می تواند استفاده ی مفید یا مضر داشته باشند. ما نمی خواهیم اصل پیشرفت را منکر شویم ولی بحث ما این است که هر چیزی که می خواهد از آن استفاده ی مفید بشود حداقل باید دوتا شرط داشته باشد: محتوای استفاده از این نرم افزارها چیست؟ ما می خواهیم در این ارتباطات چه چیزی رد و بدل کنیم ؟ آیا این محتواها مفید است یا مضر؟ آیا عمر تلف کردن است؟ به فرض اینکه از این نرم افزارها مفید استفاده شود و تمام اطلاعات رد و بدل شده، فایده ی منطقی داشته باشد، در چه حدی باید از آنها استفاده کرد؟ آیا می توانیم بگوییم که به هر میزان می توانیم از اطلاعات مفید استفاده کنیم؟ خیر. اگر نماز هم از حد بگذرد، پیامبر در مقابل آن می ایستد. پس استفاده ی مفید منوط است به محتوای مفید و ضروری و حد و اندازه ی منطقی و عاقلانه به گونه ای که ابعاد دیگر زندگی ما را تعطیل نکند.
 
 
 
پیامک - چرا می خواهید با پدیده های پیشرفت بشری مخالفت کنید؟ مگر نان شما فقط در مخالفت کردن است .این همه استفاده های مفید از این نرم افزارها می شود ،چرا فقط به استفاده های منفی و بد آن نگاه می کنید؟ گاهی اوقات بعضی از بیننده هایتان می گویند که مثل این است که شما در این جامعه زندگی نمی کنید البته حق دارند. کمی واقع بینانه تر صحبت کنید.
 
 
 
پیامک-چرا فقط بدی این نرم افزارها را می گویید؟ کسانی که جنبه ی آنرا ندارند از آن استفاده نکنند. چرا خوبی های آنها را نمی گویید. لطفا کمی واقع بین باشید.
پاسخ- از نظر دوستان، ما اصلا واقع بین نیستیم که گفته اند کمی واقع بین باشید. هیچ کس نمی تواند با پیشرفت مخالفت کند. باید تعریف پیشرفت دقیق باشد. آیا استفاده از یک پدیده ی جدید در اندازه ای که انسان و خانواده را از نیازهای اساسی خودش غافل کند، نشانه ی پیشرفت است؟ آیا پیشرفت به معنای استفاده ی غیرمنطقی از یک وسیله ی جدید است ؟ اگر فردی کل زندگی اش را به آن وسیله ی جدید اختصاص دهد، آیا او فرد پیشرفته ای است؟ این یک رشد کاریکاتوری است. برای اینکه کاریکاتور خنده دار باشد یکی از اعضای فرد را بزرگتر می کشند یا گوش ها آویزان است و چشم ها خیلی کوچک است. یعنی تناسب را در ابعاد بهم می زنند تا شکل خنده دار شود. 
حرف ما این است که باید از این وسایل جدید، استفاده ی منطقی کرد. فردی که از یک پدیده منطقی و متناسب با ابعاد دیگر زندگی اش استفاده می کند ،این فرد کمال یافته و پیشرفته ای است. کسانی که با آمدن یک پدیده ی جدید تمام زندگی شان را کنار می گذارند و به آن پدیده می پردازند ،افراد نَدید و بَدیدی هستند. و فرد پیشرفته ای محسوب نمی شود. این نرم افزارها در صورتی می تواند مفید باشد که محتوای مفید و حد و اندازه ی منطقی در آن رعایت شود . امروزه عبارت وقت ندارم را زیاد می شنویم. مادر می گوید که وقت ندارم که به فرزندم برسم، پدر می گوید که وقت ندارم با فرزندم صحبت کنم، فرزند می گوید که وقت ندارم پای صحبت پدرم بنشینم . ما یکسری نیازهای اساسی زندگی را تعطیل کرده ایم و به یکسری نیازهای غیر اساسی پرداخته ایم. وقتی وارد زندگی ها می شویم می بینیم که مادر روزی چند سریال نگاه می کند و فرزند فوتبال هایش را می بیند و پدر آنرا تحلیل می کند ،اینها وقت است که صرف این کارها می شود .وقتی ما از اینها استفاده ی منطقی نمی کنیم باید خودمان را از نظر فرهنگی عقب مانده بدانیم. آیا این واقعیت ندارد که استفاده غیر منطقی از این نرم افزارها باعث اعتیاد می شود ؟ آیا این واقعیت ندارد که استفاده ی غیر منطقی از این نرم افزارها باعث انحرافات می شود؟ آیا این واقعیت ندارد که اگر بچه ها زیر چتر محبت پدر و مادر نباشند، پاسخ نیازهایشان را در جای دیگر می گیرند و احتمال فساد اخلاقی شان بیشتر می شود؟ اینها واقعیت است. ما باید این واقعیت ها را درنظر بگیریم. حضرت علی (ع) می فرماید: جاهل را نمی بینی مگر در دو حالت: یا افراط می کند یا تفریط. پس باید به همه ی چیزها واقع بینانه نگاه کنیم .این نرم افزارها استفاده ی مفید هم دارد. یک روحانی که تبلیغ دین می کند خیلی خوب است ولی اگر ایشان در اثر مشغولیات زیاد تبلیغ دین ، یادش برود که خانواده ای دارد و باید برای آنها وقت بگذارد، حتی اگر چندین نفر را هدایت کند ،در قیامت او را تشویق نمی کنند که چندین نفر را هدایت کرده است بلکه سوال می کنند که چرا برای فرزندان و خانواده ات وقت نگذاشتی که آنها منحرف بشوند. بعضی ها فامیل هایی در خارج از ایران یا در نقاط دور ایران دارند که با این نرم افزارها با آنها ارتباط برقرار می کنند و صله ی رحم را با هزینه ی ارزان تر انجام می دهند. کسانی که می توانند با هم رفت و آمد کنند ولی با استفاده از این نرم افزارها ی ارتباطی ،جای آنرا پُر می کنند اشتباه می کنند. بعضی ها این نرم افزارهای ارتباطی را جای صله ی رحم طبیعی می گذارند. جای خالی صله ی رحم طبیعی نمی تواند با این نرم افزارها پُر شود. البته تلفن کردن و پیامک هم جای صله ی رحم طبیعی را نمی گیرد. 
الان این طور جا افتاده که اگر کسی مدل گوشی همراهش بالا برود شخصیتش بالا رفته است و باکلاس تر است. این خیلی بد است که شخصیت انسان ها را با بالا بودن مدل گوشی همراه و لب تاب بسنجیم. 
 
 
 
پیامک – با آمدن این گوشی های جدید، پسر شانزده ساله ی من آن چیزهایی را که نباید می دید، دیده و مرا خیلی عصبانی کرده است. 
پاسخ – ایرادی که در خیلی از خانواده ها وجود دارد این است که وقتی پدیده ی جدیدی می آید ، کارکرد پدیده و شیوه ی استفاده از آن را نمی دانند ولی آنرا برای فرزندشان خریداری می کنند. پدر و مادرها بدانند که اندازه ی استفاده بعضی از این نرم افرازهای ارتباطی،در اختیار فرزندشان نیست یعنی آنجا تصاویری گذاشته می شود که کسانی که مدیریت این پدیده ها را نمی دانند ناخودآگاه ،آن تصاویر را می بینند و کافی است که یکی از این تصاویر در ذهن نوجوان نقش ببندد و بشدت ذهن او را تحت تاثیر قرار دهد. 
قبلا نوجوان مطالبش را جستجو می کرد ولی الان با این نرم افزارها، جوان ما جستجو می شود یعنی جوان هر جا باشد پیدا می شود و ارتباط هایی که نباید برقرار شود، برقرار می شود. 
 
 
 
پیامک – من یک دختر دانشجوی 18 ساله هستم که تا وقتی گوشی نداشتم وضعیت درسهایم خیلی خوب بود ولی در این دو سال وضعیت خیلی فرق کرده است . تمام ذهن من مشغول برقرار کردن رابطه با دیگران است. هر چه سعی می کنم مثل قبل بشوم ،نمی شود مثل اینکه انسان به اینها اعتیاد پیدا می کند. ای کاش این چیزها نبود و ما مثل قبل آرامش داشتیم. 
پاسخ – ای کاش می شد با نخبه گان، المپیادی ها و شاگردهای اول کنکور صحبتی می شد تا ببینیم که آنها چه مدل گوشی دارند و چه نرم افزارهایی روی گوشی شان نصب است و چقدر از آن استفاده می کنند. مثلا با دانشمندان هسته ای گفتگویی می کردیم و سوال می کردیم که آنها چقدر وقت دارند که به این نرم افزارها بپردازند. از آنها می پرسیدیم که اگر از این نرم افزارها استفاده نکنند یا کم استفاده کنند، احساس بی شخصیتی یا کم شخصیتی می کنند یا خیر. اگر شما به اطراف خودتان نگاهی کنید می توانید به نتایج خوبی دست پیدا کنید. ممکن است که خیلی ها این نرم افزارها را داشته باشند ولی ما روی طریقه ی استفاده و میزان استفاده صحبت می کنیم.
 
 
 
پیامک – خواهر من با وجود یک دختر ده ساله غرق در این نرم افزارهاست که در گوشی اش نصب شده است. الان در آستانه ی طلاق است و شوهرش می گوید که نسبت به مسائل زناشویی هیچ توجهی ندارد.
 
 
 
پیامک – من برای تولد خانمم یک گوشی موبایل خریدم. ایشان با استفاده ی نادرست (که با چند نفر ارتباط برقرار کرده) باعث شده که زندگی ام از هم بپاشد. 
پاسخ – من به خانواده ها( جوانان ،کسانی که تازه ازدواج کرده ا ند و ...) هشدار می دهم که استفاده ی نادرست از این نرم افرارها، کیان خانواده ی ما را به خطر انداخته و بنیان خانواده را متزلزل کرده است. سعی کنید نسبت به استفاده از این نرم افزارها و میزان استفاده از محتوای آن، واقع بینانه تر فکر کنند.
 
پیامک – شوهرم مدتی این نرم افزار را روی گوشی اش ریخته بود. صبح که سر کار می رفت و شب که برمی گشت تا نیمه شب چت می کرد و دوستان جدیدی پیدا کرده بود. سه ماه پیش با رفتار ناشایست منزل را ترک کرد و منزلی برای خودش اجازه کرد که الان بیشتر وقتش را با دوستانش می گذراند. 
 
پیامک – شوهر من با همین نرم افزارها با یک بچه، به من خیانت می کند و با چند زن در ارتباط است و بجای بازی با بچه مان ، در حال چت کردن با آنهاست . اصلا توجهی به ما ندارد و براحتی و علنی مشغول خیانت به من است . بنظر من این نرم افزارها فقط خانمان برانداز است.
 
پیامک – نرم افزارهای موبایلی باعث از هم پاشیده شدن زندگی من شد طوری که من هر وقت به خانه می آمدم موبایل دست همسرم بود و من نمی دانم چکار می کرد. من هم به او گفتم که به خانه ی پدرت برو و با موبایل و اینترنت زندگی کن. 
 
پیامک– این نرم افزارها نه تنها مفید نیست بلکه مضر هم هست . من بیست و هفت ساله معتاد به این مسائل و دیدن فیلم های مستهجن شده ام و خانواده ام خیلی اذیت شدند و وقتم هم تلف شد. با نذر و نیاز و خارج کردن این موضوع از زندگی ام، الان به آرامش رسیده ام. 
پاسخ – زمانی حریم خصوصی برای ما قداست داشت. خیلی ها روی عکس های مراسم عروسی و خصوصی شان حساس بودند. خانم ها عکس های خصوصی شان را در این نرم افزارها می گذارند بدون توجه به اینکه این عکس ها می تواند ذهن مردانی را از همسر خودش منحرف کند و مشغول چیزهای دیگر کند. و فضای خانواده ها را سرد کند. ما بدون تاکید به دیانت شما ،می خواهیم روی انسانیت و آزادگی شما تاکید کنیم. بیاییم آزاده باشیم و با پخش این تصاویر به جنگ با زندگی های آرام نرویم . بسیاری از زندگی ها آرام با دیدن این تصاویر دچار تنش شده است. به دیگران و آرامش دیگران احترام بگذاریم .با کمی تفکر می توانیم تصمیمات جدیدی بگیریم. 
شما به هیچ وجه، این نرم افزارها را چهار دیواری سقف دار ندانید بلکه این نرم افزارها را دشتی بی حفاظی بدانید که چیزی پشت سر آن نیست. یعنی همه می توانند تمام مطالبی را که شما در آنجا گذاشته اید ببینند.
 
 
 
پیامک – شما( کارشناس و مجری) گوشی هایتان را در برنامه نشان بدهید تا ما بیشتر قانع بشویم.
پاسخ – گوشی مجری هوشمند است و از همه ی نرم افزارها استفاده مفید می کند. در گوشی من ( کارشناس) هیچ برنامه ی نصب نشده است ولی من به این اعتقاد ندارم که نمی توانیم هیچ استفاده ی مفیدی از این نرم افزارها بکنیم. من فرصت استفاده ی مفید از اینها را ندارم. زیرا کارهای مهمتری دارم. لذا هیچ یک از نرم افزارهای در گوشی من نیست. 
 
پیامک – با همه ی این محدودیت ها ما چطور باید خودمان را سرگرم کنیم و با چه وسیله ای تفریح کنیم ؟ چرا شما همه چیز را با دید بد نگاه می کنید؟ این همه محدودیت برای چیست ؟
پاسخ – کسی که در زندگی اش تفریح یا استراحت یا سرگرمی ندارد، هم باید در عقل و هم باید در ایمانش شک کرد. در روایات ما داشتن تفریح و سرگرمی نشانه ی عقل و ایمان است. پیامبر فرمود: خردمند مادامی که خردش از او گرفته نشده، باید ساعاتی را در نظر بگیرد برای مناجات با پروردگار ،قسمتی برای حساب کشیدن از خودش و قسمتی برای اندیشیدن در نعمت های الهی و قسمتی هم برای بهره مندی از لذت های حلال زیرا لذت های حلال کمکی است برای آن سه زمان زیرا این زمان برای رفع آسودگی و رفع خستگی از دل هاست. یعنی کسی که می خواهد کیفیت عبادتش خوب باشد، باید قسمتی را برای لذت های حلال بگذارد .گاهی اوقات سرگرمی باعث می شود که انسان از امور مهمتر غفلت کند که در روایات به آن لهو می گویند. امیرالمومنین فرمود: کسی که زیاد اهل لهو می شود عقلش کم می شود. 
ما تفریحاتی داریم که اسم آنرا سرگرمی گذاشته ایم. این تفریحات ما را از ابتدایی ترین نیازهای زندگی باز می دارد. مثل خواب. خواب یک نیاز است که همه به آن نیاز دارند. گاهی فرد تا نیمه شب سرگرم است و صبح که بیدار می شود و به سر کار می رود اعصابش خُرد است زیرا خوب نخوابیده با ارباب رجوع بد برخورد می کند و... گاهی این سرگرمی ها شما را از عبادت با خدا و ارتباط با همسر غافل می کند. چرا در زندگی های مدرن بعضی از سرگرمی ها را فراموش کرده ایم؟ چرا ما با فرزندمان نیم ساعت به گردش یا پارک نمی رویم؟ چرا فرزندمان مدام در خانه با نور کم و فضای کم با این وسایل سرگرم است ؟چرا پدربا فرزندانش بازی نمی کند حتی درخانه ؟
 
 
 
پیامک -تا پول نباشد در جامعه تفریح سالم نیست. جامعه ی فقیر تفریحش خراب می شود ؟
پاسخ – اینکه ما با فرزندان مان بازی کنیم و آنها را سرگرم کنیم، پول می خواهد ؟ همین که به پدر و مادرمان سر بزنیم و با آنها به پارک برویم ، پول می خواهد؟ گاهی اوقات ما همه چیز را به پول ربط می دهیم؟ رفتن به کوه و طبیعت خرج زیادی ندارد. طبیعت در ذات انسان است و مشکل انسان این است که از طبیعت جدا شده است. گاهی فردی کنار چشمه نشسته ولی بجای گوش دادن به صدای چشمه به موسیقی جاز گوش می دهد. این خیلی بی سلیقگی است. کسی برای گوش دادن به موسیقی آب و باد، از شما پول نمی گیرید. الان ذائقه ها عوض شده است. الان اگر به بچه چیبس یا پفک یا پیتزا بدهید خوشحال می شود ولی اگر به او برگه ی آلو بدهید یا آبگوشت بدهید ،اصلا به آن توجه نمی کند. تفریحی که فرح یا شادی در انسان تولید کند نیاز به پول زیاد ندارد ولی ما آنرا سخت کرده ایم. باید به سرگرمی ها و تفریح ها به دید دیگری نگاه کنیم. برای بدست آوردن خیلی از چیزهایی که به ما فرح می دهند، نیازی به پول نیست.
 
 
 
پیامک -خانه ی ما سرد و بی روح است و ما به نرم افزارهای ارتباطی پناه برده ایم.
 
 
 
پیامک -من برای تکمیل کردن تنهایی خودم از این نرم افزارها استفاده می کنم با اینکه سن زیادی ندارم، خانواده ی گرمی ندارم بخصوص اینکه با مادرم رابطه ی خو
 
حسین دارابی, [22.10.15 16:51]
بی ندارم. 
 
 
 
پیامک -همسرم به حدی سرد است که هیچ وقت از من سراغی نمی گیرد. از وقتی که این نرم افزارها آمده است سرگرم شده ام و کمتر غصه می خورم. هیچ وقت نتوانستم با او درد و دل کنم ولی بوسیله ی این نرم افزارها می توانم با دیگران درد و دل کنم. 
 
 
 
پیامک -در مورد خشونت مردان حرف بزنید .خشونت همیشه جسمی نیست مثل شوهر من که با خشونت روحی مرا آزار می دهد. اگر همسر آدم فرد خوبی باشد انسان خودش را به چیزی وابسته نمی کند، چه زن باشد چه مرد. 
پاسخ – تجربیات مثبت و منفی خودتان را در این مورد به ما بدهید .یکی از اصلی ترین دلایل ورود عده ای به نرم افزارهای جدید(بدون استفاده ی مفید) همین است یعنی فضاهای بسیاری از خانواده های ما فضای سرد و بی روح شده است. طبق آمار میانگین گفتگو در خانواده های ایرانی حدود 17 دقیقه است که بسیاری از این گفتگوها حرف های روزمره است. این آمار یک هشدار است یعنی ما با هم حرف نمی زنیم و به نیازهای روحی مان پاسخ نمی دهیم. بچه ها نیاز دارند که پدر و مادر با آنها حرف بزند، توجه کند و ابراز محبت کند. خانم ها به توجه و صحبت کردن با آقایان نیاز دارند. نرم افزارهای ارتباطی نمی تواند جایگزین این نیازها شود. ممکن است که این نرم افزارها برای ما مُسکن باشد ولی درد ما را دوا نمی کند. من با این مخالف هستم که کسی برای پر کردن خلأهای خانوادگی اش از این ابزارها استفاده کند. چون این کار خلأها را پر نمی کند بلکه دردسرهای دیگری ایجاد می کند. مثل ارتباط برقرار کردن انحرافی با دیگران .سردی محیط خانواده منجر به استفاده از اینها می شود و استفاده از اینها باعث سردتر شدن خانواده می شود. کسی که معتاد به این ارتباطات شود( بعضی ها همزمان با ده خانم ارتباط دارند) دیگر براحتی به محیط خانه راضی نمی شود. تصمیم بگیریم که نیاز خانواده و اطرافیان را در اولویت قرار بدهیم. تا زمینه ی استفاده از این نرم افزارها کم شود و طعم شیرین کنار هم بودن را بچشیم.
 
حسین دارابی, [22.10.15 16:54]
🌺🌺🌺
یامک – من دانشجوی دکترا هستم. گوشی موبایل من هیچ نرم افزاری ندارد حتی لمسی هم نیست و دوربین هم ندارد. هفت سال پیش آنرا به خاطر قبولی در کارشناسی هدیه گرفته ام و تابحال آنرا عوض نکرده ام. الان من و همسرم گوشی های مان را به داخل منزل نمی آوریم و در بیرون می گذاریم ، در نتیجه زندگی خوبی داریم.
 
سوال تلفنی –حرف هایی که کارشناس برنامه ی شما در مورد نرم افزارهای جدید می زند، چه معنایی دارد؟ آیا شما می خواهید جلوی وایبر،واتس آپ و ... را بگیرید؟ چرا شأن خودتان را پایین می آورید؟ آیا 85 درصد مردم دارند از این نرم افزارها، بد استفاده می کنند؟ این حرف ها چه معنایی دارد؟مردم چه استفاده ی بدی می کنند؟
سوال تلفنی –بیشتر کسانی که از این وسیله استفاده می کنند نسبت به آن تعصب خاصی دارند و دوست ندارند که بد آنرا بگویند. آنها باید واقع بین باشند. الان در واتس آپ ها چیزهایی رد و بدل می شود که ما را به وحشت انداخته است. استفاده از این نرم افزارها باید بصورت صحیح باشد.
 
پیامک –الان گوشی موبایل ها از همه چیز بدتر است زیرا دست بچه ،پیرمرد، جوان و... دیده می شود و عکس های زشتی در آن دیده می شود که حتی ما نمی توانیم جلوی بچه های مان را بگیریم.
 
پیامک –چرا همه دوست داریم نصیحت کنیم؟ چه نیازی است که بگویید ماهواره خوب است یا خیر؟ آیا می شود گفت که یک نوع گوشی خاصی به بازار بیاید زیرا گوشی موبایل وقت ما را می گیرد ؟
 
 
 
پیامک –من یک پزشک هستم. همسرم تمام مدت که در خانه بود با این نرم افزارها سرگرم بود ولی با دیدن برنامه ی شما ،الان زمان کمتری را به این کار اختصاص می دهد. آرامش به خانه ی ما برگشته و همسرم زمان بیشتری را با بچه ها می گذراند .
 
پیامک – من دانشجوی دکترا هستم. گوشی موبایل من هیچ نرم افزاری ندارد حتی لمسی هم نیست و دوربین هم ندارد. هفت سال پیش آنرا به خاطر قبولی در کارشناسی هدیه گرفته ام و تابحال آنرا عوض نکرده ام. الان من و همسرم گوشی های مان را به داخل منزل نمی آوریم و در بیرون می گذاریم ، در نتیجه زندگی خوبی داریم.
 
سوال تلفنی –حرف هایی که کارشناس برنامه ی شما در مورد نرم افزارهای جدید می زند، چه معنایی دارد؟ آیا شما می خواهید جلوی وایبر،واتس آپ و ... را بگیرید؟ چرا شأن خودتان را پایین می آورید؟ آیا 85 درصد مردم دارند از این نرم افزارها، بد استفاده می کنند؟ این حرف ها چه معنایی دارد؟مردم چه استفاده ی بدی می کنند؟
سوال تلفنی –بیشتر کسانی که از این وسیله استفاده می کنند نسبت به آن تعصب خاصی دارند و دوست ندارند که بد آنرا بگویند. آنها باید واقع بین باشند. الان در واتس آپ ها چیزهایی رد و بدل می شود که ما را به وحشت انداخته است. استفاده از این نرم افزارها باید بصورت صحیح باشد.
 
پیامک –الان گوشی موبایل ها از همه چیز بدتر است زیرا دست بچه ،پیرمرد، جوان و... دیده می شود و عکس های زشتی در آن دیده می شود که حتی ما نمی توانیم جلوی بچه های مان را بگیریم.
 
پیامک –چرا همه دوست داریم نصیحت کنیم؟ چه نیازی است که بگویید ماهواره خوب است یا خیر؟ آیا می شود گفت که یک نوع گوشی خاصی به بازار بیاید زیرا گوشی موبایل وقت ما را می گیرد ؟
 
پیامک –من یک جوان سی ساله هستم. خانم من آنقدر با گوشی همراهش اس ام اس بازی می کند که از زندگی افتاده است. الان یک ماه است که او قهر کرده است زیرا به او گفته ام که این قدر که به گوشی ات اهمیت می دهی به ما هم اهمیت بده. گوشی همراه تاثیرات بدی دارد.
 
پیامک –من نرم افزارهایی را نصب کردم که بتوانم با پدر و مادرم که در شهرستان هستند صحبت کنم ولی نرم افزارهای دیگر خیلی بد است و من آنها را از گوشی ام پاک کرده ام. 
پاسخ – ما تشکر ویژه ای از منتقدین می کنیم. وقتی من وارد برنامه ی گلبرگ می شوم احساس می کنم که وارد یک خانواده ی بزرگ شده ام. ما حرف های موافق و مخالف را می شنویم تا به یک نتیجه برسیم. وقتی ما از بینندگان سوال کردیم که از نرم افزارهای موبایل چه مقدار استفاده ی مفید می شود، 85درصد بینندگان گفته اند :کم یا خیلی کم .پس این گناه ما نیست. این یک واقعیت است. این نظر بینندگان است. ما نمی گوییم که همه از این نرم افزارها استفاده ی بد می کنند. من در بین مردم هستم و با کسانی که از این نرم افزارها استفاده می کنند صحبت می کنم و به هیچ وجه به خودم اجازه نمی دهم که بگویم همه مردم از این نرم افزارها استفاده ی بد می کنند و حتی به خودم اجازه نمی دهم که بگویم همه ی مردم بصورت افراطی از آن استفاده می کنند. کسانی هستند که هم از نظر محتوا و هم از نظر اندازه ، حد را نگه می دارند ولی شما هم بپذیرید که همه از این نرم افزارها استفاده ی خوب نمی کنند. پیامک ها و تماس های تلفنی هم این را نشان می دهند که عده ای یا از نظر محتوا یا از نظر اندازه ،از این نرم افزارها استفاده ی مفید نمی کنند. ما نه می خواهیم و نه می توانیم جلوی این نرم افزارها را بگیریم
 
،وظیفه ی ما این است که تذکر بدهیم و به مردم بگوییم :عمر، زندگی ، جوانی ،همسر و دین تان را بخاطر استفاده ی نادرست از این نرم افزارها، فدا نکنید. نصیحت کار بدی نیست. خدا در قرآن به پیامبر فرمود: نصیحت کن . پس نصیحت فایده دارد.
 
پیامک –واقعا این گوشی ها خانمانسوز هستند . من خانمی 23 ساله هستم که با مرد غریبه ای صحبت می کردم ولی الان به او گفته ام که من شوهر دارم و نمی خواهم به شوهرم خیانت کنم. با کمک برنامه ی شما به این نتیجه رسیدم.
 
پیامک –ما یک زوج دانشجوی فوق لیسانس هستیم و گوشی هر دوی ما ساده است و هیچ مشکلی نداریم. از نظر تکنولوژی هم می توانیم کارمان را با یک لب تاپ مدل پایین به انجام برسانیم. 
پاسخ –من از تفکری در جامعه ی خودمان ناراحت هستم. قسمت قابل توجهی از خریدهای این چنینی ما بخاطر تعریف نادرست از شخصیت اجتماعی و فضاها جا افتاده است. مدل گوشی بالاتر نشان دهنده ی شخصیت بالاتر است یا حداقل این است که من فکر می کنم که وقتی دیگران مدل گوشی مرا ببینند، امکانات و مارک آنرا ببینند ،احساس می کنم که شخصیتم بزرگ شده است و دیگران باید به من احترام بگذارند. وقتی مدل ماشین یا لب تاپ ما بالا می رود ،احساس می کنیم که از همه جلوتر هستیم. این آزار دهنده است. کسی که شخصیت خودش را این طور می سنجد ،بشدت در زندگی اش دچار مشکل می شود و تا وقتی این معیار را از زندگی اش برندارد فکر نمی کنم که بتواند از عمرش ،استفاده ی درست بکند.
 
پیامک-پسرخاله ی من رتبه ی دویست کنکور بود و الان دندانپزشک است ولی باورم نمی شود که اصلا این نرم افزارها را نمی شناسد و گوشی قدیمی دارد.
 
پیامک –چقدر معنای پیشرفت بشری حقیر شده است که حرام کردن وقت با نرم افزارهای سرگرم کننده و ماهواره نشانه ی پیشرفت است. اگر دانشمندان هم فقط به فکر سرگرم کردن بودند، بشرهیچ وقت به علوم پزشکی و اکتشافات جدید دست پیدا نمی کرد.
 
پیامک-من دانش آموز سال دوم دبیرستان هستم. و در بیشتر این نرم افزارها ثبت نام داشتم ولی وقتی دیدم که دارم از درسم فاصله می گیرم همه ی آنها را حذف کردم و به همه هم، می گویم که به اندازه از آنها استفاده کنند. 
 
سوال تلفنی – پسر من وقتی به خانه می آید تا زمانی که می رود سرگرم بازی کردن با گوشی همراهش است. اصلا به من که مادرش هستم توجهی نمی کند و تا نصف شب هم می نشیند، بعد می خوابد و صبح به سرکار می رود.
 
سوال تلفنی –من یک خانم هستم. گاهی وقتی که بیرون می روم می بینم که دوتا آقا گوشی هایشان را به یکدیگر نشان می دهند و می خندند ، احساس شرم می کنم. چرا این گوشی ها وارد کشور اسلامی می شود؟ من که یک پسر بیست ساله دارم نمی توانم بگویم که این را نخر. الان این گوشی ها برای خانم ها کلاس شده یعنی هرچه گوشی ها بزرگتر باشد باکلاس تر است.
 
پیامک -من یک پسر سیزده ساله هستم. و عاشق بازی ها رایانه ای هستم. این نرم افزارها برای بعضی ها خیلی لازم است و برای بعضی ها لازم نیست.
 
پیامک –من یکسال است که عقد کرده ام و بخاطر مسائلی مثل برنامه های اجتماعی و نرم افزارهایی که در گوشی همراه نصب می شود با شوهرم به مشکل برخورده ام زیرا مدام سرش در گوشی اش است و اصلا به من توجهی نمی کند، به حدی اینکارها روی من تاثیر گذاشته که می خواهم از ایشان جدا شوم .
 
پیامک –من این نرم افزارها را روی گوشی ام نصب نکرده ام و شاید اگر برنامه ی شما نبود باز هم آنها را نصب نمی کردم ولی برنامه ی شما به من آگاهی داد که اینها را بشناسم و گرفتار آنها نشوم.
 
پیامک -دیروز یکساعت اینترنتم قطع شد. رفتم با خانواده ام آشنا شدم، آدم های خیلی خوبی بودند. 
 
پیامک –ماشین هم تصادف می کند، پس آیا نباید سوار آن بشویم؟ چرا همیشه چیزهای بد را می گویید؟
پاسخ – ما نمی گوییم که باید اصل نرم افزارها حذف شود. بلکه می گوییم: استفاده ی مفید از هر چیزی منوط به دو نکته است . نکته ی اول اینکه محتوای خوبی برای ارتباط به این آنها تزریق کنیم و نکته ی دوم اینکه اندازه و حد را نگه داریم و افراط نکنیم.
بعضی از مسائل جزو ضرورت زندگی ماست و ما نمی توانیم از آن فرار کنیم. در رانندگی تصادف می شود و سالیانه چندین هزار نفر کشته می شوند و تعدادی مجروح می شوند ولی ما نمی توانیم ماشین را از زندگی مان حذف کنیم. الان ماشین برای رفت و آمد ضروری است. الان نرم افزاهای گوشی همراه در چند تا زندگی ضرورت شده است؟ بعضی از خواهر و برادرها از یک اتاق به اتاق کناری با این نرم افزارها ارتباطی گوشی همراه صحبت می کنند، آیا این ضرورت است؟ پس در خیلی از زندگی ها اینها ضرورت نشده است. چند درصد این استفاده ها مفید است؟ بعضی از استفاده ها ضروری نیست ولی مفید است. و ما مفید بودن آنرا انکار نمی کنیم. یک ناخدا و جمعی از پزشکان پیامک زدند که ما یک ارتباط مفید با این نرم افزارها تشکیل داده ایم. اگر ما استفاده ی مفیدی از آنها می کنیم معنایش این نیست که همه ی مردم استفاده ی مفید می کنند. کسانی که نیاز به این نرم افزارها ندارند ،چرا سراغ آنها می روند؟ همین ماشینی که ضرورت است، ما اجازه نمی دهیم که یک بچه سیزده ساله سوار آن بشود و رانندگی کند. می گوییم که باید آموزش های لازم دیده شود. و باید به سن قابل قبولی برسد. حتی اگر امروز اعلام کنند که هر کس می تواند سوار ماشین بشود و هر کجا دلش می خواهد رانندگی کند، شما به آن اعتراض می کنید. وظیفه ی این برنامه آموزش دادن است. این نرم افزارها این طور نیست که همه ی آنها مفید باشد و هر اندازه که با آن کار کنید، مفید باشد. دلیل ضرورت گفتن آنها هم این است که بعضی ها وقتی اینها را شنیدند متوجه اشتباه شان شدند. برنامه ی ما برنامه ی قیم مآبی نیست که خودش را قیم مردم بداند و به مردم دستور بدهد که چکاری را بکنند و چه کاری را نکنند. 
اینکه می گوییم :باید محدودیتی برای محتوا و اندازه قائل بشویم یک جمله قبول شده ای در دنیاست. همسر رئیس جمهور امریکا با شبکه ای بی سی مصاحبه کرده بود. میشل اوباما همسر رئیس جمهور آمریکا در مصاحبه ای با مجری معروف شبکه ی تلویزیونی ای بی سی از مخالفت خود با شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک خبر داد و تاکید کرد : هنوز نمی خواهد دختران جوانش در شبکه ی اجتماعی صفحه ی شخصی داشته باشند .میشل اوباما در پاسخ به این سوال مجری در مورد دسترسی دخترانش به شبکه ی اجتماعی گفت: من هنوز به استفاده ی جوانان از فیس بوک اعتقادی ندارم مخصوصا دخترانم. ایشان گفت: ساشا دوازده ساله هنوز آنقدر بزرگ نشده است تا در یک شبکه ی اجتماعی صفحه ی شخصی داشته باشد و مالیا دختر پانزده ساله ی رئیس جمهور امریکا نیز هنوز دسترسی محدودی به شبکه های اجتماعی دارد.
پس آنها برای ما و فرزندان مان غذاهایی را پخته اند ولی خودشان براحتی فرزندان شان را سر این سفره نمی گذارند زیرا از مضرات آن خبر دارند. پس ما هم به مردم آگاهی می دهیم که اجازه ندهند فرزندان شان بدون محدودیت و درهر سنی وارد این شبکه های اجتماعی بشوند.
 
سوال تلفنی-من گوشی همراه دارم ولی خانواده ام طوری با من رفتار می کنند که من از آن متنفر شده ام زیرا تا آنها گوشی را دست من می بینند فکر می کنند که من دارم بازی می کنم در صورتی که این طورنیست. من در اول دبیرستان افت تحصیلی داشتم که آنرا گردن گوشی می اندازند.
 
سوال تلفنی –شوهر من در گوشی اش یکسری برنامه دارد. ماهواره تماشا نمی کند ولی روزها و شب هایش را با گوشی اش می گذراند. شب ها دیر می خوابد.من نمی دانم چطور باید به شوهرم بگویم که این کار به رابطه ی زن و شوهری و زندگی مان لطمه وارد می کند و عشق را از زندگی مان دور می کند.
 
سوال تلفنی –همسر من چند وقتی است که خیلی بی عاطفه و سرد شده است و از اینکه من به طرف موبایل و کیفش بروم وحشت دارد. من چطور می توانم بفهمم که او با زن دیگری در ارتباط است و اگر زمانی این موضوع را بفهمم، بهترین تصمیم چیست؟
 
سوال تلفنی- شوهر من از برنامه ای موبایل استفاده می کند و از این طریق با چند خانم دوست شده است. من چکارکنم که وابستگی او به آنها کمتر شود و به طرف خانواده اش بیاید؟
 
سوال تلفنی-در مورد خانواده هایی که نسبت به گوشی حساس هستند و می گویند که امواج دارد صحبت کنید. زیرا حساسیت آنها باعث می شود که بچه ها یواشکی گوشی تهیه کنند. ما فقط می خواهیم یک موبایل ساده داشته باشیم.
 
سوال تلفنی-دوست من دختر پاکی است ولی از وقتی که نرم افزارهای ارتباطی در گوشی اش نصب کرده است کمی بی حیا شده و از راه به در شده است.چون او به حرف من گوش می دهد، می خواهم به او کمک کنم. حیف است که هدر برود.
 
سوال تلفنی-همسر من 28 سال دارد . از زمانی که ازدواج کرده ام می بینم که ایشان تا نیمه شب بیدار است و با لب تاپ سرگرم است .خیلی با او صحبت کردم که به او بفهمانم که این بازی ها برای او ضرر دارد. من لب تاپ را هووی خودم می دانم. او بدون من می تواند زندگی کند ولی بدون لب تاپ نمی تواند زندگی کند.
پاسخ –هر معضلی که درخانه پیش می آید مثل کم توجهی همسر،قدم اول این است که ما نقش خودمان را در این معضل پیدا کنیم. همسرم به من توجه نمی کند و دائم سرش درگوشی است و با جنس های مخالف ارتباط برقرار می کند،شما بعنوان همسر چه نقشی دراین رابطه دارید؟ آیا شما وظایف تان را کامل انجام داده ادید؟ آیا مسائل ارتباطی تان را انجام داده اید ؟ آیا مسائل عاطفی را رعایت کرده اید؟ آیا درخانه با خوش اخلاقی و محبت از همسرتان استقبال کرده اید ؟ آیا به نیازهای شوهرتان طوری پاسخ داده اید که او نیازهایش را در فضای مجازی نبیند؟ پاسخ این سوال ها قابل تأمل است و باید روی آن فکر کنیم. پس در قدم اول ما نقش خودمان را پیدا کنیم یعنی اگر نفش منفی است به نقش مثبت تبدیل کنیم و اگر نقش مثبت بوده آنرا تقویت کنیم تا زمینه برای گفتگو فراهم شود و بعد در مورد ضررهای خانواده صحبت کنیم. 
به آقایان می گوییم که اگر دین ندارید آزاده باشید این ارتباطات به خانواده خودتان و دیگران لطمه می زند. این خیلی بی انصافی است.
 
پیامک –این قدر از وسایل ارتباطی گله نکنید. زیرا والدین ما این برنامه ها را می بینند و اجازه نمی دهند که ما از آنها استفاده کنیم.
 
پیامک -من نوجوان 18 ساله ای هستم که مادرم برنامه ی شما را دید و بی دلیل به من شکاک شد. 
پاسخ – ما دوست نداریم که چنین اتفاقی در خانواده ی گلبرگ بیفتد. بعضی ها معتقد هستند که صحبت کردن در مورد استفاده از این نرم افزارها ضرورتی ندارد. اگر شما احساس می کنید که این برنامه ها برای شما قابل استفاده نیست و موضع روز نیست برای ما بنویسید تا براساس آن تصمیم بگیریم.
پدر و مادرها، من به شما حق نظارت می دهد. قانون تربیت این حق را به شما می دهد ولی این قانون تکالیفی را هم برعهده ی شما گذاشته است. دو تا تکلیف مهم وجود دارد که اگر اینها خوب انجام بگیرد، اتفاقات خوبی بین پدر و مادر و بچه ها می افتد. اولین وظیفه ی شما محبت است. بچه ها باید مورد محبت قرار بگیرند و در آغوش گرفته شوند. بچه ها اینها را کم می بینند زیرا پدر و مادر مشغول کار خودشان هستند. محبت چند نتیجه دارد: تحمل بچه ها را در سختی های زندگی بالا می برد، بچه ها را در مسیر زندگی با شما هم جهت می کند. بچه ها دوست دارند که با شما هم جهت بشوند. انسان دوست دارد با کسی که دوست دارد، همنشین شود. در روایت داریم :هر کسی مسیر دوستش را انتخاب می کند. وقتی شما به بچه های تان محبت رفتاری و گفتاری می کنید ،آنها دوست دارند که به حرف شما گوش بدهند و شما را ناراحت نکنند. محبت باعث می شود که بچه از انحراف مصون بماند. محبت یک خویشتن داری درونی می آورد . این اولین تکلیف پدر و مادر است. پدر و مادری که محبت نمی کند نباید انتظار داشته باشد که فرزندش در مسیر او قرار بگیرد. وظیفه ی بعدی پدر و مادر، احترام به شخصیت بچه هاست. آنها باید در زندگی، بزرگ دیده شوند و احساس کنند که قابل توجه و قابل احترام هستند. وقتی بچه ها چیزی دارند که در زندگی احساس می کنند آنرا از دست می دهند، به رفتارهای شان حساس می شوند. وقتی انحرافات شخصیت آنها را در خانه خراب می کند، سعی می کنند که آن کار را انجام ندهند. 
وقتی شما در برخورد با آنها القا کنید که تو عزیز نیستی ،شخصیت نداری و قابل احترام نیستی، فرزند هم به رفتارهای خودش بی قید می شود. پدر و مادر تا چه زمانی می خواهد بالای سر فرزندش باشد و نظارت کند؟ با محبت و احترام یک خانه در دل فرزندتان بسازید تا هر زمان و هر کجا که باشید از درون بر آنها نظارت کنید زیرا با این خانه، بچه ها همیشه شما را در کنارشان احساس می کنند و سعی می کنند طوری رفتار کنند که با شأن و شخصیت خانوادگی شان همراه باشد .زمانی که شما فقط به نظارت فیزیک بسنده می کنید، بچه ها فکر می کنند که پدر و مادر با تحکم و خشونت می خواهند آن طوری که می خواهند بچه ها را تربیت کنند (تربیت خودخواهانه)به همین دلیل بچه ها به دستورات پدر و مادرهایی که به اندازه ی نیاز به بچه ها محبت نمی کنند و به اندازه ی نیاز احترام نمی گذارند، بعنوان دستورات خودخواهانه نگاه می کنند و از آنها فراری هستند. و این تصویر نمی گذارد که آنها با دل و جان به حرف های آنها گوش بدهند. از طرفی پدر و مادری که محبت می کند و احترام می گذارد، اعتماد را جلب می کند .با حرف زدن نمی توان اعتماد را جلب کرد. وقتی شما اعتماد را جلب کردید، می توانید دلیل محدودیت و حساسیت را به فرزندتان بگویید و به آنها آگاهی و آموزش دهید. اگر شما این کار را بکنید، برای فرزندتان یک مصونیت ویژه ای ایجاد کرده اید.
بچه های عزیز که فکر می کنید ما پدر و مادر شما را حساس کرده ایم، بدانید که ما خودمان دوران نوجوانی را سپری کرده ایم. دوران نوجوانی دو ویژگی دارد :پاکی و صداقت .نوجوانان صداقت دارند و به همه خوش بین هستند ولی وقتی این صداقت در کنار ویژگی قرار می گیرد مشکل تولید می کند .این ویژگی خامی و ناپختگی و بی تجربگی است.اینها عیب نوجوان نیست بلکه ویژگی سن شان است.وقتی پاکی و صداقت شما درکنار خامی قرار می گیرد ،ضرورت نظارت بزرگتر بر شما را فراهم می کند. بزرگتری که شما را دوست دارد و خیر و صلاح شما را می خواهد. ممکن است که این بزرگتر بخاطر بدسلیقگی بخواهد با تندی بر شما نظارت کند . این خشونت و تندی باید به احترام تبدیل شود . اگر این بزرگتر با تندی و خشونت با شما برخورد می کند،( با شیوه ی بدی با شما برخورد می کند) ولی عمر شما را برای شما می خرد. و نوجوانی تان را ذخیره می کند تا جوانی خوبی را تجربه کنید. تا بهترین استفاده را از عمرتان بکنید. اگر شما منطقی فکر کنید که پدر و مادرها نگران شما هستند نه خودشان،نه تنها به این نظارت ها حق می دهید بلکه آنرا مطالبه می کنید. یعنی از پدر و مادر می خواهید که بر شما نظارت کند. جوانی و نوجوانی گل عمر انسان است. اگر از این جوانی استفاده کردید می توانید آینده ی خوبی داشته باشید . خیلی از بزرگترها آرزو می کنند که ای کاش در دوران نوجوانی شان بزرگتری بود تا آنها را راهنمایی می کرد تا آنها از نوجوانی شان بهتر استفاده کنند. اگر شما از نوجوانی تان استفاده ی خوب کنید آینده ی خوبی در انتظار شما خواهد بود. شما به کمک بزرگتر ها و اساتید یک برنامه ی مفید برای خودتان بریزید که یک قسمت آن مطالعه و یک قسمت آن بازی های فعال باشد. بچه ها باید تخلیه بشوند. وقتی بچه ها پای تلویزیون و برنامه های بازی رایانه ای می نشینند انرژی شان تخلیه نمی شود و دنیایی از مشکلات برایشان درست می شود. کارهای مفیدی وجود دارد که هم به جسم و هم به روح شما کمک می کند.والدینی که نظارت های خشن و تند دارند با بچه هایشان آشتی کنند تا زندگی خوب با بچه های خوب داشته باشند. ما باید خویشتن داری درونی را در بچه های مان تقویت کنیم. تنها بسنده کردن به نظارت فیزیکی قطعا پاسخ نخواهد دارد.
 
پیامک –الان موقع امتحانات است .چون این نرم افزارها روی گوشی من نصب است نمی توانم به درسم رسیدگی کنم. وقتی به خانه می آیم گاهی تا نصف شب درحال چت کردن هستم .به پدر و مادرها بگویید که حواس شان به ما باشد.
 
پیامک –من از پدر و مادرم تشکر می کنم و اگر دست آنها را شبانه روز ببوسم، کم است زیرا من گوشی ندارم و اگر کاری داشته باشم از گوشی مادرم استفاده می کنم و پیشرفت هایم را مدیون سخت گیری های مادرم می دانم. 
 
من وکیل دادگستری هستم. از وقتی که برنامه های نرم افزاری وارد خانواده ها شده است ، تعداد پرونده های طلاق در مورد ارتباط همسران با نامحران زیاد شده است .بخاطر برنامه های ارتباطی گوشی همراه دفاتر، پر از طلاق شده است.
پاسخ - ما در مورد شیوه ی استفاده از برنامه های اجتماعی تلفن همراه بحث کردیم. ما نگفتم که به هیچ وجه نباید از این برنامه ها استفاده کرد یا تمام کسانی که از اینها استفاده می کنند بد استفاده می کنند یا همه ی افراطی استفاده می کنند و باید این نرم افزارها را از گوشی ها حذف کنند. تاکید ما این است که استفاده باید بر اساس منطق صحیح شکل بگیرد. آن منطق صحیح این است :محتوای خوب و اندازه از نظر زمان متعادل باشد طوری که به زندگی انسان لطمه وارد نکند. البته کم نیستند کسانی که یکی از این دو مؤلفه یا هر دو مؤلفه را رعایت نمی کنند. مردم در این زمینه ،نیاز به فرهنگ سازی دارند. ما مخالف پیشرفت نیستیم. پیشرفت و فرهنگ بالا به معنای استفاده ی بی منطق و افراطی از این وسایل نیست. استفاده ی منطقی درحد میانه روی ، نشان دهنده ی فرهنگ بالا و فهم صحیح این ابزار است.
من یک پسر هشت ساله دارم که دلش می خواهد تبلت یا گوشی داشته باشد. این وسایل را باید در چه سنی برای پسرم تهیه کنم؟ بهترین سن برای خرید این لوازم چه سنی است؟ البته او کامپیوتر دارد. 
پاسخ –در بحث های تربیتی بجای تعیین عدد باید قاعده را به مردم یاد داد. بجای دادن ماهی ،ماهیگیری یاد می دهیم. مخصوصا در مسائل تربیتی بخاطر تفاوت ویژه ای که بین افراد و تربیت آنها وجود دارد تعیین سن چندان معقول نیست. مثل سن ازدواج ،بعضی ها می گویند سن ازدواج پسرها 24 سال است .چه کسی می گوید؟ ممکن است که پسری در سن 18 سالگی آمادگی ازدواج را داشته باشد ولی پسری در سن 28 سالگی هنوز موقعیت ازدواج برایش فراهم نباشد. چون نوع تربیت و فضایی که افراد در آن بزرگ شده اند فرق می کند. 
در مورد خرید تلفن همراه برای بچه ها باید دو تا شرط را در نظر گرفت: شرط اول این است که بچه به سنی رسیده باشد که ضرر و زیان و استفاده ی صحیح و اشتباه را بفهمد یعنی تشخیص بدهد که استفاده درست است یا نادرست. یعنی صرفا بخاطر جذابیت ها موجود در ابزار جدید که روی تلفن همراه نصب می شود ،به سمت آنها نرود. و در واقع قدرت مدیریتی پیدا کرده باشد. که این به نوع تربیت پدر و مادرها دارد. ما در تربیت بچه ها کم کاری می کنیم و شیوه های دینی را یاد نگرفته ایم و اجرا نکرده ایم. شرط دوم نیاز است. ممکن است که کسی به این رشد سنی رسیده باشد ولی نیازی به گوشی همراه نداشته باشد. بچه ای که صبح به مدرسه می رود و بعدازظهر با سرویس به خانه برمی گردد یا مدرسه اش خیلی نزدیک است .و با خانواده بیرون می رود ،این بچه نیازی به تلفن همراه ندارد. گاهی ما در دست بچه ی ابتدایی تلفن همراه می بینیم. چرا؟ گاهی پدر و مادر در کنار این بچه هستند و بچه با تلفن همراه بازی می کند. تلفن همراه برای بازی کردن نیست. استفاده ی تلفن همراه برای بازی نشانه ی نفهمیدن منطق تلفن همراه است. 
ابزار مدرن وارد کشور ما می شود ولی فرهنگ استفاده آن وارد نمی شود. یعنی ما فرهنگ استفاده از آنها را نمی دانیم. موارد مقطعی استفاده از تلفن همراه ( مثلا بچه یک روز می خواهد بیرون برود) دلیل مالکیت تلفن همراه نمی شود. اگر بچه یک روز می خواهد به اردو برود می تواند تلفن همراه مادرش را ببرد. پسر بزرگ من طلبه است و16 سال دارد و یک تلفن همراه دارد ولی بیشتر مواقع آنرا خانه می گذارد و با کارت تلفن به ما زنگ می زند. پسر دیگر من که کلاس پنجم است تلفن همراه ندارد اگر نیازی به تلفن همراه داشته باشد از تلفن مادرش استفاده می کند و تاکنون هم مشکلی پیش نیامده است. گاهی اوقات ما بخاطر نیاز مقطعی وسیله ای را وارد زندگی فرزندمان می کنیم که به آن عادت می کند. همچنین امواج تلفن همراه برای بچه ها مضر است. در ضمن ما نمی توانیم از بچه ها انتظار مدیریت این وسیله را داشته باشیم زیرا هنوز در عالم بچگی سیر می کنند. 
در سنین پایین بچه ها را معتاد به تلفن همراه نکنیم. بچه ها در کودکی نیاز به فعالیت دارند و هر ابزاری که وارد زندگی آنها بشود و فعالیت حرکتی آنها را خنثی کند، در تربیت بچه ها اثر منفی دارد. 
من هیچ کدام از برنامه های مجازی را در گوشی ام نصب نکرده ام ولی از شانس بَدَ من ،در یک عروسی زنانه فردی از خودش عکس گرفته و من هم ندانسته داخل عکس بودم و بعد همان عکس را در یکی از نرم افزارها به اشتراک گذاشته که من بعداً از بقیه این خبر را شنیدم. 
پاسخ- برنامه های نرم افزارگوشی همراه یک چهاردیواری نیست که دور ما کشیده باشند. این برنامه ها مانند یک بیابانی است که کیلومترها دور آن دیواری نیست. وقتی وارد آن می شویم ،اگر احتیاط نکنیم بسیاری از اطلاعات شخصی ما در اختیار دیگران قرار می گیرد. به همین دلیل در استفاده از این نرم افزارها ،باید یاد بگیریم که نرم افزارها چه قابلیتی دارد و دیگر اینکه فقط به حریم خصوصی خودمان توجه نکنیم. شاید استدلال خانمی که این عکس را گرفته ،این باشد که برای من و همسرم اشکالی ندارد که این عکس را دیگران ببینند. ولی این خانم باید بداند که خانم پشت سر ایشان حق دارد که نخواهد عکسش را به اشتراک بگذارد. بعضی از افراد در مجالس عکس می گیرند و بعد آنرا به اشتراک می گذارند و فردی مثل این خانم پاسوز انتخاب شخصی دیگران می شود. پس باید به حریم خصوصی دیگران احترام بگذاریم. 
گاهی اوقات فرزندان گوشی های موبایل دوستان شان را می بینند و از پدر و مادر هم می خواهند که برای آنها گوشی تهیه کند. پدر و مادرها باید چکار کنند؟
پاسخ – بعضی مواقع پدر و مادرها می گویند که فرزندان مان می گویند که ما چه چیزی کمتر از پسر خاله یا ... داریم که او باید گوشی داشته باشد ولی ما نداشته باشیم. ما باید بچه های خودمان را طوری تربیت کنیم که بچه ها خانواده محور باشند. بچه های خانواده محور ،بچه هایی هستند که در خانه طوری تربیت پیدا می کنند که جامعه را با ملاک خانواده محک می زنند.یعنی در خانواده طوری بزرگ شده و به این نتیجه رسیده اند که تلفن همراه برای بچه ی ده ساله ضرورتی ندارد. و وقتی تلفن همراه را در دست بچه ها می بیند این طور قضاوت می کند :چرا پدر و مادرهای این بچه به فکر نیستند و برای بچه ی ده ساله تلفن همراه خریده اند؟ بچه های جامعه محور برعکس هستند یعنی بچه هایی هستند که خانواده را با ملاک جامعه محک می زنند. این بچه ها وقتی دست پسرعمویشان تلفن همراه می بینند می گویند: من چه چیزی کمتر از پسرعمویم دارم که او تلفن همراه دارد ولی من ندارم؟ در واقع این بچه به تصمیم خانواده اعتماد ندارد. 
ما چکار کنیم که بچه های مان خانواده محور تربیت شوند؟ 
پاسخ - خانواده محور بار آوردن بچه ها یک حدیث مفصل است که دراین محفل نمی گنجد. بچه های خانوده محور بچه هایی هستند که در خانواده پاسخ نیازهای حقیقی خودشان را می گیرند. بعضی از پدر و مادرها ،هنوز تفاوت بین نیازهای کاذب و حقیقی بچه ها را تشخیص نداده اند. برای پاسخ گویی به نیاز بچه ها ، ما نیاز به محبت و احترام داریم. بچه ها باید در فضای خانواده از طرف پدر و مادر،در نهایت سیری، محبت را احساس کنند یعنی باید در داخل خانه از محبت سیر بشوند. و در خارج از خانه گدای محبت نشوند. دیگر اینکه بچه ها باید در فضای خانه احساس شخصیت کنند که هستند و دیده می شوند. و احساس کنند که به آنها توجه می شود. اگر در هر کدام از اینها خلل وارد شود، بچه ها به سمت جامعه سوق داده می شوند. زیرا در جامعه فضا برای پاسخ گویی به این نیازها فراهم است البته بصورت کاذب. مثلا از طریق رفقای مدرسه و تعامل با کسانی که با آنها چندان رفاقتی ندارد. وقتی بچه ها در خانواده محبت و احترام را از پدر و مادرشان می بینند تابع پدر و مادر می شوند. تلفن همراه خریدن محبت نیست .بچه ها نیاز دارند که پدر و مادر به آنها توجه کنند، با آنها بازی کنند و برای آنها وقت بگذارند .وقتی بچه ها می فهمند که پدر و مادر از صمیم قلب آنها را دوست دارند و برایشان وقت می گذارند و بخاطر آنها خودشان را بچه می کنند و با آنها بازی می کنند، حرف آنها را گوش می دهند. ما می توانیم با یک بازی ،دو ساعت بچه ای را سرگرم کنیم که حتی معتاد به تلویزیون است . واقعیت این است که بازی های کامپیوتری و تلویزیون، ابزاری شده برای پدر و مادرهایی که نمی خواهند برای بچه شان وقت بگذارند. بازی با رایانه به روح بچه ضرر وارد می کند زیرا روح بچه تحمل دیدن این همه صحنه ها و تصاویر و هیجان ساکن را ندارد. اثر اینها کمتر از کتک زدن جسمی بچه نیست. این یک کتک زدن محترمانه است که دست در آن کار نمی کند و پدر و مادر با این کار می خواهد راحت باشد و به کارهایش برسد. اگر ما بخواهیم کاری را انجام بدهیم هم حوصله ی آنرا داریم و هم می توانیم وقتش را فراهم کنیم. مثلا پدری که می گوید خسته است ،هنگام بازی جام جهانی فوتبال ها را با حوصله تماشا می کند. 
بسیاری از شخصیت های بچه زیر هفت سال بسته می شود ولی در جامعه ی ما فکر می کنند که تربیت بعد از هفت سال شروع می شود. ما به خیلی از پدر و مادرها که از نوجوانان شان می نالند می گوییم که باید صبر داشته باشند زیرا در هفت سال اول که دوران طلایی تربیت بچه بود و اوج آن در محبت و بازی کردن با بچه بوده، را از دست داده اند و حالا باید تلاش کنند که گذشته را جبران کنند و تازه به نقطه ی صفر برسند. ما باید در نظر بگیریم که زمان تربیت بچه محدود است. 
باید به معصومیت بچه توجه کنید تا یک رابطه ی عاشقانه برقرارکنید و برای بچه وقت بگذارید. ما می توانیم برای بچه های مان مرخصی ساعتی بگیریم همان طور که برای تماشای فوتبال مرخصی می گیریم. پاسخ دادن به نیاز واقعی بچه یعنی رابطه عاشقانه، باعث می شود که بچه خانواده محور بار بیاید. قلب این بچه دست خداست، شما وظیفه تان را انجام بدهید،خدا کاستی ها را جبران می کند. پس نیازهای بچه ها را بشناسیم و به نیازهای آنها پاسخ بدهیم. 
وقتی شما برای فردی احترام قائل هستید در مورد تصمیمی که در مورد فرد دارید با او حرف می زنید. ولی وقتی خودسرانه برای او تصمیم می گیرید این پیام را دارد که تو ارزش نداری که برایت وقت بگذارم .
بعضی مواقع می گویند:اگر به بچه ی کوچک خیلی بها بدهید در آینده پُررو می شود یا لوس می شود .آیا این درست است ؟
پاسخ - دو رکن اصلی برای تربیت بچه ها ،محبت و احترام گذاشتن است. بیشتر اوقات پدر و مادرها فقط انواع خاصی از محبت را در مورد فرزندان شان بکار می برند. عمده محبت در محبت رفتاری است یعنی رفتارهای محبت آمیز که هشتاد درصد آن پولی نیست. اگر بچه در کنار محبت های رفتاری، احساس شخصیت کند ، این شخصیت اجازه نمی دهد که بچه لوس شود .لوس شدن یعنی سوءاستفاده از محبت. بچه وقتی احساس شخصیت می کند متوجه می شود که سوءاستفاده از محبت، شخصیت بدست آمده (در خانه ی )او را از بین می برد یعنی شخصیت شکل گرفته ی او، اجازه ی لوس شدن را به او نمی دهد. بچه هایی که در خانه احساس شخصیت نمی کنند بچه های خطرناکی هستند یعنی زمینه برای انحراف آنها بشدت مساعد است زیرا به هر کس که به او شخصیت بدهد گرایش پیدا می کنند و خدا رحم کند که اولین نفری که به او شخصیت می دهد، رفیق خوب یا محیط خوبی باشد ولی اگر رفیق یا محیط خوب نبود زمینه ی انحراف این بچه ها فراهم می شود. پس اگر به لوس شدن بچه اهمیت می دهید به شخصیت بچه ها اهمیت بدهید و شخصیت بچه ها را خُرد نکنید. مثلا بچه ای جلوی میهمان ها لیوان را می شکند و پدر خانواده شخصیت او را زیر سوال می برد که مگر تو چشم نداری ولی اگر همین لیوان را پسر میهمان بشکند، پدر خانواده می گوید :فدای سرت،قضا و بلا بود که رفع شد. بچه ها این رفتارها را می فهمند. پس اگر رفتارهای محترمانه در خانه وجود داشته باشد، بچه ها لوس نمی شوند. 
دیگر اینکه حتی فرض کنیم که بچه لوس شود، منحرف شدن بچه واقعاً درد آور است .پس لوس شدن بچه می ارزد ( البته در سن کودکی لوس شدن طبیعی است)به منحرف شدن یعنی لوس شدن به منحرف شدن ترجیح دارد. ما بین بد و بدتر ، بد را انتخاب می کنیم. دادن تلفن همراه خدمت به بچه ها نیست، اگر محبت و احترام را در مورد بچه ها پیاده نکنیم.
ما بی حوصلگی را قبول نداریم. ما حوصله داریم ولی آنرا خرج چیزهای دیگر می کنیم. مادرها می توانند حرص هایی را که در طی یک هفته می خورند بنویسند تا بفهمند که حوصله شان را کجا خرج می کنند. ما هم در مصرف رسانه و هم در مصرف حوصله افراط می کنیم یعنی حوصله مان را مصرف چیزهای دیگر می کنیم.
منبع:mp3.parsvitrin.com