دوران بارداری (نقش مادر -ومراقبات بارداری)

دوران بارداری (نقش مادر -ومراقبات بارداری)

ب) نقش مادر در شخصيت كودك

 

همان طور كه در مقدمه اشاره شد، مادر از سه جهت، در انتقال صفات روانى به فرزند مؤثر است.

جهت اول: انعقاد نطفه، كه با پدر شريك است و دستورات وارد شده درباره ى پدر، نسبت به مادر نيز عيناً تكرار مى شود.

جهت دوم: دوران جنينى، اهميّت اين دوران، در شكل گيرى شخصيّت روحى كودك ـ علاوه بر جنبه هاى جسمانى ـ اگر از دو جهت ديگر بيشتر مؤثر نباشد، كمتر نيست. آمار ارايه شده، گواه روشنى بر اهميت اين دوره است:

ـ «80% كودكان ناقص الخلقه جهان و كودكانى كه داراى نقصان رشد مغزى، عصبى و جسمى هستند، مادران شان در دوران باردارى درست تغذيه نشده اند.»[1]

ـ «اغلب ناراحتى ها مثل لب شكرى، كف پاى صاف و حتى بسيارى از موارد فلج كودكان، در اثر عوامل محيطى دوران باردارى است.»[2]

ـ «در جنبه ى روحى نيز تحريكات و اضطراب هاى روانى مادر بر فرزند بى تأثير نيست. طبق آمارى كه روزنامه ى اطلاعات (ش 10355) نقل نموده، 66% كودكانى كه داراى امراض روحى هستند، بيمارى خود را از مادران خود به ارث برده اند.»

 

اهميت دوران جنينی

از نظر مذهبى نيز در يك نگاه كلى، محور عمده ى آيات و رواياتى كه درباره ى ازدواج و احكام آن است اشاره به تربيت فرزند ـ آن هم از دوران جنينى تا مراحل سن رشد ـ دارد كه عمده ى اين وظيفه، به خصوص در دوره هاى اوّل اين سير طولانى كه از اهميّت خاصّى برخوردار است، با مادر مى باشد.

خداوند مى فرمايد:

(وَ مِنْ ءَايَـتِهِى أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَ جًا لِّتَسْكُنُواْ إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِى ذَ لِكَ لاََيَـت لِّقَوْم يَتَفَكَّرُونَ)[3]

و از نشانه هاى او اين كه از ]نوع[ خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدان ها آرام گيريد و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در اين ]نعمت[ براى مردمى كه مى انديشند، قطعاً نشانه هايى است.

سكون و آرامش مرد با ازدواج وقتى ميسر مى شود كه همسر او آرامش و سكون روانى لازم را داشته باشد، به خصوص بين آنان مودّت و رحمت حكمفرما باشد. مودّت، به اظهار محبتى مى گويند كه در عمل ظاهر شود، به خلاف حبّ كه اعم از آن است و محبت هاى ظاهرى و باطنى را در برمى گيرد.

رحمت، نوعى تأثّر نفسانى است كه انسان با مشاهده ى محروميّت محروم و ضعيف، اين حالت به او دست مى دهد، در نتيجه راحم را به كمك و نجات محروم وا مى دارد.

به اين ترتيب، با حكومت مودّت و رحمت در كانون خانواده ـ به خصوص از طريق مادر ـ بستر مناسبى براى رشد و تربيت كودكان و نوزادان ضعيف و ناتوان شكل مى گيرد.

 

اهميت انتخاب همسر و مشخصات همسر ايده آل

اين امر، در روايات مربوط به ازدواج و انتخاب همسر، به عنوان يكى از محورهاى عمده به چشم مى خورد. بخشى از آن ـ كه مربوط به شوهر بود ـ در قسمت قبل گذشت; و بخش مربوط به زن را در اين جا ذكر مى كنيم:

پيامبر گرامى اسلام ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ مى فرمايد:

«تَخَيّرُوا لِنُطَفِكُمْ فَإِنَّ النّساءَ يَلِدْنَ أَشباهَ إِخْوانِهِنَّ وَ اَخَواتِهِنَّ.»[4]

براى صاحب فرزند شدن، همسران شايسته انتخاب كنيد; زيرا زنان، شبيه برادران و خواهران خود مى زايند.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ به نقل از پيامبر اسلام ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ مى فرمايد:

«إِخْتارُوا لِنُطَفِكُمْ فَإِنَّ الْخالَ أَحَدُ الضَّجِيعَيْنِ.»[5]

در انتخاب همسر دقت كنيد ]به خصوص در برادران همسر[ كه دايى، يكى از دو همخوابه است ]فرزند به او شبيه مى شود[.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ از پدرانش از حضرت رسول ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ نقل مى فرمايد كه حضرت به مردم مى فرمود:

ـ «إِيّاكُمْ وَ خَضْراءَ الدِّمَنِ قِيلَ يا رَسُولَ اللهِ وَ ما خَضْراءُ الدِّمَنِ؟ قالَ: أَلْمَرْأَةُ الْحَسْناءُ فِى مَنْبِتِ السَّوْءِ.»[6]

از سبزه هاى روى كود ]پِهِن[ بپرهيزيد. پرسيدند: سبزه هاى روى كود چيست؟ فرمود: زن زيبا در خانواده ى نامناسب.

ـ «إِيّاكُمْ وَ تَزْوِيجَ الْحَمْقاءِ، فَإِنَّ صُحْبَتَها بَلاءٌ وَ وُلْدَها ضِياعٌ.»[7]

از ازدواج با زن احمق بپرهيزيد ]زيرا[ همنشينى با او بلا و فرزندانش ضايع و از دست رفته اند.

بعضى از اصحاب از امام باقر ـ عليه السّلام ـ پرسيدند:

«عَنِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ تُعْجِبُهُ الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ أَيَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَها وَ هِىَ مَجْنُونَةٌ قالَ لا.»[8]

آيا صلاح و درست است مرد مسلمانى كه از زن زيباى ديوانه اى خوشش آمده با او ازدواج كند؟ امام فرمود: خير.

خداوند متعال مى فرمايد:

(هُوَ الَّذِى يُصَوِّرُكُمْ فِى الاَْرْحَامِ كَيْفَ يَشَآءُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ)[9]

اوست كسى كه شما را آن گونه كه مى خواهد در رحم ها صورتگرى مى كند. هيچ معبودى جز آن تواناى حكيم نيست.

علامه ى طباطبايى ـ رحمه الله ـ در تفسير الميزان ذيل اين آيه، روايتى از كافى نقل كرده كه به دليل اهميت، قسمت عمده ى آن را نقل مى كنيم:

امام باقر ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد:

هنگامى كه خداوند اراده فرمود نطفه اى را كه از او اخذ ميثاق شده، از صلب آدم خلق فرمايد و او را در رحم قرار دهد، مرد را براى جماع تحريك مى نمايد و به رحم امر مى فرمايد: در خود را باز كن تا مخلوق من در تو داخل شود و قضاء و قدر حتمى من تحقّق يابد. پس درِ رحم باز مى شود و نطفه به رحم مى رسد. چهل روز در آن مى ماند و سپس به علقه تبديل مى شود و چهل روز بعد به مضغه و چهل روز بعد به گوشتى كه در آن رگ هاى درهم و تودرتو وجود دارد تبديل مى شود (چهار ماهگى جنين). سپس خداوند دو ملك خلاّق را ـ كه آن چه پروردگار اراده فرموده در رحم ها خلق مى كنند ـ مى فرستد. آنان از دهان زن وارد شكم زن مى شوند و به رحم مى رسند. و در رحم (جنين چهارماهه)، روح قديمى منقول از صلب هاى پدران و رحم هاى مادران وجود دارد. سپس ]آن دو فرشته[ در او، روح حيات و زندگى جديد مى دمند و براى او گوش و چشم و جوارح و جميع آن چه در شكم است، ايجاد مى كنند. سپس به دو فرشته امر مى شود: قضا و قدر و سرنوشتى كه براى او مقدّر كرده ام، بر او ترسيم كنيد (قرار دهيد). البته شرط بدا و تغيير را نيز در او قرار دهيد. دو ملك مى پرسند: پروردگارا! چه بنويسيم؟ به آن ها وحى مى شود: سرهاى تان را به سوى سر مادرش بالا كنيد. آن دو سرشان را بلند مى كنند، و در اين هنگام لوح سرنوشت او را مشاهده مى كنند كه در پيشانى مادر نصب شده است به آن نگاه مى كنند و در آن صورت و كمالات طفل و مدّت عمر او، پيمانى كه از او گرفته شده است، خوشبختى و رستگارى يا شقىّ و بدكارى و ديگر امور او را مى يابند. پس يكى مى خواند و ديگرى مى نويسد; و همه ى آن چه در لوح است مى نويسند، البته شرط بداء نيز در آن مى نويسند، سپس (بعد از نوشتن كتاب سرنوشت او) كتاب را مى بندند و بين دو چشم او قرار مى دهند و او را به حالت ايستاده در شكم مادر قرار مى دهند... نزديك زمان خروج كودك ـ تمام يا ناقص ـ از رحم، خداوند به رحم وى الهام مى نمايد: درِ خود را باز كن تا مخلوق من بر زمين من فرود آيد و امر من در او جارى شود ]زيرا[ زمان خروج او فرا رسيده است.

امام فرمود: سپس رحم، درِ خود را براى خروج طفل باز مى كند، در اين هنگام كودك مى گردد و پاهايش به سمت بالا و سرش در قسمت پايين شكم قرار مى گيرد تا خروج فرزند براى مادر ساده تر گردد. سپس خداوند ملكى را كه به او راجر مى گويند مأمور اخراج ولد مى كند و آن ملك كودك را از رحم خارج مى كند و كودك در حالى كه گريان است، پا به عرصه ى زمين مى گذارد.[10]

اين روايت، نكات قابل توجهى را دربردارد كه به تناسب بحث، به برخى از آن ها اشاره مى شود:

1. عبارت «أو ما يَبْدُو له فيه» يعنى يا آن ها كه بدايى در خلقت آن ها صورت نگرفته تا موجود نشوند و به صورت سقط از بين بردند.

2. عبارت «مِنْ فَم الْمَرْأَة» يا كلام راوى است و اگر كلام امام ـ عليه السّلام ـ باشد، مسلم دخول مادّى مراد نيست; زيرا از دهان زن به رحم، جز از طريق عروق راه ديگرى وجود ندارد.

3. مراد از روح قديمى منقول از اصلاب و ارحام نساء، همان روح نباتى است كه جنين تا قبل از چهار ماهگى دارد و هنوز روح انسانى در او دميده نشده است و در عين حال، صفات ژنتيك والدين را به همراه دارد.

4. «فَيَنْفُخان فيها رُوحَ الحَياةِ وَ الْبَقاءِ» ظاهر معناى اين بخش از روايت آن است كه دو ملك در روح قديم يعنى صورت نباتى روح حيات و بقا را مى دمند و در يك نگاه اجمالى معناى اين عبارت آن است كه روح حيوانى مرتبه ى بالاتر روح نباتى است و صورت حيوانى بر صورت نباتى واقع مى شود و حركت كمالى روح نباتى در سير به سوى صورت انسانى حركتى اشتدادى است كه در اين مسير صورت هاى مختلفى را بر صورت قبلى مى پذيرد تا به مرتبه ى كمال نهايى يعنى صورت انسانى منتهى مى شود و اين مسير طولانى در اصطلاح به سه مرحله ى نباتى و حيوانى و سپس انسانى تقسيم شده است، ولى اولا دقت در معناى لغت روح و نيز تعبير روايت كه روح هاى بعدى بر روح قبلى دميده مى شوند نشان مى دهد كه سير نطفه ى انسانى از اولين مرحله ى تشكيل تا كامل ترين مرحله ى آن كه همان صورت انسانى باشد دائماً حركتى كمالى و اشتدادى دارد. ثانياً صورت هاى كامل تر بر صورت هاى قبلى قرار مى گيرند، به اين ترتيب كه صورت انسانى باشد دائماً حركتى كمالى و اشتدادى دارد كه صورت هاى كامل تر بر صورت هاى قبلى قرار مى گيرند و صورت انسانى بر حيوانى و صورت حيوانى بر صورت نباتى قرار مى گيرد و صورت نباتى نيز از صورت هاى قبلى كه در روايت قابل ذكر نبودند تشكيل شد و خلاصه حركت نطفه ى انسانى در اصلاب پدران و ارحام مادران يك حركت ممتدّ و رو به كمالى بود كه تمام صفات و خصوصيات پدران و مادران را به دنبال داشت تا منتهى به صورت كامل فرزند در رحم مادر شد.

5. «ثُمَّ يُوحِى اللهُ إِلَى الْمَلَكَين...»: حساس ترين بخش اين روايت كه نكات تربيتى فراوانى را به دنبال دارد اين قسمت است كه امام باقر ـ عليه السّلام ـ مى فرمايند: خداوند به دو ملك مى فرمايد قضا و قدر اين كودك را تثبيت كنيد، لغت «اُكْتُبا» از ماده ى «كَتَبَ» يعنى «ثَبَتَ» و «اُكْتُبا عَلَيْهِ» يعنى قضا و قدر را بر اين كودك تثبيت و مستقر كنيد. ولى اين تقدير غير قابل تغيير نيست بلكه شرط بداء و تغييرى كه ممكن است در آينده در اثر عوامل ديگرى واقع شود در آن هست، ولى در هر صورت از اين بخش روايت ميزان تأثير روحيات مادر بر فرزند قبل از تولد معلوم مى شود كه به اهم آن از كلام امام ـ عليه السّلام ـ اشاره مى كنيم:

و امّا نكات مهم تربيتى اين بخش از كلام امام ـ عليه السّلام ـ به قرار زير است:

1. دو ملك از پروردگار سؤال مى كنند تقدير او را چگونه رقم بزنيم؟ خداوند مى فرمايد از لوحى كه بر پيشانى مادر زده شده بنگريد و بر اساس آن چه در آن است، تقدير فرزند را رقم بزنيد.

بنابراين با توجّه به آن كه پيشانى انسان بارزترين عضوى است كه در صورت آشكار است و مركز همه ى ادراكات و تحريكات و احساسات و در يك كلام مجموعه صفات و خصوصيات هر كسى در صورت و مغز او در اصطلاح متداول در پيشانى او است و لذا به افراد خوشبخت پيشانى سفيد و يا پيشانى بلند مى گفتند و يا در هنگام احترام پيشانى را بر خاك و يا پاى آن بزرگ مى ساييدند. يعنى همه افكار و احساسات خود را در پاى شما ريختم و كاملا تسليم و منقاد فرامين و خواسته هاى آن بزرگ هستم.

و از سوى ديگر وجه و صورت باطنى هر كس قلب او است كه خصوصيات پنهان و افكار و خواطر و نيات انسانى در وجه باطنى او شكل مى گيرد و مراد از وجه در كلام امام قطعاً وجه ظاهر نيست زيرا سخن از مكالمه دو موجود مجرد يعنى ملائكه مصوّره انسانى در روح جنين در شكم مادر است و معنا ندارد كه بر صورت مادى ما در لوح مجردى نصب شود و كلمات حرفى بر آن نقش بندد از مجموع اين نكات به دست مى آيد كه مراد از جبين و صورت در كلام امام ـ عليه السّلام ـ صورت باطن و دل مادر است و مراد از لوحى كه نصب مى شود همان ظهور باطنى خصوصيات مادر است و با اين بيان شدت ارتباط خصوصيات روحى مادر با فرزند و تأثير روحيات و صفات ارثى و ملكات اكتسابى مادر در فرزند را نشان مى دهد كه گويى دو ملك آن چه در خواطر و خصوصيات درونى مادر وجود دارد را در لوحى مشاهده مى كنند و آن را در دل كودك ثبت مى نمايند.

2. اشتراط بداء در تقدير كودك بيانگر تأثير ساير عوامل تربيتى بعد از تولد است، اما آن چه تأثير اساسى را در روحيات فرزند دارد همان خصوصياتى است كه قبل از تولد از طريق پدر و سپس مادر دريافت مى نمايد اما در شرايط تربيتى بعد ممكن است در اثر آموزش و يا تغيير محيط و عوامل ديگرى كه به آن اشاره خواهد شد تغييراتى در روحيات كودك به وجود بيايد و اين همان بدايى است كه در روايت به آن اشاره شده است.

3. با توجّه به توضيحاتى كه پيرامون اين روايت داده شد اشكالاتى كه در روايات ديگر درباره ى رقم خوردن شقاوت يا سعادت كودك قبل از تولد و هنگام جنينى به وجود مى آيد، حل مى شود. از جمله مى توان به روايتى اشاره كرد كه رسول اكرم ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ مى فرمايد:

«أَلشَّقِىُّ مَنْ شَقِى فِى بَطْنِ اُمِّهِ، السَّعِيدُ مَنْ سِعَدَ فِى بَطْنِ اُمِّهِ.»[11]

شقى كسى است كه در شكم مادر شقى شده و خوشبخت كسى است كه در شكم مادر خوشبخت شده است.

و در يك جمع بندى مى توان گفت: تربيت صحيح بستر مستعد و سالم را مى طلبد و زمينه ى ناسالم استعداد گرايش به زشتى ها در او بيشتر است و بنابراين اولين سنگ بناى سالم يا منحرف در زيربناى او شكل مى گيرد هر چند بناى اصلى در رو ساخته مى شود.

4. مطالب آخر روايت كه اشاره به نحوه ى قرار دادن كودك در رحم مادر و نيز چگونگى خروج او توسط ملك دارد همگى اشاره به تحولات عالم باطن دارد كه احكام آن در طول علل مادى است و منافاتى با تحولات طبيعى رحم و چگونگى تولد فرزند از نظر علمى ندارد.

نتيجه آن كه: دوران باردارى مادر نه تنها از جهت بهداشتى حساس است و همان طور كه عمده اندام كودك در اين دوران شكل مى گيرد و بعد از تولد رشد مى نمايد، شالوده ى خصوصيات روانى كودك نيز در اين ايام پايه گذارى مى شود و بعد از تولد به واسطه ى محيط هاى تربيتى بعدى تكميل يا تخريب مى گردد; چنان كه از روايت نبوى ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ روشن شد، اهميت اين دوران در تربيت كودك به حدى سرنوشت ساز است كه گويى سعادت يا شقاوت نهايى انسان در شكم مادر رقم مى خورد. هر چند اين روايت محتوم نيست و انسان بنابر تربيت هاى بعد و محيط هاى آموزشى و پرورشى كه در دوره هاى بعد از تولد با آن مواجه مى شود مى تواند تغيير مسير دهد و شرط بداء در روايت اخير نيز اشاره به آن دارد.

بنابراين در اين نگاه جديد تربيت كودك نه از آغاز تولد بلكه از اولين لحظات تشكيل نطفه ى كودك و ماه هاى آغازين حيات او در شكم مادر شكل مى گيرد و لذا نگاه به اين دوران تنها نبايد در مراقبت هاى بهداشتى خلاصه شود كه بسيارى از توصيه هاى شارع از حالات روحى والدين و تغذيه جسمى و روحى آنان گرفته تا زمان و مكان خلوت و ساير امورى كه در روايات به آن ها اشاره شده، بيانگر نقش حساس تربيتى اين دوران در زندگى انسان است.

لذا مؤكداً به مادران عزيزى كه به تربيت توحيدى فرزندان خود حساس هستند توصيه مى شود:

1. در دوران باردارى از تغذيه شبهه ناك و غذاهايى كه معلوم نيست از چه طريقى تهيه شده اجتناب نمايند و اگر در ميان گناهان خطرناك ترين آن ها گناهى است كه به واسطه ى آن گوشت و خون برويد تكليف كودكانى كه شالوده ى حيات مادرى و روحى آنان با حرام شكل مى گيرد معلوم است.[12]

2. در دروان باردارى از ورود به كارهاى ناراحت كننده و استرس هاى روحى و برخوردهاى اضطراب آور بپرهيزند و در نظر داشته باشند; همان طور كه عصبانيت و دلهره و اضطراب مخرّب اعصاب و روان است به طريق اولى بر همه جهاز عصبى و روحى فرزند تأثير مخرّب دارد.

3. انس با آيات قرآن و كلمات اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ و يا رفت و آمد با انسان هاى وارسته و اماكن مقدس تأثير زيادى بر آرامش معنوى مادر و بالطبع فرزند خواهد داشت; چنان كه تلاوت آيات الهى موجب صفاى دل و رقّت قلب است، همين تأثير را بر صفاى روحى و جلاى ضمير فرزند در رحم خواهد داشت و چنان كه شنيدن آهنگ هاى مهيج و يا فيلم هاى دلهره آور، اعصاب را تحريك مى كند و ضربان قلب را نامنظم مى نمايد، همين تأثير بر فرزند دور از انتظار نيست و در يك كلام كودك تا زمانى كه متولد نشده جزيى از اندام مادر است و هر نوع تحوّل مثبت يا منفى در جسم يا روح مادر فرزند را نيز متأثر خواهد نمود.

 

مراقبت هاى بهداشتى در دوران باردارى

سفارش هاى مذهبى در زمينه ى تغذيه ى دوران باردارى، تنها ناظر به جنبه ى بهداشتى نيست; بلكه تأثيرات روانى و اخلاقى بر كودك را هم در بر مى گيرد; مثلا خوردن خربزه در هوش و زيبايى و خوش اخلاقى كودك، بِهْ و انار در شفافيت پوست، خرما به خصوص در ماه هاى آخر باردارى، در بردبارى و خوش خلقى و شير در رشد و استخوان بندى جنين مؤثر است.[13]

امام رضا ـ عليه السّلام ـ درباره ى تأثير شير در اين دوران مى فرمايد:

«أَطْعِمُوا حَبالاكُمْ ذَكَرَ اللُّبانِ فَإِنْ يَكُ فِى بَطْنِها غُلامٌ خَرَجَ ذَكِىَّ الْقَلْبِ عالِماً شُجاعاً وَ إِنْ تَكُ جارِيَةٌ حَسُنَ خَلْقُها وَ خُلُقُها...»[14]

به همسران باردار خود كُندر نر بنوشانيد كه اگر فرزندش پسر باشد، فردى با تقوا، سالم و شجاع و اگر دختر باشد، اخلاق و اندامش زيبا خواهد شد...

جهت سوم: مرحله ى سومى كه مادر تأثير مستقيم جسمى بر فرزند دارد، مرحله ى شيرخوارگى فرزند است. اين دوران ـ كه بايد حداقل بيست و يك ماه و حداكثر بيست و چهار ماه باشد ـ براى مادر و فرزند بسيار حسّاس است; زيرا از جهت جسمى، رشد بخش هاى مختلف اندام كودك ادامه مى يابد و به تدريج كامل مى شود و از جهت روانى نيز آثار خاصّ خود را بر طرفين دارد كه به آن اشاره خواهد شد.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ در مورد مدّت شيردهى مى فرمايد:

«أَلرَّضاعُ واحِدٌ وَ عِشْرُونَ شَهْراً فَما نَقَصَ فَهُوَ جَوْرٌ عَلَى الصَّبِىِّ.»[15]

دوره ى شير دهى حداقل بيست و يك ماه است و هر مقدار ]از اين[ كمتر باشد، ظلم بر كودك است.

همچنين امام على ـ عليه السّلام ـ درباره ى شير مادر مى فرمايد:

«ما مِنْ لَبَن يُرْضَعُ بِهِ الصَّبِىُّ أَعْظَمَ بَرَكَةً عَلَيْهِ مِنْ لَبَنِ أُمِّهِ.»[16]

هيچ شيرى براى فرزند با بركت تر از شير مادرش نيست.

 

آثار روانى شير بر كودك

در اين دوران، ضمن آن كه مادران نيازهاى جسمى فرزندان را برآورده مى سازند، بسيارى از صفات و ملكات خود را به فرزند منتقل مى نمايد. اهميّت اين دوران به گونه اى است كه خداوند متعال از جمله دلايل احترام به مادر را مربوط به دوران شيرخوارگى فرزند مى داند.

(وَ وَصَّيْنَا الاِْنسَـنَ بِوَ لِدَيْهِ إِحْسَـنًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُو كُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ كُرْهًا وَ حَمْلُهُو وَ فِصَــلُهُو ثَلَـثُونَ شَهْرًا)[17]

و انسان را ]نسبت[ به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم. مادرش با تحمّل رنج به او باردار شد و با تحمّل رنج او را به دنيا آورد. و بار برداشتن و از شير گرفتنِ او سى ماه است.

ارزش مادران رضاعى و احترام پيامبر اكرم ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ به مادر رضاعى خود، قابل تأمل است. امام باقر ـ عليه السّلام ـ درباره ى دقت در انتخاب مادر رضاعى مى فرمايد:

«عَلَيْكُمْ بِالْوُضّاءِ مِنَ الظُّؤْرَةِ فَإِنَّ اللَّبَنَ يَعْدِى.»[18]

بر شما باد كه دايه ى خوب و زيبا براى اطفال تان بگيريد كه آثار روانى، از طريق شير منتقل مى شود.

تأثير شير مادر در دوران شيرخوارگى و انتقال روحيات مادر در اين دوران به حدّى عميق است كه حتّى طبيعت كودك را تغيير مى دهد.

پيامبر گرامى اسلام ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ فرمود:

«لا تَسْتَرْضِعُوا الْحَمْقاءَ فَإِنَّ اللَّبَنَ يُعْدِى وَ إِنَّ الْغُلامَ يَنْزِعُ إِلَى اللَّبَنِ يَعْنِى إِلَى الظِّئْرِ فِى الرُّعُونَةِ وَ الْحُمْقِ.»[19]

براى شير دادن به فرزندانتان، دايه ى احمق انتخاب نكنيد; زيرا شير، روحيّات را منتقل مى كند و فرزند در حماقت (يا تيزهوشى) و تنبلى (يا چابكى) شبيه دايه خود مى شود.

در روايات فوق هر چند بيشتر بر تأثير خصوصيات جسمانى مادر توسط شير بر فرزند تأكيد شده، ولى در برخى روايات بر تأثير حالات روحى و صفات اكتسابى مادر توسط شير بر فرزند اشاره شده است.

امام على ـ عليه السّلام ـ فرمود:

«تَوَقَّوْا عَلى أَوْلادِكُمْ مِنْ لَبَنِ الْبَغِىِّ مِنَ النِّساءِ... فَإِنَّ اللَّبَنَ يُعْدِى.»[20]

فرزندان خود را از شير زنان بغى و زشت كار حفظ كنيد... كه شير آثار خود را منتقل مى كند.

اين تأثير تا به آن جا است كه اعتقادات دينى مادر و ميزان حب و بغض او نسبت به اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السّلام ـ در فرزند مؤثر است.

به جا است خوانندگان محترم، در خصوصيات و حالات روحى مادران بزرگ تاريخ ـ كه خداوند از آنان به نيكى ياد مى كند ـ دقت نمايند; از جمله مادران حضرات اسماعيل، اسحاق، يحيى، مريم، عيسى و موسى ـ عليهم السّلام ـ كه همگى در طهارت، تقوا، ادب و ديگر صفات خوبى كه يك مادر بايد بدان آراسته باشد، مشتركند. بر عكس خداوند مادر فرزند نوح و لوط ـ عليهماالسّلام ـ را به بدى و همكارى با كفار ياد مى كند.[21] البته فرزندى كه در دامن چنين مادرى تربيت مى شود، همگام پدر نخواهد بود.

ما هرچند نمى خواهيم با استناد به ظاهر آيات قرآن در اين باب، اصل كلى نتيجه بگيريم ولى با مؤيدهاى ديگرى كه در آيات است مى توان به جرأت ادعا كرد كه نقش مادر در تربيت فرزند، اگر بيشتر از پدر نباشد، كمتر نيست. مثلا حضرات اسماعيل و اسحق ـ عليهماالسّلام ـ دو فرزند متّقى و صالح حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ هستند كه خداوند هر دو را به نيكى و بزرگى ياد مى كند. هر چند هر دو از يك پدرند، ولى فضايل حضرت اسماعيل ـ عليه السّلام ـ تا به آن جا مى رسد كه ذبيح الله مى گردد و افتخار شاگردى پدر را در ساختن خانه خدا مى نمايد و شرافت او به آن جا مى رسد كه خاتم انبيا ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ و ائمه طاهرين ـ عليهم السّلام ـ همگى از نسل ايشان هستند.

راز و رمز اين تفاوت ها را بايد در تعبد و تقواى مادرش هاجر و شكستگى روحى او در تنهايى زندگى در بيابان هاى حجاز و راز و نياز با پروردگار و تسليم و توكل او در امتثال اوامر الهى جستجو كرد.

كودك، مادامى كه در رحم است، در محيطى آرام زندگى مى كند و با صدايى جز ضربان منظّم قلب مادر آشنا نيست و تا مدت ها بعد از تولد، ضمن آن كه بايد در محيط آرامى باشد تا تحت فشار قرار نگيرد، با شنيدن صداى ضربان قلب مادر، احساس آرامش بيشترى مى كند. بنابراين كوكانى كه از شير مادر تغذيه مى شوند، از آرامش بيشترى برخوردار خواهند بود كه در رشد كودك بسيار موثر است. همچنين شير دادن لذّت روحى و آرامش روانى براى مادر ايجاد مى كند كه در روابط آينده ى فرزند و والدين بسيار مؤثر است.



[1]. بهداشت جسمى و روانى كودك، ص 62.

[2]. روانشناسى كودك، ص 190.

[3]. سوره ى روم، آيه ى 21.

[4]. نهج الفصاحه، ص 227.

[5]. كافى، ج 5، ص 332.

[6]. كافى، ج 5، ص 332.

[7]. كافى، ج 5، ص 353.

[8]. كافى، ج 5، ص 354.

[9]. سوره ى آل عمران، آيه ى 6.

[10]. «إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذا أَرادَ أَنْ يَخْلُقَ النُّطْفَةَ الَّتِى مِمّا أَخَذَ عَلَيْهَا الْمِيثاقَ فِى صُلْبِ آدَمَ أَوْ ما يَبْدُو لَهُ فِيهِ وَ يَجْعَلَها فِى الرَّحِمِ حَرَّكَ الرَّجُلَ لِلْجِماعِ وَ أَوْحى إِلَى الرَّحِمِ أَنِ افْتَحِى بابَكِ حَتّى يَلِجَ فِيكِ خَلْقِى وَ قَضائِىَ النّافِذُ وَ قَدَرِى فَتَفْتَحُ الرَّحِمُ بابَها فَتَصِلُ النُّطْفَةُ إِلَى الرَّحِمِ فَتَرَدَّدُ فِيهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ تَصِيرُ عَلَقَةً أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ تَصِيرُ مُضْغَةً أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ تَصِيرُ لَحْماً تَجْرِى فِيهِ عُرُوقٌ مُشْتَبِكَةٌ ثُمَّ يَبْعَثُ اللهُ مَلَكَيْنِ خَلاّقَيْنِ يَخْلُقانِ فِى الاَْرْحامِ ما يَشاءُ اللهُ فَيَقْتَحِمانِ فِى بَطْنِ الْمَرْأَةِ مِنْ فَمِ الْمَرْأَةِ فَيَصِلانِ إِلَى الرَّحِمِ وَ فِيهَا الرُّوحُ الْقَدِيمَةُ الْمَنْقُولَةُ فِى أَصْلابِ الرِّجالِ وَ أَرْحامِ النِّساءِ فَيَنْفُخانِ فِيها رُوحَ الْحَياةِ وَ الْبَقاءِ وَ يَشُقّانِ لَهُ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ جَمِيعَ الْجَوارِحِ وَ جَمِيعَ ما فِى الْبَطْنِ بِإِذْنِ اللهِ ثُمَّ يُوحِى اللهُ إِلَى الْمَلَكَيْنِ اكْتُبا عَلَيْهِ قَضائِى وَ قَدَرِى وَ نافِذَ أَمْرِى وَ اشْتَرِطا لِىَ الْبَداءَ فِيما تَكْتُبانِ فَيَقُولانِ يا رَبِّ ما نَكْتُبُ فَيُوحِى اللهُ إِلَيْهِما أَنِ ارْفَعا رَءُوسَكُما إِلى رَأْسِ أُمِّهِ فَيَرْفَعانِ رُءُوسَهُما فَإِذَا اللَّوْحُ يَقْرَعُ جَبْهَةَ أُمِّهِ فَيَنْظُرانِ فِيهِ فَيَجِدانِ فِى اللَّوْحِ صُورَتَهُ وَ زِينَتَهُ وَ أَجَلَهُ وَ مِيثاقَهُ شَقِيّاً أَوْ سَعِيداً وَ جَمِيعَ شَأْنِهِ قَالَ فَيُمْلِى أَحَدُهُمَا عَلى صَاحِبِهِ فَيَكْتُبَانِ جَمِيعَ ما فِى اللَّوْحِ وَ يَشْتَرِطانِ الْبَداءَ فِيما يَكْتُبانِ ثُمَّ يَخْتِمانِ الْكِتابَ وَ يَجْعَلانِهِ بَيْنَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ يُقِيمانِهِ قائِماً فِى بَطْنِ أُمِّهِ قالَ فَرُبَّما عَتا فَانْقَلَبَ وَ لا يَكُونُ ذَلِكَ إِلاّ فِى كُلِّ عات أَوْ مارِد وَ إِذا بَلَغَ أَوانُ خُرُوجِ الْوَلَدِ تامّاً أَوْ غَيْرَ تامّ أَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى الرَّحِمِ أَنِ افْتَحِى بابَكِ حَتّى يَخْرُجَ خَلْقِى إِلى أَرْضِى وَ يَنْفُذَ فِيهِ أَمْرِى فَقَدْ بَلَغَ أَوانُ خُرُوجِهِ قالَ فَيَفْتَحُ الرَّحِمُ بابَ الْوَلَدِ فَيَبْعَثُ اللهُ إِلَيْهِ مَلَكاً يُقالُ لَهُ زاجِرٌ فَيَزْجُرُهُ زَجْرَةً فَيَفْزَعُ مِنْها الْوَلَدُ فَيَنْقَلِبُ فَيَصِيرُ رِجْلاهُ فَوْقَ رَأْسِهِ وَ رَأْسُهُ فِى أَسْفَلِ الْبَطْنِ لِيُسَهِّلَ اللهُ عَلَى الْمَرْأَةِ وَ عَلَى الْوَلَدِ الْخُرُوجَ قالَ فَإِذَا احْتُبِسَ زَجَرَهُ الْمَلَكُ زَجْرَةً أُخْرَى فَيَفْزَعُ مِنْهَا فَيَسْقُطُ الْوَلَدُ إِلَى الاَْرْضِ بَاكِياً فَزِعاً مِنَ الزَّجْرَةِ.» كافى، ج 6، ص 13.

[11]. بحارالانوار، ج 5، ص 9.

[12]. «قال رسول الله ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ : لا يدخل الجنه من نبت لحمه من السحت، النارُ اولى به.»; (كسى كه گوشت او از حرام روييده، وارد بهشت نمى شود، بلكه آتش جهنم براى او سزاوارتر است). تنبيه الخواطر، ج 1، ص 61.

[13]. كافى، ج 6، ص 22.

[14]. كافى، ج 6، ص 23.

[15]. كافى، ج 6، ص 40.

[16]. كافى، ج 6، ص 40.

[17]. سوره ى احقاف، آيه ى 15.

[18]. كافى، ج 6، ص 44.

[19]. كافى، ج 6، ص 43.

[20]. وسائل الشيعه، ج 20، ص 15.

[21]. سوره ى تحريم، آيه ى 10.

 



ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

مهمترین عوامل مؤثر در تربیت و تعادل روحی فرزند
ادامه مطلب