اعتماد به نفس

ج. اتكاء به نفس

پدر و مادر در ارتباط با فرزندشان بايد به گونه اى رفتار نمايند كه روحيه ى اتكاى به نفس و عدم وابستگى را در او پرورش دهند; زيرا كودك از بدو تولّد تا چهار سالگى خود را به شدّت وابسته ى به غير مى بيند و از چهار سالگى روحيه ى استقلال در او جان مى گيرد. كودك در اين سنين مايل است غذايش را خودش بخورد، لباسش را به تنهايى بپوشد و... كودك در اين سن كلمات و جملاتى مى گويد كه گوياى استقلال او است. مثلا اين كار را خودم انجام دادم، اين نقاشى را خودم كشيدم و...

بايد جهت گيرى كلّى رفتار والدين به سمت رشد اين روحيه ى فطرى و طبيعى (استقلال طلبى) در كودك باشد. دين مبين اسلام براى تقويت روحيه ى استقلال طلبى در كودكان سفارش هايى دارد كه به مواردى از آن اشاره مى كنيم:

 

1. مشورت با كودك

دو هدف كلّى در مشورت مورد نظر قرار مى گيرد:

الف) استفاده از عقل و تجربه و نظر ديگران; ب) بها دادن به شخصّيت و فكر ديگران.

اميرمؤمنان على ـ عليه السّلام ـ مى فرمايد:

«من شاوَرَ ذوى العقول استضاء بانوار العقول.»[1]

هر كس با خردمندان مشورت كند از انوار عقول آن ها بهره مى برد.

امر و دستور پروردگار به پيامبر اكرم ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ به مشورت با مردم در امور زندگى (وَشَاوِرْهُمْ فِى الاَْمْرِ)[2]; (و در كار]ها[ با آنان مشورت كن.) از نوع دوّم است; زيرا چگونه ممكن است كسى كه خود عقل كلّ است، در كارها محتاج به رأى و مشورت با ديگران باشد.

مشورت با كودك هم از نوع دوّم است; يعنى والدين در امورى كه مربوط به طفل است مثل انتخاب رنگ لباس و كفش يا نوع اسباب بازى و يا حتّى محل تفريح و بازى و... ـ البته در حدّى كه ديگر مصالح كودك را تهديد نكند ـ با او مشورت نمايند. اين مسأله باعث رشد شخصيّت كودك مى شود و كم كم او را آماده مى سازد تا در مسايل بعدى خودش تصميم بگيرد و عمل كند و هميشه منتظر دستور والدين و بزرگ ترها نباشد.

يكى از نمونه هاى زيباى مشورت در قرآن، داستان دستور ذبح حضرت اسماعيل ـ عليه السّلام ـ است. بعد از آن كه حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ فرمان ذبح فرزند خردسالش ـ در آن زمان هشت سال بيشتر نداشت ـ را از جانب پروردگار دريافت كرد، با اين كه مأمور به انجام اين دستور بود ـ چه فرزندش راضى باشد يا نباشد ـ ولى نحوه ى طرح با فرزندش را به گونه اى مشورت گونه بيان مى نمايد:

(يَـبُنَىَّ إِنِّى أَرَى فِى الْمَنَامِ أَنِّى أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى)[3]

اى پسرم! در خواب ]چنين[ ديدم كه تو را سر مى بُرَم، پس ببين به نظرت چه مى رسد؟

و فرزند فهميده و با درايت او نيز پاسخ داد:

(يَـأَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِى إِن شَآءَ اللَّهُ مِنَ الصَّـبِرِينَ)[4]

اى پدر! آن چه را مأمورى انجام بده. ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت.

هنگام مشورت با كودك اولا بايد توجّه داشت مسأله به صورتى طرح نشود كه توقع مشورت دايمى در هر موردى را در او ايجاد كند; زيرا در بسيارى موارد لازم است پدر يا مادر به فرزند خود دستور دهند و او نيز اطاعت كند. ثانياً اگر موردى با او به مشورت گذاشته شد و كودك نظرى برخلاف مصالحى كه والدين تشخيص مى دهند ابراز كرد، او را متقاعد كنند وگرنه در صورتى كه پس از مشورت نظر خود را اعمال نمايند، فرزند مشورت را وسيله اى براى گول زدن و فريب خود تلقى خواهد كرد.

 

2. واگذارى امور شخصى كودك به خود او

كودك از سه يا چهار سالگى مايل است بسيارى كارها را خودش انجام دهد تا به اين وسيله، شخصيّت خود را ظاهر كند و اوّلين مظاهر آن در امور شخصى اش ظاهر مى شود، مثلا كودك در اين سن مايل است ظرف غذاى جدايى داشته باشد، خودش غذا بخورد و لباس و كفشش را خودش بپوشد، هرچند اين كارها را ناقص و خراب انجام مى دهد، ولى والدين مى توانند به سادگى معايب كارهايش را برطرف كنند و اجازه دهند روحيه ى استقلال طلبى كودك به فعليّت برسد، مثلا با بستن پيش بند و يا گسترانيدن پارچه اى زير پاى طفل، از كثيف شدن لباس كودك هنگام غذا خوردن جلوگيرى كنند.

پدر و مادر بايد عيوب كارهايى را كه كودك انجام مى دهد كمتر بگويند و يا در مواردى كه لازم است بگويند، به طور صريح نگويند، بلكه با كمك طفل آن را برطرف نمايند، مثلا اگر كفش هايش را عوضى پوشيده به او بگويند: «اين طور پوشيدن باعث درد پا مى شود، همچنين هنگام دويدن يا پايين رفتن از پله ممكن است زمين بخورى.»

چه خوب است كودك از همين دوران، كمد يا محل مستقلى براى اسباب بازى ها و وسايل شخصى خود داشته باشد. همچنين اطاق مخصوصى براى بازى او در نظر گرفته شود و عادت كند فقط در اطاق خودش با اسباب بازى ها بازى كند. در پايان بازى نيز با كمك طفل اطاق را مرتّب نموده و هر چيز را در محل خود قرار دهند و كم كم اين همكارى كم شود تا خود كودك اطاق و كمدش را منظّم و مرتّب كند.

3. تلقين مثبت يا منفى

به طور كلى در معاشرت هاى زندگى هر بزرگ ترى ـ بنابر ميزان فهم و كمالى كه دارد ـ مى تواند در برخوردهايش با ديگران به خصوص كودكان، روحيه ى بزرگ منشى، استقلال و اعتماد به نفس را در او القا كند و يا بنابر جهالت، نادانى و خود پسندى، روحيه ى وابستگى، زبونى و خوارى را به كوچك ترها القا نمايد. به خاطر اهميت اين مسأله در تربيت كودك، به خصوص رفتار والدين با كودكان، مواردى از القاى مثبت يا منفى را ذكر مى كنيم.

در مجالس عمومى و مهمانى هاى رسمى كه تك تك افراد دعوت مى شوند، بايد براى نوجوانان، خصوص دختران ـ كه شخصيّت آنان زودتر شكل مى گيرد ـ دعوت جداگانه كرد و در مجلس هم صندلى خاصى براى آنان در نظر گرفت، نه آن كه روى پاى پدر يا مادر و يا در مقابل آنان روى زمين بنشيند!

هنگامى كه عده اى از بزرگ ترها در مجلس دور هم جمع هستند و پدر يا مادر مشغول صحبت مى باشد، فرزند وارد مجلس مى شود. نوجوانان به ويژه در سنين ده تا پانزده سالگى، هنگام ورود به مجلسى دلهره و اضطراب شديدى دارند كه آيا كسى به آن ها توجّه مى كند، آيا كسى به احترام آنان از جاى خود حركت مى كند. در اين هنگام چه خوب است پدر صحبت خود را قطع كند تا ديگران متوجّه ورود او شوند تا متناسب با مجلس و سن فرزند، به او احترام نمايند.

بسيارى گمان مى كنند زشت است پدر يا مادر در مقابل فرزند و شوهر در برابر همسر خود بايستد!

در حالى كه پيامبر اكرم ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ بارها در برابر ديگران به دخترشان فاطمه ـ عليهاالسّلام ـ احترام مى گذاشتند، يا حسن ـ عليه السّلام ـ را بر دوش خود سوار مى كردند. بنابراين احترام بزرگ ترها به كوچك ترها دليل بزرگى و بزرگوارى آنان نه خوارى آن ها است.

مناسب است هنگام مسافرت در وسيله نقليه، هتل و... براى آنان بليط جداگانه تهيه شود و صندلى و تخت مستقل داشته باشند.

زمانى كه بزرگ ترها با يكديگر صحبت مى كنند و كودك بين صحبت هاى آنان اظهار نظر مى نمايد بايد اولا سخنان او را گوش كنند و سپس به حرف هاى او جواب لازم را بدهند. بدترين عكس العمل آن است كه به او بگويند: حرف نزن! وقتى چند نفر بزرگ تر صحبت مى كنند، كوچك ترها دخالت نمى كنند! و يا با جملاتى از اين بدتر همچون: تو كه نمى فهمى، چرا اظهارنظر مى كنى و...

متأسفانه عدّه اى از اوليا ـ به تقليد از پدران و مادران خود ـ عادت دارند با خشونت با فرزندان خود برخورد نمايند. اين گونه افراد در توجيه برخورد خشونت آميز خود مى گويند: در غير اين صورت بچه پُر رو و جسور مى شود، ولى واقعيت اين است كه با اين برخورد، ناخودآگاه باعث ايجاد عقده ى حقارت در فرزندان خود مى شوند. اين گونه افراد با تظاهر به زور و قدرت مى خواهند فرزندانشان را ادب كنند، در حالى كه با اين عمل جاهلانه، افرادى زبون و بى شخصيّت تربيت مى كنند. كودكان در سنين 4 يا 5 سالگى براى ابراز شخصيّت خود مايلند بسيارى از كارها را خودشان انجام دهند، حتى به والدين خود در كارهاى منزل كمك كنند; طبيعى است كودك چهار ساله هرگز قادر نيست كار مطلوبى را تحويل دهد و قطعاً كار او عيب هاى بسيارى خواهد داشت، ولى پدر و مادر هرگز نبايد با تلقين اين مطلب كه تو بلد نيستى يا عُرضه ندارى، يا بذار كارم را بكنم، شخصيّت او را تحقير كنند.

به فرض دختر كوچك شما مى خواهد در پوست كندن سيب زمينى به مادرش كمك كند. يك مادر فهميده به جاى كلماتى از قبيل، خواهش مى كنم كار من را زياد نكن، تو هنوز عُرضه ى اين كار را ندارى و... چاقوى كوچك و بى خطرى در اختيارش قرار مى دهد تا كودك استعداد و توان خود را ظاهر سازد. بديهى است براى اوّلين بار سيب زمينى از بين مى رود يا اطاق و آشپزخانه كثيف مى شود، ولى از بين رفتن يك سيب زمينى، در برابر خدشه دار شدن روح لطيف يك كودك، بسيار ناچيز است.

امّ الفضل همسر عباس بن عبدالمطلب، مادر رضاعى امام حسين ـ عليه السّلام ـ مى گويد:

«أَخَذَ مِنِّى رَسُولُ اللهِ ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ حُسَيْناً أَيّامَ رَضاعِهِ فَحَمَلَهُ، فَأَراقَ ماءً عَلى ثَوْبِهِ فَأَخَذْتُهُ بِعُنْف حَتّى بَكى، فَقالَ مَهْلا يا أُمَّ الْفَضْلِ إِنَّ هذِهِ الاِْراقَةَ الْمَاءُ يُطَهِّرُهَا فَأَىُّ شَىْء يُزِيلُ هذَا الْغُبارَ عَنْ قَلْبِ الْحُسَيْنِ ـ عليه السّلام ـ [5]

روزى پيامبر اكرم ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ حسين ـ عليه السّلام ـ را زمانى كه شيرخوار بود، در دامن خود نشاند. ناگهان امام حسين در دامن حضرت ادرار كرد. من با خشونت بچه را از حضرت گرفتم، مدّتى گريه كرد، رسول اكرم ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ فرمود: امّ الفضل آرام تر، مقدارى آب اين نجاست را پاك مى كند، ولى چه چيزى غبار غم را از دل حسين ـ عليه السّلام ـ پاك مى كند.



[1]. غرر الحكم، ص 442.

[2]. سوره ى آل عمران، آيه ى 159.

[3]. سوره ى صافات، آيه ى 102.

[4]. همان.

[5]. مستدرك الوسائل، ج 2، ص 557.

 



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

بازگشت پدر به خانه
ادامه مطلب