آثار كمبود شخصيّت (عقده ى حقارت)

آثار كمبود شخصيّت (عقده ى حقارت)

اگر كودك به هر دليلى دچار عقده ى حقارت و كمبود شخصيّت گردد ـ خواه
به صورت مقطعى يا درازمدّت ـ شخصيت او لكه دار و آثار اين كمبود ظاهر مى شود و مربيان آگاه بايد با برخورد صحيح و عاقلانه، مسأله را ريشه يابى و معالجه كنند.

كسانى كه عقده ى حقارت دارند، اعتماد به نفس ندارند و احساس شكست نفس و عدم شايستگى و فقدان اراده مى نمايند. علت هاى فراوانى باعث بروز و پيدايش اين حالت مى گردد. ممكن است كودك گرفتار چنان احساس حقارتى شود كه نه تنها تا دوران بلوغ بلكه تا آخر عمر همراه او باشد! اين گونه كودكان در بزرگسالى، عموماً منزوى و يا حداقل نسبت به هم نوعانشان احساس دورى و غربت خواهند نمود. كسى كه از نزديكان و هم نوعانش كناره جويى مى كند، از يك حسّ حقارت كه مولود تجربه هاى تلخ دوران كودكى است، در عذاب است. از اين رو، هر واقعه و خاطره اى كه عزّت نفس و غرور ذاتى شخص را ضعيف و معلول مى كند، براى توسعه و تقويت عقده ى حقارت كافى است و وسيله اى مى باشد كه وى را در رديف اعضاى پريشان حال و ضعيف جامعه در آورد. اين آثار عبارتند از:

 

1. انزواطلبى

اين گونه كودكان، هميشه احساس مى كنند نسبت به ديگران كمبود دارند و نمى توانند در اجتماع ابراز وجود كنند، بنابراين ترجيح مى دهند كمتر در مجامع عمومى ظاهر شوند و يا اگر ظاهر شوند گوشه گير، كم حرف، خجالتى و خودخور هستند و در مواجهه با مصائب و مشكلات به سرعت خود را مى بازند و اعتماد خود را از دست مى دهند. پزشكان معتقدند انزواطلبى، از عوامل مؤثر در بيمارى هايى همچون شب ادرارى، ناخن جويدن و... مى باشد.

2. جسارت و حريم شكنى

كمبود شخصيت در خانواده هايى كه از جهات تربيتى و معاشرت نيز بى توجه هستند، اثر معكوسى نسبت به حالت اوّل دارد. كودكانى كه در چنين خانواده هايى تربيت مى شوند در سنين نوجوانى و جوانى، به دليل آن كه داراى شخصيت مثبت و ارزشمندى نيستند تا خود را از طريق مثبت در جامعه مطرح كنند، با جسارت و حريم شكنى با ديگران برخورد مى كنند، هر چند در اين برخورد به مصداق حديث شريف علوى ـ عليه السّلام ـ : «أَجْمِلوُا الْخِطاب تَسْمَعُوا جَمِيلَ الْجَواب.»[1]; (گفتار خود را زيبا كنيد تا جواب زيبا بشنويد.)، جوابى ناشايست بشنوند.

البته بايد به حديثى كه در ابتداى بحث شخصيّت ذكر شد توجه داشت كه حضرت در آن حديث، دليل پستى و حقارت شخص فحاش را اين مطلب دانستند كه شخص فحاش به حرف هايى كه مى گويد و مى شنود، اهميت نمى دهد! زيرا براى جوانى كه از دوران كودكى با كلمات زشت و زننده خوگرفته، مهم نيست كه مردم چگونه با او برخورد نموده و به او چه مى گويند.

 

3. لجبازى

لجاجت عبارت است از سرسختى و ستيزه گرى شخص در امر باطل; در واقع ريشه ى لجبازى ابراز وجود و شخصيّت خود در برابر ديگران است. اين در بزرگسالان به خصوص كفّار ـ كه خداوند از آنان به افرادى لجوج تعبير فرموده ـ به صورت ايستادگى در برابر حق و نشكستن خودِ كاذب، بروز مى كند. كودكان لجوج به دو دسته تقسيم مى شوند:

گروه اوّل: كسانى هستند كه داراى شخصيت كاذبى هستند و در اصطلاح تربيتى، كودكانى لوس مى باشند كه در صورت برآورده نشدن خواسته ها و خدشه دار شدن شخصيت كاذبشان، دست به لجبازى مى زنند.

گروه دوم: كسانى هستند كه شخصيت حقيقى آنان، به دليل رفتار نابخردانه ى اطرافيان لكه دار شده و لجبازى را به عنوان نوعى اعتراض به كار مى برند. هر دو گروه از اين جهت مشتركند كه چون از طريق مثبت نمى توانند خود را عرضه كنند، از طريق منفى و به وسيله ى مخالفت با والدين و انجام كارهايى كه ديگران را عصبانى و ناراحت مى كند، خود را مطرح مى كنند. البته دسته ى اوّل به دليل شخصيت كاذب خود و دسته ى دوم به دليل عدم رشد كافى عقل و شخصيت حقيقى، خود را از اين طريق اثبات مى كنند.

وقتى شما كودك 1 يا 2 ساله را صدا مى زنيد و او با وجود شنيدن صداى شما با زيركى و لبخندى خاص سر خود را به طرف شما بر نمى گرداند و بعد از چند بار صدا كردن سرانجام بر مى گردد، بدين وسيله مى خواهد وجودش را اظهار كند و تا سنين بالاتر به گونه هاى مختلف، اين حالت را اثبات مى نمايد.

بنابراين، اصل مسأله امر مطلوبى است و تنها اشكال، در روش اظهار آن است كه بايد اصلاح شود. در مورد گروه اوّل، اين گونه لجاجت ها كه در صورت تسليم شدن والدين شديدتر خواهد شد، زنگ خطرى است كه والدين بايد درصدد درمان آن و اصلاح شخصيت كاذب طفل برآيند كه در بحث محبّت به فرزند، درباره ى آن صحبت خواهيم كرد، ولى به طور اجمال مى توان گفت: در اين موارد به تناسب موقعيت، بايد يكى از اين امور انجام گيرد:

1. در صورتى كه مسأله چندان جدّى نيست اهميت نداده و به لجبازى كودك بى اعتنا بود.

2. در صورتى كه كودك با لجبازى خود اقدام به انجام كار خطرناكى كرده و هيچ توجهى هم به نهى پدر و مادر ندارد، بايد مانع او شد، ولى بايد از فرياد زدن، درشتى كردن و يا كتك زدن ناگهانى امتناع ورزيد[2]; زيرا شخصيّت كودك بسان نهال نازك و نوپايى به حدّى لطيف است كه با ضربه اى مى شكند، ولى با صبر و حوصله، آرام آرام كجى هاى او مستقيم و سلامت خواهد شد.

ما معتقديم حتى كودكان بداخلاق و لوس را نبايد تنبيه بدنى كرد; زيرا آنان نيز بر مبناى شخصيت كاذب كه به دليل رفتار ناصحيح اطرافيان در وجودشان شكل گرفته، خود را به حق مى دانند و از طرفى داراى ادراك و عقل كافى هم نيستند تا كار خود را تجزيه و تحليل و سپس عيب جويى نمايند; بنابراين تنها راه حل اساسى، تغيير روش تربيتى والدين است تا كودكان شخصيت حقيقى خود را بيابند.

در مورد گروه دوم نيز مناسب است اين امور اجرا شود:

1. در صورتى كه مسأله ى مهم و خطرناكى نيست اهميت ندهيم و يا ذهن كودك را به امور ديگرى همچون اسباب بازى مورد علاقه اش و يا قصه گفتن و يا بازگو كردن سرنوشت كودكى كه همان عمل را انجام داده، منصرف نماييم.

2. در صورتى كه كودك دست به انجام كار خطرناكى زد، با كودك به طور جدى برخورد نماييم.

بايد به اين نكته ى مهم توجه داشت كه عموماً كودكان، لجبازى را از بزرگ ترها و يا همسالان خود مى آموزند. بنابراين شخصى كه با همسر خود لجبازى مى كند و آن را وسيله ى تفوّق خود بر همسرش مى داند، نبايد از فرزندش گله مند باشد!

دو اصل كلى كه در برخورد با كودكان لبجاز بايد در نظر گرفته شود:

1. از تحقير و ملامت كودك پرهيز شود، زيرا موجب لجاجت بيشتر او مى شود. امام على ـ عليه السّلام ـ در اين باره فرمود:

«أَلاِْفْراطُ فِى الْمَلامَةِ تَشُبُّ نِيرانَ اللِّجاج.»[3]

زياده روى در ملامت، شعله هاى لجبازى را مشتعل تر مى كند.

2. تسليم شدن در برابر لجبازى كودك، حربه ى گريه و لجبازى وى در موارد ديگر را محكم مى كند.

 

4. منفى بافى

كودكى كه شخصيت خود را از دست بدهد، اگر در برابر كارها و مسايلى قرار گيرد كه على رغم توانايى ديگران، خود را در انجام آن ها ناتوان بيابد، براى فرار از تحقير بيشتر، شروع به عذرتراشى و منفى بافى مى نمايد. والدين در اين موارد بايد با تشويق كودك و همكارى با او در انجام كارى كه به وى سپرده شده، در عمل به او ثابت كنند كه از عهده ى انجام كارها بر مى آيد.

در پايان مبحث پرورش شخصيت الهى كودك به مربيان و والدين توصيه مى كنيم: اگر مى خواهيد پايه هاى شخصيت كودك تان از آغاز به درستى بنا نهاده شود، ساعاتى از شبانه روز را ـ گرچه بسيار گرفتار باشيد ـ با فرزندان خود بگذرانيد. پدرانى كه پس از گذراندن ساعت هاى طولانى در بيرون از منزل، شب نيز خود را با روزنامه، تلويزيون، كامپيوتر، تلفن و... سرگرم مى كنند، چگونه مى توانند به تربيت فرزندان خود برسند؟ تأسف بارتر اين كه حتى هنگام خوردن شام نيز غالباً جسم اعضاى خانواده كنار هم است، ولى تمام توجه آن ها به تلويزيون، فيلم و... معطوف مى باشد! پس از شام نيز وقت استراحت است و فردا نيز همين طور...

اين گونه پدران و مادران، هرگز نبايد توقّع نزديكى و يگانگى با فرزندان خود را داشته باشند، در حالى كه حق مسلّم فرزندان است كه پدر به عنوان سرپرست خانواده ـ بدون آن كه ذهنش متوجه برنامه ى ديگرى باشد ـ ساعتى از وقت خود را به فرزندان خويش اختصاص بدهد، با آن ها شوخى كند، از درس و كار روزانه ى آنان بپرسد تا در اين همگونى، شخصيت كودك رشد كند.

پيامبر گرامى اسلام ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ فرمود:

«مَنْ كانَ عِنْدَهُ صَبِىٌّ فَلْيَتَصابَ لَهُ.»[4]

كسى كه كودكى در نزد او است بايد با او كودكى كند.

و با توجه به آن كه صبى از ماده ى «صَبَوَ» به معناى متمايل شدن به سوى چيزى است و در صبى به معناى كودك نيز از آن جهت كه معمولا والدين و ساير اطرافيان توجه و ميل بيشترى به كودك خردسال خود دارند، بنابراين واژه ى صبى براى او به كار مى رود. بر اين اساس، معناى روايت فوق در يك نگاه گسترده تر اين گونه مى شود:

والدينى كه فرزند دارند، در روابط خود بايد فضاى روحى او را درك كنند و خود را به او نزديك و منعطف نمايند.

تصابى با كودك از باب تفاعل يعنى به يكديگر متمايل و نزديك شدن و در روابط والدين و فرزندان هنگامى تصابى به طور طبيعى و صحيح صورت مى گيرد كه والدين توقع بيش از حدّ سنى از كودك خود نداشته باشند و ضمن هماهنگ كردن خود با فضاى ادراكات و احساسات سنى كودك خود را به طور طبيعى به فضاى زندگى او نزديك نمايند و طبعاً كودك نيز تلاش مى كند تا خود را با خواسته هاى والدين تطبيق نمايد و سايه ى اين تعامل رشد روحى و شخصيتى مطلوبى خواهد داشت.



[1]. غررالحكم، ص 436.

[2]. در موارد ضرورى مى توان با زدن بر پشت دست كودك، او را تنبيه كرد.

[3]. بحارالانوار، ج 74، ص 232.

[4]. من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 483.

 



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

دلایل لجبازی کودک
ادامه مطلب