بازی و اسباب بازی مناسب

ورزش و بازى كودك

ورزش و بازى هاى كودكان، نه فقط وسيله اى براى سلامتى بدن، بلكه ابزارى در جهت شناختن استعدادهاى خود و شكوفا كردن خلاقيت هاى خود در قالب بازى است. بنابراين اگر بازى هاى كودكان جهت صحيحى داشته باشد، ابزار خوبى در رشد شخصيّت آن ها خواهد بود. در ابتدا لازم است نگاهى كلّى به جايگاه ورزش در نظام زندگى انسان از نظر اسلام داشته باشيم، تا به بازى هاى كودكان بپردازيم.

 

جايگاه ورزش در نظام زندگى انسان

در جهان بينى توحيدى عالم دنيا، هر چند پايين ترين مراتب خلقت است، ولى انسان براى سير در مراتب بعدى، بايد از مزرعه ى دنيا توشه برگيرد و بار سفر به سوى عالم آخرت بربندد. بنابراين هرگز در نگرش اسلام، نگاه به دنيا نگاه غايى و هدف نهايى نيست، بلكه هر آن چه در دنيا و مافيها است مقدمه و ابزارى براى كسب كمال اخروى و تقرّب الى الله و توشه برداشتن براى منزل اصلى است. لذا در فرهنگ دينى از دنيا به عنوان پُل، محل عبور، مزرعه، منزل موقت و متاع قليل تعبير شده كه همگى در يك پيام مشترك اند و آن موقت و مقدمى بودن حيات دنيا در برابر آخرت است.

(إِنَّمَا هَـذِهِ الْحَيَوةُ الدُّنْيَا مَتَـعٌ وَ إِنَّ الاَْخِرَةَ هِىَ دَارُ الْقَرَارِ)[1]

اين زندگى دنيا تنها كالايى ]ناچيز [است، و در حقيقت، آن آخرت است كه سراى پايدار است.

اميرمؤمنان على ـ عليه السّلام ـ نيز در اين باره فرمود:

«أَلدُّنْيا دارُ مَمَرّ لا دارُ مَقَرّ.»[2]

دنيا محل عبور است و نه ماندن.

بر اين اساس، بدن و آن چه مورد نياز آن است از قبيل خوراك، پوشاك، مسكن، بهداشت و ورزش بايد در خدمت تعالى روح و حقيقت انساين قرار گيرد و با اين نگاه كلان، همه ى نعمت هاى دنيوى و امكانات مادى معناى صحيح خود را پيدا مى كند. چنان كه خداوند هنگامى كه نعمت لباس را براى انسان بيان مى كند، بلافاصله مى فرمايد:

(وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَ لِكَ خَيْرٌ)[3]

و بهترين جامه، ]لباس [تقوا است.

و امام صادق ـ عليه السّلام ـ نيز به دنبال آن مى فرمايد:

«وَ خَيْرُ لِباسِكَ ما لا يَشْغَلُكَ عَنِ اللهِ ـ عزّوجلّ ـ [4]

و اگر اين پيام بلند امام صادق ـ عليه السّلام ـ را تنها در لباس خلاصه نكنيم و در ساير امور زندگى نيز همين قاعده را به كار بنديم. نه تنها لباس، بلكه بهترين مسكن و مركب و يا غذا و تفريح و ساير نيازهاى زندگى مادى آن است كه انسان را از هدف اصلى يعنى سير به سوى توحيد باز ندارد، و به اين ترتيب نگاه به ورزش در نظام دينى روشن مى شود كه ورزش وسيله اى براى سلامت و نشاط بدن است و تا روح انسانى مركبى سالم و قوى و با نشاط نداشته باشد نمى تواند راه طولانى و صعب العبور تقرّب الى الله و تحمل عبادت ها و مشقت هاى آن را داشته باشد.

با اين جهان بينى، ورزش و بازى مادامى كه در خدمت سلامتى و نشاط بدن براى رشد معنويات و تعالى روحى انسان باشد مطلوب است و مورد تأييد شارع مقدّس; اما اگر خود موضوع و هدف از زندگى بشود به حكم اولى مطلوب نيست، مگر آن كه عدّه اى به عنوان ثانوى يعنى تعالى نام اسلام و كشور اسلامى و يا عناوين ديگرى از اين قبيل به سوى ورزش قهرمانى و اصل قرار دادن آن در زندگى روى آورند كه خود بحث مستقلى را مى طلبد. به اين ترتيب مى توانيم نتايج زير را در ورزش به دست آوريم.

1. ورزش مادامى كه انسان را به سوى سلامتى و نشاط پيش مى برد تا روح راحت تر سير الهى خود را كند مطلوب است.

2. برگزارى مسابقات ورزشى در مدارس صرفاً براى تشويق بيشتر كودكان و جوانان به سوى ورزش است و اگر تنور مسابقات به حدّى گرم شود كه ورزش در مدرسه اصل قرار گيرد و ساير امور علمى و يا معنوى بچه ها را تحت الشعاع قرار دهد، چنين ورزشى مطلوب نيست.

3. ورزش هايى كه مبنائاً با اين نگاه به ورزش منافات دارد، يعنى موجب ضرر و صدمه به بدن و يا اعصاب مى شود به هيچ وجه مورد تأييد قرار نمى گيرد، ورزش هايى از قبيل بوكس، موتورسوارى، اتومبيل رانى و يا ورزش هاى به اصطلاح فكرى كه كودك و نوجوان ساعت ها در نقطه اى بى تحرك و با هيجان و استرس هاى روانى مى نشيند و به بازى مشغول مى شود از قبيل بازى هاى كامپيوترى، گيم و شطرنج. متأسفانه به جوانان ما اين گونه تلقين شده كه بازى هاى فكرى موجب تقويت فكر و قوّه ى ابتكار مى شود، ولى معلوم نيست چند نفر از نخبگان و متفكران شرقى و غربى نفرات برتر بازى هاى كامپيوترى يا شطرنج بوده اند. و اين همه جداى از پيام هاى ضدارزشى و منحط اخلاقى و دينى يا ملّى است كه در قالب اين بازى ها و پشت پرده ى آن ها براى كودكان و جوانان معصوم ما طراحى شده است كه خود قصه ى دراز دارد. كودك در هنگام بازى خود را به جاى قهرمان و نقش اول مى گذرد و همگام با او به قضاوت مى نشيند و چون قضاوت او بر اساس داده هايى است كه طراح بازى به او القا مى نمايد به طور ناخودآگاه ده ها و صدها پيام را در حين بازى دريافت مى كند و مى پذيرد و عمل مى كند و تمرين مى نمايد تا موفق شود.

و آيا به نظر شما بهتر از اين روش مى توان فكرى را به مخاطب القا كرد، به خصوص اگر مخاطب كودك يا جوان معصوم و خالى الذن و شكل نگرفته اى باشد كه آمادگى پذيرش هر فكر جديدى را دارد.

«انما قلب الحدث كالارض الخاليه ما القى فيها من شىء قبلتهُ.»[5]

بنابراين ملاك هاى يك ورزش خوب به طور كامل به قرار زير است و هر چند كه درباره ى بازى هاى كودكان توضيح بيشترى خواهيم داد.

1. متناسب با سن و شرايط فيزيكى بدن ورزشكار باشد.

2. روحيه جوانمردى و شجاعت را در ورزشكار ايجاد كند.

3. حركات آن به گونه اى باشد كه آرامش اعصاب و نشاط را به ارمغان آورد و در حين ورزش فشار عصبى و هيجانات ناشى از آن بر ورزشكار وارد نياورد.

در اسلام در ميان ورزش ها، اسب دوانى، تيراندازى و شنا مورد توجه قرار گرفته است. واضح است كه اسب دوانى و تير اندازى باعث تقويت روحيه ى شجاعت و شهامت مى شود. و فرد را با اراده و قوى مى نمايد. شنا نيز از جهات مختلف بدنى و روحى مورد توجه قرار گرفته است، به حدّى كه پزشكان آن را كامل ترين ورزش در حركت عضلات بدن مى دانند. رسول گرامى اسلام درباره ى اهميت اين نوع ورزش ها مى فرمايد:

«عَلِّمُوا أَوْلادَكُمُ السِّباحَةَ وَ الرِّمايَةَ.»[6]

به فرزندان خود شنا و تيراندازى ياد دهيد.

ورزش هاى ارزشمند ديگرى كه امروزه بايد مورد توجه قرار گيرند عبارت اند از: ورزش هاى رزمى، دوچرخه سوارى، دوميدانى، كوه نوردى و... كه از بين اين ورزش ها كوه نوردى داراى ويژگى هايى است كه لازم است مورد توجه بيشترى قرار گيرد. آن ويژگى ها عبارت اند از:

1. استفاده از طبيعت و هواى سالم كه باعث آرامش اعصاب و روح هم هست.

2. تفكّر در صلابت، عظمت و استوارى كوه ها و فراگيرى درس استوارى در مشكلات زندگى.

3. دور شدن از زندگى ماشينى و شهرى.

4. ديدن مظاهر و آيات الهى (ستاره ها، ماه، خورشيد، حيوانات، پرندگان، گياهان و...) و تأمّل در آفرينش آن ها.

5. ارتقاى روحانى در سلوك عرفانى يا انتقال به عالم ديگر.

6. باز شدن افق ديد و تأثير آن در روحيات و روان انسان.

7. تقويت اراده.

بى جهت نيست كه عموماً اوليا و انبيا، دورانى از عمر خود را در طبيعت سپرى كردند و به دور از مردم با خداى خود، حالات و رمز و رازهايى داشتند.

 

تفاوت بازى و ورزش كودك با ورزش بزرگسالان

بازى كودكان با ورزش بزرگسالان، با وجود وجوه مشتركى ـ مانند نقش آن ها در سلامت بدن ـ ، يك تفاوت اساسى نيز دارند و آن، موضوعيّت داشتن بازى براى كودكان زير هفت سال است، بر خلاف بزرگ ترها كه مقدمه اى براى سلامتى است.

كودك در مراحل رشد خود از بدو تولد، به عالم خارج توجهى ندارد و تنها متوجه قدرت مطلق است و در عالم ديگرى سير مى كند. حديث شريف نبوى مؤيد اين مطلب مى باشد كه فرمود:

«اطفال را براى گريستن كتك نزنيد; زيرا آن ها تا چهار ماه به وسيله ى گريستن، به خدا و يگانگى او گواهى مى دهند.»[7]

معمولا با شروع برون گرايى و شناخت اطراف از چهار ماهگى به بعد، بازى هاى فردى كودك شروع مى شود. (بازى با دست و انگشتان) و در سنين بالاتر، بازى هاى اجتماعى و جمعى را آغاز مى كند.

والدين در اين سير كه هفت سال دوران اوّل كودكى را تشكيل مى دهد، بايد نكاتى را مورد توجه قرار دهند:

الف: بازى كار اصلى كودك است و براى او موضوعيّت دارد. كودك با اين عمل:

1. قواى جسمانى خود را رشد مى دهد (ورزش عضلانى).

2. قواى مغزى و دماغى خود را پرورش مى دهد. (برون گرايى، شناخت محيط و تجربه اندوزى).

3. به تناسب رشد سنى و نوع بازى، استعدادها و خلاقيت هاى خود را شكوفا كرده و شخصيت خود را رشد مى دهد.

4. كودك هنگام بازى به دليل برخورد با مشكلات و رفع آن ها، با مشكلات زندگى و چگونگى رفع آن ها و اتكاى به خويشتن آشنا مى شود. بنابراين والدين در بازى هاى كودكان نبايد دخالت كنند و نبايد سختى هاى بازى را رفع نمايند مگر اين كه كودك از حلّ آن ها عاجز باشد.

5. كودكان در بازى ها به ويژه بازى هاى جمعى، نقش هاى واقعى و اجتماعى خود را ايفا مى كنند. به عبارت ديگر به تقليد از بزرگ ترها، نقش هاى دلخواه خود را در جامعه ى كوچك خويش ايفا مى نمايند. بنابراين مربى دقيق به خوبى مى تواند با توجه به اين حركات، استعداد كودكان خود را از همان سنين، تا حدودى شكوفا نمايند.

«آنتون سيمونويچ ماكارنو»، مربى روسى مى گويد:

«كودك در بازى هر طور باشد وقتى بزرگ شد، در كار هم همان گونه خواهد شد; زيرا در هر بازى خوب قبل از هر چيز كوشش كار و فكر وجود دارد. بازى خوب شبيه كار خوب است. در بازى آشكارا احساسات و آرزوهاى كودك ظاهر مى شود. به كودكانى كه بازى مى كنند بنگريد، ببينيد چگونه در آن نقشى كه براى خود انتخاب كرده اند واقعى هستند. احساسات كودك در بازى، احساسات واقعى و اصيلى است و بزرگ ترها نبايد هيچ وقت به آنان بى اعتنا باشند.»[8]

ب. با توجه به مقدمه ى مذكور، والدين در ارتباط با بازى فرزندان خود، بايد مسايل زير را مورد توجه قرار دهد:

1. در واقع كودك در تمام اوقات يا در خواب است و يا در حال بازى، پس والدين نبايد از بازى و شيطنت زياد فرزندان خود شكايت كنند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ در اين باره مى فرمايد:

ـ «دَعِ ابْنَكَ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنِين.»[9]

كودكت را رها كن هفت سال بازى كند.

ـ «أَلْغُلامُ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنِين.»[10]

پسر بچه هفت سال بازى مى كند.

2. وظيفه ى والدين درباره ى بازى كودكان، جهت دادن و راهنمايى هاى سودمند و تهيه ى اسباب بازى هاى الهام دهنده است.

3. والدين حتى الامكان در مشاجره هاى كودكان و مشكلات كودكان هنگام بازى دخالت نكنند و اجازه دهند كودكان خودشان مشكلاتشان را حل كرده و متكى به غير نباشند. در صورت ضرورت تنها او را راهنمايى نمايند.

4. كودكان هنگام بازى كاملا جدى هستند و ـ بر خلاف بزرگ ترها ـ در عالم كوچك خود، نقش هاى واقعى را بازى مى كنند، بنابراين هرگز نبايد آنان را به دليل بازى مسخره كرد يا به دليل كار ديگرى به زور بازى آنان را متوقف يا آن را به هم ريخت; زيرا در اين صورت، به شخصيت آنان ضربه ى سختى وارد خواهد شد.

اگر بچه ها خواستند براى انجام كارى خودشان برنامه ريزى كنند، شما هرگز مانع آن ها نشويد; زيرا برنامه ريزى و سپس تلاش براى انجام آن نقشه ى طرح شده، بدون مانع و انقطاع، در ايجاد شخصيت كودكان تأثير بسيارى دارد. بچه ها ميل دارند خودشان برنامه داشته باشند، اما آيا ما آن ها را در اجراى برنامه هايشان آزاد مى گذاريم؟ اگر بچه ها گرم بازى هستند، نبايد بازى آن ها را متوقف كنيم براى اين كه فرضاً با ما به ميهمانى بيايند و يا اگر عروسكى را لباس مى پوشاند، آن را از دست او بگيريم به گوشه اى پرت مى كنيم، براى اين كه بايد به حمام برود و موارد ديگرى از اين قبيل سبب مى شود كودك احساس كند حقارت و پستى خاصى او را پايين تر از ديگران قرار داده است. متأسفانه در اين صورت كودك چنين مى فهمد كه همه ى كارهاى او بى معنى و خودش موجودى بى اهميت، بى مسؤوليت و بى لياقتى است، آن وقت با توجه به اين شرايط، چگونه مى خواهد اعتماد به نفس و مسؤوليت را ـ كه لازمه ى موفقيت كودك در زندگى روزانه است ـ در وجودش تلقين كنيد.[11]

پيامبر گرامى اسلام ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ در اين باره مى فرمايد:

«عَرامَةُ الصَّبِىِّ فِى صِغَرِهِ لِيَكُونَ حَلِيماً فِى كِبَرِهِ.»[12]

شيطنت كودك در كوچكى، نشانه ى زيادى عقل او در بزرگى است.

همچنين امام كاظم ـ عليه السّلام ـ فرمود:

«تُسْتَحَبُّ عَرامَةُ الْغُلامِ فِى صِغَرِهِ لِيَكُونَ حَلِيماً فِى كِبَرِهِ، ثُمَّ قالَ: ما يَنْبَغِى إِلاّ أَنْ يَكُونَ هكَذا.»[13]

خوب است ]اجازه داده شود[ كودك در كوچكى بازى و شيطنت نمايد، تا در بزرگى شخصى حليم و بردبار باشد. سپس فرمود: سزاوار نيست كودك به گونه اى غير از اين باشد.

به راستى كودك هم چون گلى است كه با فراهم بودن زمينه ى مساعد، به موقع شكوفا مى شود و اگر به زور و زودتر از موقع باز شود، به زودى پژمرده خواهد شد. كودك به اقتضاى طبيعت خويش، دوست دارد بازى كند و در غير اين صورت غير طبيعى و مريض است. و البته به موقع نيز مسؤوليت هاى جدى تر را خواهد پذيرفت.

 

اسباب بازى

نقش اسباب بازى در رشد شخصيت كودك عبارت است از:

الف. تجلّى تمايلات فطرى و درونى كودك: مثلا پسر در نقش راننده، كشاورز، نجّار، بنا، خلبان و... با اتومبيل، اره، بيل، هواپيما و... بازى مى كند و دختر نيز با عروسك و لوازم كوچك خانه و... تمايلات درونى خود را ظاهر مى سازد. و آن چه در فضاى كوچك ذهن خود مى انديشد در قالب اسباب بازى شكل مى دهد.

ب. الهام و جهت دادن به تمايلات كودك: بنابراين والدين بايد در تهيه ى اسباب بازى خوب، به نكات زير توجه نمايند.

1. تناسب سنى مراعات شود.

2. با جنسيّت كودك متناسب باشد.

5. لوكس نباشد تا از يك سو روحيه تفاخر و تكاثر و مصرف زدگى را در كودك تقويت كند، و از سوى ديگر كودك در بازى با آن آزاد باشد و نگران خراب شدن آن نباشد.

6. متعدد نباشد.

7. با فرهنگ اسلامى و ايرانى متناسب باشد. براى مثال آدمك هاى شخصيت هاى كارتن غربى و وسايل و كارت هاى شبيه آلات قمار، عروسك هاى مدل زنان غربى، نقاب هاى ترسناك و... را مى توان نام برد كه نقش مخربى در روحيه ى كودك دارد.

8. كوكى، برقى و تمام اتوماتيك نباشد; زيرا كودك چيزى را كه به اختيار او حركت كند، بايستد و كودك بتواند آن را باز كند و ببندد، گرچه به قيمت نازل تر، بيشتر دوست دارد تا وسايل لوكس كه در اراده و اختيار او نباشد و كودك تنها نظاره گر حركات آن باشد.

نكته: با خريد اسباب بازى هاى لوكس توسط والدين و استفاده ى كودك از اين گونه وسايل، كودك از ابتداى زندگى، با روحيه ى مصرف گرايى و اسراف آشنا شده و خو مى گيرد و به تدريج با وسايل ساده تر و سنتى بازى نمى كند; فراموش نكنيم كه تجارت اسباب بازى حرفه اى چند منظوره است، از يك سو پيام آور فرهنگ كشور صادر كننده است، و از سوى ديگر جزء اوّلين اقلام پرسود صادراتى كشورهاى توليد كننده اين قبيل محصولات است.

ويژگى هاى اسباب بازى و بازى خوب و مناسب عبارتند از:

1. دست ساز باشد; زيرا:

ـ كودك را به كار توليدى وا مى دارد و متكى به خود بار مى آيد.

ـ روحيه ى اسراف و مصرف زدگى را كنترل مى كند و ياد مى گيرد چگونه از ساده ترين ها مى توان بهره برد.

ـ باعث رشد قواى فكرى و خلاقيت كودك مى شود.

2. اسباب بازى هاى نيمه تمام كه كودك خود تمام كند.

3. ماشين ها و وسايلى كه كودك بتواند آن ها را خراب كرده و دوباره بسازد.

4. بازى هاى فكرى همچون الفباى مقطع، تصوير سازى، پازل و... مشروط بر آن كه تمام وقت كودك را نگيرد; زيرا كودك بايد برنامه ى ورزش و جست و خيز هم داشته باشد.

5. پرورش جوجه، باغبانى و پرورش گل و گياه، كه از بهترين سرگرمى هاى كودكان است. بازى هايى كه كودكان را با طبيعت آشنا مى سازد، بسيار مطلوب است.

6. ساختمان سازى و ماشين سازى با ابزار اوّليه ى پيش ساخته.

7. خاك بازى. پيامبر اكرم ـ صلّى الله عليهوآلهوسلّم ـ در جواب بعضى اصحاب كه كودكان را از خاك بازى منع مى كردند، مى فرمود:

«التراب ربيع الصبيان.»[14]

بگذاريد بازى كنند، خاك، محل بهره مندى و لذت كودك است.

در بازى با خاك يا ماسه شسته در صورتى كه نكات بهداشتى رعايت شود همه اصولى كه در بازى كودكان و نيز اسباب بازى گفته شد، يك جا وجود دارد، زيرا:

1. كودك با همه دست هاى خود ابزار بازى را لمس مى كند و با اسباب بازى رابطه كامل روحى برقرار مى كند.

2. قابليت شكل گيرى خاك زياد است و در نتيجه كودك مى تواند به خوبى تخيّل خود را عينيّت ببخشد.

3. كاملا طبيعى است و كودك هنگام بازى رابطه ى مستقيم با طبيعت آزاد برقرار مى كند.

4. سازندگى و تخريب را در كنار هم لمس مى كند و صبر و حوصله را در عمل تمرين مى كند.

مناسب است در پارك ها و يا اماكن عمومى محلى را شبيه به ساحل دريا انباشته از خاك يا ماسه تميز قرار دهيم تا كودكان بتوانند آزاداند آن چه را كه فكر مى كنند در آن جا بسازند و كار جمعى و سازندگى در كنار يكديگر را تمرين كنند.

 

 



[1]. سوره ى غافر، آيه ى 39.

[2]. نهج البلاغه، حكمت 133.

[3]. سوره ى اعراف، آيه ى 26.

[4]. مستدرك الوسائل، ج 3، ص 324.

[5]. وسائل الشيعه، ج 21، ص 478.

[6]. كافى، ج 6، ص 47.

[7]. بحارالانوار، ج 104، ص 103.

[8]. روانشناسى تجربى كودك، ص 130.

[9]. كافى، ج 6، ص 46.

[10]. كافى، ج 6، ص 47.

[11]. ما و فرزندان ما، ص 56.

[12]. كافى، ج 6، ص 51.

[13]. بحارالانوار، ج 57، ص 361.

[14]. مجمع الزوائد، ج 8، ص 159.