برنامه آفتاب شرقی در تاریخ 94/05/11 (با موضوع محبت)

برنامه آفتاب شرقی در تاریخ 94/05/11 (با موضوع محبت)

برنامه آفتاب شرقی

كارشناس: استاد تراشیون

94/05/11

مجری: خدمت شما عرض میكنم كه از ابتدای ماه مبارک رمضان در خصوص تربیت عبادی فرزندان صحبت كردیم و موارد متعددی را در بحث تربیت هر چه صحیح تر از طرف كارشناس عزیز شنیدیم و مورد استفاده مان قرار گرفت از هفته ی گذشته در ارتباط با نقش محبت در تربیت نکاتی را شنیدیم از محضر استاد حاج آقای تراشیون كه بیان شد از سرمایه های مهم زندگی همه ی ما فرزندان هستند و به حقیقت اكسیر تربیت محبت است كه بها و هزینه ای هم ندارد و همه ی ما باید هنر محبت كردن را خوب بدانیم تا اثرات آن را بتوانیم در زندگی مان ساری و جاری ببینیم اول این كه بتوانیم نیازهای عاطفی خودمان را پاسخ بدهیم نیازهای عاطفی فرزندانمان را بتوانیم پاسخ بدهیم احساس امنیت و آرامش را بالا  ببریم نکته ی دیگر این كه شادی به وجود آوریم و این كه انسان دوستی و خوش بینی را بتوانیم تقویت بکنیم اعتماد به نفس را حاصل بکنیم و سازگاری اجتماعی را درک بکنیم با هوش عاطفی كه موثر در فضای ایجاد محبت است بتوانیم با درایت فضایی را برای عدم گرایش به دوستان نامناسب و فضای نامطلوب به وجود بیاوریم در خانواده ها این خلاصه ای بود از مطالب جلسه ی گذشته ی استاد تراشیون.

استاد تراشیون: درود میفرستم بر پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت آن پیامبر عظیم الشان سلام و عرض ادب و محبت هم داریم محضر بینندگان خوب این برنامه خدمت حضرت عالی و همکاران محترم.

اولا تشکر میكنم خیلی به خوبی تبیین شد 9 مورد گذشته ای كه در هفته ی قبل به عنوان اثرات تربیتی محبت بیان شد من با یک مقدمه ی كوتاهی شروع میكنم و نکته ی دهم و آخر را بیان میكنم و ان شاالله شیوه ی محبت كردن را كه من لابه لای پیامکهای هفته ی گذشته هم ملاحظه  میكردم دیدم خیلی سوال مطرح شده كه باید چطور به بچه ها محبت كرد را به آن میپردازیم.

گاهی اوقات ما دنبال یک سری از اصول تربیتی هستیم والدین میگویند به ما یک سری اصولی را بگویید كه ما اینها را در تربیت فرزندان پیاده بکنیم بچه هایمان خوب شوند تربیت شوند دقیقا محبت خودش یک اصل تربیتی است همین كه ما به بچه ها محبت میكنیم دو كاركرد دارد این محبت یکی به خودی خود بخشی از تربیت اتفاق میافتد با محبت دوم این كه میتواند زمینه ساز باشد برای سایر اصول تربیتی وقتی محبت به فرزند میكنیم او را آماده میسازیم برای این كه امور و سایر اصول تربیتی هم كه میخواهیم روی او پیاده سازی كنیم پذیرش او بالا رود و به راحتی بپذیرد داشتیم اثرات تربیتی را بیان میكردیم

نکته ی آخر و دهم در اثرات تربیتی این است كه بچه ها احساس محرومیت نمیكنند ما خصوصا در عرصه ی مشاوره و فعالیتهای این چنینی كه گه گداری در خدمت بزرگواران هستیم میبینیم گاهی اوقات در دوره های بزرگسالی یک اختالالتی در فرد ایجاد میشود كه اینها نشأت گرفته از عدم برخورد عاطفی در دوران كودكی با فرزندان است لذا این محرومیت را وقتی فرزندان در دوره ی كودكی احساس بکنند پدر و مادر به اندازه و به جا به آنها محبت نکنند میبینیم كه در دوران بزرگ سالی جور دیگری میخواهند این را بروند به دست بیاورند حتی گاهی اوقات مثال ما داشتیم در مشاوره كه آقا میگوید خانم من گفته من میخواهم تو پدر من باشی مثل پدر به من محبت بکنی یا خانم میآید میگوید همسر من گفته كه خانم تو مثل مادر به من محبت كن این نشان میدهد كه این احساس محرومیت را در دوره ی كودكی شان داشتند البته یکی از علل ممکن است باشد علتهای دیگری هم شاید وجود داشته باشد همین كه احساس میكند پدرش مادرش به اندازه به او محبت نکرده حالا  وقتی ازدواج میكند دنبال این است كه این خلا  را جبران بکند این خودش یک آسیب است در صورتی كه ما میگوییم مرد باید مرد زندگی باشد و محبتش مردانه باشد نه پدرانه زن هم باید زن زندگی باشد و محبتش زنانه باشد نه محبت مادرانه به شوهر داشته باشد خود اینها هم بعدا دچار آسیبهای متعددی میشود كه اینها را باید در بحثهای خانوادگی ما مطرح بکنیم نه این جا پس محبت كردن یکی از آثار تربیتی اش این میتواند باشد كه احساس محرومیت عاطفی در فرزندان ما از بین میرود ان شاالله  آماده تر میشوند برای ورود به زندگی آینده شان به راحتی میتوانند این زندگی را با نورم طبیعی خودش شروع بکنند نه این كه اختالالتی كه ایجاد شده را بخواهند یک جای دیگر جبران بکنند یک هشداری را به والدین عرض میكنم اگر ما بچه هایمان را به اندازه محبت نکنیم ممکن است خدای نکرده در دوران نوجوانی جوانی و حتی بالاتر دچار یک سری انحرافاتی هم حتی شوند یعنی وقتی این خلا  وجود داشته باشد یک جا این سر باز میكند یک جایی خودش را نشان میدهد و این تبدیل به آسیب جدی میشود برای فرد لذا گاهی اوقات میبینیم دختر خانم میرود دبیرستان آن جا میبیند یک دوست پیدا میكند دلبستگی عاشقانه به او پیدا میكند عجیب و غریب گاهی اوقات نامه نگاریهایی به هم دیگر میكنند انگار عاشق و معشوقند دارند به هم دیگر نامه مینویسند وقتی ریشه را نگاه میكنیم میبینیم پدر اخم میكرده مادر نیشگونش گرفته در خانه حالا  این وارد شده دوستی پیدا میكند گوشه چشمی میآید به او او قشنگ میرود وقتی كه محبت و ارتباط ایجاد شد ممکن است منجر به این شود كه در مسیری كه آن نوجوان یا جوانی كه دوست این است حركت كند این هم در همان مسیر برود و اگر مسیر او غلط باشد این را هم به اشتباه و غلط خواهد انداخت پس این محرومیت ان شاء الله  ایجاد نمیشود با محبتهای به اندازهای كه ما برای فرزندانمان خواهیم داشت.

 

این ده اثر تمام شد اما این سوال به وجود میآید در ذهن خیلی از پدران و مادران كه ما چگونه میتوانیم به فرزندانمان محبت كنیم آیا محبت كردن مراحل خاصی دارد؟ من از یک روایتی استفاده میكنم كه این روایت را وجود نازنین و مبارک پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به حضرت علی فرمودند علی جان مثل تو مثل سوره ی توحید است تو همانند سوره ی قل هو الله و  احدی فرمودند كه اما هر كس سوره ی توحید را یک بار بخواند انگار كه یک سوم قرآن را تلاو ت كرده دو بار بخواند انگار دو سوم قرآن و سه بار بخواند انگار كه كل قرآن را تلاوت كرده است اما علی جان حاال ببینید پیامبر این جا دارند مراحل یک محبت حقیقی را بیان میكنند و این قشنگ پیاده سازی هم میشود حاال پیامبر نسبت به محبت به امیرالمومنین را دارند میفرمایند مراحلش را ما میتوانیم این را در محبتهای نسبت به فرزندمان زن نسبت به شوهر و شوهر نسبت به همسرش هم بیان كند. حضرت فرمودند اما علی جان هر كس تو را با قلبش دوست بدارد ثواب یک سوم بندگان در نامه ی عملش ثبت میشود یعنی اولین گام در محبت محبت قلبی است من یک مژدهای را به پدران و مادران میدهم ما خدا را شکر بچه هایمان را قلبا دوست داریم پدر و مادر به دلیل این كه آن حس غریزی را نسبت به فرزندانشان دارند واقعا بچه هایشان را از عمق وجود دوست دارند یعنی ما این جا لنگ نمیزنیم یعنی مرحله ی اول و گام اول محبت را نسبت به فرزندانمان را داریم. یک خاطرهای دارم در یک كتابی است تحت عنوان بازار مکافات عمل یادم است اوایل طلبگی مان این كتاب را حوزه ی حاج آقای مجتهدی كه میكردیم ایشان توصیه میكرد گرفتیم خیلی نکات خوب و ارزنده ای بود در یکی از خاطرات این كتاب نوشته پسری میخواست مادرش را بکشد خفه اش كرد نیمه جان انداخت روی كولش و برد دم چاهی و انداخت ته چاه نگاه كرد در این چاه ببیند مادر دیگر مرد خیالش راحت شود برود یک صدای خیلی نحیفی از ته چاه بیرون آمد و ضعیفی كه پسرم برو كنار تو نیفتی در چاه. این حبّ مادر نسبت به فرزند است لذا پدر و مادر واقعا در گام اول بچه هایشان را دوست دارند قلبا اما گام دوم پیامبر به امیرالمومنین فرمودند علی جان اگر این محبت از قلب عبور بکند و بر زبان جاری شود یعنی بگویند كه تو را دوست دارند ثواب دو سوم از بندگان را میبرند ما دقیقا در مدل محبت به فرزندان هم همین را میگوییم یعنی میگوییم پدر و مادر باید ابراز عاطفی نسبت به فرزندانشان داشته باشند مثال مادر فکر نکند كه حالا چون من دوستش دارم كافی است صبح تا شب هم كه در خانه برایش زحمت میكشم بفهمد كه دوستش دارم بس اش است نه این ابراز اثر میگذارد این كالم خودش یک انرژی دهنده است و خیلی از كارشناسان هم معتقد هستند راه ورود به قلب انسانها گوششان است یعنی اگر ما بتوانیم ارتباط كلامی خوبی را با فرزندمان برقرار كنیم میتوانیم به نوعی این قلب او را تسخیر كنیم و بعدا چه آثاری را میتواند داشته باشد وقتی من پدر من مادر فرزندم را آوردم در كنار خودم قرار دادم لذا این ابراز باید باشد حاال این ابراز را من چند نکته میگویم. یک موقعی همین نگاه محبت آمیز قدیم با نوجوانها خیلی سر و كار داشتم معلمی میكردم با بچه ها بودم گاهی اوقات میآمدند به ما میگفتند آقای تراشیون مادر من هر وقت دارد من را نگاه میكند دارد چشم غره به من میرود دارد با عصبانیت نگاه میكند پدرم همین طور شما ببینید گاهی اوقات ممکن است بی تقصیر باشند پدر مادر بچه ها خطا میكنند چون خطا و اشتباهات هم زود دیده میشود ولی یادمان میرود این بچهای كه الان دارد خطا میكند نیم ساعت بعدش كار خوب كرده چرا برای كار خوبش نگاه محبت آمیز نینداختی در روایات داریم وقتی پدر و مادر به فرزندشان نگاه محبت آمیز میاندازند دارند عبادت میكنند همان طور كه فرزندان به پدر مادر.

 

دیگر چطور محبت كنیم؟ گاهی اوقات بوسیدن فرزندان یک ابراز محبت است نباید هم كم بگذاریم لذا وقتی در روایات ما داریم كه درجات بهشت با بوسه هایی كه پدران و مادران به فرزندانشان نثار میكنند تنظیم میشود فرمودند هر بوسه ای كه پدر و مادر نثار فرزند میكند درجه ای از درجات بهشت است نباید از این غافل باشیم این یک نوع ابراز عاطفی است گاهی اوقات نوازش كردن فرزندان گاهی اوقات همین كه دست فرزند را به محبت میگیریم نوازش میكنیم مادری كه این كار را میكند خیلی حس خوبی به فرزند میدهد یک موقعی خانمی این را بیان میكرد میگفت من وقتی نوجوان و جوان بودم به مادرم میگفتم مادر من دوست دارم تو من را نوازش كنی میگفت مادرم میگوید من چندشم میشود صورتت جوش دارد حالم به هم میخورد همین منجر به مشکلی در این میشود در این سن این یادش میماند كه مادر یک چنین جمله ای را گفته وگرنه گاهی اوقات علی رغم میل خودمان ممکن است مادرها یک مقداری حساس تر هستند یک جاهایی بخواهد پسرش را دخترش را محبت بکند سختش باشد نه محبت بکن این یک مقدمه ای برای تربیت فرزند است.

 

مجری: همین الان كه موضوع بوسیدن فرزندان را بیان كردید دقیقا دو دقیقه قبل بزرگواری همین را پرسیده بودند كه برای ما فرستادند از شما هم خیلی مچکرم كه خیلی خوب پای برنامه هستید و خوب میبینید و خوب میشنوید و با ما همراه هستید الهی كه خدا همه ی فرزندان عزیز این سرزمین را در كنار پدر مادر هایشان سالمت بدارد. داریم در خصوص محبت كردن صحبت میكنیم و نکاتی كه استاد تراشیون دارند بیان میكنند بزرگوارانی از ما سوال كردند كه بوسیدن زیاد فرزند هم خوب است یک جور محبت حساب میشود یا نه كه یک سوال دیگر هم است كه یک ذره فرق میكند فضایش آن را هم عرض میكنم گفتند كه من از شش هفت سالگی تا الان كه حدود بیست و سه سالم است به یاد ندارم پدرم من را سمت خودش كشیده باشد و صورت من را بوسیده باشد من چه كار بکنم هنوز محبت پدری را آن چنان دریافت نکردم

 

استاد تراشیون: من با این لیوان یک مثالی را میزنم ما میگوییم ظرف عاطفی انسانها مثال این لیوان است البته هوشمند است كم و زیاد میشود مثال بعضی روزها كم میشود ظرف عاطفی بعضی روزها ممکن است بزرگ تر شود این لیوان اگر سرش خالی باشد یک نوع ظلمی است به لیوان نه به كسی كه خیلی تشنه اش است همین یک ذره هم به چشمش میآید گاهی اوقات عطش را همان یک مقدار هم رفع میكند زیادی هم روی این لیوان بریزیم لبریز شود سر ریز شود باز آن هم یک ظلمی است اسراف است لذا ما باید به اندازه به بچه هایمان محبت كنیم ظرفشان را بسنجیم به اندازه حالا دقیقا متضاد بود این دو سوال همان افراط و تفریط بود لذا وقتی زیادی محبت شود بچه ها لوس میشوند مثال پدر در محیط خانه نیست ظهر میرسد خانه بعد از ظهر یا غروب میرسد خانه معمولا دخترها پسرهای كوچکتر به استقبال پدر میآیند پدر شروع میكند اینها را بوسیدن بوسه ی اول را دوم را سوم را چهارم را پنجم را میبیند بچه بابا تبلت میخری این معلوم شد پنجمی زیاد شد باید روی چهارمی متوقف بکند زیادی شد این محبت به اندازه ی ظرفیت باید این محبت اتفاق بیفتد

مجری: پدر از كجا بداند اولی برای شکلات دومی برای چه است

استاد تراشیون: گاهی اوقات قلق دارد محبت در زندگی یعنی وقتی ما زیاده از حد محبت میكنیم یک بار دستمان میآید كه وقتی زیادی داریم بوسه باران میكنیم دارد توقعاتش زیاد میشود درخواستهای زیاد میشود این را متعادل كنیم این را یواشکی میگویم همسران هم همین طور هستند زن و شوهر هم اگر یک موقعی به هم دیگر زیادی بیش از اندازه محبت بکنند میبینند طرف مقابل پر توقع و لوس بار میآید و انتظاراتی دارد مثال نمونه هایش را ما خیلی داریم خانمی آمده بود یک موقعی میگفت من خیلی به همسرم محبت میكنم تعبیرش همین بود حتی فراتر از این میگفت همه ی وجودم را نثار این كردم شوهر من میگوید من در كنار تو عشق را تجربه نکردم گفتم خودت پر توقعش میكنی وقتی بیش از اندازه محبت میكنی فکر میكنی چه خبر است جاهای دیگر عشق یک معنای دیگری داشته باشد ولی وقتی به اندازه ی ظرفیتش باشد او اغنا میشود ظرف پر میشود كم اش هم همین طور است وقتی ما محبت را كم تر از حد نثار فرزندان بکنیم فرزندان ما برای گدایی عاطفی سراغ چیزهای دیگر یا كسان دیگر میروند میبینیم مثال بچه هایی كه پدر مادر به اندازه به آنها محبت نمیكنند میبینیم برای دریافت محبت سراغ افراد دیگری میرود در سنین نوجوانی خدای نکرده حتی جذب جنس مخالفشان میشوند برای این كه این خال عاطفی پر شود پس محبت نه زیادی اش خوب است یعنی بیش از ظرفیت طرف مقابل خوب نیست كمش هم خوب نیست لذا وقتی میگوییم بچه هایمان را بوسه باران كنیم یعنی به اندازه باشد یعنی میخواهیم این را به عنوان یکی از ابزار تربیتی استفاده بکنیم نه این كه خودش تبدیل به ابزار ضد تربیت شود ما گاهی اوقات بچه ای كه لوس میشود داریم بی تربیتش میكنیم یا بچه ای كه خدای نکرده گدایی عاطفی اش را برود كف خیابانها جمع كند این را داریم بد تربیت میكنیم پس محبت باید به اندازه باشد ما داشتیم

مجری: گفتند تا چه سنی باید فرزندان را ببوسیم و محبت كنیم

استاد تراشیون:  سن و سالی ندارد همیشگی است ولو ازدواج هم بکند این جوان برود خودش هم بچه دار هم شود پدر مادر باید بوسه ها را نسبت به فرزندشان داشته باشند اصلا  محبت یکی از نیازهای اساسی انسان است ما نمیتوانیم این را نادیده بگیریم بله در یک سنینی ممکن است ظرف عاطفی مثل بچه نباشد كوچک تر شود نیاز محدود تر باشد ولی بالاخره این نیاز است محبت پدر و مادر به فرزند یک جور است محبت زن یا شوهر به طرف مقابل یک جور است محبت فرزندان به پدر و مادر یک جور است همه ی اینها مجموعا یک پکی میشود كه نیاز فرد را میتواند برآورده بکند. ما در مراحل محبت داشتیم میگفتیم كه حضرت فرمودند مرحله ی اول قلبی دوم بر زبان جاری شود بعد حضرت فرمودند علی جان هر كس علاوه بر این كه تو را با قلبش دوست دارد این محبت را بر زبان هم جاری بکند و در رفتار و كردارش هم نشان دهد البته در روایت این است كه با دستش هم تو را یاری كند حضرت فرمودند ثواب همه ی بندگان در نامه ی عملش ثبت میشود دقیقا در محبت به فرزندان هم همین است گاهی اوقات ما قلبا بچه هایمان را دوست داریم زبانا هم میگوییم ولی در رفتار خیلی نشان نمیدهیم جلوی دیگران بچه ها را كوچک میكنیم بی احترامی میكنیم تحقیر میكنیم تنبیه میكنیم میان برنامه شما پیامک یکی از خانوادهها را خواندید كه بچه ام را زیاد تنبیه میكردم چه كار باید بکنم. ببینید ولو من قلبا بچه ام را دوست دارم ولی وقتی بچه ی من در عمل میبیند كه دارد كتک میخورد

 

مجری: جالب این جاست میگوید میخواهم جبران بکنم

استاد تراشیون: اتفاقا ما میخواهیم جبران را این گونه بگوییم یعنی به مرحله ای پدر و مادر برسد كه میتواند ماقبل را جبران بکند اگر اجازه بفرمایید

در رفتاری هم ما از امروز شروع كنیم ده نکته را بگوییم ده نکته ی كاربردی برای این كه ما تجلی بدهیم محبت هایمان را هم در رفتارمان برای فرزندانمان.

اولین نکته این است كه اگر به بچه هایمان قولی میدهیم عهد و پیمانی را بستیم عمل كنیم من همیشه به پدر مادرها میگویم قولی كه به بچه ها میدهید قبلش رویش فکر كنید یعنی راحت به بچه ها قول ندهید ولی اگر قول را دادید همه ی جوانبش را سنجیدید واقعا پایش بایستید و عمل بکنید اولا  این كه ما باید واقعا نباید جو گیر شویم در قول دادن به بچه ها توصیه ی من همیشه این است كه میخواهید به بچه تان قول دهید مثال درخواستی دارد كه معدلم فلان قدر شود فلان  چیز را میخری ما هم بگوییم خب بله اگر شود میخریم بدون فکر كه آیا چیزی كه درخواست كرده برایش مناسب است نیست خودمان توانش را داریم نداریم ابعادی دارد به بچه ها بگوییم مادر جان اجازه بده من روی این موضوع فکر بکنم فکر كردن كه اشکالی ندارد اتفاقا ما در روایات چقدر تاكید اهل بیت علیهم السلام بر این است كه انسانهای هوشمند انسانهای عاقل انسانهایی هستند كه زبانشان در پس عقلشان است میاندیشند و پاسخ میدهند میاندیشند و سخن میگویند لذا پدر مادرها گاهی اوقات باید نسبت به موضوعاتی كه فرزندانمان مطرح میكنند درخواستهایی كه دارند قولهایی كه میخواهیم بدهیم همه ی ابعادش را بسنجیم مادری آمده بود میگفت البته میگوییم ولی میخواهم بگویم اصل این قولها هم خوب نیست میگفت فرزند پسرم آمده به من گفته اگر من ارشد قبول شوم برای من یک ماشین میخرید میگفت من هم گفتم بله مادر تو بخوان قبول شو برای تو میخرم من هم قصد داشتم برایش بخرم میگفت به یک مشکل مالی خانوادگی برخوردند ایشان هم قبول شد در خانه نشسته نمیرود دانشگاه میگوید به قولت عمل نکردی بروم درس بخوانم؟

وقتی همه ی جوانبش را نمیسنجیم این مشکلات پیش میآید حتی در زندگی مشترک یک موقع خانم به آقا میگوید ساعت چند میآیی میگوید ساعت چهار وقتی میگویی چهار خانمت از ساعت چهار چشمش به این در است انتظار میكشد یک موقعی نه بگوییم بنایم این است اگر مشکلی پیش نیاید ساعت چهار بیایم ممکن است یک مقداری دیر و زود هم شود حرفم را میزنم ولی واقع بینانه هم میگویم چون همه ی عوامل بیرونی كه دست من نیست كه من بگویم سر ساعت میتوانم در خانه باشم لذا اینها را باید بسنجد همین مادر خیلی راحت میتوانست به فرزندش بگوید تو تلاشت  را بکن ما هم تلاشمان را میکنیم اگر به مشکلی برنخوردیم باشد. میگفت الان  هم كه میگوییم مشکل داریم میگوید مشکل مال شماست شما به من قول دادید مرد است و قولش باید به قولتان عمل كنید لذا یکی از مصادیق دوست داشتن همین است وقتی به بچه مان قول میدهیم ببریم پاک ببریم به بچه مان میگوییم فلان خوراكی را میخریم فکر بکنیم اگر خوراكی خوب است قول را بدهیم به موقع بخریم این اولین نکته است از نشانه های دوست داشتن عملی نسبت به فرزندان دومین نکته این است كه گاهی اوقات یکی از مصادیق دوست داشتن این است كه ما نسبت به خطاهایی كه بچه هایمان انجام میدهند صبور باشیم یعنی زود تصمیم نگیریم زود از كوره به در نشویم اصال صبر خاصیت خیلی خوبی دارد در عرصه ی تربیت فرزندان خصوصا.

ما همیشه برای تربیت میگوییم یک فرمولی وجود دارد فرمولش این است یک باید صبور بود دو باید با تفکر عمل كرد سه باید روشهای تربیتی را یاد گرفت و آشنا بود یعنی تلفیق این سه منجر به این میشود كه انسان بتواند مدیریت تربیتی در محیط خانه داشته باشد و لذا این صبر طمانینه خیلی كمک میكند و گاهی اوقات ما نه تا بچه خطایی انجام میدهد هنوز خطای او تمام نشده دست ما بلند شده است یک سیلی شده نواختیم به گوشش یا مثال یک توهینی كردیم یا سریع قهر میكنیم یا سریع محرومیتها شروع میشود این كار را كردی فلان جا نمیبرم فلان چیز را نمیخرم نه اصال ببینیم لذا ما در تنبیه هم خصوصا

برخی از پدر و مادرها سوال میكنند ما كی بچه هایمان را تنبیه بکنیم برای چه تنبیه بکنیم میگوییم تنبیه دو پیش فرض لازم دارد یک ما بدانیم فرزندمان عمدی این كار را انجام داده چون گاهی اوقات در اختیار خود فرد نیست عمدی انجام نمیدهد داشته بدو بدو میكرده پایش خورده به ظرف میوه ریخته دوم این كه بداند این كار بد است و انجام داده گاهی اوقات برخی بچه ها خصوصا در سن پایین تر نمیدانند این كار بد است عیب است انجام میدهد این كار را پس این صبر بر خطاهای بچه ها یکی از نشانه های محبت به بچه ها است وقتی ما میگوییم صبر بر خطا نه این كه ما كار تربیتی بعدش انجام ندهیم بچه ی ما اشتباه بکند تند تند ما دست روی دست بگذاریم صبر كنیم عیب ندارد حاج آقا گفته باید صبر كرد بر اشتباهات بچه ها نه صبری كه دنبال راهکار باشد ممکن است بچه ی من كه پایش خورده به لیوان آب را ریخته اگر صبور نباشم میزنم ولی وقتی فکر كنم میبینم مقصر خودم بودم این لیوان را سر راه خودم گذاشتم این جا خودم اصلاح میكنم رفتارم را كه مراقب باشد بچه فعالیت دارد فضای خانه مناسب باشد برای فعالیتهای او.

مجری:دو نکته از بخش رفتارهای محبت آمیزی كه میتوانیم داشته باشیم بیان فرمودید یکی این كه قول بدهیم حتما به آن بتوانیم عمل بکنیم دوم این كه صبر بکنیم و الان وارد بحث سوم میشویم

استاد تراشیون: یکی از مواردی كه خیلی هم اثر عاطفی دارد روی بچه ها سلام كردن به فرزندان است ما گاهی اوقات برخی سنتها را میآوریم در فضاهای جامعه میخواهیم فقط روی آن تاكید كنیم كه كوچک تر باید به بزرگ تر سلام بکند درست است این ادب است خوب هم است ولی این به معنای این نیست كه ما بزرگ ترها به كوچک ترها آغاز گر سلام نباشیم اتفاقا یکی از شیوه هایی كه نبی مکرم اسالم داشتند وجود مبارک پیامبر در مسیر رسالتشان قلبهای انسانها را به سوی خودشان و خداوند سوق دادند چرا دلیلش همین بحث عاطفی بوده كه پیامبر داشتند خود پیامبر در آن كلام نورانی شان فرمودند من برای اكمال مکام اخلاق مبعوث شدم یعنی بعثت پیامبر برای تکمیل سازی آن فضائل اخلاقی بوده یکی از فضائل اخلاقی همین سلام كردن است من یادم است اولین سفری كه مشرف شده بودیم مدینه یک آقایی خیلی اهل فن هم بود ایشان قبل از این كه ما مشرف شویم به حرم نبی مکرم اسلام به بنده گفت رفتید آن جا سلام  نکنید به پیامبر جواب سالم پیامبر را بدهید چون پیامبر در حیاتشان كسی نمیتوانست بر ایشان پیشی بگیرد در سلام قطعا بعد از رحلتشان هم همین گونه است لذا جواب سلام و علیکم السلام یا رسول الله بگویید این سنت پیامبر بوده لذا همین هم میشود انسان در قلب طرف مقابل نفوذ میكند نمیدانم تا به حال دیدید آدم در محله اش یک آقایی باشد كه زودتر سالم میكند آدم میگوید این آدم چه آدم مودب و دوست داشتنی است در محیط خانه هم همین طور است پدر و مادر با سلام ارتباطشان را با فرزندشان شروع بکنند این جا دیگر هنر است ببینیم بچه ها زودتر میتوانند به پدر مادرها سالم بکنند یا پدر مادرها به فرزندانشان این واقعا هنرمندی است و خود این افزایش محبت است فرزندان هم همین طور گاهی اوقات در یک مهمانی آدم وارد میشود بچه ای میآید جلو سلام میكند چند وقت پیش بود بنده همدان رفته بودم در اتاقی نشسته بودیم منتظر بودیم برنامه شروع شود یک نوجوانی آمد یک چیزی را گذاشت رفت همین طور كه در را میبست برگشت یادش رفت یک نگاهی كرد و گفت حاج آقا سلام گفتم چه بچه ی مودبی بینندگان میگویند شما بهش سالم نکردید؟ شما زودتر سلام میكردید در یک وضعیتی وارد شد كه من حس كردم نمیخواهد انگار كه كسی این جا نیست گفتم شاید من سلام بکنم خجالت بکشد موقع خارج شدن داشت از در میرفت بیرون متوجه شد برگشت سلام داد من هم گفتم قربان ادب شما چه بچه ی مودبی این سلام كردن واقعا محبت و دوست داشتن را میآورد لذا این هم یک قاعده است یک اصل است كه ما بتوانیم از این اصل به خوبی استفاده بکنیم

مجری: خیلی ممنون در مورد بحث بچه ها چند سوال آمده پرسیدند كه بچه ی ما برای گرفتن خواسته های خودش خیلی خیلی گریه میكند و واقعا هر چیزی كه میخواهد را با گریه طلب میكند این فرزند لوس شده یا مشکل دیگری دارد

استاد تراشیون: دو سه نکته این جا است اولی را در قالب مثالی میگویم گاهی اوقات بچه ها سر سفره نشستند پدر مادر هم نشستند نگاهها در تلویزیون بچه مثال به مادرش میگوید مامان قاشق بده مادر حواسش محو تماشای تلویزیون است این بار یک مقداری صدایش را بالاتر میدهد مامان قاشق بده باز حواس مادر جلب نمیشود این بار یک داد میزند قاشق میخواهم بعد مادر میگوید بگیر این قاشق را دفعه ی بعد وقتی سر سفره مینشیند میگوید مادر كه آرام بگوییم متوجه نمیشود بگذار از اول با همان داد میگوییم از همان اول ولوم صدایش را میدهد باال كه قاشق را بدهید به من و میدهند این نشان میدهد كه ما گاهی اوقات در ارتباط گیری با بچه هایمان روش هایمان صحیح نیست كه بچه ها از یک راههای غلطی ورود پیدا میكنند برای دریافت خواسته هایشان حتی گاهی اوقات شکلهای دیگر مثال این جسارت هم است ولی بیانش خالی از لطف نیست برای بینندگان یک پدری میگفت ما در مهمانی هر وقت میرویم بچه میآید جلوی همه میایستد میگوید فحش بدهم یا پول میدهی این نقطه ضعف پدر را به دست آورده بچه ی چهار پنج ساله میداند چطور میتواند به خواسته اش برسد برخی بچه ها با داد زدن برخی از این شیوه ها برخی بچه ها با گریه میبینند به خواسته هایشان میرسند ظاهرا وقت تمام شد این را اگر اجازه بفرمایید هفته ی آینده حتما به آن بپردازیم 



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

بازگشت پدر به خانه
ادامه مطلب