برنامه آفتاب شرقی در تاریخ 94/05/18 (با موضوع محبت)

برنامه آفتاب شرقی در تاریخ 94/05/18 (با موضوع محبت)
برنامه آفتاب شرقی
كارشناس: استاد تراشیون
 
49/5/18 
مجری: امروز یک شنبه است و بحثهای یک شنبه های ما مورد توجه شما خانواده های عزیز است من گذری میزنم به هفتهٔ گذشته بر حسب عادت ما و درس پس بدهیم محضر كارشناس بعد ان شاء الله وارد بحث می ویم.
 اشاره به این شد كه محبت یک اصل در تربیت به حساب می آید با محبت كردن میزان پذیرش اثرات تربیتی بالاتر می رود. در دوران بزرگسالی اختلال هایی ایجاد می شود كه شاید نشأت گرفته از دوران كودكی افراداست. 
رفتارهای محبت آمیز را كارشناس محترم برنامه برشمردند سه مورد را اشاره داشتند امروز ادامه اش را خواهیم داشت:
 -یکی این كه آنچه قول می دهیم عمل كنیم.
- دوم صبر پیشه بکنیم.
- سوم هم كه سلام بکنیم و در سلام كردن پیشی بگیریم.
 این سه موردی بود كه استاد عزیز ما استاد تراشیون بیان فرمودند. عرض سلام و خوش آمد داریم محضر ایشان
استاد تراشیون: سلام علیکم و رحمة الله. بسم الله الرحمن الرحیم درود می فرستم بر نبی گرامی اسلام و اهل بیت
ایشان سلام داریم خدمت بینندگان و حضرت عالی.
 
مجری: هفته پیش یک بحث خیلی خوبی را آغاز فرمودید در مورد رفتارهای محبت آمیز اشاراتی داشتید كه ما امروز میخواهیم ادامهٔ بحث را خدمت شما بشنویم اما قولی بگذاریم با هم دیگر كه به یک
چند تا از پیامک های دوستان هم بپردازیم چون خیلی پیامک داشتیم.
 گفتند آیا جایز است والدین به خاطر كمک ومحبتی كه به فرزندانشان می كنند یا كردند منت بر آنها بگذارند و متوقع باشند كه بچه ها آن را جبران بکنند؟
 
استادتراشیون: اولین نکته این است كه محبت و كمک هر چه بی منت تر باشد اجر و پاداشش بیشتر است و به خصوص این كه انسان وقتی به دیگران محبت بدون منت را نثار می كند بیشتر هم به دل مینشیند. گاهی اوقات درمحبت ها  گرو كشی صورت می گیرد حتی گاهی اوقات ما در افراد بزرگ تر هم دیده ایم. مثلا نمونه هایی را گاهی اوقات مشاوره ها داشتیم مثلا خانم یا آقا می گفت كه اگر شوهرم یک بار به من بگوید من را دوست دارد من هم یک بار می گویم انگار معامله كردن عاطفی است در صورتی كه همان طور كه در هفتهٔ قبل اشاره كردیم گفتیم محبت چون نشأت گرفته از درون انسان است قلبا انسان میخواهد این ابراز عاطفی را داشته باشد امور قلبی هم معمولا بدون منت باید باشد كه اثر خودش را بگذارد و به دل طرف مقابل هم بنشیند اما این بد نیست كه گاهی اوقات انسانها یادآوری بکنند برای فرزندانشان زحماتی را كه كشیدند محبت هایی را كه به آنها داشتند یاد آوری چون انسان به نوعی گاهی اوقات فراموش كار است. خصوصا فرزندان ممکن است گاهی اوقات خدمات و محبتها و دوستی های والدین را فراموش بکنند گاهی اوقات خوب است بی منت یعنی این جا هم كه میخواهیم بگوییم چه محبتی كردیم چه كمکی
به فرزندمان كردیم برای رضای خدا بگوییم دلیلش این است كه گاهی اوقات بچه ها ممکن است زمان كه سپری
می شود یادشان میرود پدر و مادرها به آنها چه محبت هایی كردند. گاهی اوقات می روند دنبال آلبوم می گردند كه
ببینند بچهٔ این پدر مادر هستند یا نه ولی خوب است گاهی اوقات پدر مادر از این باب یاد آوری بکنند برای فرزندان و
فرزندان این را منت گذاشتن بر سرشان ندانند و این را یک نوع یادآوری بدانند كه اینها هم بتوانند وظایف خودشان را
به خوبی در قبال پدر و مادر انجام بدهند.
 
 من خاطرات زندگی یکی از بزرگان دینی را میخواندم ایشان از اساتید اخلاق  هم بودند به رحمت خدا هم رفتند در خاطرات ایشان از ایشان است كه ایشان گاهی اوقات به روستایشان كه می رفتند مادرشان كنار چشمهٔ آبی هر جایی چاه آبی مشغول شستن ظروفی بودند رختهای چرک را می شستند ایشان میرفت خدمت مادرشان و میگفت؛ مادر اجازه بده من محاسنم را كف پای شما بمالم یعنی این طوری خضوع میكردند.
در مقابل والدینشان من حسم این است چون دیدیم در برخی از گفتگوهایی كه والدین دارند میگویند دلیل این كه ما
گاهی اوقات به فرزندمان می گوییم این است كه می بینیم فرزند ما این طوری كه باید و شاید حقوق ما را رعایت
نمی كند احترامی كه باید به ما بگذارد نمی گذارد گاهی اوقات حتی خود بچه ها متوقع اند كه مگر چه كار كرده اید برای
ما. ما خودمان بزرگ شدیم پدر و مادر با یادآوری این نکات می خواهند این مفهوم را به طرف مقابلشان بفهمانند كه ما
زحماتی برای شما كشاندیم بچه  كجا یادش است كه مادر در دل شب بلند شده و به او شیر داده بچه كجا یادش است كه بیمار شده مادر تا صبح كنار رختخواب او بیدار مانده است. یادآوری اینها خوب است كه فرزندان هم بتوانند حقوق
حقه و واقعی والدین را ادا كنند.
 
مجری: بزرگوار دیگری پیامک فرستادند گفتند اكثر اوقات تحمل رفتار فرزندمان را نداریم و من و پدرش مجبور می شویم تنبیه لفظی بکنیم و یا در خلوت تنبیه بدنی كوچکی انجام بدهیم ایشان می گویند كوچک ما معیار و متری برایش نداریم شما بگویید چه كاری برایش بکنیم؟
استاد تراشیون: به این والدین یک توصیه هایی می كنیم.
 ما والدین معمولا در برخورد با بچه هایمان دو شیوه را پیش
می گیریم. یک موقعی رفتارهای ما نسبت به فرزندانمان رفتارهای منفعلانه است یعنی بچه را رهایش می كنیم به حال خودش هر كاری دلش می خواهد می كند.
 بچه ها هم بچه هستند، هر كاری هم دلشان بخواهد بکنند این كارها معلوم نیست كارهای خوب و قابل تحملی برای ما بزرگ ترها باشد. آن وقت ما بر اساس رفتارهای آنها شروع می كنیم به تصمیم گیری. الان ناراحت می شویم یا خوشحال می شویم، احساسی می شویم می خواهیم به او محبتی بکنیم.
  ما منفعلانه رفتار می كنیم این یک نوع از رفتار والدین است.
 
 یک نوع رفتار دیگر هم والدین دارند ما به آن می گوییم؛ 
رفتارهای فعال.
رفتار فعال یعنی من برای فرزندم برنامه ریزی می كنم، البته متناسب با سنش.
 پدر و مادرهایی كه برای
فرزندانشان برنامه ریزی می كنند خودشان هم آرامش بیشتری دارند، بچه هم آرامش بیشتری دارد چون این را خصوصا ما به دلیل این كه محیط های منازل ما محدود تر شده، كوچک تر شده نگرانیها هم نسبت به محیط های بیرونی افزایش پیدا كرده فرزند را در خانه نگه میداریم.  یک موقع پدری به من میگفت؛  فرزندم در خانه از در و دیوار بالا می رود.
 من اولین سوالی كه پرسیدم گفتم؛ در همین تهران گفتم منزل شما چقدر است؟
گفت: منزل ما 90 متر است. گفتم؛ من یکی دو سوال هم می پرسم. گفت: بفرمایید. 
گفتم؛ این اسباب منزل كه در خانه چیده شده این را هم در نظر بگیرید. چقدر فضا برای بچه باقی می ماند؟ سرویسهای بهداشتی، آشپزخانه را خارج كنید.
دیدم ایشان لبخندی زد گفت: فکر كنم هشت- نه متری باقی بماند.
 گفتم؛ این هشت نه متر واقعا یک فرش نه متری است؟ دوباره دیدم یک لبخندی زد گفت: این بازیها قدیم بود بچه ها بازی می كردند. خرگوش را به هویج برسان از این دالانها باید رد شود میگفت ما باید از این اسبابمان این طوری باید از خانه رد شویم.
 گفتم؛ بچه ای كه در این خانه است نمی خواهی از در و دیوار بالابرود؟ 
فضای ما محدود شده من اگر برای این فرزندم در این محیط خانه برنامه ریزی نکنم، می خواهد از در و دیوار بالا برود. آسیب می رساند به ما والدین به اشیاء یا به خودش یا حتی به دیگران.
 پس ما باید رفتارمان را رفتار فعال بکنیم یعنی شروع
بکنیم برای فرزندانمان برنامه ریزی كردن متناسب با سنشان وقتشان را پر بکنیم آن وقت بچه هایی كه برایشان برنامه
ریزی می شود در اصل ما فعالانه عمل می كنیم. آنها بیشتر تحت مدیریت ما والدین قرار می گیرند و خدا را شکر ان
شاء الله نتیجه اش هم این می  شود كه كمتر رفتارهای نگرانهای نگران كننده انجام می دهند كه ما بخواهیم ابراز
ناراحتی بکنیم، یا تنبیه كلامی داشته باشیم و یا خدای نکرده تنبیه های بدنی برای فرزندانمان داشته باشیم.
 
مجری: گفتند آیا مهر و محبت كردن یک قانون است یا یک احساس است یا یک وظیفه است؟
استاد تراشیون: شاید بخواهیم فراتر از این را بگوییم اصلا  محبت یک نیاز است. یک نیاز انسانی است. یعنی نه می خواهیم ببریمش تحت قانون، نه تحت احساس است، نه چیز دیگری است. بگوییم محبت یک نیاز است یعنی هم
منی كه دارم محبت می كنم نیاز به این دارم كه عواطفم را به طرف مقابلم ابراز بکنم و هم طرف مقابلم كه دارد این
احساسات را از من دریافت می كند او نیاز به این دارد.
 به نظرم ما باید به این نیاز توجه كنیم البته توضیحی را من این جا می دهم. چه خوب است این نیاز، بر اساس یک قانونی محبت كنیم. معارف دینی ما برای همین محبت قانون هایی را قرار دادند. من در كوچه نامحرمی را می بینم به آن علاقه مند می شوم. آیا بروم بگویم به تو علاقه دارم؟  دوستت دارم؟
می گوید، نه. قانون دینی و شرعی ما اجازهٔ این را نمی دهد كه تو ابراز عاطفی نسبت به نامحرم داشته باشی.
 ما امروزه در حوزه های رفتاری خانواده ها می بینیم وقتی كه گاهی اوقات بچه ها، والدین محبت هایشان را می برند جاهای دیگر هزینه می كنند. جاهای دیگر خرج می كنند. گاهی اوقات در جایگاه خودش دیگر حال محبت كردن را ندارند. 
مثلا گاهی اوقات ما آقایان را می بینیم در محیط كاری مشغول است خیلی قشنگ صحبت می كند، ابراز عاطفی هم دارد می كند. در محیط كارش حتی به همکار خودش. در خانه كه می رسد نه انرژی دارد، نه توانی دارد. آن وقت این زنش كه نیاز به این
دارد كه این محبت را از طرف همسرش دریافت بکند آقا دیگر خستگی اش را میآورد به او عرضه می كند كه مثلا حوصله ندارم.
 
 یکی از قوانینی كه ما در عرصهٔ محبت می گوییم این است كه؛ ما به این توجه كنیم كه میخواهم دو سکانس برایش تعریف كنم بگویم منظور ما چیست.
گاهی اوقات ما محبت را باید مطابق نیاز طرف مقابل
عرضه كنیم نه بر اساس حال و حوصلهٔ خودمان.
 یک موقعی مادر در آشپزخانه است دارد ظرف می شورد مشغول كارش است. فکرش هم به جاهای دیگر مشغول است. فرزندش میآید، می رود،  كنارش گوشهٔ لباسش را می گیرد. مامان، مامان آمده به تعبیر من دور از جان بچه ها، آمده گدایی عاطفی.
 مادر با یک اخمی نگاه می كند مثلا می گوید؛ دوباره چیست؟ بیکار شدی دوباره كارت را بکن توجه نمی كند.
 
 حالا دومی اش این است كه همین بچه مشغول بازی اش است، سرگرم بازی اش است،  گرم بازی است، مادر می آید یک مرتبه این را می بیند دلش  برای بچه ضعف می رود از وسط بازی این بچه را بغل می كند، در آغوش می كشد، شروع می کند به بوس كردن حرص بچه را در می آورد. بچه  بوسهای مادر را پاک می كند. پرت می كند. این طرف واقعا كدام محبت است؟ 
من نمی خواهم بگویم دومی نباشد. ولی الان كه فرزند من
آمده نیاز به محبت دارد خودش دارد گدایی می كند، چرا من دست رد به سینه اش میزنم و اورا پس میزنم؟ 
چون حوصله ندارم.
 
 گاهی اوقات حتی در خانواده ها هم همین طور است. آقا می رود به سمت خانم، آقا نیاز به محبت دارد خانم می گوید؛
سمت من نیا اصلا. چندشم می شود الان بیایی دست به من بزنی خوشم نمی آید. برو ببینم. پس میزند. این مرد غرورش
می شکند.
 او آمده به خاطر نیاز عاطفی اش به سمت شما ولی شما داری او را پس میزنی.
 پس محبت یک نیاز است.
ولی باید بر اساس یک سری از قوانینی اجرایی شود ما یک سری چهارچوب هایی را و مهارت هایی را باید در محبت
كردن، محبت دیدن و شکل محبت داشته باشیم.
 
 
مجری: كلی پیامک آمده واقعا نمی دانم چطوری از شما تشکر بکنم. ما در حد بضاعت زمانی مان تلاش می كنیم كه به
آن اشاراتی داشته باشیم.
 چند پیامک دیگر هم گزینش كرده بودم سعی می كنم بین برنامه ازاستاد تراشیون بپرسم.
می خواهیم بحث هفتهٔ گذشته را در خصوص رفتارهای محبت آمیز ادامه بدهیم.
 
استاد تراشیون: اول باید در ابتدا واقعا ما ممنون اهل بیت علیهم السلام باشیم. دلیلش این است كه وقتی آدم نگاه
می كند می بیند چقدر زیبا به ما مرام زندگی را در كلماتشان، در سیره شان یاد می دهند.
 اگر ما بتوانیم به سمت
الگوگیری صحیح از شیوهٔ  رفتاری اهل بیت علیهم السلام برویم می بینیم می توانیم، تراز زندگی هایمان را در یک حد
مطلوبی بالا بیاوریم. رضایت مندی زیاد شود، در عرصهٔ تربیت فرزندان موفق شویم. من گاهی اوقات میگویم ما دو راه داریم؛
 یک راه این است كه العیاذ بالله  اهل بیت و سیره شان و كلماتشان را بگذاریم كنار هر طوری كه خودمان
می گوییم برویم جلو و الان  داریم نمونه اش را در جوامع غربی و جوامعی كه دور از خدا و معنویت اند، می بینیم كه
روز به روز دارد شکاف در خانواده ایجاد می شود. فرزندان نامشروع زیاد می شوند. 
طلاق دارد آمارش بالا می رود. حتی در كشور خود ما.
بنده این را به عنوان كسی كه سالیان سال در عرصهٔ مشاوره هستم میگویم داریم می بینیم در خانواده ها امروز آسیب های تربیتی را می بینیم بالاست كه اینها نرفتند به سمت این كه الگوگیری را از ساحت مقدس
اهل بیت دریافت بکنند. 
 
یکی از نکاتی كه ما در سیرهٔ  اهل بیت ع می بینیم شیوه های رفتارهای عاطفی است چه در محیط خانه در فرزندان چه توصیه هایی كه داشتند. حتی در عرصه های اجتماعی ما گاهی اوقات واقعا در حتی فضای اجتماعی نیاز به ارتباطات عاطفی داریم. 
یک دوستی تعریف می كرد، می گفت؛ تصادف كردیم خیلی آدم آرام و منطقی هم
است می گفت؛ آمدم پایین دیدم راننده ای كه با آن برخورد كرده بودم شروع كرد به من بد و بیراه گفتن. من هم نگاهش
می كردم. یک لبخندی زدم. میگفت عصبانی شد. آمد مقداری من را هل داد من یک مقدار تلو تلو خوردم خودم را كنترل كردم باز لبخندی زدم. می گفت؛ ناراحت شد گفت مرد تو هم یک چیزی به من بگو. گفتم ؛ چشم من هم به تو یک چیزی می گویم.
گفت برگشتم به او گفتم همهٔ  این آهن قراضه ماشین من فدای یک تار موی تو باشد. تو بچه مسلمان، بچه
شیعه هستی.
می گفت زمین می خواست دهان باز بکند برود داخلش. می گفت؛ استدلالی برای من می آورد. 
می گفت؛ بیمه
كه قرار است خسارت ماشین را بدهد چرا من بروم به طرف مقابلم تندی و توهین بکنم. 
می گفت؛  من حتی این جاها ما
به هم دیگر دلداری بدهیم، محبت بکنیم. چون تصادف یک آسیب روحی است به طرف.
 
 امروز ما این نیاز را داریم. دقیقا همین سیرهٔ اهل بیت ع است. می رفتند یک كسی به ایشان یک جسارتی كرد، حضرت یک نگاهی كردند گفتند؛  غریبی در این شهر؟ فکر میكنم امروز جایی نداری تو امروز مهمان ما هستی. این سیرهی اهل بیت ع است.
 ما می خواهیم بگوییم؛ 
باید بازگشت بکنیم به این رفتارها. البته الحمدلله در جامعهٔ دینی ما می بینیم كه مردم بخش هایی از اینها را  عمل می كنند و دقیقا همان بخشها است كه انسان می بیند جامعه رشد پیدا می كند.
 
 به نکتهٔ چهارم اشاره می كنم؛
یکی دیگر از رفتارهای عاطفی نسبت به فرزندان این است كه ما به سخنان و صحبت های فرزندانمان توجه كنیم. ما
یک توجه داریم یک عمل داریم. من نمی خواهم بگویم هر چه بچه ها می گویند ما به حرف هایشان عمل كنیم. من
می گویم به حرف هایشان توجه كنیم. گوش كنیم به حرفهای بچه هایمان.
 آن وقت حرفهای اینها ممکن است چند دسته باشد؛ 
حرفهای خوب باشد،آدم گوش بدهد. اگر امکان عمل هم دارد واقعا به آنها عمل می كند. یک جاهایی نه این حرف را حداقل خوب است به من پدر مادرش دارد می زند ولو حرف نامناسبی باشد، نه توهین. می خواهم بگویم؛
 
درخواست غیر منطقی باشد در این فضای آرام عاطفی حتی می توانم به او پاسخ منطقی بدهم كه اگر این نیاز تو را من
برآورده نمی كنم دلیلش این است مصلحت تو در این نیست الان زود است الان خانواده مشکلی دارد، نمی تواند نیاز تو را برآورده بکند. الان وقت برآورده كردن این نیاز را نداریم. 
لذا گوش كردن به سخنان بچه ها خصوصا توصیه می كنم هر
چه بچه هایمان سنشان پایین تر است. بچه های سن پایین آستانهٔ تحملشان پایین است. مادر دارد با بزرگتری صحبت
می كند، درست است بچه نباید بپرد بین صحبت پدر و مادر. ولی الان می خواهد یک چیزی بگوید ولی الان بهتر است
بگویم؛ یک لحظه ببخشید ببینم ایشان چه می گوید. گوش كنم به حرفش كوتاه، نه این كه بچه سماجت بکند من هم
هولش بدهم، نیشگون بگیرم، زیر پا بزنم برو آن، طرف بعد هم آخرش توهین بکنم مگر نمیدانی نباید بین صحبتهای
بزرگ ترها بپری. نه یک جایی باید سکوت كنیم گوش كنیم به حرفهای او. این بچه است لذا پیامبر گرامی اسلام فرمودند؛ مَن كانَ عِندَهُ صَبِی ٌّ فَلیَتَصابَّ لَهُ )وسائل الشیعه، ج 80، ص 351( وقتی سر و كارت با كودک  می افتد، تو باید خودت را تطبیق بدهی با او. نه این كه از او بخواهی بزرگانه فکر كند. گاهی اوقات ما از بچه های كوچک می خواهیم به اندازهٔ آدم چهل ساله عقلشان برسد،  فکر بکنند، رعایت بکنند.
 نه بچه سه چهار سالش است دو سالش است ما متناسب
با او گاهی اوقات رفتارمان را تنظیم بکنیم. شاید در ذهن مخاطبان این باشد كه بچه ها ادب را چطور یاد بگیرند ما
می خواهیم بگوییم اتفاقا تو داری ادب را به او آموزش می دهی. وقتی من سراپا گوش می شوم، من حرف او را گوش
می كنم، او هم دارد یاد می گیرد. 
وقتی یکی دارد حرف یکی دیگر را گوش می كند، من نباید بین صحبتش بروم چون دارد
حرف او را گوش می كند. دارد به او احترام می گذارد.
 یعنی داریم آموزش را، مهارت را به این فرزندمان می دهیم. در عین حالی كه بالاخره ما می دانیم یک كسی وقتی حرف ما را خوب گوش می كند احساس خوبی به او پیدا می كنیم.
 این شکلی در محبت میدهد. من مثالی برای خانم های بزرگوار عرض می كنم؛ گاهی اوقات شما در مهمانی
می روید، اگر در این مهمانی چند خانم باشند ولی یکی از این خانم ها بیشتر حرف شما را بفهمد، گوش بدهد، توجه بکند،
می بینید که هم شما علاقه تان به او بیشتر می شود و هم این حس به شما دست می دهد كه او هم نسبت به شما این علاقه
را دارد.
 
 نکتهٔ پنجم این است كه؛ در هفت سال اول یکی از نشانه های محبت كردن به فرزندان این است كه با آنها
هم بازی شویم. گاهی اوقات وقتی را برای آن ها صرف كنیم. من نمی خواهم بگویم پدر و مادر باید هم بازی بچه باشند. من می خواهم بگویم گاهی اوقات باید هم بازی بچه هایمان باشیم، بچه ها لذت می برند. اتفاقا خیلی مواقع برای خود ما پدر مادرها هم خوب است. اگر روز خسته كننده ای را پشت سر بگذارید، می روید در محیط خانه یک فرزند سه چهار ساله با آن یک ربع نیم ساعت می گذاریم برای بازی كردن. اصلا می بینیم نشاط روحی می گیریم ممکن است جسم ما خسته تر شود چون ما یک بعد جسمانی داریم، یک بعد روحی آن روح انسان نشاط می گیرد. من گاهی اوقات برای مخاطبین می خواهم توضیح بدهم، این مثل مسافرت رفتن است آدم یک موقعی رنج سفر را به دوش می كشد، بلند می شود مسافرت
طولانی را می رود. آن جا هم كه می گویند؛ هیچ جا خانهٔ خود آدم نمی شود. محل استراحت معلوم نیست مناسب باشد، بعد دوباره خستگی را متحمل می شود برمی گردد ولی می بیند، از فردا با نشاط تر كار می كند.
 همیشه فکر می كنیم، می بینیم مسافرت كه خستگی داشت بله خستگی داشت ولی آرامش روحی را هم برای شما به ارمغان آورد.
 دقیقا این فرزندان ما آرامش روحی می توانند برای ما باشند.  ممکن است خستگی جسمی ایجاد بکنند لذا این هم بازی شدن آرامش دارد.
 من به مادران می گویم در طول روز اگر مقداری خسته شدید زنگ تفریحتان را بگذارید بازی با بچه تان ببینید چقدر انرژی روحی می گیرید برای ادامهٔ كار.
 ولی مادری كه جسمش خسته می شود فرزندش كه می خواهد با او بازی بکند او را پس می زند، هم روحاً هم جسماً  خستگی اش افزایش پیدا می كند.
 پس این بازی كردن با بچه ها در هفت سال اول خودش یک نوع ابراز عاطفی است با آنها.  دلیلش هم این است كه چون آنها بازی كردن را دوست دارند،
وقتی ما هم بازی شان می شویم در ركنی از بازی آنها قرار می گیریم، این را یک محبت به خودشان، احترام به خودشان
می دانند.
 
نکتهٔ ششم این است كه؛ ما به عنوان رفتارهای عاطفی در همه حالی به فرزندانمان توجه بکنیم. توجه فقط برای جای خاص نیست. مثلا من گوشهٔ  خانه نشستم بچه ام شیرین كاری انجام بدهد به او توجهی بکنم، نه گاهی اوقات من باید بروم به فرزندم توجه بکنم حالا  توجه گاهی اوقات به كلامش است كه قبلا گفتیم.
 گاهی اوقات به رفتارش است، گاهی اوقات حتی به نیازهایش است مثلا چند تا از ما پدر مادرها داریم می آییم خانه می روی م سر جا كفشی، كفش بچه مان را نگاه كنیم ببینیم چطور است آیا می آییم داخل بگوییم فکر كنم كفشت كهنه شده باید  به فکر باشیم.
 
كفش برای تو بخریم این خودش ابراز عاطفی است. فرزند به خود می گوید؛ پدر به من توجه دارد.
 یک موقعی مادر از اوضاع و
احوال درس فرزندش می پرسد، راستی مادر امروز گفتی امتحان داری امروز امتحانت را موفق بودی؟ این یعنی توجه كردن.
 راستی امروز صبحانه نخورده رفتی مدرسه چه كار كردی؟ این یعنی توجه كردن به فرزند. خود بچه ها اینها را یک
نوع محبت به خودشان می دانند. البته این را دقت كنیم بازخواست نشود. كفشش را می بینیم خراب است نرویم بگوییم؛ چقدر وقت بود كفش را خریدم مگر پایت میخ دارد. این سرزنش نباید پشتش باشد. یا گرسنه رفته مدرسه الان  آمده منزل نباید بگوییم بزرگ شدی من باید لقمه دهانت بگذارم.
 نه آن توجهی كه یک مقداری تم عاطفی را دارد برای فرزندان ما.
 این هم یکی دیگر از مواردبود.
 
مجری: بعضی مواقع بعضی ها می خواهند محبت بکنند، می گویند؛ مگر نمی فهمی، ضعف می كنی می افتی.
استاد تراشیون: بله پدر فرزندش می خورد زمین یک پس گردنی می زند مگر كور هستی نمی بینی.
 پدر دارد محبتش را
این طور ابراز می كند. ولی  فرزند می گوید به جای این كه من را دلداری بدهد هم دردی با من بکند یکی از زمین خوردم یکی از پدرم می خورم.
 ممکن است حتی بچه ها گاهی
اوقات اگر اتفاقی برایشان بیفتد به خاطر رفتارهای نامناسبی كه داشتیم پنهان بکنند بروز ندهند.
 
 یکی دیگر از نکاتی كه
می تواند خیلی كمک بکند به این كه بچه ها احساس عاطفی بودن به آنها دست بدهد،  احترام گذاشتن به فرزندان است.
وجود مبارک پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هر وقت بانوی مکرمهٔ اسلام حضرت زهرا سلام الله 
علیها با این كه دختر كوچکی بودند، وارد می شدند محضر پیامبر ص ایشان تمام قد می ایستادند به احترام ایشان و ایشان را می بوسیدند، می بوییدند و می فرمودند؛ من بوی بهشت را از تو می فهمم. این احترام خیلی مهم است كه ما در همه حال به فرزندانمان احترام بگذاریم. 
من می خواهم انتقاد كوچکی بکنم نمی خواهم بگویم این انتقاد بزرگ است به یک بخشی
از خانواده ها این انتقاد را دارم گاهی اوقات ما نماهای بیرونی مان خیلی خوب است نماهای داخلی مان آسیب دیده
است. یعنی بیرون می بینیم گاهی اوقات به بچه هایمان خیلی خوب احترام می گذاریم. اسمش را صدا می كنیم. مودبانه صدا می كنیم. مثلا  برخورد ما خیلی مودبانه است. ولی در محیط خانه همین طور كه یکی از پیامک ها را شما خواندید، گاهی اوقات آن گوشه جایی هم تنبیه كوچکی هم می كنند.
 احترام باید گستردگی داشته باشد، تفاوت هم نداشته باشد. 
چه در محیط خانه چه بیرون خانه، چه در محیط های  مهمانی ها، چه در خفاها، چه پدر فقط با فرزندش است چه نه. می بینی پدر فرزندش در حضور تعدادی دیگری است. همه جا و در همه حال این را باید به عنوان یک اصل تربیتی  مد نظر قرار دهیم. آن وقت احترام مصادیقی دارد.
 یکی از نکاتی را كه می خواهم در باب احترام بگویم این است كه ما بتوانیم آن شخصیت فرزندمان را حفظ بکنیم، به آن احترام بگذاریم. 
 
شخصیت یعنی چه؟ یعنی این كه آن شخصیت به
آن لطمه نخورد ما معمولا تعبیرمان این است ممکن است فرزندان ما كار اشتباهی را هم مرتکب شوند.
 مثالی میزنم فرزند من دارد می رود، پایش می خورد به لیوان می اندازد لیوان را، نباید به او بگویم تو چه بچهٔ بدی هستی، خدای نکرده توهینی بکنم مثل همان تعبیری كه گفتم مگر كوری نمی بینی جلوی پایت را، چرا نگاه نمیكنی. اینها لطمه به
شخصیت او وارد می شود و این در اصل ما داریم به فرزندمان بی احترامی می کنیم  وقتی بچه اشتباه می كند، نگو؛ چرا مراقب نبودی لیوان افتاد. یا چرا این حرف را زدی حرفت خوب نبود.
 خودش را زیر سوال نبریم رفتار نا مناسب او را زیر
سوال ببریم. پس احترام به شخصیت فرزندانمان را در همه حالی رعایت كنیم حتی همان نکته ای كه به عنوان نکتهٔ 
اول یا دوم ما در هفتهٔ گذشته گفتیم این كه صبر بر خطای فرزندانمان داشته باشیم این صبر بر خطا، خودش كمک
می كند به این كه این شخصیت او را مورد احترام قرار بدهیم.
 
مجری: خیلی ممنون حتما به سایت برنامه مراجعه بکنید اگر نقطه نظری دارید بفرمایید و اگر دل نوشته ای دارید
بگذارید می توانید از برنامه های قبلی آفتاب شرقی هم استفاده بکنید. 
در خصوص رفتارهای محبت آمیز داریم صحبت
می كنیم ادامهٔ بحث هفتهٔ  گذشته را تا الان هفت مورد را استاد بیان فرمودند. با سه مورد هفتهٔ گذشته من
خیلی سریع می گویم.
 
 قول می دهیم عمل كنیم.
- صبر بکنیم. 
-سلام كردن را رواج بدهیم .
- خودمان عامل باشیم .
-به سخنان و رفتارها توجه بکنیم.
-هم بازی باشیم با بچه ها.
-در همه حال به آنها توجه كنیم.
-احترام بگذاریم به فرزندان و
شخصیت آنها.
اما مورد هشتم.
 
 استاد تراشیون: 
نکتهٔ هشتم این است كه ما نکات مثبتی هم كه از فرزندانمان می بینیم بیان كنیم. این خود خوبی های طرف مقابل را دیدن یک نوع ابراز محبت كردن به طرف مقابل است.
 بچه های ما خوب هستند و واقعا هم خوب هستند ولی گاهی اوقات آن عینکی را كه ما باید بزنیم، عینک خوشبینی كه به رفتارهای فرزندانمان بزنیم كم رنگ می شود.
اتفاقا امروز صبح متنی را مطالعه می كردم خیلی برای من جالب بود رابطهٔ خوش بینی و افزایش عمر كه بیان كردند یک پژوهشی عجیب هم بود حدود سی سال روی این پژوهش كار كردند به این نتیجه
رسیدند كه، افرادی كه خوش بین اند میانگین هفت و نیم سال عمرشان افزایش پیدا می كند.
 گاهی اوقات ما هم نسبت به
خودمان بدبین هستیم، هم نسبت به اطرافیانمان بدبین هستیم، هم نسبت به فرزندمان. شما می بینی بچه رفتاری را انجام می دهد، می گوید بیا این هم شده سرطان زندگی من. بچه این كار را می كند، این شده مصیبت برای من.
 بچه یک كاری را انجام می دهد این انگار قرار است زنگولهٔ  پای تابوت من باشد.
 یعنی هی شروع می کنیم منفی دیدن فرزندانمان را.
در صورتی كه ما می گوییم نه، اتفاقا بچه ها اگر كنکاش بکنیم، دقت بکنیم آن عینک خوش بینی را بر چشم مان بزنیم
می بینیم چقدر رفتارهای خوبی دارند.
 وجود مبارک امیرالمومنین  علی علیه السلام به جناب مالک فرمودند؛ - من نقل به معنا می كنم- در منشور حکومتی شان گفتند؛ ای مالک خوبی ها را ببین تا خوبیها گسترش پیدا بکند. یعنی ما اگر می خواهیم فرزندمان خوبی هایش هم گسترش پیدا بکند باید آن خوبی ها را ببینیم و بیان هم بکنیم برایش،
 این كار چقدر او را خوشحال كرد، این جا چقدر خوب سلام كردی، چقدر خوب رفتار كردی، دستت درد نکند كه این طوری به من كمک كردی.
 شروع بکنند رفتارهای مثبت را ببینند ولی گاهی اوقات بالعکس است.
 چقدر خانواده ها عینک هایی كه می زنند بهتر است به جای عینک بگویم ذره بینی كه دست می گیرند، فقط دنبال رفتارهای منفی فرزندشان است.
 من چون قدیم با نوجوانان خیلی سر و كار داشتم خیلی مواقع بچه ها به ما این را می گویند كه پدر مادر ما انگار فقط
منتظرند خطا كنیم همین را ببینند به رخ ما بکشند در صورتی كه ما می گوییم نه اتفاقا در نقطهٔ مقابل ما باید نکات مثبت را به رخ فرزندانمان بکشیم، بیان كنیم و حتی در فرمولهای نقد هم ما باید این را رعایت كنیم اگر فرزند ما رفتار بدی را انجام می دهد، اول خوبی را كنارش ببینیم بیان هم بکنیم یعنی حتی در زندگی هم همین طور می خواهم به همسرم انتقاد بکنم، چرا اول می روم سریع سراغ نقدم دو خوبی اش را بگو بیان بکن بعد آن نقد را بکن ببین چقدر اثر می گذارد.
 آقا هم همین طور می خواهد به همسر، یا خانم می خواهد به آقایش نقد بکند صبح جمعه می شود دست آقا را می گیرد زوركی به آشپزخانه می برد ببین لامپ چند وقت است سوخته ، می خواهی دست باجناقت را بگیرم بیاورم،
كارگری را بگیرم بیاورم، به فکر زندگی ات باش. این لامپ باید عوض شود.
 من به خانم ها می گویم؛  مطمئن باشید به هزار و یک دلیل آن روز این لامپ عوض نمی شود ولی اگر روش عوض شود شما همان صبح روز جمعه صبحانهٔ آقا را آماده بکنی صبحانهٔ مورد علاقه اش را، همسرتان را بیدار كنید با هم دیگر صبحانه را بخورید صبحانه كه تمام شد٬
بیان خوبیها بگویید من می خواهم تشکری از شما بکنم آقا می گوید، بفرمایید چه تشکری؟  می گوید واشر شیر آب كه
چکه می كرد چند وقت پیش یادتان است شما این را عوض كردید دیگر چکه نمی كند. دستت درد نکند هر دفعه می روم شیر را باز و بسته می كنم دعایت می كنم. این لامپ هم سوخته دست شما را می بوسد. من همیشه به خانم ها  می گویم، این طوری انگار دو هندوانه گذاشتید زیر بغل آقایتان زیر سنگ هم كه شده می رود لامپ پیدا می كند عوض می كند.
دلیلش این است كه انسانها نیازمند به محبت اند یک شکل از محبت هم این است كه انسان خوبی های طرف
مقابلش را ببیند و بیان هم بکند.
برویم نکتهٔ نهم:
 
سعی كنیم فرزندانمان را زیبا خطاب بکنیم نام زیبا روی فرزندانمان
بگذاریم و زیبا هم خطاب بکنیم. خطاب زیبا اصلا خودش یک نوع محبت كردن به فرزندان محسوب می شود.
 من توصیه هم می كنم اخیرا هم دیدم مسئول این بخش از سازمان ثبت احوال داشتند یک آمارهایی را می دادند به لطف
الهی كشور ما یک كشوری است كه مردم اعم نام هایی را كه به فرزندانشان می گذارند اسم ائمهـ معصومین علیهم
السلام است.
 این را باید واقعا تبریک گفت به این خوش فکری و تدبیری كه خانواده های ما دارند.
 اما یک بخشی را ایشان آمارهایی می داد می گفت؛  اسامی عجیب و غریب می گفت گاهی اوقات اسم می آورد روی فرزندش می گذارد، ما
تیم تشکیل می دهیم، كارشناسان بررسی بکنند، می بینیم در هیچ جا نمی توانیم این اسم را پیدا بکنیم.
می گفت مراجعه كه
می كنیم می بینیم، اسم مفهوم بدی دارد، معنای بدی دارد به نظرم می گفت آمده روی بچه اش اسم بگذارد اسم بچه
اش را می خواهد بگذارد قاتل روی آن هم پافشاری می كند روی چه تدبیری روی چه نگاهی؟ آدم باید اسامی افرادی را روی فرزندش بگذارد كه مفهوم خوبی داشته باشد . نام اهل بیت باشد. فردای قیامت هم یکی از حقوقی كه بچه ها
مطالبه می كنند نام است.
 
مجری: می گویند می خواهیم خاص باشد.
استاد تراشیون: خاص بودن همیشه نمی توانیم بگوییم خوب است لذا وجود مبارک و نازنین ابی عبدالله الحسین علیه
السلام نام سه فرزندانشان را علی می گذارند. علی اكبر، علی اوسط، علی اصغر. گاهی اوقات این طوری نباید باشد نامی كه زیباست.
 اما نکتهٔ آخر را هم من عرض بکنم. گاهی اوقات به فرزندانمان صریح بگوییم كه به آنها علاقه داریم و این را هم به هیچ چیزی موكول نکنیم. 
نه  اینکه بگوییم؛ اگر كار هایت را خوب انجام بدهی من دوستت دارم. نه ما به بچه هایمان بگوییم شما را دوست داریم و چون دوستتان داریم دوست داریم یک سری كارهایی را انجام بدهیم كه این
كارها به نفع شما خواهد بود.
 
مجری: خیلی ممنون این ده مورد هم امیدوارم مورد توجه شما قرار گرفته باشد. 
قدری بیاییم دقت نظر داشته باشیم در رفتارهایمان و قضاوت نا به جا نداشته باشیم و بیاییم همه را با نگاه سرشار از مهر و محبت ببینیم و خودمان را وقف جامعه مان بکنیم پیروز و سربلند باشید باز هم كلامی دلنشین از شهدای عزیز پایان بخش برنامه ما است التماس دعا
خدانگهدار.
 
منبع:aftabsharghi.tv1.ir


مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

توجه! توجه! باید ها و نباید های توجه به کودک(قسمت اول)
ادامه مطلب