برنامه آفتاب شرقی در تاریخ 94/07/5 (مرحوم شدن والدین-دروغگویی فرزندان)

برنامه آفتاب شرقی

موضوع برنامه: تربیت دینی فرزندان

كارشناس: حجت الاسلام والمسلمین تراشیون

49/50/ تاریخ پخش: 50

 

استاد تراشیون سلام علیکم و رحمه الله. بسم الله الر حمن الرحیم. والحمدالله رب العالمین. درود می فرستم بر نبی

مکرم اسلام و اهل بیت آن پیامبر بزرگوار. سلام و عرض ادب و عرض تسلیت هم دارم به محضر ولی نعمتمان حضرت

ولی عصر روحی فداه. بینندگان محترم سلام عرض می كنم و عرض تسلیت و خصوصا خانواده هایی كه در سوگ

عزیزانشان كه در منا كشته شدند به آن ها هم عرض تسلیت دارم.

 

مجری: می خواهیم بدونیم بعد از چنین اتفاقهایی که عزیزی رو از دست می دهیم  چگونه آلام و درد ها را بکاهیم و با فرزندان و کودکان چگونه برخورد کنیم

 

استاد تراشیون اگر اجازه بدهید به چند نکته اشاره بکنیم.

نکته اول این است كه ما اگر بدانیم كه بر روی كره زمین آمده ایم برای بندگی خدا و مسیری كه انسان بر روی زمین

طی می كند و حیات مادی اش را طی می كند باید یک بندگی خدا باشد. این اولین نکته. نکته دوم این است كه اگر

كسی در همین مسیر بندگی خدا، خدای نکرده جان بدهد و از دنیا برود این بهترین مسیر برای یک پایان زندگی است

در روی زمین كه حتی دیده اید ما روایات متعددی داریم. بالاخره در روایت داریم. پدر خانواده وقتی برای كسیب روزی

حلال از خانه خارج می شود نیتش پاک است و می خواهد برای رضای الهی رزق و روزی ای را برای خانواده اش به

دست بیاورد در همین مسیر از دنیا برود این همانند مرگ در راه خدا و جهاد فی سبیل الله است. بهترین مرگ ها مرگی

است كه در مسیر بندگی خدا باشد. ما معتقدیم این حجاج عزیزمان كه از دنیا رفتند در همین مسیر قدم بر می داشتند.

شاید پاک ترین قدم ها را برای لبیک به ندای الهی برداشتند. شاید آدم وقتی زندگی این ها را نگاه كند. خالصانه ترین

مسیری كه حركت كردند همین مسیر بوده.

نکته سوم این است كه بالاخره انسان ها پایانی برای زندگی دنیایی شان وجود دارد و هر چه انسان بتواند این پایانش

پایان خوبی باشد پایانی باشد كه مرضی رضای خدا هست این قطعا بهترین قدم ها را در این مسیر برداشته اسیت. اگر

شهیدی می دادیم اگر كسی را در راه خدا از دست دادیم كسی را در مسیر الهی از دست دادیم كسی را در مسییر رزق و

« روزی حلال از دست دادیم ما یک مقداری خودمان نگرانیم كه یک عزیزی را از دست داده ایم. و الا قطعا آن ها  در محضر الهی هستند و رزق و روزی الهی را استعاده می كنند و در بهترین جا قرار دارند ان شاالله.

أَحْیَاءٌ  عِندَ ر بِِّهِمْ یُرزَقُونَ آل عمران/ 964

وقتی ما بدانیم عزیزانمان به یک سفر خوبی رفته اند. سفری كه پایانش هم بالاخره یک پایان زیبایی بوده است. این

قطعا می تواند به ما آرامش بدهد. نکته دومی كه باید به آن توجه بکنیم این است كه خود ما هم با یاد خدا می توانیم

 

آرامش بگیریم در آن آیات و روایات الهی كه این قدر به ما سفارش شده رعد/ 82 ( یاد ( » أَلَا بِذِكْر اللَّیهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

خدا آرامش می دهد. ذكر خدا آرامش می دهد. من تونیه ام این است كه خانواده هایی كه عزادار هستند. اطرافییان این

. عزیزان كه عزادار هستند. حتما یاد خدا را بیشتر داشته باشند بقره/ 90 (. گاهی باید به نماز ( » وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْر وَالصَّلَاةِ «

توسل جست برای آرامش. اما ممکن است همین الان این خانواده ها فرزندانی دارند كه این فرزندانشان هم اذیت

می شوند. بالاخره در یک فضای غمبار در محیط خانواده قرار گرفته اند. باید ما حواسمان به بچیه هایمان هم باشید.

بالاخره بچه ها شاید این احساس غریبی و تنهایی را بیشتر داشته باشند. چون بالاخره كودک در خانواده پشتوانه و تکیه

گاهش و قهرمان های زندگی اش پدر و مادرش هستند. اطرافیان باید حواسشان به این بچه باشد. ما معمولا یک قاعده

كلی را بیان می كنیم. یکی از آن قواعد این است كه بچه ها را در این زمان با پر كردن وقتشان تسلی بدهیم. كنارشان

باشیم و مشغولیت هایشان را بیشتر كنیم. ارتباط بیشتری با این بچه ها بگیریم. مراقب هم باشیم. چون گیاهی اوقات

بچه هایی كه در این زمان عزیزی را از دست می دهند به خاطر توجه بیش از اندازه آسیب می بینند. همین كه اطرافش

شلوغ باشد و مشغولیت و تسلی خاطری داشته باشد كافی ست. گاهی اوقات به بچه ها اجازه بدهیم درباره آن عزیز كه

از دست داده اند صحبت كنند نه اینکه بخواهیم محو كنیم. اشکالی ندارد به كودک اجازه بدهیم درباره پدرش صحبت

كند. خود این به او آرامش می دهد. خاطرات آن پدر یا مادر را نباید در محیط خانه  محو كرد. اجازه بدهیم آن حضور پدر

و مادر ولو یک تصویرشان و عکسشان هست در محیط خانه باشد خود این می تواند به بچه ها آرامش بدهد. چون دیده

اید گاهی اوقات تا پدری مادری از دنیا می رود می بینیم كه همه ی آثار او را می خواهند محو كننید. اجازه بدهید آن

خاطرات در محیط خانه باشد چون انسان ها با خاطراتشان زندگی می كنند خصوصا فرزندانشان. باید باشد. این

جزئی از شناسنامه فرزند ماست. این شناسنامه را نباید پاک كرد. با آن شناخت و آن خاطرات باید زندگی كند. نکته ای

كه وجود دارد ما باید خودمان را كنترل كنیم و در كنار این بچه ها بی قراری نکنیم. اجازه بدهیم صحبت كنند. نبایید

ببینند ما سست و ناتوانیم در برابر این مصیبت.

نکته آخر هم این است كه اطرافیان هم خیلی دقت بکنند ما یک رسم و رسوم های خوبی در مصیبت ها داریم همان

سرسلامتی دادن ها همان كه می آیند در محیط و دور و بر افراد را می گیرند و گفتگو و صحبت می كنند و خواهشی كه داریم این است كه در صحبتها اما و اگر نیارند با كسی كه صاحب عزاست. مثلا نگویند ای كاش نرفته بود و فلان

كار را نمی كرد. ای كاش ها و اما اگر ها را نیاورید. بیشتر سعی كنید سرسلامتی بدهید در كنار آن ها آرامش بدهید. خود

این اما اگر ها ممکن است مشکلاتی را برای افراد ایجاد كند. اما در ضمن این من باید یک نکته مهمی را هم عرض

كنم. به لطف الهی مردمان ما مردمان معاد باورند ما معتقدیم كه مرگ مرگ  نیست و خودش یک تولد است و معاد هم

از بازگشت می آید نه این كه كسی به پایان رسیده است. این یک سرآغاز است. عزیزانی كه در این سفر الهی اینگونه از

دنیا رفته اند و وفات كرده اند این ها قطعا جایگاهشان جایگاه خوبی می تواند باشد انشاالله ما هم انشاالله دعا كنیم كه در

جوار نبی مکرم اسلام و در جوار اهل بیت علیه السلام و امیرالمومنین علیه السلام و حضیرت فاطمه زهرا سلام الله

علیها جا بگیرند و در همسایگی اهل بیت علیه السلام انشاالله زندگی جدیدشان را آغاز كنند.

 

مجری: خیلی ممنون از اینکه این نکته های خیلی آرامش بخش را بیان فرمودید انشاالله كه این قلیل را از ما قبول

بکنند خانواده های داغدار و ما را هم در غم خودشان شریک بدانند همه ی مردم ایران.

 

در خدمت استاد تراشیون خواهیم بود و مطالب را عرض خواهیم كرد. در هفته قبل كه استاد تراشیون در ارتباط با آماده

سازی فرزندان و نکته های كلیدی ای كه والدین باید در ارتباط با رفتن به مدرسه فرزندان رعایت كنند شما به 15 نکته

اشاره داشتید. خیلی مورد توجه خانواده ها قرار گرفت و همه تشکر كردند و قطعا راه گشا خواهد بود برای همه عزییزان

اما قبل از آن در خصوص باید ها و نباید های ارتباط موثرصحبت می كردیم و ارتباطاتی كه باید میان والدین و فرزندان

ایجاد شود.

 

استاد تراشیون من با یک مقدمه كوتاهی این بحث را آغاز كینم. ما وقتی بحث ارتباط موثر را بیا ن می كنیم

می خواهیم بتوانیم نقش آفرینی بهتری بر روی تربیت فرزندانمان داشته باشیم. خود به خود ما بتوانیم ارتباط موثر

بگیریم فی نفسه شاید به درد نخورد اما در حوزه خانواده این ارتباط می تواند مقدمه ای باشد برای اثرگذاری های تربیتی

در نقطه مقابلش اگر ما شیوه های ارتباط موفق را به فرزندانمان نیاموزیم قطعا آسیب های تربیتی به فرزندانمان می رسد.

من در همین چند هفته ای كه بحث ارتباط موثر را مطرح می كردم می دیدم پدر و مادران نکاتی را می گویند، بچه ها

حرف ما را گوش نمی دهند به ما دروغ می گویند پرخاش گری می كنند و لجاجت و لج بازی می كنند در برابر حرف ما.

برخی از این ها دلیلش همان عدم ارتباط گیری موثر با فرزندان است. می خواهم به یکی از این نکات و آسیب ها بپردازم

و ارتباطش را بگویم كه ما چگونه می توانیم با یک ارتباط گیری موثر با فرزندان این آسیب تربیتیی را از بین ببریم.

 

دروغ

یکی از نگرانی هایی كه خانواده ها دارند بحث دروغ گویی فرزندان است. دروغگویی آثار خیلی مخربی ر ا بر زندگی

فردی انسان اجتماعی انسان معنوی انسان حتی می گذارد. ما داریم در روایتی كه حضرت فرمودند: جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ

فِی بَیْتٍ وَ جُعِلَ مِفتَاحُهُ الْکَذِبُ )ب ارالانوار، ج 64 ، ص 862 ( همه بدی ها را خدا در یک خانه ای جمع كرده و كلید این

خانه بدی ها دروغ است. شما می بینید این دروغ می تواند كلید بدی ها باشد و چه اتفاقی می افتد یک بچه ای كه فطرت پاكی دارد نورانی ست این می رسد به مسیری كه به اطرافیانش دروغ می گوید به پدر و مادر دروغ می گوید گاهی اوقات در محیط مدرسه به مدیر و معلم و مربی و همکلاسی ها دروغ می گوید. ازدواج می كند و به شریک زندگی اش دروغ می گوید. ما گاهی اوقات در زندگی های مشترک می گوییم اولین دروغی كه بین زن و شوهر رد و بدل می شود پایه های زندگی مشترک را متزلزل می كند اصل و مبنای زندگی بر اعتماد است. دروغ اولین كاری كه می كند ایین اعتماد ر ا از بین می برد. بین والدین و فرزندان هم همینطور. خدا نکند پدر و مادر بچه دروغگو داشته باشد. تشویش ذهنی برایشان ایجاد می شود. چرا بچه ها دروغ می گویند؟ ما می خواهیم بگوییم یکی از علت هایش شیوه های برخورد خود ما والدین با فرزندانمان است كه به برخی از این ها می خواهم اشاره كنم. اولین دلیلی كه بچه ها دروغ می گویند ترس از والدین است.

كاری می كنیم كه فرزندمان از ما می ترسد. از چه می ترسد. این كه خدای نکرده تنبیه ش كنیم. تهدیدش كنیم.

تحقیرش كنیم. سرزنشش كنیم. از این ها واهمه دارد می رود به سمتی كه به خاطر فرار از این ترس می رود به سمت

دروغ گفتن. وقتی دروغ می گوید چه اتفاقی می افتد؟ یکی این كه باب خطا و اشتباهات را برای خودش بیز می كنید.

آدم هایی كه دروغ می گویند گاهی اوقات به خودشان جرات و جسارتی را می دهند كه خطاهای بیشتری بکنند. می گوید من فلان اشتباه و خطا را می كنم و دروغ می گویم نمی گذارم كسی متوجه بشود. این ترسی كه از ما پیدا می كند فرزنید منجر به این اتفاق می شود. حتی در زندگی مشترک هم همینطور است. خدا نکند مثلا زن از شوهرش بترسد یا شوهر از زنش بترسد. می بینیم آقا می آید در خانه و همسرش می پرسد آقا امروز دیر كردی كجا بیودی. حیالا آقیا هیم یکیی از

همکارانش مثلا خداوند بهشون اولادی فرزندی داده یک بستنی آقا را مهمان كرده همین منجر شیده دیر آمیده. به

خانمش با صداقت می گوید یکی از همکاران ما را بستنی مهمان كرد رفتیم بیرون. خانم شروع می كند داد و بیداد كردن

و پرخاش كردن و تندی كردن. ما را نمی بری. خودت می روی و فلان. دفعه ی بعد اتفاقی شبیه این برای آقا می افتید.

وقتی كه آن چهره عصبانی و برافروخته و داد و بیداد همسرش را می بیند این را پنهان می كند. یک زمانی راستش را

نمی گوید. یک زمانی هم دروغ می گوید. همین منجر به این می شود كه زندگی آسیب ببینید. فردا خانم از یک راه

دیگری بفهمد كه آقا یک جای دیگری بوده است بعدا دیگر به همسرش نمی تواند اعتماد بکنید. پس نگذاریم بچه

هایمان از ما بترسند. من گاهی اوقات یک تعابیری را در رسانه در محضر بینندگان خوبمان به كار برده ام. گفتم ما پدر

و مادر ها باید پناه ببریم به خدا از اینکه فرزندمان از ما بترسد. اصلا شیوه صحیحی در مدل تربیتی نیست كه بچه ها از

والدینشان بترسند. چون منجر به خطاهای دیگری می شود كه یکی اش هم دروغ است. دومین دلیلی كه بچه ها دروغ

می گویند بی اعتمادی نسبت به والدین است. یعنی چه. می گوید حالا من به این مادر بگویم درس من ضعیف است. او

چه كار می تواند برای من بکند؟ مادر توانایی حل كردن مشکل من را ندارد. فلان اتفاق برایش افتاده و دوستش بیرون

خانه مشکلی پیدا كرده به پدرش نمی گوید. می گوید پدر كه غیر از داد و بیداد كار دیگری بلد نیست. یعنی اعتماد به

اینکه ما می توانیم مشکلات آنها را پیگیری كنیم و حل كنیم در او وجود ندارد و منجر به این می شود كه فرزندانمان به

ما دروغ بگوید.

سومین نکته بدآموزی والدین نسبت به این موضوع است. پدر و مادر راحت دروغ می گویند. حالا این

دروغ شکل های مختلفی دارد. یک موقع پدر و مادر به خودشان می گویند. بچه ها دقیق و شاهدند. بچه ها موجودات

خیلی تیزی هستند و رفتار های ما را قشنگ رصد می كنند و متوجه می شوند. ما خیلی مواقع در مشاوره ها هم این را

می دیدیم. مادر می گوید من یک موضوعی را خودم یادم نبود فرزندم به من یادآوری كرد. بچه حواسش جمع است و

این ها را ضبط می كند. در روایات دینی هم داریم الْعِلْمُ مِنَ الصِّغَرِ كَالنَّقْشِ فِی الْ حجَرِ )بحارالانوار، ج 9، ص 889 ( همین

است یعنی بچه ها راحت از محیط دارند دریافت می كنند و یاد می گیرند و وقتی هم یاد گرفتند در وجودشان حک

می شود. پدر و مادر گاهی به هم دروغ می گویند. گاهی نه. به دیگران دروغ می گویند. مثلا همین بچه با پدرش رفته

است برای مدرسه كفش بخرد. فروشنده كفش می گوید مثلا این كفش چهل هزار تومان پدر به دروغ برای اینکه

تخفیف بگیرد می گوید من الان مغازه بغلی پرسیدم سی هزار تومان. بچه هم دقیقا این رفتار پدر را رصد می كند. ما

اینجا كلاس درس گذاشته ایم. ولی كلاس درس بدی ها را برای فرزندمان گذاشته ایم. گاهی می بینی نه. پدر و مادر

به خود فرزند دروغ می گویند. قصد و قرضی هم ندارند. بچه یک بهانه ای می گوید می رویم بیرون برایت می خریم.

می روند بیرون می گویند من كی گفتم برایت می خرم. همانجا حاشا می كنند به قول آن تعبیری كه می گفت دیوار حاشا

هم كه بلند است

. این سومین نکته. گاهی اوقات ما ارتباط خوبی با بچه هایمان برقرار نمی كنییم و بچه هایمان یاد

می گیرند كه دروغ بگویند.

اما نکته چهارم و آخر. جلب توجه اطرافیان. بچه ها چرا گاهی اوقات دروغ می گویند. به خاطر

اینکه بتوانند توجه دیگران را به خودشان جلب كنند. مثلا ما توجه به حرف بچه نمی كنیم گاهی اوقات می آید یک

موضوعی را برای ما باصداقت تعریف می كند و می گوییم این همه وقت من را گرفته ای می خواهی این را بگویی. او

می رود دنبال موضوعی عجیب و غریب می گردد تا برای ما بگوید و ما تعریف كنیم و واكنشی نشان بدهیم. دلیل

دروغگویی فرزندان چهار نکته است به دلیل اینکه ما عملکرد خوبی نسبت به رفتار با فرزندان نداریم و این منجر به این

می شود كه به همین واسطه فرزندمان شروع كند به گفتن دروغ و لذا ما پدر و مادر ها باید خیلی دقت كنییم.

 

گاهی

جملات كلیشه ای از كارشناسان و رسانه شنیدیم. گاهی ما می گوییم كودكان ما آیینه ما هستند. اما باور نمی كنیم كه

واقعا بچه های ما آینه رفتاری ما هستند. گاهی آینه مستقیم گاهی هم چون عملکرد و عکس العمل من خوب نیست

فرزندم یک رفتار نامطلوبی مثل دروغگویی خواهد داشت. لذا اگر بخواهیم فرزندانی در تراز تربیت دینی و اسلامی

داشته باشیم باید به این نکات توجه كنیم. لذا متاسفانه اگر خدای نکرده فرزندان ما اهل دروغگویی باشند اولین كسانی

كه آسیب می بینند خود ما والدین هستیم. اجتماع آسیب می بیند. خدای نکرده آدم گیر یک فروشنده دروغگو، كارمند

اداره دروغگو یا گیر آدمی بیفتد كه دروغ می گوید. ببینید چه قدر اجتماع آسیب می بیند. ثمره اش چیسیت؟؟ ما گاهی

اوقات عملکردمان در دوران تربیت فرزندمان خوب نبوده ثمره اش را امروز می بینیم كیه چه قدر اطرافیانمان آسیب

می بینند. ما ها در مشاوره هایمان می دیدیم كه اگر فردی گیر آدم دروغگویی افتاده است واقعا آسیب های جدی روحی

می بیند. پس ما باید عملکردمان را درست كنیم و نگذاریم كودكانمان از ما بترسند و ما پشتوانه ی خوبی برای فرزندمان

باشیم تا به ما اعتماد كنند. مراقبت كنیم كه فرزندانمان رفتار های ناپسند خصوصا دروغگویی را از ما و اطرافیان نبیننید.

به فرزندانمان توجه داشته باشیم چون گاهی فرزندان به خاطر جلب توجه دروغ می گویند. گاهی اوقات بچه ها تشنه

توجه اند. برای اینکه جلب توجه كند دست به هر كاری می زند. زمانی یک نوجوان سیزده ساله ای را آوردند پییش ما

گفتند این متاسفانه سیگار می كشد. من با خود او شروع كردم صحبت كردن كه چرا این كار را می كنی. می گفت كه به

من توجه نمی شد. من خودم هم بدم می آید ولی می روم یک سیگار می خرم یک مقدار دودش را در دهانم می چرخانم و

به لباسم فوت می كنم كه لباسم بوی دود سیگار بگیرد كه دیگران و اطرافیان به من توجه كنند. لذا ببینید فقط به خاطر

اینکه تشنه توجه است این كار را كرده. چرا؟ چون كه ما به جای درست به فرزندمان توجه نکردیم و او خطا می رود كه

جلب توجه كند. گاهی هم برای جلب توجه دروغ می گوید برای پدر، مادر، معلم، مربی و دوستانش. گاهی اوقات بچه ها

برای اینکه توجه طرف مقابلش را جلب كند دروغ های بزرگی می گویند. ما باید از این ها مراقبت كنیم

 

. الان بینندگان

خوبمان حتما این سوال برایشان به وجود آمده كه اگر بچه های ما خدای نکرده دچار دروغگویی شدند ما باید چه كنیم.

كه هر وقت بفرمایید من راهکار هایی هم در این زمینه تقدیم حضور بینندگان خواهم كرد.

 

من پنج راهکار را به اندازه ی وسع زمانی عرض می كنم

 راهکار اول این است كه ما نشان بدهیم بیه

بچه ها كه راستگویی ارزشمند است یعنی ارزش راستگویی را ما با وجودمان به بچه هایمان انتقال بدهیم ممکن است

بینندگان بفرمایند چطور می شود ارزش راستگویی را نشان داد یک بیان برخ  از داستان ها خیلی خوب است ما

داستان هایی را برای فرزندان بیان بکنیم كه شخصیت اصلی داستان یک فرد راستگو است و این چقدر موفق می شود

شما در سیره ی عملی زندگی پیغمبر گرامی اسلام یکی از شاخصه های مهم ایشان راستگویی شان است و به مرحله

ای رسید كه حتی كفار آن زمان در مکه ایشان را امین خودشان می دانستند و در آن حتما ماجرایش را شما حضور ذهن

دارید وقتی سنگ حجر الاسود را خواستند در جای خودش قرار بدهند اختلافی بین قبایل به وجود آمید مراجعه

كردند به پیغمبر گرامی اسلام ایشان راستگو امین درست كار و درست كردار بود همین منجر می شد دیگران به او

اعتماد بکنند این ارزش راستگویی است ما سیره ی اهل بیت را برای بچه هایمان ماجراها و داستان هایی را بیان كنیم

گاهی اوقات از خودمان بگوییم یک جاهایی كه راست گفتیم هیچ گاه از راست گویی مان پشیمان نگفتیم این ها را بیان

كنیم یک داستان گفتن دوم خاطره گویی سوم با افراد راستگو برخورد كردیم و برای ما ارزشمند بودند همین را به

بچه ها بگوییم امروز رفتم دم مغازه ای چقدر این فرد راست می گفت لذت بردم از راستگویی

یکی از بزرگان دینی می گوید

من مغازه ی قفل فروشی رفتم دقایقی را منتظر ماندم ماجرای مفصلی هم دارد دیدم فردی قفلی را آورد فروخت به این

فرد به قیمت امروز می گفت من قفل دست دوم را از شما هزار تومان می خرم دقایقی گذشت فرد دومی آمد اتفاقا همان

را انتخاب كرد گفت من هزار تومان خریدم ده درصد رویش می كشم هزار و صد به شما می فروشم همین ماجرا ها را

انسان بازگو بکند ارزش راستگویی را در جامعه به بچه ها نشان بدهد بچه ها به سمت راستگویی می روند نکته ی بعدی

این كه گاهی اجازه بدهیم بچه ها صریح حرف هایشان را به ما بزنند دغدغه نداشته باشند این را كه به بابا بگویم

ناراحت شود نه بچه ی ما از مدرسه می آید خطایی كرده من هیچ وقت یادم نمی رود یک موقعی در مدرسه خودم قدیم

كار مشاوره انجام می دادم پدری سراسیمه آمد گفت بچه ی من آمده می گوید من فلان خطا را در مدرسه انجام دادم

یکی از دانش آموزان را سوزنی زدم این را آمده تعریف می كند با خوشی من چه كار كنم گفتم یک این ارزش دارد بچه

دارد خطایش را می گوید آفرین به شما خوب شنیدید حرفش را چون می گفت عکس العملی نشان ندادم نمی دانستم چه

كار كنم این خوب است آدم بشنود حرفش را ولو می داند بچه اش خطا می كند این را بشنود بعد دنبال راهکار بگردیم

اجازه بدهیم بچه ها صریح حرف هایشان را بزنند بدون دغدغه. نمی گویم فقط این را بشنویم كه این بچه با خطایش

بزرگ شود .نه سنجیده عمل كنیم نسبت به این رفتار نامطلوب فرزندمان با روش خودش خطای او را درمان بکنم نکته

ی بعدی این كه الگو بودن خود والدین برای فرزندان ما پدر مادر ها نباید به هیچ بهایی دروغ بگوییم به هم دیگر این را

باید خیلی دقت بکنیم لذا ببینید خودش هم حسنی دارد گاهی اوقات پدر و مادری كه نمی خواهند به هم دیگر دروغ

بگویند خطاهایشان هم در محیط خانه كم می شود آرامش خانه هم بیشتر می شود این الگو بودن است به دیگران دروغ

نگوییم به فرزندمان دروغ نگوییم حتی من گاهی اوقات این را به شوخی می گویم ولی جدی است حتی به خودمان هم

دروغ نگوییم واقعیت را به خودمان بگوییم یک انسان مدل راستگویی برای فرزندمان باشیم این خودش فرزندان گاهی

اوقات می توانند عامل رشد والدین باشند یک موقعی یک جوان مجردی دارد زندگی می كند وقتی ازدواج می كند بالاخره

باید یک سری نکات را باید رعایت بکند وقتی فرزند وارد این زندگی می شود یک سری نکات دیگر را باید رعایت بکند

این را شنیده اید قدیمی ها گاهی اوقات وقتی یک زوجی با هم دیگر مشکلاتی داشتند می گفتند بچه دا  شوند خوب

می شوند ما هم معتقدیم نمی خواهیم بگوییم صد درصد ولی به خاطر حضور همین بچه برخی رفتارها كنترل می شود و

دقت می كنند باید بدانیم كه فرزندان ما دارند از ما الگو گیری می كنند الگوهای خوبی برای فرزندان باشیم نکته ی

بعدی اگر فرزند ما خطایی كرد لیوانی شکست گفتیم این لیوان را چه كسی شکسته ما هم خانه نبودیم می گوید من

شکستم پدر عمدی كه نشکستی مراقب بودی گفت بله پایم خورد بچه ها كه نمی آیند لیوان را عمدی بشکنند گفت

اشکالی ندارد قدیمی ها می گفتند احتمالا یک بلایی بوده یک توجیهی هم خودشان می گذاشتند رویش ما هم همین

طور باشیم این سیره ی اهل بیت هم بوده می آمد محضر وجود مبارک پیغمبر گرامی اسلام می گفت من گنه كار هستم

حضرت می فرمودند برو توبه كن می گفت گناهم خیلی بزرگ است راهکار ارائه می دادند حضرت می فرمودند گناه تو

بزرگ تر است یا وجود مبارک الهی گفت معلوم است خداوند عظمت دارد گفت این گناهت را ببر در درگاه همان كسی

كه با عظمت است توبه بکن یعنی یک كاری نمی كردند فردا طرف بترسد نیاید مشکلش را بگوید لذا همین می شد

طَبِیبٌ دوَّارٌ بِطِبِّه مثل طبیبی عمل می كردند دیگران می آمدند مشکلاتشان را می گفتند چون می دانستند از آن ها راهکار

می شنوند دروغ هم نمی گفت یک كسی می آمد در خانه ی اهل بیت مشکلی داشت می آمد برای حل مشکل نمی ترسید

مشکلش را بیان می كرد اهل بیت مثل طبیب معنوی برای این افراد درمان می كردند نسخه می پیچیدند یک شخصی

آمد محضر ابی عبدالله الحسین در برخی از نقل ها هم است محضر امام باقر علیه السلام گفت من یک مرد گنه كاری

هستم وَ لَا اَصبِرُ عَلَی مَعصِیتِ الله نمی توانم هم گناه نکنم چه كار بکنم حضرت مثل یک طبیب نشستند درمان كردند

راهکار گفتند ما دقیقا می خواهیم بگوییم دروغ هم نمی آید بگوید نمی ترسد چون می داند این جا مشکلش حل می شود

لذا پدران و مادران هم باید برای بچه ها طبابت كنیم بچه ی ما اگر مریضی مشکل و دردش را اشتباهش را گفت بداند

می تواند به ما اعتماد بکند ما طبیب قابل اعتماد هستیم كه مشکلش را حل كنیم دروغ نمی گوید نکته ی بعدی این كه ما

پند و اندرز بدهیم برای بچه ها و تنفر دروغ را باید برای بچه ها روشن كنیم این جا خانواده ها باید خیلی دقیق باشند ما

یک موقعی می گوییم از تو دروغ گو متنعر هستیم این خوب نیست یک موقع باید بگوییم از دروغی كه گفته می شود

متنفر هستم یک فرقی بین شخصیت آن فرد و رفتار آن شخص بگذاریم حتی ما می توانیم پیشگیرانه بگوییم كه من از

دروغ خوشم نمی آید متنفر هستم بدم می آید این ها را بیان كنیم بعد علتش را هم بگوییم دلایلش را هم بگوییم حتی

این ها را می شود در قالب یک داستان ها قصه هایی خاطراتی گفت حتی كسانی كه گیاهی اوقات دروغ گفتند چه

آسیب هایی دیدند را در قالب این موارد پند و اندرز را به طرف مقابل و فرزندان داد این ها كمک می كند فرزندان به

سمت دروغ گویی نروند و اگر دروغی هم گفتند اصلاح شود رفتارشان.

 

كه ما بدانیم بچه ها هرچه بیکار باشند مراقبت بیشتری نیاز دارند نگرانی های

تربیتی ما نسبت به آن ها باید بیشتر باشد یک پژوهشی هم در كشور ما انجام شد این در همه ی رنج ها است ولی این

را می خواهم بگویم در قشر نوجوان این پژوهش انجام شده كه عمده ی بزه كاری های در حوزه ی نوجوانان در زمان

عصر اتفاق می افتد به این دلیل كه آن جا جامعه نیمه خواب است خصوصا تابستان ها روزهای بلند عصر ها نیاز به

استراحت دارند مردم خودشان كار و فعالیت جدی را ندارند همین منجر به این می شود كه خطایشان زیاد شود بچه ها

هم همین طور است بچه ای زیر هفت سال هر چه این ها را بیکار تر قرار بدهیم می شوند یک مصیبت سختی برای

والدین بچه های بیکار دارند لذا كارشناسان تربیتی حتی حکما می گویند انسان های پر كار انسان های سالم اند شما وقتی

در نگاه دینی هم نگاه می كنید می بینید آموزه های اسلامی ما انسان ها را به تلاش وا می دارد حتی خیلی از عبادت های

ما همراه با تلاش است می بینیم بالاخره بخشی از جسم و ویژگی های جسمی انسان را درگیر با خودش می كند انسیان

موجود برای حركت ساخته شده یک پزشکی می گفت این همه مفاصل ماهیچه ها در بدن انسان این ها برای بیکاری

نیست برای حركت است بچه های ما همین طور هستند بچه های زیر هفت سال باید ماموریتشان كار باشد فعالیت باشد

آن وقت شاید بگوییم كار و فعالیت یعنی چه بیگاری بکشیم از آن ها نه مهم ترین كار در دوره ی كودكی بازی است لذا

كودكی كه بازی می كند بچه ی سالمی است چون امام صادق می فرمایند دِعْ إِبْنَک یلْعَبُ سَبْعَ سَنین )كافی، ج 6، ص

92 ( بچه را آزاد بگذارید هفت سال اول بازی بکند فعالیتی كه خیلی از این آسیب ها را جلویش را می تواند بگیرد دوم

این كه به تغذیه ی بچه ها باید توجه كرد من در برنامه ی قبلی برای دانش آموزان این نکته را عرض كردم تغذیه پایه

ی رفتار انسان است شاید بگویند برنامه تربیتی است چرا در مورد تغذیه نکته گفته می شود ما می گوییم تربیت مبنایش

تربیت صحیح و سالم است بچه ای كه گرسنه باشد نمی توانید تربیت بکنید تربیت پذیر نیست در آموزه های دینی

می گویند فقر كفر می آورد چرا؟ نمی شود تربیتش كرد رویش كار الهی و دینی انجام داد مراقبت كنیم از تغذیه ها این

قدر نگذاریم بچه ها پای تلویزیون و كامپیوتر بنشینند این بچه ها را عصبی و پرخاشگر می كند من در برنامه های پیش تر در آفتاب شرقی گفتم بخش میانی مغز است كارش خود كنترلی است فرد را كنترل می كند وقتی بچه ها زیاد پای رسانه

و بازی كامپیوتری می نشینند این بخش مختل می شود بچه هایی كه زیاد مورد امر و نهی والدین قرار می گیرند این كار

را بکن این كار را نکن این ها بچه های نافرمان و پرخاشگر می شوند اگر در محیط خانه فرزند جدیدی به دنیا بیاید تا به

حالا یکه تاز خانه بوده بچه ی جدید به دنیا آمده گاهی والدین نمی دانند چطور پیوند بین این دو برقرار بکنند یک موقع

مادر به دخترش می گوید بدو دخترم برو شیشه ی این بچه را بیاور این بچه نگاهی می كند ای داد بی داد تا دیروز همه

كمر به خدمت من بسته بودند دارند به نفع بچه از من بیگاری می كشند یا پدر وارد خانه می شود سلام دختر خوبم امروز

با برادرت چطور بودی اذیتش كه نکردی می گوید ای داد بیداد تا دیروز كه خانه می آمد حال و احوال میی كنید با من

بازی می كرد الآن دارد حال او را از من می پرسد این ها منجر می شود رفتارهای بچه ها پرخاشگراانه می شود یکی از

نکاتی كه بچه ها را پرخاشگر می كند این است كه بچه ها وقتی هم بازی ندارند یکی از نیازهای بچه ها خصوصا از دو

سالگی به بعد حضور فرزند یا فرد هم سال و هم جنگ در كنارشان است این را هم باید تامین بکنیم برخی از بینندگان

می گویند ما شاید كسی را نداشته باشیم اگر نان هم نانوایی سر كوچه نداشته باشد باید بگردیم پیدا بکنیم.

منبع:aftabsharghi.tv1.ir