بسه دیگه، دروغ گو!(قسمت اول)

بسه دیگه، دروغ گو!(قسمت اول)

در را که باز کرد، پویا پرید توی راهرو و با چشمان گردشده فریاد زد «مامان! فکر می‌کنی امروز توی مدرسه چی شد؟»

مادر، چینی به ابروها انداخت، شانه‌هایش را بالا برد و گفت «نمی‌دانم، خودت بگو!»

پویا کیفش را انداخت روی پله و بدون این‌که بند کتانی‌هایش را باز کند، از پا درشان آورد.

- اگر بگویم، برق از سرت می‌پرد.

مادر کمی دست‌پاچه شد.

- بگو ببینم بچه، نصفه‌عمر شدم.

- چشمت روز بد نبیند. زنگ تفریح دوم را که زدند، آمدیم برویم توی حیاط که مجید از بالای پله‌ها مثل توپ فوتبال قِل خورد و رفت افتاد ان پایین، بعدش هم سرش خورد به لبه پله و خون همه‌جا را برداشت.

رنگ از روی مادر پرید، چنگی به صورتش انداخت و گفت «یا قمر بنی‌هاشم! خدایا! خودت به خواهرم رحم کن»

- اقای صمدی گفت، شاید یک نُه، ده‌تایی بخیه بخورد. تازه! پای چشمش هم مثل بادمجان سیاه و کبود شد.

مادر دیگر نتوانست روی پا بایستد و نشست روی پله... پویا کز کرده بود گوشه اتاق و با ریشه‌های فرش بازی می‌کرد. خون، خون مادر را می‌خورد. پدر هم زیر چشمی به پویا نگاه می‌کرد و سر تکان می‌داد.

- پسرۀ دیوانۀ دروغ‌گو! خجالت هم نمی‌کشد. نمی‌گوید اگر مادرم از ترس پس افتاد، چه‌کار کنم. عین جن بوداده می‌پرد توی خانه و هر دروغی که از دهانش درآمد، می‌گوید. آن از چند روز پیشش که خودش را زد به خفگی و گفت نفسم بالا نمی‌آید، این هم از امروزش، آن‌قدر هم خوب فیلم بازی می‌کند که آدم اصلاً شک نمی‌کند. پسر! هیچ پیش خودت...

شما چه‌طور؟ شما توی خانه‌تان با چنین مشکلی روبه‌رو نیستید؟ حالا به چند سؤال و جواب توجه کنید.

سؤال‌ها

  • «نماز نمی‌خوانم، عمل زشتی را انجام می‌دهم، دروغ هم می‌گویم. از این سه، کدام‌یک را اول کنار بگذارم؟»
  • «جمله‌ای کوتاه بفرمایید که تمامی خیر دنیا و آخرت در آن جمع شده باشد.»
  • «دزدی شاید، عمل زشت شاید، اما این عمل هرگز از مؤمن سر نمی‌زند.»
  • «کلید ورود به خانۀ همه زشتی‌ها چیست؟»

و اما پاسخ‌ها

  • رسول خدا J: «اول دروغ را کنار بگذار.»
  • امام صادق A: «دروغ نگو!»
  • رسول خدا J: «دروغ از مؤمن سر نمی‌زند؛ زیرا خداوند فرموده است، دروغ‌گویان مؤمن نیستند.»
  • امام حسن عسگری A: «همۀ زشتی‌ها در خانه‌ای قرار داده شده و کلید ورود به آن دروغ است.»

با نگاهی به آیات و روایات درمی‌یابیم، دروغ که همان سخن خلاف واقع و حقیقت است، از زشت‌ترین گناهان و مایۀ شر و بدی است. هم‌چنین در روایات بسیار بر لزوم تربیت دینی تأکید شده است و ائمه معصومین آن را میراثی گران‌بهاتر از مال معرفی کرده‌اند؛ زیرا مال رفتنی است، اما تربیت ماندنی؛ بنابراین یکی از وظایف مهم پدر و مادرها این است که فرزندانی راست‌گو تربیت کنند تا بر اساس فرمایش امام صادق A هم از خیر دنیا و هم از خیر آخرت بهره‌مند گردند.

در این نوشتار برآنیم که والدین محترم را افزون بر آشنایی با دلایل مهم دروغ‌گویی در کودکان، با راهکارهای عملی درمان این عمل ناپسند آشنا بسازیم امید آن‌که این اثر بتواند خانواده‌های عزیز را در تربیت دینی فرزندانشان یاری رساند.

مشکل از کجا آب می‌خورد؟

نخستین گام و بزرگ‌ترین کمک در درمان دروغ‌گویی کودکان، شناخت عوامل مؤثر در آن است. در این‌جا به مهم‌ترین این عوامل و راه‌های درمان آن‌ها اشاره می‌کنیم.

1. تصویری در آینه

اجازه دهید که نخست از خودمان آغاز کنیم. لحظه‌ای خلوت کنیم و بیندیشیم که آیا خدای‌نکرده، خود ما در زندگی دروغ می‌گوییم یا نه؟ روشن است که کودکان آینۀ رفتارهای ما هستند. آن‌ها «هر تصویری» تأکید می‌کنیم «هر تصویری» را که ما بر آینۀ دلشان بیندازیم، نشان خواهند داد.

وقتی به فرزندتان می‌گویید که پشت گوشی تلفن بگوید «بابایم خانه نیست.» زمانی که سن کودکتان را کم‌تر از مقدار واقعی می‌گویید تا کرایه تاکسی را حساب نکنید، وقتی چراغ قرمز را رد می‌کنید و پلیس جلویتان را می‌گیرد و شما در برابر چشمان بهت‌زدۀ فرزندان شروع به داستان‌بافی و گفتن دروغ‌های عجیب و غریب می‌کنید تا جریمه نشوید و... در تمام این زمان‌ها تصویرهایی از دروغ‌گویی بر روی آینۀ دل کودکانتان می‌اندازید.

2. کی بود کی بود؟ من نبودم!

اگر مرتکب اشتباهی شوید و شخص بالادستی با قیافه‌ای عصبانی و به قصد تنبیه شما با صدای بلند داد بزند «تو بودی که این کار را کردی؟» شما چه جوابی می‌دهید؟ احتمالاً درصد بالایی از شما در موقعیت واقعی جواب خواهید داد «من که نبودم.»

همین حالت برای کودک شما زمانی اتفاق می‌افتد که مثلاً پس از خوردن بدون اجازۀ مربا، با قیافۀ تهاجمی و سؤال شما روبه‌رو می‌شود که «تو به مرباها ناخنک زدی؟»

او هم در ذهن خود سریع سریال دردناکِ «خشونت، کتک، توبیخ» را مرور می‌کند و در حالی که کنار لبش مربایی است، شانه‌هایش را بالا می‌اندازد و می‌گوید «من که نبودم. نمی‌دونم کی خورده!»

برخی از والدین «جرأت راست گفتن» را از کودکشان می‌گیرند؛ پس با آرامش برخورد کنید و حتی اگر لازم است، قول دهید که او را تنبیه نمی‌کنید. فقط بخواهید راست بگوید تا او را برای اشتباهی کوچک به دام اشتباهی بزرگ‌تر نیندازید.

منتظر قسمت بعدی باشید.

مرکز مشاوره ماوا،وابسته به موسسه امام خمینی



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک و مشاور جهت تشخیص و درمان دانست.

مدیریت و محتوای سایت مستقل از کانال نوردیده می باشد لذا پیرامون محتوا و تبلیغات کانال نوردیده هیچ گونه مسئولیتی برعهده سایت نوردیده نمی باشد.

حتما بخوانید!!

ریشه های رفتارهای غلط در کودکان(قسمت اول)
ادامه مطلب