ترس در کودکان (قسمت اول)

ترس در کودکان (قسمت اول)

زن، مرد و دختر کوچکشان روی صندلی نشستند. آقای مشاور متبسم بود. برای چند لحظه نگاه ها به هم گره خورد. مرد سکوت را شکست و قگفت "حقیقتش..." و چند لحظه مکث کرد. "موضوع مسئله دخترمه..." مشاور میان حرفش پرید و رو به دخترک گفت: چه دختر قشنگ و نازی! عزیزم می دونستی ما تو اتاق بغلی کلی کتاب قصه و اسباب بازی داریم! اصلا یه دقیقه اجازه بده؛ و بعد گوشی را برداشت و تماس گرفت: خانم صابری! میشه با این دختر خانم مهمون ما دوس بشین با هم برین پیش اسباب بازی ها؟ چند لحظه بعد! دخترک با اکراه و کلی اصرار پدر و مادر اتاق را ترک کرد.

آقای مشاور دوباره لبخند زد و گفت:" ببخشید که حرفتون رو قطع کردم ولی می دونید که نباید درباره مسئله بچه ها جلوی خودشون صحبت بشه. این یه اصله، حالا لطفا ادامه بدین."

_  "ممنون از راهنمایی تون. حقیقتش! دختر من خیلی می ترسه! از خیلی چیزا! خیلی سخت از من و مادرش جدا میشه؛ خودتون که الان دیدید؟! با این که حالا پنج سالشه بازم..."

ترس از تنهایی، ترس از تاریکی هنگام رفتن به دستشویی، ترس از جدا شدن از پدر و مادر و... همه ترس هایی هستند که باعث می شوند تا کودک فشار روانی بسیاری را تحمل کند و پدر و مادر را به سختی بیندازد؛ چرا که ترس، باعث آشفتگی، ناسازگاری، رنج و عذاب روحی و انجام ندادن وظایف از سوی کودک می شود. برخی والدین ممکن است کودک را برای ترس هایش مسخره، سرزنش یا سرکوب کنند؛ در حالی که با این کار تنها بر ترس کودکشان دامن میزنند.

موضوعی که کودک از آن می ترسد، با توجه به رشد کودک، به طور مرتب تغییر می کند و چنانچه با این مسئله به شیوه ای درست برخورد نشود، ممکن است برخی از این هراس ها تا همیشه در لایه های ذهن فرد باقی بمانند.

انواع ترس

  1. ترس طبیعی: ترسی که متناسب با سن کودک و موقعیت ترس آور باشد، امری کاملا طبیعی و حتی ضروری است. برای مثال کودک در هشت ماهگی هنگام جدا شدن از والدین و رو به رو شدن با فرد غریبه دچار هراس می شود که این ترس تا سال دوم کاهش می یابد. بدیهی است که این نوع ترس، نه نگرانی دارد و نه درمان. ترس تا زمانی که به بیماری تبدیل نشده، آسیب زننده نیست؛ بلکه گاهی باعث حفظ انسان از خطرهای محیطی می شود، برای مثال "ترس از ارتفاع" به میزان قابل قبول باعث احتیاط و حفظ جان کودک می شود. حضرت علی (ع) می فرمایند: "ترس، انسان را از گناه و نافرمانی نگاه می دارد."
  2. ترس مرضی: ترسی است که متناسب با سن و محیط نباشد. مثلا اگر یک کودک روستایی از گربه بترسد و با دیدنش به لکنت زبان بیفتد، باید به فکر چاره ای برای او بود. ترسی نیز که در سنین پایین طبیعی باشد ولی در کودک تثبیت گردد و در روان او ماندگار شده بود، مرضی است. برای مثال ترس از تاریکی تا هشت سالگی طبیعی است ولی بعد از آن یک اختلال شمرده می شود؛ همان گونه که اضطراب و هراس در هنگام جدایی از مادر برای یک کودک چهار ساله غیرطبیعی است.  

از چه چیزهایی می ترسند؟

عواملی مانند صداهای بلند، تاریکی، جدا شدن از مادر، افراد ناآشنا، پاسخ دادن به سوال معلم یا هنگام خرید (ترس اجتماعی)، جنگل، مرگ، بیماری ها، ارتفاع، خون، ازدحام و شلوغی، آب، پرواز با هواپیما، تنهایی، مدرسه، رسوایی و... می توانند سبب ترس در کودکان ما باشند.

چرا می ترسند؟

  1. نبود محیط ایمن: فرزندی که از همان آغاز کودکی، نیازهای اولیه اش ارضا نشده و در نیازهایی مانند محبت و توجه، پیوسته با بی توجهی والدین رو به رو بوده، محیط را غیرقابل اطمینان و خطرناک می داند و به هیچ کس و هیچ چیزی اعتماد ندارد.
  2. وابستگی کودک: وابستگی افراطی کودک به والدین سبب می شود که به صورت بیمارگونه در هنگام جدایی از آن ها گرفتار ترس شود. متاسفانه برخی از والدین نیز در این باره مقصرند؛ چرا که تمام کارهای فرزند را خودشان انجام می دهند و با این شیوه تعامل باعث می شوند کودک بسیاری از امور را فرا نگیرد، و در تنهایی دچار اضطراب شود. والدین باید با سپردن برخی مسئولیت ها به کودک او را برای استقلال در انجام کارهایش، توانمند سازند.  
  3. تخیل و تصورات غلط: برخی از ترس ها به دلیل باورها و اطلاعات ذهنی نادرست درباره موضوع ترسناک است. مثلا ترس از مرده و قبرستان به این علت در ذهن کودک شکل می گیرد که فکر می کند ممکن است مرده یک باره بیدار شود. ترس از اشباح و ترس از امتحان نیز به دلیل تصور عواقب بد رویارویی با آن هاست. راه درمان این گونه ترس ها، آموزش و تغییر باورهای کودک است.
  4. ترساندن کودک برای آرام ساختن او: هرگز کودک را از تاریکی، حیوانات و مانند آن نترساند؛ چرا که روح کودک حساس است و نباید برای چند لحظه ساکت و آرام کردن او و دقایقی آسایش خودتان، روح لطیف او را مدت ها با ترس دست به گریبان کنید. گفتن برخی از جمله ها نیز تاثیر تربیتی منفی در پی دارد مثل "اگر شلوغ کنی، پلیس میاد دستگیرت می کنه"، "اگر تکالیفت رو انجام ندی لولو می یاد تورو می خوره"، "اگر نخوابی دماغت دراز می شه".
  5. ترس جانشینی: اگر کودک صحنه ای را ببیند که در آن حیوانی به فردی حمله می کند یا پدری بچه اش را به شدت کتک می زند. ممکن است از فرد پرخاشگر بترسد و توان رویارویی با او و امثال او را نداشته باشد. کودک ممکن است با تماشای حمله شیر به یک آهو در تلویزیون، بعدها با دیدن شیر و حتی گربه نیز دچار وحشت شود.
  6.  آشفتگی روابط میان والدین: دعوا و بحث های طولانی و کتک کاری والدین باعث آشفتگی روانی کودک می شود و زمینه ساز ترس های بعدی او خواهد شد.
  7. تحقیر، سرزنش و تنبیه بدنی: کودکی که مرتب تنبیه و سرکوب می شود، درماندگی را تجربه کرده و در مراحل رشد، به فردی منفعل تبدیل خواهد شد که با کوچک ترین مشکل، ترس و التهاب به وجودش هجوم می آورد.
  8. انضباط افراطی والدین: دستورات مکرر والدین مثل بشین و پاشو. حواست رو جمع کن، نباید اشتباه کنی و به ویژه دستورهای مختلف که گاه با هم متضاد هستند، و در گام بعدی بازخواست و تنبیه کودک برای آن ها، باعث شکل گیری ترس و هراس کودک می شود.
  9. الگوهای ترسو: اگر افرادی که در اطراف کودک هستند، شجاع نباشند و رفتار دور از جرات از خود بروز دهند، کودک نیز ترس آن ها را خواهد آموخت.
  10. تقلید از دوستان: هم سالان مهم ترین افراد تاثیرگذار در زندگی کودک هستند ، ترس هم بازی ها به سرعت به همدیگر منتقل می شود.
  11. تجربه وحشت آفرین: برخی از حوادثی که برای والدین امری طبیعی، اتفاقی و موردی است، برای کودک اتفاقی غیرقابل توجیه و همیشگی شمرده می شود. مثلا اگر گربه، کودک را گاز بگیرد، او فکر نمی کند که گربه ها معمولا انسان را گاز نمی گیرند و این اتفاق نادر است، بلکه همه گربه ها را خطرناک می پندارد.
  12.   دیدن فیلم های ترسناک: فیلم های ترسناک، موضوعات تخیلی هراسناک را واقعی جلوه می دهند. دیدن این فیلم ها باعث تقویت و تثبیت ترس های کودک می شود. بسیاری از کودکان با دیدن چنین فیلم هایی دیگر جرات رفتن به دستشویی در شب هنگام را نخواهند داشت.

پیشگیری مقدم است

می دانیم و می دانید که پیشگیری همواره راحت تر از درمان است و هزینه و زمان کمتری می خواهد؛ بنابراین در ابتدا توصیه هایی برای پیشگیری از بروز این اختلال را می آوریم و بعد سراغ راه کارهای درمانی آن می رویم. پدر و مادرها با رعایت این نکته های ساده باید به کودک کمک کنند تا او در مسیر رشد، در رویارویی با اشیا و حوادث، به صورت منطقی و مطلوب کنار بیاید. برای موفقیت در این کار، دقت در این نکته ها بسیار سودمند است:

  1. به کودک آگاهی بدهید: آگاهی کودک از علل حوادث می تواند ترس او را از حوادث طبیعی کاهش دهد. کودک خردسال از تاریکی می ترسد چون نمی داند در تاریکی همان افراد و اشیایی وجود دارند که در روشنایی هستند. در ضمن مواظب باشید که این ترس کودک را به هیچ وجه مورد خنده و تمسخر قرار ندهید.
  2. در حضور کودک مشاجره نکنید: جر و بحث و درگیری اعضای خانواده، به ویژه والدین باعث از میان رفتن اعتماد کودک به محیط اطراف می شود و کودک احساس می کند که هر لحظه ممکن است یکی از والدین را از دست بدهد.
  3. او را تحقیر و سرکوب نکنید: کودکی که تحقیر و سرزنش می شود، محیط اطراف و دیگران را غیرقابل اعتماد و ترسناک می پندارد و همیشه در انتظار سرزنش و ضربه خوردن است.
  4. کودک را بی دلیل نترسانید: برخی از والدین به اشتباه برای کنترل شیطنت کودک، او را اموری چون تاریکی یا پلیس می ترسانند که این کار باعث ترس کودک از این موضوعات در آینده می شود.
  5. شوخی های ترسناک را کنار بگذارید: روح کودک آسیب پذیر است و تاثیر ضربه روحی تا مدت ها، در روان او باقی می ماند. مثلا ترساندن کودک در تاریکی می تواند عواقب وخیم و طولانی مدت در پی داشته باشد.
  6. نگذارید صحنه های ترسناک ببینند: دیدن صحنه های دلخراش، برای سلامت روحی کودک و احساس ایمنی او زیان بار است. ثحنه های تثادف یا قتلی که به صورت حضوری یا به وسیله رسانه ها قابل دیدن هستند، لازم است از دیدن آن ها توسط کودک، جلوگیری شود.
  7. بازی و همکاری با همسالان را به او بیاموزید: کودک گوشه گیر و منزوی، عزت نفس پایین تری دارد و در موقعیت ناآشنا احساس آسیب را تجربه می کند.
  8. مسایل مذهبی را فراموش نکنید: شرکت در مراسم مذهبی و پرورش رابطه کودک با خدا می تواند ترس در کودک را از بین ببرد. همان گونه که در آموزه های دینی خود داریم، کسی که یار و یاورش خدا باشد، احساس ایمنی و آرامش دارد.

ادامه دارد...

مرکز مشاوره ماوا، وابسته به موسسه امام خمینی



مطالب مرتبط

ارتباط با ما
عضویت در خبرنامه
logo-samandehi

نقل مطالب این سایت فقط با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت و برای مقاصد غیر تجاری بلامانع است

نوردیده nooredideh.com

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست.

حتما بخوانید!!

اضطراب کودک
ادامه مطلب