نوردیده تالار گفتگو

موضوع بحث

مهد کودک رفتن بچه ها

  هدی رضوی

موضوع بحث : مهد کودک رفتن بچه ها

دخترم سه سال و هفت ماهش هست
از دی ماه میبرمش مهد کودک. هفته ای دو روز. ۲ساعت و نیم(۹تا۱۱:۳۰صبح). چون خیلی دوست داشت بره و برای اجتماعی شدنش(تاثیر خوبی هم داشته، راحت تر با بچه ها حرف میزنه و ارتباط میگیره و بازی میکنه و دوست میشه. قبلا بلد نبود ارتباط بگیره یا جواب سلام بقیه رو خوب نمیداد). دو جلسه اول خیلی خوب رفت داخل و من از دوربین مداربسته میدیدمش، خوشحال بود. حتی وقتی میرفتم دنبالش. ولی از جلسه سوم بهم گفتن دخترم در طول۲ساعت و نیمی که مهد هست گریه میکنه و میگه دلم برای مامانم تنگ شده. الان تقریبا ۱۰جلسه رفته و هربار توی طول روز سوال میکنه "اگه الان بخوابم باید برم مهد کودک؟" " اگه برم مهد دلم برات تنگ میشه" " دل شما برای من تنگ نمیشه؟"
من بهش میگم دل منم برات تنگ میشه ولی مهد جای مفیدیه و اگ خوب نبود نمیزاشتم بری.
بهم میگه "جلوی در مهد تو ماشین بشین" و میشینم، البته اجازه خروج به بچه ها نمیدن و اصلا متوجه حضور یا عدم حضور من نمیشه.
اینکه همیشه گریه میکنه و میگه دلم براتون تنگ میشه و یا اینکه جدیدا وقتی باباش میره سرکار صبح ها کلی گریه میکنه که دلم برای بابام تنگ شده. اینقدر با احساس با عکس باباش حرف میزنه و میگه دلم برات تنگ شده بابای خوبم چکار کنم زود بیای خونه که اشک آدم در میاد.

یکروز با مربی مهد صحبت کردم خانوم خوبی بود از دوستان خودم شنیدم که با بچه ها مهربونن و دعواشون نمیکنن. اون روز وقتی رفتم دنبال ریحانه خیلی خوشحال بود و ازش سوال کردم بازم میای مهد؟ گفت آره میام.
کلا موقع برگشت زودتر میرم دنبالش و اکثرا خوشحاله ولی صبح ها گریه و بغض داریم
با هیچ جایزه و باجی هم بیخیال نمیشه.

چندبار از بردن به مهد پشیمون شدم
میخواستم ببینم از نظر روانشانسی بچم با مشگل مواجه نشه؟
باید مهد رو قطع کنم؟
باعث نشه از مهد و مدرسه زده بشه؟
یا نه همین که ببینه باید بره و کوتاه نمیام از بهونه گرفتناش بیخیال میشه؟
چون در بعضی موارد عادت کرده به کوتاه اومدن ما.
ممنون از راهنمایی مشاور شما



کاربر گرامی برای ثبت نظر ابتدا باید وارد وارد شده و اگر ثبت نام نکرده اید ثبت نام کنید

تبلیغات